دو در یک
تو تاریکی آروم آروم رفتم تو اتاقش و گفتم داری چیکار میکنی؟! مکث کرد؛ صدای غورت شاید هم قورت دادن آب تو دهنش آمد و گفت دارم نقاشی میکشم؛ گفتم نقاشی؟! این وقت شب؟! چرا؟! گفت چون داشتم لبخندش رو فراموش میکردم؛ لبخند عمیقی زدم و گفتم خوشبهحالش، خیلی خوبه…
دیرتر از شب قبل و احتمالا دیرتر از شبِ بعد آمدم خونه و بالا سرش نشستم؛ یک دو سه چهار پنج شیش هفت هشت نُه ده، یک دو سه چهار پنج... نیم ساعت چهل دقیقه شده بود که از یک تا ده دائم نفساش رو میشِمُردم؛ میدونی چرا؟! چون تمرکزم وقتی اینطوری میشُمردم بیشتر بود و مثلا اگر میگفتم هزار و صد و بیست و چهار قاطی میکردم؛ بگذریم.
هوا اَبری بود؛ هم هوای بیرون از پنجره و هم هوای داخل خونه، از پنجره هم هم پنجرهی خونه منظورم هستش و هم قلبم، لب هام رو گاز میگرفتم؛ کف دستامم مثل همیشه عرق کرده بود؛ يعني ممکنه خوشش نیاد؟! بالاخره بیدار شد و اسمم رو صدا کرد؛ لبام که تا چند ثانیه پیش بین دندونام داشتن عذاب میکشیدن آروم آروم از دو سمت کشیده شدن و برگشتم به سمتش، ببین خیلی باید زیبا باشی که بعد از خواب تو تاریکی و هوای اَبری هم قشنگ باشی. داشتم میگفتم؛ اسمم رو صدا کرد و برگشتم و بهم گفت قرار نیست بخوابی؟! گفتم منتظر تو بودم؛ تو خواب و بیداری گفت منتظر من؟! یک دو سه چهار پنج آره منتظر تو بودم؛ گفت حالا چه خبره؟! جعبه رو از پایین تخت آوردم بالا و بهش دادم گفتم بیا، این برای تو هستش خانوم خانوم کوچولو، چهار پنج شیش هفت هشت... واسه من؟! آره واسه تو، چه جالب، چیه توش؟! بازش کن؛ دستاش شروع کرد به رقصیدن، رقصیدن دست ها هنگام باز کرد کادو خیلی زیباست؛ بازش کرد و گفت اینکه خالیه، گفتم آره خالیه میدونی جریانش چیه؟! هفت هشت نه ده یک دو سه... نَه بگو چیه، چقدر هم بوش خوبه، بوی چوب رو دوست دارم؛ معمولا من دستاش رو هیچ وقت نمیگرفتم چون دستام عرق میکرد و همیشه این احتمال رو میدادم اون بَدش بیاد؛ مثل همیشه خودش دستم رو گرفت و گفت بگو حالا، گفتم این جعبه واسه من ارزش زیادی داره؛ گفت چطور؟! خیلی ساده هستش که، گفتم سال نُهُم بود فکر کنم؛ گفت خب؟! گفتم اینو اون موقع واسه درس کار و فناوری ساخته بودم و امروز که رفتم مدرسه بعد از چند سال بهم دادن؛ پنج شیش هفت... میخوام بدم به تو، واسه تو، فقط ازت میخوام ارزشمند ترین چیزِ زندگیت رو توش بذاری؛ باشه؟! گفت باشه و جفتمون رفتیم تو جعبه خوابیدیم؛ واسه همیشه خوابیدیم.
