تو برنامه غذایی جدیدم یکی دو روز صبحونه دو قاشق کره بادوم زمینی دارم؛ و دو سه روز 16 ساعت فستینگ، فکر کنم حدوداً یک ماه هار و وحشی و گشنهترین اِنسان تاریخ باشم.
🤡27❤3👍2🎃2👎1🍓1
آنقدر سرد شده که وقتی دستشویی میرم هم یخ میکنم ولی بازم سگ زمستون رو به تابستان ترجیح میدم.
👏43👍21🍓5🤝2❤1👎1🖕1🎃1
ژانر جدید توییتر رو دیدید؟!
کاپلها دارن عکسهای مربوط به مهاجرتی که باهم کردند رو میذارن. عجب اَنگیزهای گرفتم؛ افسردگی هم همینطور. 🥲
کاپلها دارن عکسهای مربوط به مهاجرتی که باهم کردند رو میذارن. عجب اَنگیزهای گرفتم؛ افسردگی هم همینطور. 🥲
🙏46😭28👍7👌4👎3❤2🔥1😢1🥱1🍓1
مهاجرت خوبه، مسیر مهاجرت خیلی خوبه، پارتنر خوبه، هر مسیری با پارتنر خیلی خوب و دلچسب و دلپذیره؛ حالا ببین مهاجرت با پارتنر عجب چیز نابیه!
👍71💩3👎2🌚2🤣2🍓1🎃1
از دیشب تا صبح واسه امتحانی که داشتم خوندم و وای، چقدر حال میده آدم جواب سؤالات رو بلد باشه و کلی بنویسه. 🥲
😍104👍22🤣7❤3🥴3🐳1🍓1🎃1
باور بفرمائید من کلی تحقیق کردم و با آدمها صحبت کردم تا به این نتیجه رسیدم که " باید خودت مهم باشی تا ناراحتیت هم مهم باشه. "
😢37👍26❤2💅2🐳1🎃1🫡1
نکته بعدی این هستش که با آدمهای فراموشکاری زندگی میکنیم؛ دائم یادشون میره کی چیکار کرده و کی چیکار نکرده. دائم باید خودمون رو یادآوری کنیم.
👍25🤡5❤1🤯1🙏1💔1🎃1
اصلیترین نکته ژانر جدید توییتر، داشتن هدف بزرگ و مشترک تو رابطهاست. خوشحالم که رابطهام این ویژگی رو داره.
❤31👏5🍓3🌚2👎1🎃1🤝1
Forwarded from مستاجر پلاک ١٢ (hamed)
نیاز دارم محیطِ اطرافم رو خاموش کنم. زمان وایسه، و تا اطلاع ثانوی فقط بغل بشم.
👍15🤝2
پدر و پسر وارد مغازه شدن. پسر بستنی و آب کوچیک برداشت و پدر در مغازه درحال گشتن و نگاه به قفسه محصولات بهداشتی و لبنی بود. پسر چهار بار تا جلوی در رفت و پدر بهش گفت برگرد، دو بار هم تا جلوی پله ها رفت و پدر رفت بغلش کرد و آوردش داخل. پدر خم شد تا از پایین یخچال پنیر ورداره که بچه رفت بیرون؛ پله اول رو خودش رفت و دو سه تا پله باقی مونده رو روی هوا بود. وقتی زمین خورد؛ پدر در یخچال رو کوبید؛ پلاستیک وسایل رو رها کرد و دو دستی کوبید تو سرش. مادر بعد از خاموش کردن گوشی آمد بیرون و بچه رو بغل کرد. بچه تو بغل مادر بود؛ پدر هم داشت خیلی ناراحت، مستاصل، آشفته و پریشان به مادر و پیشونی بچه نگاه میکرد. من هم تیک پایین چشم و وسط اَبروم فعال شده بود. مادر کاملاً یهویی محکم زد تو شونهی مرد و گفت خاک تو سرت، از بچهات نمیتونی مراقبت کنی و رفت توی ماشین نشست؛ قبل از اونهم بچه رو گذاشت صندلی عقب! پدر برگشت تو مغازه تا حساب کتاب کنه، استرس گرفته بود و اَندوه خیلی زیادی تو چهرهاش مشخص بود. گفتم رمز؟! گفت بیست و سه [ آمدن یک قطره اَشک به همراه بغض ] چهل و چهار.
😢87💔31😭12😐5❤🔥1👍1💯1🎃1
عمیقاً و شدیداً خستهام.
رابطه رو میچسبی؛ دانشگاه میاُفته؛ دانشگاه رو میچسبی؛ به کارت نمیرسی؛ کار و رابطه رو میچسبی؛ برنامه باشگاه رو اشتباه میزنی، برنامه باشگاه رو درست میزنی و کارت رو درست اَنجام میدی؛ دوستات مهاجرت میکنند. با مهاجرت دوستات کنار میای و درس میخونی؛ یادت میره قرصات رو بخوری. قرصات رو میخوری و رابطهات رو درست پیش میبری پارتنرت وارد pms میشه. Pms پارتنرت تموم میشه؛ با مهاجرت کناری میای؛ درست رو میخونی؛ برنامه غذایی و باشگاه رو درست پیش میبری یهو شماره غریبه زنگ میزنه. جواب میدی؛ کسی که چهار سال پیش باهاش تو رابطه بودی میگه: مست بودم یادت اُفتادم. بابا وِل کنید من یکی رو. نمیخوام باشم؛ توان اِدامه دادن ندارم. کوچیک و نحیف و طفلکی هستم. ایرانی و دانشجو و بیپول هستم.
رها کنید من رو.
رابطه رو میچسبی؛ دانشگاه میاُفته؛ دانشگاه رو میچسبی؛ به کارت نمیرسی؛ کار و رابطه رو میچسبی؛ برنامه باشگاه رو اشتباه میزنی، برنامه باشگاه رو درست میزنی و کارت رو درست اَنجام میدی؛ دوستات مهاجرت میکنند. با مهاجرت دوستات کنار میای و درس میخونی؛ یادت میره قرصات رو بخوری. قرصات رو میخوری و رابطهات رو درست پیش میبری پارتنرت وارد pms میشه. Pms پارتنرت تموم میشه؛ با مهاجرت کناری میای؛ درست رو میخونی؛ برنامه غذایی و باشگاه رو درست پیش میبری یهو شماره غریبه زنگ میزنه. جواب میدی؛ کسی که چهار سال پیش باهاش تو رابطه بودی میگه: مست بودم یادت اُفتادم. بابا وِل کنید من یکی رو. نمیخوام باشم؛ توان اِدامه دادن ندارم. کوچیک و نحیف و طفلکی هستم. ایرانی و دانشجو و بیپول هستم.
رها کنید من رو.
👍78😭29💔7🤝5😢4❤🔥1❤1👌1🥴1🎃1
در آغوشم بگیر و نجاتم بده؛ قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینهها میبینمش.
:colonel
:colonel
X (formerly Twitter)
Colonel (@bitabetoam) on X
در آغوشم بگیر و نجاتم بده؛ قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینهها میبینمش.
😢22💔5💘2🐳1