حامیان ایتام
9 members
11 photos
2 videos
5 links
شبکه ملی خیریه های حامی ایتام
Download Telegram
to view and join the conversation
جرج سجعان جرداق، نويسنده و روشنفكر مسيحي لبناني: اي روزگار، كاش مي توانستي تمام قدرت هايت را در خلق يك انسان بزرگ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع مي كردي و به جهان ما يك علي (ع) ديگر مي دادي.
ميلاد با سعادت حضرت اميرمومنان(ع) به شما نازنينان كه راه و كار علي گونه را سرلوحه زندگي خود قرار داده ايد تبريك و تهنيت عرض نموده و از خداوند منان و حضرت امير(ع) توفيق مستدام مسئلت داريم.
در آخر نه رنگ باقی می ماند و نه نژاد

تنها چیزی که باقی خواهد ماند

مهربانی است

🍃🍃🍃
مهربان باشیم و مهربانی را نشر دهیم

@bootorab_charity
ﻻﯾﮏ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮐﭙﯽ ﮐﺮﺩﻥ از هم ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ.
ﺍﻣﺎ...!
ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺩﺭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ
ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ، ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﺧﻢ ﺷﻮ
ﻭ ﺳﻨﮕﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ
ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺖ ﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﯼ،
ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ
ﮐﺴﯽ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺨﻮﺭﺩ...

ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺁﻥﻫﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﺴﯽ ﺳﻨﮕﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺸﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﻨﺪ...
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﮑﺮ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ...

ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻮﻗﻊ ﺭﺍ
ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﺑﺪﻩ.
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﻩﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ
ﻭ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﻘﯿﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺍﺯﺍﯼ ﭼﯿﺰﯼ -ﻫﺮ ﭼﯿﺰ- ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ
ﺧﯿﺮ ﺑﺮﺳﺎﻧﯽ!


ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺯﯾﺮ ﻓﺮﺵِ
ﺍﻗﻮﺍﻡ نیازمندت، ﭘﻮﻝ ﺑﮕﺬﺍﺭ
ﻭ ﻧﮕﺬﺍﺭﻫﺮﮔﺰ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ.

ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ ﺑﮕﻮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ، ﺗﺎ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ.
ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﺎﺳﺦ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻧﮕﺎﻩِ ﺗﺸﮑﺮﺁﻣﯿﺰﯼ ﻧﺒﻮﺩ.

ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ
‏«ﻓﻘﻂ‏» ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ...
ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ!
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﯽ ﻭ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼ...
ﺍﻣﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺁﺭﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﮐﻤﯿﺎﺏ!
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ
ﻣﺤﺒﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻭ ﺳﺎﺩﻩﻭ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ؟!
ﻻﯾﮏ ﺯﺩﻥ ﻭ ﮐﭙﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ
ﺑﻠﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ،
ﺍﻣﺎ...
ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ، ﻣهربانیﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻮﻗﻊ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. #مهربانی_تصادفی
مهربان باشیم و مهربانی را نشر دهیم. @bootorab_charity
💕پدران آسمانی روحتان شاد

وقتی که مُردی من خیلی بچه بودم. بهم می گفتن بابات رفته پیشِ خدا، رفته سفر... زود برمیگرده ... نمی دونستم مرگ چیه تا اینکه چند وقت بعدش وسط بازی کردن، دیدم دو سه تا از بچه های فامیل در گوشی حرف می زنن و منو نگاه میکنن. چند دقیقه بعد یکی شون اومد سمتمو پرسید:«علی راس میگن بابات مرده؟! ..» به تته پته افتاده بودم، گفتم دروغه، بابام رفته پیش خدا. اون نمرده!

بچه ها بهم خندیدن.. بغضم گرفته بود، دویدم رفتم خونه عمه منیر و اون شب تا صبح توو جام گریه کردم. اون روز اولین باری بود که فهمیدم از دست دادن یعنی چی. بعد از اون بازم هر روز رفتم توی کوچه و فوتبال بازی کردم که بهم نگن بچه یتیم ِ بی عرضه! ... یه مدت بعد هم رفتم مدرسه. وقتی که معلممون پرسید شغل پدر؟ با صدای بلند گفتم آقا اجازه رفته پیش خدا. اینو که گفتم دوباره همه بچه ها شروع کردن به پچ پچ کردن و در گوش همدیگه حرف زدن!.. دیگه همه می دونستن! وقتی که می رفتیم کلاسای بالاتر و معلم جدید سال بعد دوباره شغل پدرو می پرسید، همیشه یکی بود که قبل من جواب بده:«اجازه اقا، صابری بابا نداره.»

