آقای شهیدمان را بهتر بشناسیم
شهیدی که دیروز عصر به منزلش رفتیم با همه شهدا فرق داشت؛ چون کنار رهبرِ شهیدمان به شهادت رسیده بود.
پسرش میگفت: *ازش پرسیدم چهکار میکنی؟ گفت اسمم شغلم را نشان میدهد: غلامعلی...*
شهید غلامعلی، غلامِ سیدعلی، چهل سال به رهبر عزیزمان خدمت کرده بود و سرانجام نیز در کنار ایشان به شهادت رسیده بود.
منزلی در جنوب شهر تهران؛ خانهای قدیمی در نقطهای بسیار قدیمی. دمِ درِ منزلشان دیدم خانم الهام چرخنده هم آمده تا از این لحظات مستند بسازد و صحبتهای خانواده شهید را ثبت کند.
وارد خانه که شدیم باورم نمیشد! یعنی این خانه کسی است که چهل سال خادم شخص اول مملکت بوده؟ مگر در همه جای دنیا مردم خودشان را به مسئولان نزدیک نمیکنند تا برایشان کاخ و ویلا دست و پا کنند؟ اما اینجا یک خانه ساده در جنوب شهر، با یک دست مبل و تمام.
همسر شهید شروع به گفتن کرد: همسرم آقا را خیلی دوست داشت. چند روز هم نمیتوانست از آقا جدا بماند. ایام کرونا وقتی میرفت پیش آقا، بیستویک روز نزد آقا میماند تا رفتوآمد نکند و آقا مریض نشود. میگفت فقط آقا سالم باشد. *میرفت با پول خودش برای آقا خرید میکرد* و پولی را که آقا به او میداد برای خانه خودمان خرج میکرد تا زندگیمان برکت بگیرد.
من چهارده سال با او زندگی کردم؛ اما انگار چهارده سال در بهشت بودم. چهارده سالِ بهشتی...
این دو سه روز آخر انگار خیلی نورانیتر شده بود. دو روز قبل از شهادتش *میگفت به آقا گفتم دعا کنید من شهید شوم و آقا فقط من را نگاه کرد* و هیچ نگفت.
به او گفتم: نگفت انشاءالله بعدِ صد سال و این حرفها؟ غلامعلی گفت: نه! حضرت آقا فقط من را نگاه کرد.
و دو روز بعد هم در کنار حضرت آقا به شهادت رسید. البته اگر میماند دق میکرد؛ نمیتوانست نبودِ آقا را تحمل کند. آن روزی که بیت را زدند گفتیم: «غلامعلی فدای سر آقا! فقط خدا کند آقا زنده باشد.» (اینجا یاد حضرت امالبنین سلاماللهعلیها افتادم که وقتی خبر شهادت پسرش را دادند، گفت از حسین علیهالسلام چه خبر؟ فقط از حسین بگو...)
از غذاهای آقا از همسر و پسر شهید پرسیدیم...
غلامعلی هفتهای دوبار از بیت مقداری از غذای آقا را تبرکی میآورد. *غذاهای آقا چیزهایی مثل اشکنه و ماشپلو بود.* میگفت دو بار به آقا گوشت دادیم. آقا گفت: «مگر مردم میتوانند گوشت بخورند؟ برای من دیگر گوشت نگذارید.»
*به غلامعلی اعتراض میکردم که چرا اینقدر به آقا سیبزمینی میدهی؟*
واقعاً آقا با این غذاهایی که میخورد فقط خدا حفظش کرده بود. حتی همین سیبزمینی را هم حضرت آقا میگفت: «سه چهار تا بیشتر نگیرید.» کبریت هم اگر میگرفتند یک جعبه بیشتر نمیگرفتند.
خدا نگذرد از آنهایی که به ایشان تهمت میزدند. این سبد غذاییِ رهبرِ یک مملکت است!
اگر زمانی برای نوهاش جشن تولد یا مراسمی بود، در خانه آقا الویه و آش درست میکردند. این غذای تجملاتی آقا بود. (حاجخانم که این را گفت، بچهها شروع به گریه کردند...)
(-مولا قابل قیاس با کسی نیست- اما من یاد این قضیه تاریخی افتادم که عدهای به خادمان امیرالمؤمنین علیهالسلام اعتراض کردند چرا نانهایی که مولا میل میکنند اینقدر خشک است؟ و خادمان گفتند مولا درِ کیسه نانها را طوری مهر و موم کرده که ما نتوانیم حتی به نانها روغن بمالیم؛ و این آقایی که ما دیدیم قطرهای از دریای امیرالمؤمنین علیهالسلام بود.)
