💢توییت تند و جنجالی نماینده سابق مجلس:
🔹جمهوری اسلامی با دکترین «امت اسلامی»، نه امتی ساخت، نه ملت ایران را نگه داشت. از ایران ویرانه ماند، از امت اسلامی نفرین و تنفر برایش ماند. «عزت و حکمت» را با «نه جنگ، نه مذاکره» به باد داد، و هم جنگ شد، هم مذاکره، و حالا در حفظ ایران هم درمانده
🔹جمهوری اسلامی با دکترین «امت اسلامی»، نه امتی ساخت، نه ملت ایران را نگه داشت. از ایران ویرانه ماند، از امت اسلامی نفرین و تنفر برایش ماند. «عزت و حکمت» را با «نه جنگ، نه مذاکره» به باد داد، و هم جنگ شد، هم مذاکره، و حالا در حفظ ایران هم درمانده
دالان زنگزور، تنگه هرمز و بندرهای خاکخورده؛ حکمرانی در حالت قطع ارتباط!
ایران در طول تاریخ هرگاه شاهراهی را در اختیار داشته، قدرت و ثروت را هم در چنگ گرفته است. از جاده ابریشم تا مسیر کاروانهای هندوستان، همیشه موقعیت ژئوپلیتیک تعیینکننده بوده است؛ سازنده امپراتوریها یا زوالدهندهشان. اما حالا؟ در قرن بیستویکم، این موقعیت طلایی به کشوری رسیده که به جای بهرهبرداری، فقط ایستاده و نگاه میکند؛ تماشاگرِ خاموشی که حتی سوت داور را نمیشنود چون در خواب عمیقی فرو رفته است.
دالان زنگزور فقط یک مسیر ترانزیت ساده نیست؛ شاهکلیدی است که میتوانست ایران را به قلب بازار اروپا و قفقاز وصل کند. اما در مقابل، به جای قراردادهای چندجانبه و جذب سرمایهگذاری خارجی، همان الگوی قدیمی تکرار شد: شعارهای توخالی، تهدیدهای بیاثر و در نهایت واگذاری میدان به رقبای پرسر و صدایی مثل ترکیه و آذربایجان. نتیجه؟ مسیر ترانزیت به سوی روسیه و ترکیه روانه شده و ایران، با تمام بنادر و مرزهایش، فقط گردوغبار کامیونهای عبوری را تماشا میکند.
واقعیت بندرها چنان است که کارشناسان خارجی هم مات و مبهوت میشوند. با بیش از ۷۰۰ کیلومتر ساحل در خلیج فارس و دریای عمان و دسترسی به دریای خزر، باید ایران صادرکننده و توزیعکننده منطقهای باشد. اما نه! بخش بزرگی از واردات از طریق «واردات مجدد» امارات انجام میشود؛ کالا از چین یا هند به دوبی میرود، آنجا برچسب میخورد و با هزینه و زمان بیشتر به ایران بازمیگردد. این یعنی بازی دادن خود با دست خود.
در مرزهای زمینی، اوضاع بدتر است. به جای ایجاد شبکه ترانزیت قانونی و صنعتی با همسایگان، هزاران کولبر بارهایشان را از مسیرهای کوهستانی و مرگبار عبور میدهند. این نه فقط فاجعه انسانی است، بلکه نماد شکست مطلق دیپلماسی اقتصادی و گمرکی است؛ کشوری که میتوانست با یک امضا میلیاردها دلار تجارت قانونی داشته باشد، حالا به شانههای خمیده مردمش چشم دوخته است.
بلندگوهای حاکمیت همچنان نسخه کهنه «بستن تنگه هرمز» را تکرار میکنند. اگر این تهدیدها در قرن نوزدهم مطرح میشد، شاید بازدارنده بود؛ اما امروز؟ در جهانی که زنجیره تأمین انرژی با خطوط لوله جایگزین مدیریت میشود، بستن تنگه هرمز شبیه اعلام ورشکستگی سیاسی است، نه نمایش قدرت.
کانال سوئز در ۱۹۵۶ به خوبی درس داد؛ وقتی مصر ملیسازی کرد، قدرتهای غربی مسیرهای جایگزین را فورا فعال کردند. کانال سوئز هیچگاه اهرم فشار مطلق نشد. تهدید بستن تنگه هرمز فقط اعراب را به ساخت مسیرهای جایگزین و فراری دادن سرمایهها سوق داد.