من از اونجا بود که فهمیدم، ادم نباید نداشته هاشو به کسی بگه ... از اونجا بود که فهمیدم مردن یعنی چی! وقتی لوح تقدیر شاگرد اولیمو گرفتم، مامانِ محمدی رو دیدم که نیشگونش میگرفت و میگفت نگا کن این بابا نداره ولی درس خونه!... اون موقع یاد گرفتم هرچیزیم که داشته باشی، آدما به نداشته هات بیشتر توجه میکنن! ...

خودمونیما بابا! شاید اگه اونقدر زود نمی رفتی، اگه بهم نمی گفتن بچه یتیم و بهم نمی خندیدن فوتبال بازی کردنم اونقد خوب نمی شد ... شاید ردیف اول نمی نشستم که در گوشی حرف زدن بقیه رو موقع سوال پرسیدنای اولِ سال نبینمو درس خون نمی شدم... بیچاره محمدی! شاید اگه تو بودی انقد بخاطر نمره های من از مامانش کتک نمی خورد... بابا؟ خوبی خودت؟... اومدم بگم دیگه ازت عصبانی نیستم ...
راستی امسال روز پدر، جات خیلی خالی بود...


@bootorab_charity

مهربان باشیم و مهربانی را نشر دهیم.
🍃🍃🍃
مهربانی میمیرد..... وقتی مادری به جای اینکه در خانه مشغول تربیت فرزند باشد، کنار امام زاده جوراب می فروشد....

مهربانی نابود میشود.....وقتی خواهری به جای نشستن پشت میز مدرسه، پشت خط عابر پیاده، اسفند دود می کند.....

مهربانی معنایی ندارد ......وقتی پدری به دلیل خالی بودن دستهایش، روی برگشت به خانه را ندارد.....

مهربانی گم میشود ....وقتی برادری برای تامین هزینه درمان خواهرش مجبور می شود، کلیه اش را بفروشد....

و گاه ما فقط انسان هایی هستیم که به وسعت دیدمان مهربانی را جار ميزنيم! به قول کنفسیوس حکیم؛ کلمات از معنای خود، سخت دور افتاده اند، بیاییم معانی را به کلمات، بازگردانیم @bootorab_charity مهربان باشیم و مهربانی را نشر دهیم.
با آن چیزهایی که به دست می آوریم زندگی می کنیم و با آنها که می بخشیم زندگی می سازیم.
فراخوان جذب داوطلب در موسسه خیریه عترت بوتراب @bootorab_charity
پیامبر اکرم(ص):
براى يتيم چون پدر مهربان باش، و بدان كه هر چه كِشت كنى همان مى دروى.
@bootorab_charity
Forwarded from کانال خيريه عترت بوتراب (Mahdi Safaei)
دومین جلسه شبکه ملی خیریه‌های حامی ایتام با حضور نمایندگان محترم موسسات خیریه ریحانه سعادت، حاج اکبر ابراهیمی، عترت فاطمی، چهارده معصوم اهواز و مرکز خیریه‌های مشهد به میزبانی موسسه خیریه عترت بوتراب در حال برگزاری است.


@bootorab_charity
http://www.bootorab.com/u/13I
Forwarded from کانال خيريه عترت بوتراب (خيريه عترت بوتراب)
تجلیل پیشکسوتان ورزش و امور خیریه از سید ناصر محمد سیدی، بنیان‌گذار موسسه خیریه عترت بوتراب:
"آمده‌ایم تا از خدمات این مرد تجلیل کنیم، چنین انسان‌هایی در کشور کم هستند، ما هم در خدمت اهداف شما هستیم."

در این جلسه محمدرضا طالقانی رئیس اسبق فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی ایران و سرپرست فدراسیون کشتی پهلوانی و ورزش باستانی، رضا رضوان مدیر روابط عمومی انجمن پیشکسوتان ایران و امیر هاشمی نماینده رئیس فدراسیون بسکتبال و رئیس اسبق فدراسیون دوچرخه‌سواری و آقای نوروزی خیر پیشکسوت، حضور دارند.

