°𝐻𝑎𝑛𝑠𝑜𝑜𝑙°
383 subscribers
1.51K photos
337 videos
238 links
متعهد به 7 قشنگم ، ساتورو ، اروین و لیوای ❄️
@Mahrokh7_bot
کارمند ساواک
Download Telegram
خبرت چرا نمیاد اه
دارم میمیرم
هر روز بیشتر این قلبم سنگین میشه
نفسم بالا نمیاد
Forwarded from 🎀134340🎀 (🍓Negin🍓)
اگر یه وقتی روز آزادی زنده بودم، شاید از شدت شرم زنده بودن خودم رو بکشم.
روزها جوری سپری می شود که هر نفسی در هر ثانیه قدم بر می دارد ، یاد آور خون است.
ما نه غنچه های باغ بهشت شماییم و نه شعله های جهنمتان ؛ ما پرندگان شکسته بالیم که با پا دنبال آزادی خویشیم. ما بوی خون می‌دهیم. آیا چیزی خطرناک تر از انسان بی زخم خون آلود هست؟
هرچقدر عزیزانمان سوله به سوله تلنبار شده باشند و حرومزاده های عمامه پرست حیدر کنان جنازه هایشان را لگدمال کنند ما بیشتر می‌خروشیم ...فرقی ندارد چه زمانی ، کجا و به چه صورت ... ما ثابت میکنیم بال های شکسته می توانند پرواز کنند...روزی جوی ها بوی خون نجستان را خواهند داد ، آب ها کثافت عماعه هایتان را خواهند شست، ...امان از خاک ایران ، داغش بر دل ما خاکِ مادر وطن ، دستمان بشکند بگذاریم جنازه گندیده و قاتلتان حتی این خاک را لمس کند ؛ آتش پیکر نجستان را خواهد سوزاند و اسم شما بی پدران همانگونه که بودید جز ظالم ، قاتل و بچه کش در تاریخ جاویدان ایران ثبت نخواهد شد.
آن بهار آزادی ای کاش این نفس سنگین و روح خسته، این پرنده بال شکسته را ترک کند. شاید آزادی هم بهای خون یک جوان ۱۲ ساله را نمی پردازد که با آرزوهایش رویا می بافت ...
بعد از آزادیِ وطن که امانت جاوید نامان این سرزمین است ، من فقط یک روح آزاده می خواهم ؛ ایرانِ آزاد برای کوچک دختران و کوچک پسرانمان باشد.
😭1
خدایا کجا رفتی از دست این همه بنده حرومزادت
بیا مارو نجات بده
سپهر من‌کجایی بابا؟؟
وای بابا.. بابا بابا..بسه بسه
میگی بابا تو برو من میام
اومدم مبین ام... اومدم مامان جان...مبین من روت پتو می کشیدم ، من نمیزاشتم تو اینجوری یخ کنی
به عنوان یه جوون بیست ساله ،لحظات خوشحالیم داره انگشت شمار میشه...به جای خندیدن و امید برای ساختن اینده تمام این جمله ها اشک میشن و پایین میریزن
به نام خداوند رنگین کمان، بچه ها نخندینا، عزیز اینا برای ورزشه، بابا حکمم اومده ولی به مامان نگو، بارون اومد و یادم داد ، سپهر بابا کجایی، اسمون یجوریه که فقط این اهنگو میطلبه «بابا وقت خدافظیه ولی به مامان چیزی نگو»، من به رونیکا چی بگم، مبین جان منتظر من بودی؟ اومدم مامان...
تک تک این جمله ها حک شدن توی ذهن من ، از اینکه چجوری ارزو های جوونامون رو توی سینه هاشون کشتن، زندگیشون رو جهنم کردن و به خودشون اجازه دادن که اولین حق یه انسان رو «حق حیاتش» رو با تیر خلاص ازشون بگیرن.
