-𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑯𝒂𝒓𝒆𝒏-
BTS - 2! 3! Concert Ver• @bts_graph – BTS - 2! 3! Concert Ver• @bts_graph
پارت آخرش که صدای آرمیا میاد :)
اینکه فردا، روزی که منتظرش بودم، میرسه، هم ناراحتم میکنه هم خوشحال
من واقعا خیلی دوست دارم بدونم کسایی که چنلمو چک میکنن کیا هستن🥺💗
اگر دوست داشتین کامنت بزارین تا بشناسمتون💜
اگر دوست داشتین کامنت بزارین تا بشناسمتون💜
-𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑯𝒂𝒓𝒆𝒏-
من واقعا خیلی دوست دارم بدونم کسایی که چنلمو چک میکنن کیا هستن🥺💗 اگر دوست داشتین کامنت بزارین تا بشناسمتون💜
دیگه کامنتارو بستم...
خودم خیلی ناراحتم که اون حرفای زیباتونو از دست دادم ولی خب دوست داشتم فقط برای همون یدونه پیام کامنتا باز باشه.
تک تکتون فرشته این، دوستون دارم💜
خودم خیلی ناراحتم که اون حرفای زیباتونو از دست دادم ولی خب دوست داشتم فقط برای همون یدونه پیام کامنتا باز باشه.
تک تکتون فرشته این، دوستون دارم💜
-𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑯𝒂𝒓𝒆𝒏-
Julia Michaels – Worst In Me
این اولین آهنگی بود که گذاشتم تو چنلم و الان یکی دو روزیه که خیلی گوشش میدم.
دقیقا همینو تو دوران بد زندگیم خیلی گوش میدادم، هم بهم آرامش میده هم داره اذیتم میکنه ولی دوسش دارم.
دقیقا همینو تو دوران بد زندگیم خیلی گوش میدادم، هم بهم آرامش میده هم داره اذیتم میکنه ولی دوسش دارم.
خب خب ، با نام و یاد خدا رفتم که فیک دزیره رو دانلود کنم و شروع کنم به خوندن اولین فیک در عمرم :)
-𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑯𝒂𝒓𝒆𝒏-
خب خب ، با نام و یاد خدا رفتم که فیک دزیره رو دانلود کنم و شروع کنم به خوندن اولین فیک در عمرم :)
اهان پس اینجوریه؟
تا شیش صبحی که چند ساعت بعدش امتحان داری بیدار نگهت میداره؟
واو :))))
تا شیش صبحی که چند ساعت بعدش امتحان داری بیدار نگهت میداره؟
واو :))))
https://t.me/i_purple_you_dear/1763
ممنونم، تسلیت درست و بجایی بود🙂
جوری که الان بشدت دلم خواسته کتاب دزیره رو بخونم :))))
فقط میخوام بگم نسمسنمیمسنسنبینیتیتنیمقمقچیچقچثننثنقنقنقگگیتینیگیگسگنسنسن
ممنونم، تسلیت درست و بجایی بود🙂
جوری که الان بشدت دلم خواسته کتاب دزیره رو بخونم :))))
فقط میخوام بگم نسمسنمیمسنسنبینیتیتنیمقمقچیچقچثننثنقنقنقگگیتینیگیگسگنسنسن
Telegram
Beautiful-world✨
https://t.me/harening/1646
تسلیت میگم بهت:)
من هنوزم نتونستم بکشم بیرون ازش
تسلیت میگم بهت:)
من هنوزم نتونستم بکشم بیرون ازش
ولی جدا چرا شب باید خواب کراش چندسال پیشمو که تو فامیله بعد این همه مدت ببینم و برخلاف واقعیت ، تو خوابم انقدر جذاب و عالی باشه؟🙂