حاجخانم میگفت: *آقا (شهید سیدعلی خامنهای) خیلی به اسراف حساس بودند؛* وقتی در خانه مشغول مطالعه بودند، همه چراغها را خاموش میکردند و فقط یک چراغ روشن میگذاشتند.
حین صحبت از شهید و رهبر شهید، *یک مهر آوردند و گفتند آقا با این نماز میخوانده!* مهر را دستبهدست چرخاندیم؛ به دست هر کس میرسید، آن را بغل میکرد و شروع به گریه میکرد. چند نفر از رفقا که زرنگتر بودند مهر را گرفتند و رفتند گوشهای و با آن مشغول نماز شدند؛ نمازِ گریه!
اصلاً حال و هوای خانه عجیب بود. هر کسی حال خودش را داشت. مهر به دست خانم چرخنده رسید، چادرش را روی سرش کشید و مهر را زیر چادر برد و شروع به گریه کرد... انگار همه با این مهر خاطره داشتند.
پسر شهید صالحی میگفت:
این مدت پسر آقا (آقا مجتبی خامنهای) خیلی هوای ما را داشت و دائم میپرسید همهچیز سر جایش هست؟ مشکلی ندارید؟
پدرم گاهی لباس آقا را خانه میآورد تا مادرم با افتخار آن را بشوید. *مادرم قبل از اینکه لباس را با آب خیس کند، با اشک چشمش خیس میکرد.*
پدرم میگفت آقا شبها ساعت ۱:۳۰ بلند میشود تا نماز بخواند و پدرم قبل از ایشان بلند میشد که اگر آقا چای خواست، چای تازه برایش دم کند و خلاصه هوای آقا را داشته باشد.
شهیدی که دیروز عصر به منزلش رفتیم با همه شهدا فرق داشت؛ چون کنار رهبرِ شهیدمان به شهادت رسیده بود.
پسرش میگفت: *ازش پرسیدم چهکار میکنی؟ گفت اسمم شغلم را نشان میدهد: غلامعلی...*
شهید غلامعلی، غلامِ سیدعلی، چهل سال به رهبر عزیزمان خدمت کرده بود و سرانجام نیز در کنار ایشان به شهادت رسیده بود.
منزلی در جنوب شهر تهران؛ خانهای قدیمی در نقطهای بسیار قدیمی. دمِ درِ منزلشان دیدم خانم الهام چرخنده هم آمده تا از این لحظات مستند بسازد و صحبتهای خانواده شهید را ثبت کند.
وارد خانه که شدیم باورم نمیشد! یعنی این خانه کسی است که چهل سال خادم شخص اول مملکت بوده؟ مگر در همه جای دنیا مردم خودشان را به مسئولان نزدیک نمیکنند تا برایشان کاخ و ویلا دست و پا کنند؟ اما اینجا یک خانه ساده در جنوب شهر، با یک دست مبل و تمام.
همسر شهید شروع به گفتن کرد: همسرم آقا را خیلی دوست داشت. چند روز هم نمیتوانست از آقا جدا بماند. ایام کرونا وقتی میرفت پیش آقا، بیستویک روز نزد آقا میماند تا رفتوآمد نکند و آقا مریض نشود. میگفت فقط آقا سالم باشد. *میرفت با پول خودش برای آقا خرید میکرد* و پولی را که آقا به او میداد برای خانه خودمان خرج میکرد تا زندگیمان برکت بگیرد.
من چهارده سال با او زندگی کردم؛ اما انگار چهارده سال در بهشت بودم. چهارده سالِ بهشتی...
این دو سه روز آخر انگار خیلی نورانیتر شده بود. دو روز قبل از شهادتش *میگفت به آقا گفتم دعا کنید من شهید شوم و آقا فقط من را نگاه کرد* و هیچ نگفت.
به او گفتم: نگفت انشاءالله بعدِ صد سال و این حرفها؟ غلامعلی گفت: نه! حضرت آقا فقط من را نگاه کرد.
و دو روز بعد هم در کنار حضرت آقا به شهادت رسید. البته اگر میماند دق میکرد؛ نمیتوانست نبودِ آقا را تحمل کند. آن روزی که بیت را زدند گفتیم: «غلامعلی فدای سر آقا! فقط خدا کند آقا زنده باشد.» (اینجا یاد حضرت امالبنین سلاماللهعلیها افتادم که وقتی خبر شهادت پسرش را دادند، گفت از حسین علیهالسلام چه خبر؟ فقط از حسین بگو...)