هوا اَبری بود؛ هم هوای بیرون از پنجره و هم هوای داخل خونه، از پنجره هم هم پنجرهی خونه منظورم هستش و هم قلبم، لب هام رو گاز میگرفتم؛ کف دستامم مثل همیشه عرق کرده بود؛ يعني ممکنه خوشش نیاد؟! بالاخره بیدار شد و اسمم رو صدا کرد؛ لبام که تا چند ثانیه پیش بین دندونام داشتن عذاب میکشیدن آروم آروم از دو سمت کشیده شدن و برگشتم به سمتش، ببین خیلی باید زیبا باشی که بعد از خواب تو تاریکی و هوای اَبری هم قشنگ باشی. داشتم میگفتم؛ اسمم رو صدا کرد و برگشتم و بهم گفت قرار نیست بخوابی؟! گفتم منتظر تو بودم؛ تو خواب و بیداری گفت منتظر من؟! یک دو سه چهار پنج آره منتظر تو بودم؛ گفت حالا چه خبره؟! جعبه رو از پایین تخت آوردم بالا و بهش دادم گفتم بیا، این برای تو هستش خانوم خانوم کوچولو، چهار پنج شیش هفت هشت... واسه من؟! آره واسه تو، چه جالب، چیه توش؟! بازش کن؛ دستاش شروع کرد به رقصیدن، رقصیدن دست ها هنگام باز کرد کادو خیلی زیباست؛ بازش کرد و گفت اینکه خالیه، گفتم آره خالیه میدونی جریانش چیه؟! هفت هشت نه ده یک دو سه... نَه بگو چیه، چقدر هم بوش خوبه، بوی چوب رو دوست دارم؛ معمولا من دستاش رو هیچ وقت نمیگرفتم چون دستام عرق میکرد و همیشه این احتمال رو میدادم اون بَدش بیاد؛ مثل همیشه خودش دستم رو گرفت و گفت بگو حالا، گفتم این جعبه واسه من ارزش زیادی داره؛ گفت چطور؟! خیلی ساده هستش که، گفتم سال نُهُم بود فکر کنم؛ گفت خب؟! گفتم اینو اون موقع واسه درس کار و فناوری ساخته بودم و امروز که رفتم مدرسه بعد از چند سال بهم دادن؛ پنج شیش هفت... میخوام بدم به تو، واسه تو، فقط ازت میخوام ارزشمند ترین چیزِ زندگیت رو توش بذاری؛ باشه؟! گفت باشه و جفتمون رفتیم تو جعبه خوابیدیم؛ واسه همیشه خوابیدیم.
❤86🤔7🐳4🔥3💩3👍2👎1🤮1💔1😭1🤪1
کاش دوستانی میکسر آنقدر وسط میکس صحبت نکنند؛ داره میگه همینننننننن خوبهههه که آروووومی یهو اون وسط میگه ریمیکس ساخته شده توسط دیجی کریم؛ خب خفهخون بگیر.
👍93🤣20😱1🐳1🍌1👾1
گفت آره آره از اون خوباش، با خنده گفتم vip?! گفت آره آره، همونایی که همیشه خودت باهاش میری؛ گفتم باشه واست میگیرم. چند دقیقهای گذشت و دوباره زنگ زد؛ گفت پیدا کردی؟! گفتم نه والا از اونایی که میخوای نبود فقط معمولی گفت واقعا؟! یعنی از اینجا تا فُلان جا یک دونه بلیط Brt نیست؟! با خنده و صدای بلند گفتم vip بابا vip، با خنده بلندتر گفت خودم میدونم واسه این گفتم تو بخندی. گفتم ای بابا از دست تو پیرزن پر حاشیه، مادر بزرگ واقعا جالب.
❤🔥115❤8👍2😱1🐳1🍌1👾1
یاد بگیر کنش های همه نسبت به انسان ها مخصوصا دوستات مثل تو نیست و واکنش دوستات نسبت به اون واکنش جلوی فُلان شخص، ممکنه هزار درجه با واکنش دوستت جلوی تو فرق داشته باشه.
👌68🤔6👍5❤2👾2😱1🐳1🍌1
رفتم سیگار بخرم به طرف گفتم وا، مشتی بقیه جاها 40 میدن تو چرا میدی 44?! گفت اینو داری با بقیه جاها یکی میکنی؟! این تازه تره بیا بو کن ببین عجب بوی شرابی میده؛ گفتم شراب؟! طعم سیب آوردی.