این یعنی وقتی شاهراههای تازه ساخته نمیشود، شاهراههای موجود را هم با دست خود میبندند. همان منطق شکستخورده قرن گذشته که خیال میکند با قهر میتوان قدرت داشت، در حالی که قرن بیستویکم بر شبکهسازی، تعامل و ادغام اقتصادی بنا شده است.
مشکل فقط کهولت سن تصمیمگیران نیست؛ مشکل اعتیاد مزمن به توهمات گذشته است. کسانی که هنوز خیال میکنند با شعار میتوان جهان را تغییر داد، پشت فرمان اتوبوسی نشستهاند که ۹۰ میلیون سرنشین دارد و هر روز جاده تنگتر میشود.
کشوری با ۱۵ همسایه و موقعیت بینظیر ترانزیتی، به جای مرکز کریدورهای منطقه، در حاشیه ایستاده و عبور رقبایش را تماشا میکند. دالان زنگزور، تنگه هرمز یا هر مسیر حیاتی دیگر فقط برای کشوری سودآور است که بداند قدرت امروز از قرارداد، بازار و سرمایه میآید، نه از بستن دروازهها و کشیدن دیوار.
تا وقتی سیاست در دست کسانی است که با خاطرات قدرتهای گذشته زندگی میکنند، هر دالانی بسته میماند و هر تنگهای که باز است، فقط در خیال بسته میشود. این وضعیت نه از دشمن، که از رهبرانی نشأت میگیرد که حتی در آینه هم جهان را نمیبینند.
ایران در طول تاریخ هرگاه شاهراهی را در اختیار داشته، قدرت و ثروت را هم در چنگ گرفته است. از جاده ابریشم تا مسیر کاروانهای هندوستان، همیشه موقعیت ژئوپلیتیک تعیینکننده بوده است؛ سازنده امپراتوریها یا زوالدهندهشان. اما حالا؟ در قرن بیستویکم، این موقعیت طلایی به کشوری رسیده که به جای بهرهبرداری، فقط ایستاده و نگاه میکند؛ تماشاگرِ خاموشی که حتی سوت داور را نمیشنود چون در خواب عمیقی فرو رفته است.
دالان زنگزور فقط یک مسیر ترانزیت ساده نیست؛ شاهکلیدی است که میتوانست ایران را به قلب بازار اروپا و قفقاز وصل کند. اما در مقابل، به جای قراردادهای چندجانبه و جذب سرمایهگذاری خارجی، همان الگوی قدیمی تکرار شد: شعارهای توخالی، تهدیدهای بیاثر و در نهایت واگذاری میدان به رقبای پرسر و صدایی مثل ترکیه و آذربایجان. نتیجه؟ مسیر ترانزیت به سوی روسیه و ترکیه روانه شده و ایران، با تمام بنادر و مرزهایش، فقط گردوغبار کامیونهای عبوری را تماشا میکند.
واقعیت بندرها چنان است که کارشناسان خارجی هم مات و مبهوت میشوند. با بیش از ۷۰۰ کیلومتر ساحل در خلیج فارس و دریای عمان و دسترسی به دریای خزر، باید ایران صادرکننده و توزیعکننده منطقهای باشد. اما نه! بخش بزرگی از واردات از طریق «واردات مجدد» امارات انجام میشود؛ کالا از چین یا هند به دوبی میرود، آنجا برچسب میخورد و با هزینه و زمان بیشتر به ایران بازمیگردد. این یعنی بازی دادن خود با دست خود.
در مرزهای زمینی، اوضاع بدتر است. به جای ایجاد شبکه ترانزیت قانونی و صنعتی با همسایگان، هزاران کولبر بارهایشان را از مسیرهای کوهستانی و مرگبار عبور میدهند. این نه فقط فاجعه انسانی است، بلکه نماد شکست مطلق دیپلماسی اقتصادی و گمرکی است؛ کشوری که میتوانست با یک امضا میلیاردها دلار تجارت قانونی داشته باشد، حالا به شانههای خمیده مردمش چشم دوخته است.
بلندگوهای حاکمیت همچنان نسخه کهنه «بستن تنگه هرمز» را تکرار میکنند. اگر این تهدیدها در قرن نوزدهم مطرح میشد، شاید بازدارنده بود؛ اما امروز؟ در جهانی که زنجیره تأمین انرژی با خطوط لوله جایگزین مدیریت میشود، بستن تنگه هرمز شبیه اعلام ورشکستگی سیاسی است، نه نمایش قدرت.
