°𝐻𝑎𝑛𝑠𝑜𝑜𝑙°
383 subscribers
1.51K photos
337 videos
238 links
متعهد به 7 قشنگم ، ساتورو ، اروین و لیوای ❄️
@Mahrokh7_bot
کارمند ساواک
Download Telegram
2026 جدا که 26
😢4
ای که پرسی تا به کی دربند دربندیم ما
تا که آزادی بود دربند در بندیم ما

خوار و زار و بی‌کس و بی‌خانمان و دربه‌در
با وجود این همه غم، شاد و خرسندیم ما

جای ما در گوشه ی صحرا بود مانند کوه
گوشه‌گیر و سربلند و سخت‌پیوندیم ما

در گلستان جهان چون غنچه‌های صبح دم
ما درون پر ز خون در حال لبخندیم ما

مادر ایران نشد از مرد زاییدن، عقیم
زان زن فرخنده را فرزانه فرزندیم ما

ارتقاء ما میسر می‌شود با سوختن
بر فراز مجمر گیتی چو اسفندیم ما

گر نمی‌آمد چنین روزی کجا دانند خلق
در میان همگنان بی‌مثل و مانندیم ما

کشتی ما را خدایا! ناخدا از هم شکست
با وجود آنکه کشتی را خداوندیم ما

در جهان کهنه ماند نام ما و فرخی
چون ز ایجاد غزل طرح نو افکندیم ما
💔2
Forwarded from le vent nous portera
در این ماه آخر بیست‌ودوسالگی‌م بارون می‌خوام.
جای گلوله ای درد می کند که به من اصابت نکرده‌ است :)
بلکه ی موشک بخوره فرق سر من
جوان ناکام جوان ناکام جوان ناکام ...
دچار ناشناخته‌ترین گونه‌ی شرم شده‌ام، شرمِ بازماندگی.
‏از زنده بودنم خجالت می‌کشم، حس می‌کنم هزاران هم‌وطنم به‌جای من مرده‌ان، کسانی که بسیار بیشتر از من لایق زندگی بودن. این زنده‌بودن دیگه برام هیچ امتیازی نیست، فقط یه امانته روی دوشم، تا روزی که تقاص خون شما رو از این‌ها بگیریم.
خبرت چرا نمیاد اه
دارم میمیرم
هر روز بیشتر این قلبم سنگین میشه
نفسم بالا نمیاد
Forwarded from 🎀134340🎀 (🍓Negin🍓)
اگر یه وقتی روز آزادی زنده بودم، شاید از شدت شرم زنده بودن خودم رو بکشم.
روزها جوری سپری می شود که هر نفسی در هر ثانیه قدم بر می دارد ، یاد آور خون است.
ما نه غنچه های باغ بهشت شماییم و نه شعله های جهنمتان ؛ ما پرندگان شکسته بالیم که با پا دنبال آزادی خویشیم. ما بوی خون می‌دهیم. آیا چیزی خطرناک تر از انسان بی زخم خون آلود هست؟
هرچقدر عزیزانمان سوله به سوله تلنبار شده باشند و حرومزاده های عمامه پرست حیدر کنان جنازه هایشان را لگدمال کنند ما بیشتر می‌خروشیم ...فرقی ندارد چه زمانی ، کجا و به چه صورت ... ما ثابت میکنیم بال های شکسته می توانند پرواز کنند...روزی جوی ها بوی خون نجستان را خواهند داد ، آب ها کثافت عماعه هایتان را خواهند شست، ...امان از خاک ایران ، داغش بر دل ما خاکِ مادر وطن ، دستمان بشکند بگذاریم جنازه گندیده و قاتلتان حتی این خاک را لمس کند ؛ آتش پیکر نجستان را خواهد سوزاند و اسم شما بی پدران همانگونه که بودید جز ظالم ، قاتل و بچه کش در تاریخ جاویدان ایران ثبت نخواهد شد.
آن بهار آزادی ای کاش این نفس سنگین و روح خسته، این پرنده بال شکسته را ترک کند. شاید آزادی هم بهای خون یک جوان ۱۲ ساله را نمی پردازد که با آرزوهایش رویا می بافت ...
بعد از آزادیِ وطن که امانت جاوید نامان این سرزمین است ، من فقط یک روح آزاده می خواهم ؛ ایرانِ آزاد برای کوچک دختران و کوچک پسرانمان باشد.
😭1
خدایا کجا رفتی از دست این همه بنده حرومزادت
بیا مارو نجات بده
سپهر من‌کجایی بابا؟؟
وای بابا.. بابا بابا..بسه بسه
میگی بابا تو برو من میام
اومدم مبین ام... اومدم مامان جان...مبین من روت پتو می کشیدم ، من نمیزاشتم تو اینجوری یخ کنی
به عنوان یه جوون بیست ساله ،لحظات خوشحالیم داره انگشت شمار میشه...به جای خندیدن و امید برای ساختن اینده تمام این جمله ها اشک میشن و پایین میریزن
به نام خداوند رنگین کمان، بچه ها نخندینا، عزیز اینا برای ورزشه، بابا حکمم اومده ولی به مامان نگو، بارون اومد و یادم داد ، سپهر بابا کجایی، اسمون یجوریه که فقط این اهنگو میطلبه «بابا وقت خدافظیه ولی به مامان چیزی نگو»، من به رونیکا چی بگم، مبین جان منتظر من بودی؟ اومدم مامان...
تک تک این جمله ها حک شدن توی ذهن من ، از اینکه چجوری ارزو های جوونامون رو توی سینه هاشون کشتن، زندگیشون رو جهنم کردن و به خودشون اجازه دادن که اولین حق یه انسان رو «حق حیاتش» رو با تیر خلاص ازشون بگیرن.
گریه میکنم ولی نه از روی غم ،نه از روی درد، از روی خشمی که دچارم کردن
از روی خشمی که باعثشون چشم هایین که با امید بسته شدن،خشمی که هر کیسه مشکی روی زمین چند برابرش میکنه
تنها چیزی که دلم میخواد اینه که اون روزی که همه چیز تموم میشه ، بتونم سرم رو بالا بگیرم و رو به اسمون بگم «اره بهمون افتخار کنید...ما انتقامتون رو گرفتیم نذاشتیم خونتون پایمال بشه»
و امیدوارم اگر خودم نبودم ، یکی این جمله رو خطاب به من رو به اسمون بگه
👍2
حتی گل پژمرده تهیونگم منو یاد ایران میندازه.
حتی تو هم میفهمیش