عزیزِمن
من آرزوهایم را میبافتم
آنقدر که دستانم خون می آمد ولی ذوقِ بافتنشان در سرزمینی که همه چیز دور به نظر می آید ، توقف را باطل می دانست.
امید، امید ، امید ...این کلمه چهار حرفی انسان را نجات می دهد؛ البته انسان زنده را!
حالا من با این قالیِ نیمه کاره آرزوهای خاک خورده ام چه کنم؟ اشک هایم در مبارزه با این گردوخاک کافی نیستند ... من چهارحرفِ امیدم را باخته ام به فاصلهٔ دوری که با شادی دارم.
حالا من جز قلبی که محرک خون است و نفسی که هوا را گرم می کند چیزی نیستم ؛ بی روح و بی فکر بر پیکرهٔ قالی غبار گرفته آرزوهایم می نگرم...
مرگ هم دلش به حالم می سوزد.
من آرزوهایم را میبافتم
آنقدر که دستانم خون می آمد ولی ذوقِ بافتنشان در سرزمینی که همه چیز دور به نظر می آید ، توقف را باطل می دانست.
امید، امید ، امید ...این کلمه چهار حرفی انسان را نجات می دهد؛ البته انسان زنده را!
حالا من با این قالیِ نیمه کاره آرزوهای خاک خورده ام چه کنم؟ اشک هایم در مبارزه با این گردوخاک کافی نیستند ... من چهارحرفِ امیدم را باخته ام به فاصلهٔ دوری که با شادی دارم.
حالا من جز قلبی که محرک خون است و نفسی که هوا را گرم می کند چیزی نیستم ؛ بی روح و بی فکر بر پیکرهٔ قالی غبار گرفته آرزوهایم می نگرم...
مرگ هم دلش به حالم می سوزد.
ماهرخ
❤3
شکلات میخورم از شیرینیش حالم بهم میخوره میرو روش لواشک میخورم طعم دهنم عوض شه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Tout le monde sait comment on fait des bébés
Mais personne sait comment on fait des papas🩶
Mais personne sait comment on fait des papas🩶
Everyone knows how to make babies
But no one knows how to make dads
°𝐻𝑎𝑛𝑠𝑜𝑜𝑙°
AltVerse – Stromae - Papaoutai (Original Afro Soul Cover) | CeeNaija.com
قشنگ ترین ادیتای این اهنگ با ویدیو های شاهه😭✨
این وضعیت کیری نت ادامه پیدا کنه میتونم از جمله " اندازه کانفینگایی که تست کردم عاشقتم" استفاده کنم.
بابابزرگ مادریم سرباز زمان شاه بود
یک مردِ قد بلند چهارشونه با اصالت.
تا می تونست کتاب میخوند، زبانش خیلی خوب بود ، وقتی بچه بودم و برام انگلیسی مینوشت حس می کردم هیچ خطی قشنگ تر از خط بابایی نیست.
هنوزم وقتی می ریم خونه مامانی و بابایی ، تو راه وقتی از باغامون رد میشیم نگاه میکنم تا بلکه دوباره ببینمش.
الان 8 ساله از دستش دادم
تمام لحظاتی که سرطان ذره ذره آبش می کرد می دیدمش.
بابام داوطلب شد غسلش کنه، نمیدونم چرا ولی تنها جایی که اشک بابامو دیدم سر قبر بابایی بود.
وقتی جنازه شو رو سکوی غسال خونه گذاشتند من رفتم بیینمش ولی بابام نزاشت چون بچه بودم.
یکی از باغاشو خیلی دوست داشت
ی درخت گردوی بزرگ وسطش داشت که رو کل باغ برگاش سایه انداخته بودند. همون سالی که سرطان گرفت افت گرفت و به شوهر خالم و داییم گفت قطعش کنن.
من تمام اون چهارماهی که اونجا بودیم تا پیشش باشیم ی صندلی برمیداشتم و میرفتم تو ایوون و به ماه میگفتم لطفا به خدا بگو بابایی زودتر خوب شه.
اون خواب مرگشو دیده بود.
خواب دیده بود دوتا گوزن سفید تو باغش منتظرشن.
من خیلی دلم براش تنگ شده. دوست داشتم الان بود تا آرومم می کرد. از بستنی اقای سلطانی برام 1 بستنی سنتی پسته ای میخرید و می گفت : دختر ژاپنیِ من ناراحت نباش بیا بریم برات آلبالو بچینم!