از غذاهای آقا از همسر و پسر شهید پرسیدیم...
غلامعلی هفتهای دوبار از بیت مقداری از غذای آقا را تبرکی میآورد. *غذاهای آقا چیزهایی مثل اشکنه و ماشپلو بود.* میگفت دو بار به آقا گوشت دادیم. آقا گفت: «مگر مردم میتوانند گوشت بخورند؟ برای من دیگر گوشت نگذارید.»
*به غلامعلی اعتراض میکردم که چرا اینقدر به آقا سیبزمینی میدهی؟*
واقعاً آقا با این غذاهایی که میخورد فقط خدا حفظش کرده بود. حتی همین سیبزمینی را هم حضرت آقا میگفت: «سه چهار تا بیشتر نگیرید.» کبریت هم اگر میگرفتند یک جعبه بیشتر نمیگرفتند.
خدا نگذرد از آنهایی که به ایشان تهمت میزدند. این سبد غذاییِ رهبرِ یک مملکت است!
اگر زمانی برای نوهاش جشن تولد یا مراسمی بود، در خانه آقا الویه و آش درست میکردند. این غذای تجملاتی آقا بود. (حاجخانم که این را گفت، بچهها شروع به گریه کردند...)
(-مولا قابل قیاس با کسی نیست- اما من یاد این قضیه تاریخی افتادم که عدهای به خادمان امیرالمؤمنین علیهالسلام اعتراض کردند چرا نانهایی که مولا میل میکنند اینقدر خشک است؟ و خادمان گفتند مولا درِ کیسه نانها را طوری مهر و موم کرده که ما نتوانیم حتی به نانها روغن بمالیم؛ و این آقایی که ما دیدیم قطرهای از دریای امیرالمؤمنین علیهالسلام بود.)
حاجخانم میگفت: *آقا (شهید سیدعلی خامنهای) خیلی به اسراف حساس بودند؛* وقتی در خانه مشغول مطالعه بودند، همه چراغها را خاموش میکردند و فقط یک چراغ روشن میگذاشتند.
حین صحبت از شهید و رهبر شهید، *یک مهر آوردند و گفتند آقا با این نماز میخوانده!* مهر را دستبهدست چرخاندیم؛ به دست هر کس میرسید، آن را بغل میکرد و شروع به گریه میکرد. چند نفر از رفقا که زرنگتر بودند مهر را گرفتند و رفتند گوشهای و با آن مشغول نماز شدند؛ نمازِ گریه!
اصلاً حال و هوای خانه عجیب بود. هر کسی حال خودش را داشت. مهر به دست خانم چرخنده رسید، چادرش را روی سرش کشید و مهر را زیر چادر برد و شروع به گریه کرد... انگار همه با این مهر خاطره داشتند.
پسر شهید صالحی میگفت:
این مدت پسر آقا (آقا مجتبی خامنهای) خیلی هوای ما را داشت و دائم میپرسید همهچیز سر جایش هست؟ مشکلی ندارید؟
پدرم گاهی لباس آقا را خانه میآورد تا مادرم با افتخار آن را بشوید. *مادرم قبل از اینکه لباس را با آب خیس کند، با اشک چشمش خیس میکرد.*
پدرم میگفت آقا شبها ساعت ۱:۳۰ بلند میشود تا نماز بخواند و پدرم قبل از ایشان بلند میشد که اگر آقا چای خواست، چای تازه برایش دم کند و خلاصه هوای آقا را داشته باشد.
❤7😢2💔1
امریکا سفارت خودش و تو ایران سنگین زد.
قشنگ معلومه که دیگه هیچ وقت نمیخواد برگرده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😁5❤2
ناخواسته
این اکانت از جاسوسی شبکه اسراییلی محیط زیست از مراکز نظامی ایران با جزییات پرده برداشت.
همان اطلاعاتی که از طریق شبکه پیچیده جاسوسی کاووسی سید امامی با پوشش محیط زیست جمع آوری و حالا به بانک اهداف امریکا و اسراییل تبدیل شده
@hani_hashami
👏4❤2👍1
🔻آخرین ارزیابی ساختار افکار عمومی کاربران عبریزبان در ایکس درباره جنگ ایران با آمریکا و رژیم صهیونیست ها تا ۱۳فروردین ۴۰۵
✅فضای عبریزبان درباره جنگ، یکپارچه و همصدا نیست و در قالب سه بلوک اصلی شکل گرفته است: خوشه مخالفان دولت و منتقدان نتانیاهو،
خوشه حامیان دولت و راست حاکم، و خوشه رسانهها و حسابهای واسط.
