°𝐻𝑎𝑛𝑠𝑜𝑜𝑙°
385 subscribers
1.55K photos
337 videos
242 links
متعهد به 7 قشنگم ، ساتورو ، اروین و لیوای ❄️
@Mahrokh7_bot
کارمند ساواک
Download Telegram
کوکی خوجزه
هعی
بد نشد
Forwarded from متناقض‌نما (Lavin)
فردا هجدهم بهمن است. یک ماه پیش از فردا، هزاران نفر، بی آن‌که بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفش‌های خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچ‌وقت بازنگشتند.
این ماهی که گذشت اقیانوس خون بود و ماهی های شیاد منتظر ما بودند، ما همان کودکان نابلدی بودیم که نمی خواستیم شناگر های خونین شویم‌.
سر انجام عده ای از ما در این خون غرق شدند و غذای این ماهی های نجسخوار و ما ماندیم و تور ماهیگیری..
انتقام هم بازی هایمان را میگیریم.
از کیک تولد ، کت و شلوار، لباس عروس، تولد، جشن عروسی ، رقصیدن ، آواز خوندن و قاب عکس متنفرم.
حتی از آینه باشگاه هم بيزارم
هیچ‌وقت فکرشو نمیکردم چطور میشه از کوچک ترین چیز ها متنفر باشم و هرررررر کاری کنم نتونم فراموش کنم این نفرتو یا یکم باهاش کنار بیام
حتی از اینکه مامانم بغلم میکنه متنفرم چون چند نفر بودن با ارزوی اینکه اخرین بار مامانشونو بغل کنن جون دادن و من خاک بر سر اینجا دارم میخورم و‌میخوابم و زندگی تخمیم هیچ فایده ای نداره‌
خیلی وقت بود دلم براش تنگ نشده بود
چرا خوابشو ديدم
این ناو اینا ابدارچی نمیخواد؟
نکنه عشق ابدیو بردن ابراهام ضبط کنن
رکب خوردیم
املاکی یجوری هواپیما میاره و هیچ گوهی نمیخوره که حس میکنم چند تا خمینی دیگه تبعید بودن اینارو داره برمیگردونه
یکم دیگه اکانت سپهر و رها و بقیه بچه ها میشه Last seen a long time ago
بنی میزنه حتی اگه امریکا نزنه
خوشحالی و خرسندی
ترامپ میزند تا بگاید و میگاید تا بزند
ناوگان عظیمی از بی پولی به سمتم درحال حرکته.به زودی خواهیم دید چه می شود..
18 و 19 دی
این روز ها می‌توانند نهایت درد باشند، نهایت عذاب یک مادر باشند، نهایت اوار شدن تن و روح یک پدر باشند، نهایت تحمل زمین برای خون باشند، نهایت ناتوانی یک شاعر به پایان دادن به دیوان شعرش باشند.
این روزها سپری شدند... برادران و خواهران و مادران و پدرانمان را گرفتند.
روحمان را بردند، روحمان را کشتند، روحمان را بریدند...
ما تا ابد نه با کیک تولد خوشحال خواهیم شد، نه با جشن عروسی، نه با آیینه باشگاه، نه با مهاجرت کردن، نه با جشن فارغ التحصیلی، نه با لباس نو خریدن، نه با عید و نه حتی با آزادی میهن...
ما بازماندگانی هستیم که برای آزادی می جنگیم... ما باید به آزادی برسیم تا خون پایمال نشود و بیگانه تاوان ببیند.
ما زندگی نامه شیاطین را به فصل آخر می رسانیم و سر انجام
ما همچنان با درد این دو روز زندگی را در ایران آزاد ادامه می دهیم...
اما مسیر شادی یا مسیر ما بعد از این دو روز موازی شده؛ کودکان ما شادی خواهند کرد در این آبادی آزاد.