تابستونا مثل همون زمانا ببرتم سر زمین باهم هندونه یا کدو بکاریم
بابایی من حالم خیلی بده
میشه کمکم کنی ؟
یک مردِ قد بلند چهارشونه با اصالت.
تا می تونست کتاب میخوند، زبانش خیلی خوب بود ، وقتی بچه بودم و برام انگلیسی مینوشت حس می کردم هیچ خطی قشنگ تر از خط بابایی نیست.
هنوزم وقتی می ریم خونه مامانی و بابایی ، تو راه وقتی از باغامون رد میشیم نگاه میکنم تا بلکه دوباره ببینمش.
الان 8 ساله از دستش دادم
تمام لحظاتی که سرطان ذره ذره آبش می کرد می دیدمش.
بابام داوطلب شد غسلش کنه، نمیدونم چرا ولی تنها جایی که اشک بابامو دیدم سر قبر بابایی بود.
وقتی جنازه شو رو سکوی غسال خونه گذاشتند من رفتم بیینمش ولی بابام نزاشت چون بچه بودم.
یکی از باغاشو خیلی دوست داشت
ی درخت گردوی بزرگ وسطش داشت که رو کل باغ برگاش سایه انداخته بودند. همون سالی که سرطان گرفت افت گرفت و به شوهر خالم و داییم گفت قطعش کنن.
من تمام اون چهارماهی که اونجا بودیم تا پیشش باشیم ی صندلی برمیداشتم و میرفتم تو ایوون و به ماه میگفتم لطفا به خدا بگو بابایی زودتر خوب شه.
اون خواب مرگشو دیده بود.
خواب دیده بود دوتا گوزن سفید تو باغش منتظرشن.
من خیلی دلم براش تنگ شده. دوست داشتم الان بود تا آرومم می کرد. از بستنی اقای سلطانی برام 1 بستنی سنتی پسته ای میخرید و می گفت : دختر ژاپنیِ من ناراحت نباش بیا بریم برات آلبالو بچینم!
تابستونا مثل همون زمانا ببرتم سر زمین باهم هندونه یا کدو بکاریم
بابایی من حالم خیلی بده
میشه کمکم کنی ؟
😭4
اگر نیچه بودید، انسانِ بیشازحد فعال و پرجنبوجوش را نفرتانگیز مییافتید. چون «روح نیرومند» آرامش را حفظ میکند، آهسته حرکت میکند و نسبت به فعالیت بیش از حد، نوعی بیزاری دارد. در کتاب «چنین گفت زرتشت»، نیچه اینگونه مینویسد:
«ای همهی شما که کار سخت را دوست دارید، تندید، نوطلبید و به غریبهها دل میبندید، شما صداقت کافی ندارید. ارادهی شما برای حقیقت، در واقع ارادهای برای نابود کردن خودتان نیز هست. اگر زندگی را بیشتر باور داشتید، کمتر پیش میآمد که در لحظه خود را به میان بیندازید. اما شما عمق درونی کافی ندارید و حتی نمیتوانید منتظر بمانید — حتی تنبلی کردن را هم بلد نیستید!»
اقتصاد سرمایهداری، بقا را مطلق میکند. دغدغهی اصلی این اقتصاد، «زندگی خوب» نیست.
«ای همهی شما که کار سخت را دوست دارید، تندید، نوطلبید و به غریبهها دل میبندید، شما صداقت کافی ندارید. ارادهی شما برای حقیقت، در واقع ارادهای برای نابود کردن خودتان نیز هست. اگر زندگی را بیشتر باور داشتید، کمتر پیش میآمد که در لحظه خود را به میان بیندازید. اما شما عمق درونی کافی ندارید و حتی نمیتوانید منتظر بمانید — حتی تنبلی کردن را هم بلد نیستید!»
اقتصاد سرمایهداری، بقا را مطلق میکند. دغدغهی اصلی این اقتصاد، «زندگی خوب» نیست.
اپدیت اینستاگرام نامجون
😭2
تنها زیرساختی که تو این مملکت فراهم بود برای افزایش تعداد اخوند بود.
پیشرفت واقعی برای جمهوری اسلامی یعنی شبونه فراهم شدن اینهمه مادرجنده
پیشرفت واقعی برای جمهوری اسلامی یعنی شبونه فراهم شدن اینهمه مادرجنده