کانال سوئز در ۱۹۵۶ به خوبی درس داد؛ وقتی مصر ملیسازی کرد، قدرتهای غربی مسیرهای جایگزین را فورا فعال کردند. کانال سوئز هیچگاه اهرم فشار مطلق نشد. تهدید بستن تنگه هرمز فقط اعراب را به ساخت مسیرهای جایگزین و فراری دادن سرمایهها سوق داد.
این یعنی وقتی شاهراههای تازه ساخته نمیشود، شاهراههای موجود را هم با دست خود میبندند. همان منطق شکستخورده قرن گذشته که خیال میکند با قهر میتوان قدرت داشت، در حالی که قرن بیستویکم بر شبکهسازی، تعامل و ادغام اقتصادی بنا شده است.
مشکل فقط کهولت سن تصمیمگیران نیست؛ مشکل اعتیاد مزمن به توهمات گذشته است. کسانی که هنوز خیال میکنند با شعار میتوان جهان را تغییر داد، پشت فرمان اتوبوسی نشستهاند که ۹۰ میلیون سرنشین دارد و هر روز جاده تنگتر میشود.
کشوری با ۱۵ همسایه و موقعیت بینظیر ترانزیتی، به جای مرکز کریدورهای منطقه، در حاشیه ایستاده و عبور رقبایش را تماشا میکند. دالان زنگزور، تنگه هرمز یا هر مسیر حیاتی دیگر فقط برای کشوری سودآور است که بداند قدرت امروز از قرارداد، بازار و سرمایه میآید، نه از بستن دروازهها و کشیدن دیوار.
تا وقتی سیاست در دست کسانی است که با خاطرات قدرتهای گذشته زندگی میکنند، هر دالانی بسته میماند و هر تنگهای که باز است، فقط در خیال بسته میشود. این وضعیت نه از دشمن، که از رهبرانی نشأت میگیرد که حتی در آینه هم جهان را نمیبینند.
🎥آمریکا توسط سفیرش در ترکیه در حال ساختن یک خاورمیانه جدید با محوریت اسرائیل و ترکیه و زیر سلطه اسرائیل است که در آن همه چیز باید علیه ایران و در خدمت فروپاشی درونی ایران باشد
✅توماس باراک، سفیر آمریکا در ترکیه فقط دیپلمات نیست، طراح نقشهجدید خاورمیانه است/او از خزر تا مدیترانه در حال ساختن جبههای تازه است؛ ترکیه و اسرائیل در مرکز آن، و هدف نهاییاش ایران میباشد/از قفقاز تا لبنان، از سوریه تا خلیج فارس، همه چیز دارد در چارچوب یک نقشه واحد چیده میشود/آمریکا میخواهد با دست دیگران، ایران را محاصره کند، نه با جنگ مستقیم بلکه با ائتلافها، ترورها و فشارهای پنهان/نام این طرح را «خاورمیانهی جدید» گذاشتهاند؛ نظمی که قرار است زیر سلطهاسرائیل شکل بگیرد/حتی از اتحادی قومیتی سخن میگویند؛ اتحادی که ظاهرش صلح اما هدفش شکستن ایران از درون است/این همان نقشهای است که قرنها پیش، صفویان در برابرش ایستادند و امروز دوباره زنده شده است...
✅توماس باراک، سفیر آمریکا در ترکیه فقط دیپلمات نیست، طراح نقشهجدید خاورمیانه است/او از خزر تا مدیترانه در حال ساختن جبههای تازه است؛ ترکیه و اسرائیل در مرکز آن، و هدف نهاییاش ایران میباشد/از قفقاز تا لبنان، از سوریه تا خلیج فارس، همه چیز دارد در چارچوب یک نقشه واحد چیده میشود/آمریکا میخواهد با دست دیگران، ایران را محاصره کند، نه با جنگ مستقیم بلکه با ائتلافها، ترورها و فشارهای پنهان/نام این طرح را «خاورمیانهی جدید» گذاشتهاند؛ نظمی که قرار است زیر سلطهاسرائیل شکل بگیرد/حتی از اتحادی قومیتی سخن میگویند؛ اتحادی که ظاهرش صلح اما هدفش شکستن ایران از درون است/این همان نقشهای است که قرنها پیش، صفویان در برابرش ایستادند و امروز دوباره زنده شده است...