گریه میکنم ولی نه از روی غم ،نه از روی درد، از روی خشمی که دچارم کردن
از روی خشمی که باعثشون چشم هایین که با امید بسته شدن،خشمی که هر کیسه مشکی روی زمین چند برابرش میکنه
تنها چیزی که دلم میخواد اینه که اون روزی که همه چیز تموم میشه ، بتونم سرم رو بالا بگیرم و رو به اسمون بگم «اره بهمون افتخار کنید...ما انتقامتون رو گرفتیم نذاشتیم خونتون پایمال بشه»
و امیدوارم اگر خودم نبودم ، یکی این جمله رو خطاب به من رو به اسمون بگه
👍2
حتی گل پژمرده تهیونگم منو یاد ایران میندازه.
حتی تو هم میفهمیش
Forwarded from le vent nous portera
جنگ پايان خواهد يافت
‏و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
‏و باقى مي‌ماند آن مادر پيرى كه چشم به راه فرزند شهيدش است
‏و آن دختر جوانى كه منتظر معشوق خويش است
‏و فرزندانى كه به انتظار پدر قهرمانشان نشسته‌اند
‏نمی‌دانم چه كسى وطن را فروخت
‏اما ديدم چه كسى
‏بهاى آن را پرداخت.
‏‌
محمود درویش⁩
من حتی حس مرگی که به دوستام و برادام خواهرام دادید ب اسلحه کشیدن روشون نمیبخشم
این بارون چیه
Forwarded from 🫧 ৶ BTS
رها، یاد بعضی آدم‌ها بی‌سروصدا میاد و می‌شینه وسط دل. نه برای گفتن، نه برای توضیح دادن. فقط یه مکث کوتاه بین شلوغیِ روزها. همین‌قدر، اما موندگار.
هارمی توییت و اسکوتر
مثل خونه ان
چرا بعضی اعضای خانواده من 1 ماهه خونه نمیان
Forwarded from . humint
به نام خدای رنگین کمان؛
‏بچه‌ها نخندین.. درود به ملت شریف ایران، من هم فرزند کسی هستم. مبین مامان، اومدم مامان. سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم. اگرم هر بلایی سرم اومد میخوام خبرش مثل بمب بترکه. سپهر من کجایی بابا؟ من نمی‌ترسم، چهل و هفت ساله مردم. من این حور و پری رو بیست و سه سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟ مانی بابا تو برو منم میام. مگه ما چی هستیم که برای ما تانک میارن؟ ما اگه پول داشتیم اسلحه بخریم خب می‌رفتیم نون می‌خریدیم. اگر آزاد شد.. خوشحالی کن به جای من. ما تو این شهر غریبیم. به رونیکا چی بگم؟ بچه‌ام هشت سالشه. به مامان چیزی نگو. عزیز اینا برای ورزشه. اینا برای طناب دارشون دنبال گردن می‌گردن. الهی تیکه تیکه بشی، مرگ بر خامنه‌ای. وای محسن. سهم بچه‌ی من توی مملکت من پنج تا گلوله بود. سکوت ما خیانت است. آقا اونور هم جنازه هست؟ اوه تا دلت بخواد. حیدر حیدر کنان به بچه‌ی من شلیک کردن. پهلوونمو اینجا کشتن. هواپیما آتیش گرفته. ندا نترس، ندا بمون. بچه ها تیر خوردم؟ نمیرم فقط. آقا این خطو می‌شناسی؟ تیر خورده. نفس نمی‌کشه. خامنه‌ای الان حکومت کن. رو خون بچه‌هامون حکومت کن. ما را به خاطر بیاور که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. متهم ابراز پشیمانی نکرد. بچه‌ها کمک، ناموساً کمک. شما خودتونم می‌دونید با آبان نابود شدید و این آبان ادامه داره..
لباش مثل رنگ اناره
خون وجودش هنوز سرخه
موهاش هنوز اونقدر زیباست که دلم میخواد نوازشش کنم
تنش مثل برف سفیده
میشه بش بگید چشماشو باز کنه؟...چشماتو باز کن رها
میخوام براشون بمیرم...
😭1