Forwarded from Blue my life🌊
نود درصد مکالمات من و هارن این شکلی شروع میشه و من هر بار برگام میریزه طججطعطجعجنطف🍃😂
Blue my life🌊
نود درصد مکالمات من و هارن این شکلی شروع میشه و من هر بار برگام میریزه طججطعطجعجنطف🍃😂
نمیدونم گریه کنم یا بخندم😂😭
ولی حقیقتا همینجوره، پای عر زدن که به میون میاد من بیشتر مواقع تو پی وی مهدیس ولو میشم😂🙂
البته که کلا من بیشتر مواقع تو پی وی مهدیس ولو ام مثل چییی ولی معمولا شما با این صحنه ها بین مکالمات منو مهدیس زیاد مواجه میشین😂
ولی نیمچه خرگوش؟🙂🚶♀️
غش و ضعف کردم کاملا وچچوچوخجهدخچو۹ه🙂🚶♀️💕💗🍓
ولی حقیقتا همینجوره، پای عر زدن که به میون میاد من بیشتر مواقع تو پی وی مهدیس ولو میشم😂🙂
البته که کلا من بیشتر مواقع تو پی وی مهدیس ولو ام مثل چییی ولی معمولا شما با این صحنه ها بین مکالمات منو مهدیس زیاد مواجه میشین😂
ولی نیمچه خرگوش؟🙂🚶♀️
غش و ضعف کردم کاملا وچچوچوخجهدخچو۹ه🙂🚶♀️💕💗🍓
Blue my life🌊
نود درصد مکالمات من و هارن این شکلی شروع میشه و من هر بار برگام میریزه طججطعطجعجنطف🍃😂
راستی اون استیکراشم همیشه خیلی موده ، اینو یادم رفت بگم🙂😂💕
خیلی دلم واسه جیهوپ تنگ شده، مطمئنم با اومدنش تو لایو مثل فرشته ها میخواد حالمو خوب کنه :)
خیلی دلم واسش تنگ شده خیلی، واقعا چند ساعت دیگه تولد پسر زیبامه؟
خیلی دلم واسش تنگ شده خیلی، واقعا چند ساعت دیگه تولد پسر زیبامه؟
-𝑨𝒃𝒐𝒖𝒕 𝑯𝒂𝒓𝒆𝒏-
بی صبرانه منتظر ۲۹ ام بهمن ماهم، روزی که امتحانام تموم میشه. میخوام یکاری کنم برای خودم و امیدوارم بتونم با موفقیت انجامش بدم :)
خب، اون روز و اون تایمی که مد نظرم بود رسید.
الان که بهش رسیدم احساس میکنم خیلی برام سخته، قبلا از دور آسون بنظر میرسید ولی این قدرت "عادته".
به هر حال، من تصمیمو گرفتم تا کاریو انجام بدم.
نمیدونم برام خوبه یا سرانجامش بد، باید بگذره تا بفهمم اما خودمم طبیعتا دوست دارم برام خوب باشه.
و مهم تر از همه اینکه بتونم با موفقیت انجامش بدم و هیچ مشکلی پیش نیاد.
به هرحال، همتونو خیلی دوست دارم و مراقب خودتون باشید💜
و حتما هم یادم هست که امشب به مناسبت تولد نفسم، عشقم، زندگیم، امیدم و فرشتم مثل همیشه برم پرنور ترین ستاره آسمونو پیدا کنم و حرفایی که دلم میخواد هوسوک قشنگم بشنوه رو به اون میگم :)
کلی حرف دارم^^
یادتون باشه که هوپی گفت میاد لایو پس آنلاین باشید.
بازم کلی لاو یو😌🍓💗
الان که بهش رسیدم احساس میکنم خیلی برام سخته، قبلا از دور آسون بنظر میرسید ولی این قدرت "عادته".
به هر حال، من تصمیمو گرفتم تا کاریو انجام بدم.
نمیدونم برام خوبه یا سرانجامش بد، باید بگذره تا بفهمم اما خودمم طبیعتا دوست دارم برام خوب باشه.