به بهانهی قطعی آب!
این "ما"ی بدون مزیت رقابتی!
مزیت رقابتی مفهومی بود که در چند دههی پیش نقل محافل اقتصادی و سیاسی بود. زمانی مزیت رقابتیمان را نیروی کار ارزان و منابع فراوان و طبیعی میدانستیم!
برق و گاز و حتی آب فراوان داشتیم و کنار زاینده رود کارخانه فولاد تاسیس کردیم!
نیروی کار ارزان ( در مقایسه با دنیا)، جوان و تحصیلکرده و با انگیزه داشتیم. در دههی ۷۰ هم امیدمان زنده شد که با دنیا در صلحیم.
نفت و مواد معدنیمان تمام نشدنی به نظر میرسیدند. شرکتهای بزرگ و بنیادین بورسی ما از صنایع معدنی و نفت و گاز و پتروشیمی بودند.
حالا همان مزیتها را تبدیل به نقطه ضعف و تهدید کردهایم.
نیروی کار در حال مهاجرت است.
ریسک سیاسی افزایش یافته است.
صنایع بزرگ زمینگیر شده اند و یا درگیر کمبود برق و آب و گاز هستند و یا نیاز به تکنولوژی جدید دارند و با تداوم تحریمها کاری از پیش نمیبرند.
من از صنعت توریسم هم چشم پوشی میکنم! صنعتی که بسیاری از کشورهای آسیایی کوچک را متحول کرده و همین همسایه ما ترکیه را نجات داده است!
بالا و پایین این کشور دریاست، به آبهای آزاد دسترسی دارد، روی کمربند مواد معدنی دنیا قرار دارد، نفت و گاز فراوان دارد، تاریخ دارد، فرهنگ دارد، طبیعت دارد و در واقع همه چیز دارد و انگار هیچ چیز ندارد. برق ندارد. گاز ندارد و حالا هم آب ندارد!
کدام توسعهای بر بستر این کمبودها و فشارها قرار است اتفاق بیفتد؟
ما چه مدلی از توسعه را در پیش گرفتهایم که هم پیشرفت نکردیم و هم منابعمان تمام شده است!
این "ما"ی بدون مزیت رقابتی!
مزیت رقابتی مفهومی بود که در چند دههی پیش نقل محافل اقتصادی و سیاسی بود. زمانی مزیت رقابتیمان را نیروی کار ارزان و منابع فراوان و طبیعی میدانستیم!
برق و گاز و حتی آب فراوان داشتیم و کنار زاینده رود کارخانه فولاد تاسیس کردیم!
نیروی کار ارزان ( در مقایسه با دنیا)، جوان و تحصیلکرده و با انگیزه داشتیم. در دههی ۷۰ هم امیدمان زنده شد که با دنیا در صلحیم.
نفت و مواد معدنیمان تمام نشدنی به نظر میرسیدند. شرکتهای بزرگ و بنیادین بورسی ما از صنایع معدنی و نفت و گاز و پتروشیمی بودند.
حالا همان مزیتها را تبدیل به نقطه ضعف و تهدید کردهایم.
نیروی کار در حال مهاجرت است.
ریسک سیاسی افزایش یافته است.
صنایع بزرگ زمینگیر شده اند و یا درگیر کمبود برق و آب و گاز هستند و یا نیاز به تکنولوژی جدید دارند و با تداوم تحریمها کاری از پیش نمیبرند.
من از صنعت توریسم هم چشم پوشی میکنم! صنعتی که بسیاری از کشورهای آسیایی کوچک را متحول کرده و همین همسایه ما ترکیه را نجات داده است!
بالا و پایین این کشور دریاست، به آبهای آزاد دسترسی دارد، روی کمربند مواد معدنی دنیا قرار دارد، نفت و گاز فراوان دارد، تاریخ دارد، فرهنگ دارد، طبیعت دارد و در واقع همه چیز دارد و انگار هیچ چیز ندارد. برق ندارد. گاز ندارد و حالا هم آب ندارد!
کدام توسعهای بر بستر این کمبودها و فشارها قرار است اتفاق بیفتد؟
ما چه مدلی از توسعه را در پیش گرفتهایم که هم پیشرفت نکردیم و هم منابعمان تمام شده است!
🔥3
✨ قلبت را سبک کن؛ گذشته را رها کن تا آینده لبخند بزند ✨
🌹
گاهی رنجها و دلخوریهایی که سالهاست در دل نگه داشتهای،
بیشتر از هر چیز دیگری تو را خسته میکنند.