هر یک از این خوشهها جنگ را از زاویهای متفاوت تفسیر میکنند.
در بازه بررسیشده، وزن اجتماعی و شبکهای مخالفان نتانیاهو بیشتر از حامیان اوست؛ اما در عین حال، حامیان نتانیاهو از انسجام درونگروهی بیشتر، تمرکز پیام بالاتر، و برخورداری از چند گره رسانهای و سیاسی بسیار قدرتمند برخوردارند.
بنابراین فضای طرف مقابل نه فروپاشیده است و نه منسجم؛ بلکه شکافدار، حساس، روایتپذیر و مستعد نوسان است.
✅فضای عبریزبان درباره جنگ، یکپارچه و همصدا نیست و در قالب سه بلوک اصلی شکل گرفته است: خوشه مخالفان دولت و منتقدان نتانیاهو،
خوشه حامیان دولت و راست حاکم، و خوشه رسانهها و حسابهای واسط.
هر یک از این خوشهها جنگ را از زاویهای متفاوت تفسیر میکنند.
در بازه بررسیشده، وزن اجتماعی و شبکهای مخالفان نتانیاهو بیشتر از حامیان اوست؛ اما در عین حال، حامیان نتانیاهو از انسجام درونگروهی بیشتر، تمرکز پیام بالاتر، و برخورداری از چند گره رسانهای و سیاسی بسیار قدرتمند برخوردارند.
بنابراین فضای طرف مقابل نه فروپاشیده است و نه منسجم؛ بلکه شکافدار، حساس، روایتپذیر و مستعد نوسان است.
❤5🤝2
#روایات_جنگ_رمضان
🌹 شهید دانشمند دکتر رضا مظفری نیا
دکتر رضا مظفرینیا از نوابغ و دانشمندان برتر صنعت دفاعی ایران در طول سالهای مجاهدت خود اقدامات بزرگ علمی و فناورانه را به ثمر رساند. مدیریت طرح ساخت اولین زیر دریایی بومی ایران به نام "السابحات" در وزارت دفاع و دریافت رتبه اول جشنواره خوارزمی در دهه هفتاد از جمله افتخارات او محسوب میگردد. تلاشهای بیوقفه او در طی ۱۲ سال به عنوان ریاست دانشگاه صنعتی مالک اشتر نقش مهمی در پیشبرد پروژههای صنعت دفاعی ایران ایفا نمود تا جایی که رهبر معظم انقلاب اسلامی از این دانشگاه به عنوان چشم امید خود نام بردند. در سال ۲۰۱۳ وزارت خزانهداری آمریکا ضمن تحریم دکتر مظفرینیا از او به عنوان یکی از سرسختترین افراد تشکیلات دفاعی ایران نام برد. از سوابق مدیریتی او در وزارت دفاع میتوان به عنوان معاون تحقیقات و امور صنعتی، ریاست سازمان سپند و معاون تربیت و آموزش این وزارتخانه اشاره کرد.
سرانجام وی به همراه دیگر فرماندهان نظامی در پی حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا در تاریخ ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
🌹 شهید دانشمند دکتر رضا مظفری نیا
دکتر رضا مظفرینیا از نوابغ و دانشمندان برتر صنعت دفاعی ایران در طول سالهای مجاهدت خود اقدامات بزرگ علمی و فناورانه را به ثمر رساند. مدیریت طرح ساخت اولین زیر دریایی بومی ایران به نام "السابحات" در وزارت دفاع و دریافت رتبه اول جشنواره خوارزمی در دهه هفتاد از جمله افتخارات او محسوب میگردد. تلاشهای بیوقفه او در طی ۱۲ سال به عنوان ریاست دانشگاه صنعتی مالک اشتر نقش مهمی در پیشبرد پروژههای صنعت دفاعی ایران ایفا نمود تا جایی که رهبر معظم انقلاب اسلامی از این دانشگاه به عنوان چشم امید خود نام بردند. در سال ۲۰۱۳ وزارت خزانهداری آمریکا ضمن تحریم دکتر مظفرینیا از او به عنوان یکی از سرسختترین افراد تشکیلات دفاعی ایران نام برد. از سوابق مدیریتی او در وزارت دفاع میتوان به عنوان معاون تحقیقات و امور صنعتی، ریاست سازمان سپند و معاون تربیت و آموزش این وزارتخانه اشاره کرد.
سرانجام وی به همراه دیگر فرماندهان نظامی در پی حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا در تاریخ ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ به شهادت رسید.