🙉48🤣35🤯5🤔2👾2👍1👎1😱1💩1🍌1💔1
هیچ وقت به موقع درس های زندگي رو یاد نگرفتم. وایستا بیشتر واست توضیح بدم؛ ببین یکسری دروس هستش تو زندگي که تو سنین مختلف ناخواسته یادش میگیری؛ یکسری پنج سالگی، یکسری دوازده سالگی، یکسری هیجده، یکسری بیست به بعد و همینطوری برو بالا؛ من هیچ وقت به موقع از زندگیم درس نگرفتم.
👍62💔7🐳4👾2😱1💋1
دو در یک
هیچ وقت به موقع درس های زندگي رو یاد نگرفتم. وایستا بیشتر واست توضیح بدم؛ ببین یکسری دروس هستش تو زندگي که تو سنین مختلف ناخواسته یادش میگیری؛ یکسری پنج سالگی، یکسری دوازده سالگی، یکسری هیجده، یکسری بیست به بعد و همینطوری برو بالا؛ من هیچ وقت به موقع از…
ناراحتم بابتش؟! بله، شاگرد تنبل بودن خوب نیست؛ شاگرد تنبل بودن سر کلاس زندگي اصلا خوب نیست.
👍72😁1😱1🐳1
جلو آیینه گفت تو که لالایی بلدی چرا خودت نمیخوابی؟! درواقع واسه همیشه نمیخوابی؟!
💔61❤1😱1🐳1
الان یک چیزی فهمیدم و آخ قلبم درد گرفت؛ میدونستید اگر بتونیم روی ماه زندگی کنیم دیجه ماهی نیست که تو آسمون ببینیمش؟! درسته که از ماه بهترون اونجا ها میشه دید ولی آخه ماه خیلی بهتره. 😭
🌚181😭131😢13👍2🤯2🔥1🐳1
دو در یک
الان یک چیزی فهمیدم و آخ قلبم درد گرفت؛ میدونستید اگر بتونیم روی ماه زندگی کنیم دیجه ماهی نیست که تو آسمون ببینیمش؟! درسته که از ماه بهترون اونجا ها میشه دید ولی آخه ماه خیلی بهتره. 😭
افرادی که روز تاریخ تولدشون زوج هستش ریاکتیون ماه و افرادی که روز تاریخ تولدشون فرد هستش ریاکتیون گریه.
🌚351😭320👾4🐳3👏1🤯1😱1💩1
علاقه کودکان به کار تو سوپر مارکت واقعا زیاده پسر، یک دونه پاستیل ورداشت و بعد با دست اشاره کردم بیا بذارم تو پلاستیک و با حالت 😍😭😀 آورد داد به من و تا لحظهی آخر کل خرید ها رو از مامان و باباش میگرفت و میآورد میداد به من.
🐳67😭37😍23❤5😁2😱1
تا حالا به این توجه کردی فرآیند اولین سیگاری که بهت حس خوب و جالبی رو میده؛ تا وقتی که تبدیل یه یک انسان سیگاری میشی چرا آنقدر کوتاه هستش؟!
👍62👎13😭7🤔6😱1🐳1
مادربزرگم میخواد بره مسافرت و بی پولی یعنی با مامانم و داداشم نشست فوری برگزار کردیم مبنی بر اینکه کی تو 15 سال گذشته کمتر مسافرت رفته تا اون باهاش بره و متأسفانه بنده باختم.
💔110👍2🤔1😱1🐳1
دلتنگی هیچ ربطی به تنگی نداره و اینطوریه که کل وجودت رو مچاله میکنه.
🐳43👍16😭6😱1
اگر زندگی رو مهمونی در نظر بگیریم دوستان من گم شدم لطفا لوکیشن رو ارسال کنید.
👍82😁7🤔5😢2🌚2💔2🤝2🗿2😱1🐳1💅1
اگر زندگی رو مهمونی در نظر بگیریم خانواده من مثل همیشه رید توش.
👍85💅5💔3❤1😱1😢1🐳1🫡1