عصبانیت آرامآرام درونت خانه میسازد
و بیصدا سلامت و آرامش را میبلعد.
اگر میخواهی کمتر عصبانی شوی،
اول باید بارهای قدیمی را زمین بگذاری.
اسم تمام کسانی را که از آنها دلگیر بودهای یادداشت کن
و برای هر کدام یک نامهی کوچکِ «بخشش» بنویس؛
نامهای که قرار نیست کسی بخواند…
اما میتواند دل خودت را آرامتر کند.
هر وقت یادت افتاد،
به خودت بگو:
«آنها الان مشغول زندگیشان هستند؛
این فقط منم که اگر خشم را نگه دارم،
روحم را کدر میکنم.»
زندگی کردن در خاطرات تلخ،
فقط انرژی امروزت را میگیرد.
آدمها را همانطور که هستند بپذیر،
و بگذار هر اتفاقی که گذشته…
واقعاً بگذرد.
🌿
ذهنت را از غبار ناراحتیها پاک کن،
قلبت را سبک کن
و قدم بگذار در روزهای روشنِ پیشِ رو
🌹
گاهی رنجها و دلخوریهایی که سالهاست در دل نگه داشتهای،
بیشتر از هر چیز دیگری تو را خسته میکنند.
عصبانیت آرامآرام درونت خانه میسازد
و بیصدا سلامت و آرامش را میبلعد.
اگر میخواهی کمتر عصبانی شوی،
اول باید بارهای قدیمی را زمین بگذاری.
اسم تمام کسانی را که از آنها دلگیر بودهای یادداشت کن
و برای هر کدام یک نامهی کوچکِ «بخشش» بنویس؛
نامهای که قرار نیست کسی بخواند…
اما میتواند دل خودت را آرامتر کند.
هر وقت یادت افتاد،
به خودت بگو:
«آنها الان مشغول زندگیشان هستند؛
این فقط منم که اگر خشم را نگه دارم،
روحم را کدر میکنم.»
زندگی کردن در خاطرات تلخ،
فقط انرژی امروزت را میگیرد.
آدمها را همانطور که هستند بپذیر،
و بگذار هر اتفاقی که گذشته…
واقعاً بگذرد.
🌿
ذهنت را از غبار ناراحتیها پاک کن،
قلبت را سبک کن
و قدم بگذار در روزهای روشنِ پیشِ رو
مقصران جدید خشکسالی!
🖌احمد زیدآبادی
امام جمعهٔ قم بارشهای اخیر را نتیجهٔ اقامهٔ نماز باران دانسته است.
از سخنان امام جمعهٔ قم دو نتیجه میتوان گرفت. اول اینکه بارش نزولات آسمانی ربطی به نوع حجاب بانوان ندارد!
دوم اینکه، اگر کشور تاکنون دچار خشکسالی بوده، مقصر مستقیمش همین کسانی هستند که میتوانند با خواندن نماز باران سبب بارش برف و باران شوند، اما در این زمینه کاهلی کردهاند!
از این به بعد هم هرگاه بارش کم یا قطع شد، تقصیر آنهاست که به موقع نماز باران را برگزار نمیکنند!
به هر حال اگر قرار باشد عدهای بارش باران را هم به کار خود نسبت دهند، خواه ناخواه کمبارشی و بیبارشی هم باید به حساب آنها نوشته شود!
🖌احمد زیدآبادی
امام جمعهٔ قم بارشهای اخیر را نتیجهٔ اقامهٔ نماز باران دانسته است.
از سخنان امام جمعهٔ قم دو نتیجه میتوان گرفت. اول اینکه بارش نزولات آسمانی ربطی به نوع حجاب بانوان ندارد!
دوم اینکه، اگر کشور تاکنون دچار خشکسالی بوده، مقصر مستقیمش همین کسانی هستند که میتوانند با خواندن نماز باران سبب بارش برف و باران شوند، اما در این زمینه کاهلی کردهاند!
از این به بعد هم هرگاه بارش کم یا قطع شد، تقصیر آنهاست که به موقع نماز باران را برگزار نمیکنند!
به هر حال اگر قرار باشد عدهای بارش باران را هم به کار خود نسبت دهند، خواه ناخواه کمبارشی و بیبارشی هم باید به حساب آنها نوشته شود!