و مهم تر از همه اینکه بتونم با موفقیت انجامش بدم و هیچ مشکلی پیش نیاد.
به هرحال، همتونو خیلی دوست دارم و مراقب خودتون باشید💜
و حتما هم یادم هست که امشب به مناسبت تولد نفسم، عشقم، زندگیم، امیدم و فرشتم مثل همیشه برم پرنور ترین ستاره آسمونو پیدا کنم و حرفایی که دلم میخواد هوسوک قشنگم بشنوه رو به اون میگم :)
کلی حرف دارم^^
یادتون باشه که هوپی گفت میاد لایو پس آنلاین باشید.
بازم کلی لاو یو😌🍓💗
تموم شد، همین الان.
دزیره رو کامل خوندم.
همین چند ثانیه پیش آخرین صفحشو خوندم.
دزیره رو کامل خوندم.
همین چند ثانیه پیش آخرین صفحشو خوندم.
خب، بعد این دو سه روز کلی حرف دارم برای گفتن، نمیدونم از کجا شروع کنم، خیلی زیادن و من هی خودمو کنترل میکنم پرحرفی نکنم اما نمیشه.
برنامم این بود بعد از اینکه آخرین امتحانمو دادم، ساعت 16 آفلاین شم، تلگرام و واتساپمو پاک کنم تا شب روز شنبه، ولی دووم نیوردم و صبح شنبه آنلاین شدم.
قرار بود تو این چند روز خودمو بیشتر بشناسم، من گم شده بودم بین آدمایی که اینهمه وقت احوالاتشون درگیرم کرده بود و ازین بابت خوشحالم اما من خودمو بین همه اینا گم کرده بودم.
این مدت چیزای جدیدی رو تو خودم کشف کردم، این که وسواسم خیلی بدتر شده و من اصلا حواسم نبود و زیر فشار روانی وسواسی بودن واقعا دارم اذیت میشم. خیلی.
این مدت کوتاه دلم برای خیلیا تنگ شد، برای تمامی دیلی های چک نکردهم.
برای همه اون دوستام که هر ثانیه باهاشون حرف میزدم، و آرمی اوشین. گروهی که بیستو خورده ای نفریم و تک تکشون حکم خانواده منو دارن، قبل ازینکه آفلاین بشم تاحالا نشده بود که انقدر طولانی پیششون نباشم و ازشون خبر نداشته باشم، و این مدت فهمیدم که چقدر به تک تکشون وابستم و اونا واقعا خانواده منن، همشون. دوری ازشون خیلی برام سخت بود.
و وقتی آنلاین شدم فهمیدم یکی از اعضای خانوادم (خانواده آرمی اوشین) از گروه بخاطر مشکل عجیب و وحشتناکی که براش پیش اومده از گروه لفت داده.
هیچ کدوممون نه میتونیم بهش زنگ بزنیم و نه پیام بدیم.
هممون میدونم اون الان حالش خیلی بده، اون حالش خیلی بده و من هیچ کاری نمیتونم براش بکنم، چی ازین عذاب دهنده تر؟
بچه های آرمی اوشین خانواده منن که دوری ازشون حالمو واقعا بد میکنه، اونا برام مثل هوا میمونن، اینهمه مدت داشتم بدون اونا خفه میشدم.
در کنار اینا فهمیدم که قلبم واقعا نمیتونه آروم بگیره. چند وقت پیش آزمایش خون دادم و دکتر فقط گفت چیزی نیستو آهن خونم بشدت پایینه، ولی این دلیل درد قلب من نیست که.
آهن خونم همیشه کم بود، اما حرفای دکترو من از خانوادم شنیدم شایدم چیز دیگه ای بوده که بمن نگفتن😅
اما این چند روز فهمیدم که چقدر به یهویی تیر کشیدت قلبم عادت کردم.