💔4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
For what crime?
Amir Abbas 4 years old
Noora 7 years old
Zoha 10 years old
We will take our revenge...
به کدامین گناه؟
امیر عباس ۴ ساله
نورا ۷ ساله
ضحی ۱۰ ساله
ما انتقام خواهیم گرفت...
روایتی از پسری عاشق اسپایدر من، دختری خوش صحبت و خواهری پر تلاش...
Amir Abbas 4 years old
Noora 7 years old
Zoha 10 years old
We will take our revenge...
به کدامین گناه؟
امیر عباس ۴ ساله
نورا ۷ ساله
ضحی ۱۰ ساله
ما انتقام خواهیم گرفت...
روایتی از پسری عاشق اسپایدر من، دختری خوش صحبت و خواهری پر تلاش...
❤4🤝2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خالقان فتنه #زن_زندگی_آزادی خود در آتش فتنه افتادند
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3🤝2
🔰📊 رتبه محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع ایران، در جدال با اختلاسگران جهان
بر اساس گزارشهای بینالمللی:
🔸 سازمان ملل (UNODC): اختلاس حداقل ۳۱ میلیارد دلار → لقب «بزرگترین دیکتاتور اختلاسگر جهان»
🔸 فایننشال تایمز: اختلاس حدود ۳۵ میلیارد دلار از داراییهای کشور
📌 رتبه جهانی در میان دیکتاتورها:
• صدام حسین (عراق) ~ ۴۰ میلیارد دلار
• سوهارتو (اندونزی) ~ ۱۵–۳۵ میلیارد دلار
• فردیناند مارکوس (فیلیپین) ~ ۵–۱۰ میلیارد دلار
• دووالیه (هائیتی) ~ ۸ میلیارد دلار
• مبارک (مصر) ~ ۷ میلیارد دلار
🔻 نتیجه: شاه مخلوع ایران در جمع ۳ اختلاسگر بزرگ تاریخ قرار دارد.
بر اساس گزارشهای بینالمللی:
🔸 سازمان ملل (UNODC): اختلاس حداقل ۳۱ میلیارد دلار → لقب «بزرگترین دیکتاتور اختلاسگر جهان»
🔸 فایننشال تایمز: اختلاس حدود ۳۵ میلیارد دلار از داراییهای کشور
📌 رتبه جهانی در میان دیکتاتورها:
• صدام حسین (عراق) ~ ۴۰ میلیارد دلار
• سوهارتو (اندونزی) ~ ۱۵–۳۵ میلیارد دلار
• فردیناند مارکوس (فیلیپین) ~ ۵–۱۰ میلیارد دلار
• دووالیه (هائیتی) ~ ۸ میلیارد دلار
• مبارک (مصر) ~ ۷ میلیارد دلار
🔻 نتیجه: شاه مخلوع ایران در جمع ۳ اختلاسگر بزرگ تاریخ قرار دارد.
❤3👏2👎1🤝1
همه جا میگن جنگنده دیدید پناه بگیرید
تو دست و بال نیروهای نظامی نیایید
برید تو خونه هاتون بیرون نیایید
تو ایران میگن برید خلبانشو بیارید :)
@hani_hashami
تو دست و بال نیروهای نظامی نیایید
برید تو خونه هاتون بیرون نیایید
تو ایران میگن برید خلبانشو بیارید :)
@hani_hashami
😁8❤1👍1
🔻یک نکته هم برای علاقه مندان اطلاعات سلاح و میلیتاری
هلی کوپترها سیستمی داره که اگر دو ش پرتابی روش قفل کنه درجا
دوش پرتاب قفل هدف راکت موشک میشه
البته خوبیش اینه که دوش پرتاب دوم میتونه بزنه
پس دوتا دوش پرتاب حد اقل برای یک هلی کوپتر لازمه
البته اینم به این سادگی نیست
هلی کوپترها سیستمی داره که اگر دو ش پرتابی روش قفل کنه درجا
دوش پرتاب قفل هدف راکت موشک میشه
البته خوبیش اینه که دوش پرتاب دوم میتونه بزنه
پس دوتا دوش پرتاب حد اقل برای یک هلی کوپتر لازمه
البته اینم به این سادگی نیست
❤5👏1
این جوک ها چیه میسازید آخه؟
میگن تا الان لرهای عزیز ۲۰ تا خلبان پیدا کردن
میگن تا الان لرهای عزیز ۲۰ تا خلبان پیدا کردن
🤣6❤1👏1