Forwarded from جبهه اصلاحات ایران
آقایان مخالف اینترنت! دیگ خشم مردم را جوش نیاورید
✍محمد مهاجری
🔹چندصباح دیگر نگویید کاش زودتر میفهمیدیم. همین الان هم برای فهمیدنش دیر است.
🔹بازی ای که با اینترنت می کنید، نتیجهاش نارضایتی عمومی میلیونها ایرانی است که نان شان را با این وسیله درمیآورند. همین تورم و رکود و بیکاری بس است. راه نفس معیشت شان را بیش از این نبندید.
🔹اگر به زعم شما باز بودن اینترنت، راه ورود دشمن است (که هنوز نتوانسته اید ثابت کنید) گذاشتن پایتان روی شلنگ اینترنت، میلیونها ایرانی را از قالب دوست بیرون میبرد و خدا نکند به دشمن تبدیل شوند.
🔹اگر اعضای شورایعالی فضای مجازی مرد هستند بیایند توی مترو و خیابان و میدانترهبار و دانشگاه و حتی مسجد و حوزه علمیه و استدلالشان را در باره محدودیتهایی که برای اینترنت درست کرده اند به شهروندان بگویند و جواب انها را بشنوند. البته که حتی یک مرد در میان انها یافت نمیشود که چنین شجاعتی داشته باشد.
🔹اعتراض بعدی را از همین حالا شما دارید کلید میزنید. بعدا به گردن دشمن نیندارید. مسئولیتش گردن خودتان است.
🔹این نوشتم تا بماند یادگار!
@jebheslahateiran
✍محمد مهاجری
🔹چندصباح دیگر نگویید کاش زودتر میفهمیدیم. همین الان هم برای فهمیدنش دیر است.
🔹بازی ای که با اینترنت می کنید، نتیجهاش نارضایتی عمومی میلیونها ایرانی است که نان شان را با این وسیله درمیآورند. همین تورم و رکود و بیکاری بس است. راه نفس معیشت شان را بیش از این نبندید.
🔹اگر به زعم شما باز بودن اینترنت، راه ورود دشمن است (که هنوز نتوانسته اید ثابت کنید) گذاشتن پایتان روی شلنگ اینترنت، میلیونها ایرانی را از قالب دوست بیرون میبرد و خدا نکند به دشمن تبدیل شوند.
🔹اگر اعضای شورایعالی فضای مجازی مرد هستند بیایند توی مترو و خیابان و میدانترهبار و دانشگاه و حتی مسجد و حوزه علمیه و استدلالشان را در باره محدودیتهایی که برای اینترنت درست کرده اند به شهروندان بگویند و جواب انها را بشنوند. البته که حتی یک مرد در میان انها یافت نمیشود که چنین شجاعتی داشته باشد.
🔹اعتراض بعدی را از همین حالا شما دارید کلید میزنید. بعدا به گردن دشمن نیندارید. مسئولیتش گردن خودتان است.
🔹این نوشتم تا بماند یادگار!
@jebheslahateiran
Forwarded from جبهه اصلاحات ایران
✍️تفکّر
مذاکرات امروز مانند قبل که دیپلمات ها از همدیگر قَهر بودند با زحمات بی وقفه و رفت آمدهای پی در پی وزیر خارجه عمان برگزار شد !!!
دنیا از قَهر ایران و آمریکا و چنین مذاکره ایی حیران مانده اند !
آیا نمیشد دیپلمات ها کنار رئیسان شان در پایتخت ها می نشستند و پیام ها رو از طریق مجازی و ایمیل وزیر عمانی رد و بدل میکردند؟
شاید این بهترین نتیجه را دربر می داشت ،
و دنیا و مردم رو هم بازیچه خود نمیکردند.
@jebheslahateiran
مذاکرات امروز مانند قبل که دیپلمات ها از همدیگر قَهر بودند با زحمات بی وقفه و رفت آمدهای پی در پی وزیر خارجه عمان برگزار شد !!!
دنیا از قَهر ایران و آمریکا و چنین مذاکره ایی حیران مانده اند !
آیا نمیشد دیپلمات ها کنار رئیسان شان در پایتخت ها می نشستند و پیام ها رو از طریق مجازی و ایمیل وزیر عمانی رد و بدل میکردند؟
شاید این بهترین نتیجه را دربر می داشت ،
و دنیا و مردم رو هم بازیچه خود نمیکردند.
@jebheslahateiran