این چه دردیه که دارم نمیدونم
خیلی وجودم خستش و هیچ امیدی به اینده و روزای خوب ندارم
نمیخوام شمارو نا امید کنم فقط میخوام حرف بزنم.
ی چیزیه ک انگار حتی از وجود خودتم خسته ای و از اینکه قدم هایی که برمیداری خیلی کوچیکن برای اینکه به آرامش و ازادی برسی ، وجودت داره خرد میشه.
میگن ادم با امید زندست ولی امید خیلی از ماها یا حداقل من امید به یک رویاست و خیال بافیه
مثل اینکه امید داشته باشی ی روز ی دایناسور میاد و پاهاشو میزاره روت تا له شی و بمیری و راحت شی؛ درحالیکه مطمئنی هیچ دایناسوری وجود نخواهد داشت و همشون میلیون ها سال پیش منقرض شدند.
اونقدر حالم بده که نمیتونم بلند شم و برای زیبایی ظاهریم ی کاری بکنم چون یچیزی ته وجودم عربده میکشه خب که چی.
به تهی بودن و پوچی رسیدم چون صادقانه کاری دیگه از دست من برنمیاد و هیچ وقت نمیتونم ارزویی رو براورده کنم جز ارزوهای کوچیک و مسخره که بخشی از روزمرگی و اساس زندگی افراد هم سن من تو خیلی از جاهای دنیا جز ایرانه.
خیلی وجودم خستش و هیچ امیدی به اینده و روزای خوب ندارم
نمیخوام شمارو نا امید کنم فقط میخوام حرف بزنم.
ی چیزیه ک انگار حتی از وجود خودتم خسته ای و از اینکه قدم هایی که برمیداری خیلی کوچیکن برای اینکه به آرامش و ازادی برسی ، وجودت داره خرد میشه.
میگن ادم با امید زندست ولی امید خیلی از ماها یا حداقل من امید به یک رویاست و خیال بافیه
مثل اینکه امید داشته باشی ی روز ی دایناسور میاد و پاهاشو میزاره روت تا له شی و بمیری و راحت شی؛ درحالیکه مطمئنی هیچ دایناسوری وجود نخواهد داشت و همشون میلیون ها سال پیش منقرض شدند.
اونقدر حالم بده که نمیتونم بلند شم و برای زیبایی ظاهریم ی کاری بکنم چون یچیزی ته وجودم عربده میکشه خب که چی.
به تهی بودن و پوچی رسیدم چون صادقانه کاری دیگه از دست من برنمیاد و هیچ وقت نمیتونم ارزویی رو براورده کنم جز ارزوهای کوچیک و مسخره که بخشی از روزمرگی و اساس زندگی افراد هم سن من تو خیلی از جاهای دنیا جز ایرانه.
💔4
اون موقع نتا قطع بود
گلوله میزدن کنار خونمون هم تو هوا هم به مردم
از پشت پنجره که نگاه میکردم اوناییکه میرفت تو هوا ی درخشش کمی داشتند
و اون لحظه انگار هر کدومشون میخورد به اون ی چسه امید و ارزویی ک داشتم و وجودمو میکشت.
اون تفنگای کیری هم مردمو میکشتند هم آرزوهامونو.
گلوله میزدن کنار خونمون هم تو هوا هم به مردم
از پشت پنجره که نگاه میکردم اوناییکه میرفت تو هوا ی درخشش کمی داشتند
و اون لحظه انگار هر کدومشون میخورد به اون ی چسه امید و ارزویی ک داشتم و وجودمو میکشت.
اون تفنگای کیری هم مردمو میکشتند هم آرزوهامونو.
💔8
Forwarded from 𝐁𝐚𝐧𝐠𝐭𝐚𝐧 𝐒𝐡𝐢𝐩𝐩𝐮𝐝𝐞𝐧
تاریخ قضاوت سختی خواهد کرد درباره ی کسانی که در عصر پرواز حتی اجازه راه رفتن و دیدن پرنده ها در آسمان آبی آزاد را ندادند
💔4
ای که پرسی تا به کی دربند دربندیم ما
تا که آزادی بود دربند در بندیم ما
خوار و زار و بیکس و بیخانمان و دربهدر
با وجود این همه غم، شاد و خرسندیم ما
جای ما در گوشه ی صحرا بود مانند کوه
گوشهگیر و سربلند و سختپیوندیم ما
در گلستان جهان چون غنچههای صبح دم
ما درون پر ز خون در حال لبخندیم ما
مادر ایران نشد از مرد زاییدن، عقیم
زان زن فرخنده را فرزانه فرزندیم ما
ارتقاء ما میسر میشود با سوختن
بر فراز مجمر گیتی چو اسفندیم ما
گر نمیآمد چنین روزی کجا دانند خلق
در میان همگنان بیمثل و مانندیم ما
کشتی ما را خدایا! ناخدا از هم شکست
با وجود آنکه کشتی را خداوندیم ما
در جهان کهنه ماند نام ما و فرخی
چون ز ایجاد غزل طرح نو افکندیم ما
تا که آزادی بود دربند در بندیم ما
خوار و زار و بیکس و بیخانمان و دربهدر
با وجود این همه غم، شاد و خرسندیم ما
جای ما در گوشه ی صحرا بود مانند کوه
گوشهگیر و سربلند و سختپیوندیم ما
در گلستان جهان چون غنچههای صبح دم
ما درون پر ز خون در حال لبخندیم ما
مادر ایران نشد از مرد زاییدن، عقیم
زان زن فرخنده را فرزانه فرزندیم ما
ارتقاء ما میسر میشود با سوختن
بر فراز مجمر گیتی چو اسفندیم ما
گر نمیآمد چنین روزی کجا دانند خلق
در میان همگنان بیمثل و مانندیم ما
کشتی ما را خدایا! ناخدا از هم شکست
با وجود آنکه کشتی را خداوندیم ما
در جهان کهنه ماند نام ما و فرخی
چون ز ایجاد غزل طرح نو افکندیم ما
💔2
Forwarded from le vent nous portera
در این ماه آخر بیستودوسالگیم بارون میخوام.
