Out of this world
708 subscribers
1.23K photos
75 videos
48 links
از فا، تا دو، به می گِریَم.
من آتانازم، اینجا آلبوم عکسای منه.
.

https://t.me/BluChtBot?start=67aeac01bcdeab818f49
Download Telegram
اینکه با مونالیزا زندگی می‌کنم قشنگ‌ترین بخش زندگیمه.
Forwarded from صادقانه
کم نبودی
کم، بودی
Forwarded from brat summer girl
چیزی که لایق توجه تو باشه، قطعا توجهت رو جلب خواهد کرد
جانِ من ایرانِ من
وقتی پروفایل ممبرهای اینجا رو نگاه می‌کنم هربار متوجه آدمای زیباتر و زیباتری میشم، خیلی زیبایید♡
تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود.
و گربه‌ای که از سگ باوفاتر بود، روی نقشه بود.
ما که برای مهربانی کردن آمده بودیم، خود، مهربان نبودیم.
•فریدون فرخزاد
بی تو، مهتاب‌ شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانه جانم، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید :
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو همه، راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی :
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ ای چند بر این آب نظر کن
آب، آیین عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم :‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله ی تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!
با هم شعرِ فریدون مشیری بخونیم.
بعد از اینکه چند دقیقه نگام کرد، نفسی کشید و گفت "زیباییت بند نمیاد."
و بعد، من چند دقیقه نگاش کردم.