°𝐻𝑎𝑛𝑠𝑜𝑜𝑙°
381 subscribers
1.52K photos
337 videos
238 links
متعهد به 7 قشنگم ، ساتورو ، اروین و لیوای ❄️
@Mahrokh7_bot
کارمند ساواک
Download Telegram
لباش مثل رنگ اناره
خون وجودش هنوز سرخه
موهاش هنوز اونقدر زیباست که دلم میخواد نوازشش کنم
تنش مثل برف سفیده
میشه بش بگید چشماشو باز کنه؟...چشماتو باز کن رها
میخوام براشون بمیرم...
😭1
« یه دختر بچه ۸ ساله رو تو اصفهان کشتن به اسم آنیلا ابوطالبیان. این بچه با مامانش توی ماشین بوده و میخواستن برن خونه که مامورها نمیذارن مسیر رو به سمت خونه بره. چندبار دور میزنه مادرش و میگه خونه ام توی اون خیابونه ولی بازم نمیذارن، اینم از مسیر دیگه میره، بهش ایست میدن و بعد شلیک میکنن.

بچه اش کشته میشه.

تهدیدشون کردن کلی، بچه رو به اسم شهدای وطن توی راهپیمایی منحوسشون توی گلستان شهدای اصفهان خاک میکنن. مادرش حالش خیلی بد میشه و رگش رو میزنه، البته الان زنده است.

مدرسه بچه و همکلاسی ها رو کلی تهدید کردن که حق ندارن در مورد این بچه و همکلاسی و دوستشون حرف بزنن.

چند روز پیش هم از صدا سیما رفتن مدرسه و بچه های کوچیک ۸ ساله رو به گریه انداختن که فیلم ضبط کنن و بعدم مجبورشون کردن که سرود ایران بخونن.

امروز هم توی خیابون های شهر روی دیوار زدن: آنیلا شهید ایران، مرگ بر آمریکا »


@Pentagon_Farsi
کصمادر 72 تن و کربلا
Forwarded from Mmdix
ما دانشجوی خوب داریم . بدم داریم .
دکتر حلال‌خور داریم حروم خورم داریم .
بازاری سالم داریم . دیوث هم داریم .
ولی بسیج تنها چیزیه که هرکی توشه حرومزادس.
هیچ چیزی ترسناک از این نیست که اوضاع عادی شود.
بابایی بعد رفتنت امسال اولین سالی بود که گل نرگس نخریدم.
💔5
صدای اذان میشنوم میخوام بیارم بالا بشاشم به این دین نجستون
عزیزِمن
من آرزوهایم را میبافتم
آنقدر که دستانم خون می آمد ولی ذوقِ بافتنشان در سرزمینی که همه چیز دور به نظر می آید ، توقف را باطل می دانست.
امید، امید ، امید ...این کلمه چهار حرفی انسان را نجات می دهد؛ البته انسان زنده را!
حالا من با این قالیِ نیمه کاره آرزوهای خاک خورده ام چه کنم؟ اشک هایم در مبارزه با این گردوخاک کافی نیستند ... من چهارحرفِ امیدم را باخته ام به فاصلهٔ دوری که با شادی دارم.
حالا من جز قلبی که محرک خون است و نفسی که هوا را گرم می کند چیزی نیستم ؛ بی روح و بی فکر بر پیکرهٔ قالی غبار گرفته آرزوهایم می نگرم...

مرگ هم دلش به حالم می سوزد.

ماهرخ
3
من نازِ شونصد تا کانفینگو خریدم تا وصل بشن
🤏دیگه با خودکشی فاصله دارم.
من حتی خورد و خوراکمم کیری میکنه روانمو
شکلات میخورم از شیرینیش حالم بهم میخوره میرو روش لواشک میخورم طعم دهنم عوض شه
بعد رو لواشکه اب میخورم طعم ترشیش حالمو بهم نزنه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Tout le monde sait comment on fait des bébés
Mais personne sait comment on fait des papas
🩶

Everyone knows how to make babies
But no one knows how to make dads
°𝐻𝑎𝑛𝑠𝑜𝑜𝑙°
AltVerse – Stromae - Papaoutai (Original Afro Soul Cover) | CeeNaija.com
قشنگ ترین ادیتای این اهنگ با ویدیو های شاهه😭
این وضعیت کیری نت ادامه پیدا کنه میتونم از جمله " اندازه کانفینگایی که تست کردم عاشقتم" استفاده کنم.
بابابزرگ مادریم سرباز زمان شاه بود
یک مردِ قد بلند چهارشونه با اصالت.
تا می تونست کتاب میخوند، زبانش خیلی خوب بود ، وقتی بچه بودم و برام انگلیسی مینوشت حس می کردم هیچ خطی قشنگ تر از خط بابایی نیست.
هنوزم وقتی می ریم خونه مامانی و بابایی ، تو راه وقتی از باغامون رد میشیم نگاه میکنم تا بلکه دوباره ببینمش.
الان 8 ساله از دستش دادم
تمام لحظاتی که سرطان ذره ذره آبش می کرد می دیدمش.
بابام داوطلب شد غسلش کنه، نمیدونم چرا ولی تنها جایی که اشک بابامو دیدم سر قبر بابایی بود.
وقتی جنازه شو رو سکوی غسال خونه گذاشتند من رفتم بیینمش ولی بابام نزاشت چون بچه بودم.

یکی از باغاشو خیلی دوست داشت
ی درخت گردوی بزرگ وسطش داشت که رو کل باغ برگاش سایه انداخته بودند. همون سالی که سرطان گرفت افت گرفت و به شوهر خالم و داییم گفت قطعش کنن.
من تمام اون چهارماهی که اونجا بودیم تا پیشش باشیم ی صندلی برمیداشتم و میرفتم تو ایوون و به ماه میگفتم لطفا به خدا بگو بابایی زودتر خوب شه.

اون خواب مرگشو دیده بود.
خواب دیده بود دوتا گوزن سفید تو باغش منتظرشن.

من خیلی دلم براش تنگ شده. دوست داشتم الان بود تا آرومم می کرد. از بستنی اقای سلطانی برام 1 بستنی سنتی پسته ای می‌خرید و می گفت : دختر ژاپنیِ من ناراحت نباش بیا بریم برات آلبالو بچینم!
تابستونا مثل همون زمانا ببرتم سر زمین باهم هندونه یا کدو بکاریم

بابایی من حالم خیلی بده
میشه کمکم کنی ؟
😭4