وحشتناکه، تو یه لحظه میمیرم ولی بعدش زنده میشم.
نمیخوام زیاد بزرگش کنم، شاید این قدرت تلقین قلب دیوونه منو خل تر کنه پس دیگه بهش اهمیت نمیدم، صبر میکنم اگر دیدم بازم شلوغ میکنه اونموقع یه فکر دیگه میکنم، اما عادیه.
و مهم تر از همه، من دزیره رو خوندم، دزیره :)
دزیره :)
فقط دارم خودمو کنترل میکنم اون خروار حرفایی که دارمو آروم آروم بزنم و طومار ننویسم :))))
برنامم این بود بعد از اینکه آخرین امتحانمو دادم، ساعت 16 آفلاین شم، تلگرام و واتساپمو پاک کنم تا شب روز شنبه، ولی دووم نیوردم و صبح شنبه آنلاین شدم.
قرار بود تو این چند روز خودمو بیشتر بشناسم، من گم شده بودم بین آدمایی که اینهمه وقت احوالاتشون درگیرم کرده بود و ازین بابت خوشحالم اما من خودمو بین همه اینا گم کرده بودم.
این مدت چیزای جدیدی رو تو خودم کشف کردم، این که وسواسم خیلی بدتر شده و من اصلا حواسم نبود و زیر فشار روانی وسواسی بودن واقعا دارم اذیت میشم. خیلی.
این مدت کوتاه دلم برای خیلیا تنگ شد، برای تمامی دیلی های چک نکردهم.
برای همه اون دوستام که هر ثانیه باهاشون حرف میزدم، و آرمی اوشین. گروهی که بیستو خورده ای نفریم و تک تکشون حکم خانواده منو دارن، قبل ازینکه آفلاین بشم تاحالا نشده بود که انقدر طولانی پیششون نباشم و ازشون خبر نداشته باشم، و این مدت فهمیدم که چقدر به تک تکشون وابستم و اونا واقعا خانواده منن، همشون. دوری ازشون خیلی برام سخت بود.
و وقتی آنلاین شدم فهمیدم یکی از اعضای خانوادم (خانواده آرمی اوشین) از گروه بخاطر مشکل عجیب و وحشتناکی که براش پیش اومده از گروه لفت داده.
هیچ کدوممون نه میتونیم بهش زنگ بزنیم و نه پیام بدیم.
هممون میدونم اون الان حالش خیلی بده، اون حالش خیلی بده و من هیچ کاری نمیتونم براش بکنم، چی ازین عذاب دهنده تر؟
بچه های آرمی اوشین خانواده منن که دوری ازشون حالمو واقعا بد میکنه، اونا برام مثل هوا میمونن، اینهمه مدت داشتم بدون اونا خفه میشدم.
در کنار اینا فهمیدم که قلبم واقعا نمیتونه آروم بگیره. چند وقت پیش آزمایش خون دادم و دکتر فقط گفت چیزی نیستو آهن خونم بشدت پایینه، ولی این دلیل درد قلب من نیست که.
آهن خونم همیشه کم بود، اما حرفای دکترو من از خانوادم شنیدم شایدم چیز دیگه ای بوده که بمن نگفتن😅
اما این چند روز فهمیدم که چقدر به یهویی تیر کشیدت قلبم عادت کردم.
وحشتناکه، تو یه لحظه میمیرم ولی بعدش زنده میشم.
نمیخوام زیاد بزرگش کنم، شاید این قدرت تلقین قلب دیوونه منو خل تر کنه پس دیگه بهش اهمیت نمیدم، صبر میکنم اگر دیدم بازم شلوغ میکنه اونموقع یه فکر دیگه میکنم، اما عادیه.
و مهم تر از همه، من دزیره رو خوندم، دزیره :)
دزیره :)
فقط دارم خودمو کنترل میکنم اون خروار حرفایی که دارمو آروم آروم بزنم و طومار ننویسم :))))