@bootorab_charity
http://www.bootorab.com/u/13L
داستان تولدی دوباره
امروز در قاب #ماه_عسل ادامه دارد؛
قابی که شاید با یک اتفاق خوب دیگر ماندگار شود.


با ما در #پرتو_مهر_امام_رضا همراه باشید.
@partomehrr
#بهشت_نام_دیگر_مهربانی_ماست
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌀فاصله ی ما آدمهای معمولی با معتادها بسيار كم است.

شايد به باريكي یک نخ
⭕️پس نه قضاوت کنیم و نه سرزنش

و بدانیم بهبودی این عزیزان در گروه مشارکت خانواده ها و جامعه است.
@partomehrr
#ماه_عسل
بازگشت سپید...

به خاطر دخترم...

این داستان ادامه دارد...

امروز ساعت ۱۹ تا ۱۹:۲۰ شبکه ۳

#ماه_عسل
در پرتو مهر امام رضا با ما همراه باشید.

@partomehrr
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در ازدحام اين همه ظلمت
بی کمترین کورسویی از امید

ديوار به ديوار
از لمس معطر ماه
به سايه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد اميد

#ماه_عسل
@partomehrr
#بهشت_نام_دیگر_مهربانی_ماست
پشت هر چراغ قرمز ته دلم خدا خدا مى كردم سمتم نيان...
بچه هايى كه فال مى فروشن شيشه تميز مى كنن يا دستفروشى مى كنن
تكليفت با بعضى ها روشنه
مثلاً اون زنايى كه يه بچه به پشتشون بستن و احتمال صد در صد! مى دى كه بچه خودشون نيست
اما اين "كودكان كار"...

هميشه كنار شيشه كه ميان يه ترديد و دودلى با خودشون ميارن
دلت كباب مى شه از چهره كثيف ولى معصومشون
ازونايى كه حتى قدشون به سختى به شيشه ماشين مى رسه
و از التماس هاشون...

اما فكر مى كنى گيرم كه ازت بخرم چه كمكى بهت كردم جز اينكه سردسته قلدرت رو قلدرتر كردم؟!

يه مدتى اولين چيزى كه به ذهنم مى رسيد اين بود كه تو كيفم چى دارم بدم بخوره كه لااقل مطمئن باشم سهم خودش مى شه!

تا اينكه يه روز در همين كشمكش با خودم، مغلوب شدم و از يكيشون دو جفت جوراب بى كيفيت بُنجل به دو برابر قيمت خريدم.

داشتم مى رفتم كه پشت سرم داد زد:
"ممنون خاله ايشالا برى مكه!"

چهره معصوم و صداش، عجيب تو ذهنم حك شد و دلم رو تكون داد
يا شايد باورم رو...

انگار تا قبلش ناخودآگاه به اين بچه ها به چشم بزهكاران بالقوه نگاه مى كردم يا قربانيان جبر اجتماعى
اما اون روز اون پسر انگار نمونه عجيبى بود از صنف! خودش كه ديدم رو كلاً تغيير داد

ازون به بعد ديگه سر چهارراه ها دل دل نمى كنم كه نياين سمت من!
منتظرشونم چون مى دونم بايد بهشون چى بدم...
عزت نفس، احترام، نگاه هم سطح و مهربانانه

ديگه حواسم هست وقتى نزديك مى شن شيشه رو بالا ندم يا با تندى و كم محلى جواب ندم
يه لبخند، يه خدا قوت پهلوون! يا يه خوراكى با جمله بفرما نوش جون كن!
مى تونه به جاى كينه از طبقه سواره! به جاى حس حقارت، بهش حس ارزشمندى و احترام بده

پولى كه من بهش بدم شايد هيچ جاى آينده ش رو تكون نده
اما احترام و عزت نفس، ديده شدن به عنوان يك انسان، شايد اين باور رو درش ايجاد كنه كه وجودش ارزشمنده و قابل احترام
و شايد اين يه روز يه جا تو زندگيش كمكش كنه جايگاه بهترى براى خودش بسازه.

رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم می‌فرمود: «شیعیان فقیر علی امیرالمومنین علیه السلام را کوچک نشمردید.
هر یک از آنها تعداد بسیار زیادی را شفاعت خواهد کرد.»

#بهشت_نام_دیگر_مهربانی_ماست

با ما در پرتو مهر امام رضا همراه باشید.
@partomehrr