Forwarded from ۫ ˑ ֗ 𝑵𝒂𝒎𝒊 𝑺𝒐𝒖𝒍 ִֶָ 𓏲࣪ˑ ֗ (𝓐𝓽𝓲𝓲⁷)
دچار ناشناختهترین گونهی شرم شدهام، شرمِ بازماندگی.
از زنده بودنم خجالت میکشم، حس میکنم هزاران هموطنم بهجای من مردهان، کسانی که بسیار بیشتر از من لایق زندگی بودن. این زندهبودن دیگه برام هیچ امتیازی نیست، فقط یه امانته روی دوشم، تا روزی که تقاص خون شما رو از اینها بگیریم.
از زنده بودنم خجالت میکشم، حس میکنم هزاران هموطنم بهجای من مردهان، کسانی که بسیار بیشتر از من لایق زندگی بودن. این زندهبودن دیگه برام هیچ امتیازی نیست، فقط یه امانته روی دوشم، تا روزی که تقاص خون شما رو از اینها بگیریم.
روزها جوری سپری می شود که هر نفسی در هر ثانیه قدم بر می دارد ، یاد آور خون است.
ما نه غنچه های باغ بهشت شماییم و نه شعله های جهنمتان ؛ ما پرندگان شکسته بالیم که با پا دنبال آزادی خویشیم. ما بوی خون میدهیم. آیا چیزی خطرناک تر از انسان بی زخم خون آلود هست؟
هرچقدر عزیزانمان سوله به سوله تلنبار شده باشند و حرومزاده های عمامه پرست حیدر کنان جنازه هایشان را لگدمال کنند ما بیشتر میخروشیم ...فرقی ندارد چه زمانی ، کجا و به چه صورت ... ما ثابت میکنیم بال های شکسته می توانند پرواز کنند...روزی جوی ها بوی خون نجستان را خواهند داد ، آب ها کثافت عماعه هایتان را خواهند شست، ...امان از خاک ایران ، داغش بر دل ما خاکِ مادر وطن ، دستمان بشکند بگذاریم جنازه گندیده و قاتلتان حتی این خاک را لمس کند ؛ آتش پیکر نجستان را خواهد سوزاند و اسم شما بی پدران همانگونه که بودید جز ظالم ، قاتل و بچه کش در تاریخ جاویدان ایران ثبت نخواهد شد.
آن بهار آزادی ای کاش این نفس سنگین و روح خسته، این پرنده بال شکسته را ترک کند. شاید آزادی هم بهای خون یک جوان ۱۲ ساله را نمی پردازد که با آرزوهایش رویا می بافت ...
بعد از آزادیِ وطن که امانت جاوید نامان این سرزمین است ، من فقط یک روح آزاده می خواهم ؛ ایرانِ آزاد برای کوچک دختران و کوچک پسرانمان باشد.
ما نه غنچه های باغ بهشت شماییم و نه شعله های جهنمتان ؛ ما پرندگان شکسته بالیم که با پا دنبال آزادی خویشیم. ما بوی خون میدهیم. آیا چیزی خطرناک تر از انسان بی زخم خون آلود هست؟
هرچقدر عزیزانمان سوله به سوله تلنبار شده باشند و حرومزاده های عمامه پرست حیدر کنان جنازه هایشان را لگدمال کنند ما بیشتر میخروشیم ...فرقی ندارد چه زمانی ، کجا و به چه صورت ... ما ثابت میکنیم بال های شکسته می توانند پرواز کنند...روزی جوی ها بوی خون نجستان را خواهند داد ، آب ها کثافت عماعه هایتان را خواهند شست، ...امان از خاک ایران ، داغش بر دل ما خاکِ مادر وطن ، دستمان بشکند بگذاریم جنازه گندیده و قاتلتان حتی این خاک را لمس کند ؛ آتش پیکر نجستان را خواهد سوزاند و اسم شما بی پدران همانگونه که بودید جز ظالم ، قاتل و بچه کش در تاریخ جاویدان ایران ثبت نخواهد شد.
آن بهار آزادی ای کاش این نفس سنگین و روح خسته، این پرنده بال شکسته را ترک کند. شاید آزادی هم بهای خون یک جوان ۱۲ ساله را نمی پردازد که با آرزوهایش رویا می بافت ...
بعد از آزادیِ وطن که امانت جاوید نامان این سرزمین است ، من فقط یک روح آزاده می خواهم ؛ ایرانِ آزاد برای کوچک دختران و کوچک پسرانمان باشد.
😭1
سپهر منکجایی بابا؟؟
وای بابا.. بابا بابا..بسه بسه
میگی بابا تو برو من میام
اومدم مبین ام... اومدم مامان جان...مبین من روت پتو می کشیدم ، من نمیزاشتم تو اینجوری یخ کنی
وای بابا.. بابا بابا..بسه بسه
میگی بابا تو برو من میام
اومدم مبین ام... اومدم مامان جان...مبین من روت پتو می کشیدم ، من نمیزاشتم تو اینجوری یخ کنی