همانندیاب
782 subscribers
110 photos
21 videos
2 files
114 links
در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.
Download Telegram
احتمالاً شنیده یا خوانده‌اید که واژهٔ #خمیراک در فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای pasta انتخاب شده‌است؛ اما، آنچه کمتر درباره‌اش گفته می‌شود، آن است که این معادل برای استفاده در نام غذا ساخته نشده، بلکه، مانند بسیاری از واژه‌های تخصصی، برای متخصصان برگزیده شده تا «انواع محصولات خمیری را که از آرد زبرِ گندم سخت و در طی مراحل مختلفِ خمیر کردن و رشته‌‏ای کردن و خشک کردن حاصل می‌شوند»، چنین بنامند.
گروه واژه‌گزینی تخصصی #علوم_و_فناوری_غذا در اوایل دههٔ ۱۳۸۰ با حضور متخصصانی چون زنده‌یاد دکتر مسعود کیمیاگر، دکتر سید ابوالقاسم جزایری، دکتر محمد شاهدی، دکتر پروین زندی، دکتر فروغ‌اعظم طالبان، و دکتر حسن لامع در فرهنگستان تشکیل شد. این گروه، در ابتدای فعالیت، بررسی واژه‌های مربوط به محصولات خمیری را در برنامهٔ کاریِ خود قرار داد و تصمیم گرفت که با فارسی‌سازی آن‌ها، کار را برای کاربران این اصطلاحات در دانشگاه‌ها و کارخانه‌های صنایع غذایی ساده‌تر و دقیق‌تر کند.
واژه‌های این مجموعه، که در دفتر اولِ واژه‌های مصوب در سال ۱۳۸۴ منتشر شده، عبارت‌اند از:
pasta خمیراک
macaroni نی‌رشته
spaghetti رِشتار
lasagna خمیربرگ

فرهنگستان تاکنون برای نام‌های غذاها معادل‌سازی نکرده‌ و برای غذاهای ملل، از‌جمله پیتزا و پاستا و لازانیا و اسپاگتی و ماکارونی معادل فارسی نساخته‌است.

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی

@kalamat_k
👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
✍🏼 وام‌گیری

درصورتی‌که در مقابل یک مفهوم نتوان در گنجینهٔ واژگانیِ زبان فارسی لفظ مناسبی یافت، می‌توان واژهٔ بیگانه‌ای را به وام گرفت. چنین واژه‌ای باید دو ویژگی داشته باشد: یکی اینکه در زبان مبدأ واژه‌ای بسیط باشد، و اگر هم بسیط نیست، ساختار صرفی آن چنان باشد که مانع از اعمال فرایندهای واژه‌سازی فارسی بر روی آن نشود؛ زیرا صِرفِ وام‌گیری زبان را تضعیف نمی‌کند، بلکه بی‌استفاده ماندن دستگاه واژه‌سازی است که به زبان آسیب می‌رسانَد. دیگر اینکه غالب متخصصان، غالباً به‌دلیل قدمت و گستردگی استفاده از برخی واژه‌های بیگانه، معادل‌یابی برای آن واژه را ضروری ندانند.
از اصول و ضوابط واژه‌گزینی فرهنگستان (نسخهٔ ۱۳۹۸)

https://t.me/cheshmocheragh
👍2
وام‌گیری

درصورتی‌که در مقابل یک مفهوم نتوان در گنجینهٔ واژگانیِ زبان فارسی لفظ مناسبی یافت، می‌توان واژهٔ بیگانه‌ای را به وام گرفت. چنین واژه‌ای باید دو ویژگی داشته باشد: یکی اینکه در زبان مبدأ واژه‌ای بسیط باشد، و اگر هم بسیط نیست، ساختار صرفی آن چنان باشد که مانع از اعمال فرایندهای واژه‌سازی فارسی بر روی آن نشود؛ زیرا صِرفِ وام‌گیری زبان را تضعیف نمی‌کند، بلکه بی‌استفاده ماندن دستگاه واژه‌سازی است که به زبان آسیب می‌رسانَد. دیگر اینکه غالب متخصصان، غالباً به‌دلیل قدمت و گستردگی استفاده از برخی واژه‌های بیگانه، معادل‌یابی برای آن واژه را ضروری ندانند.
از اصول و ضوابط واژه‌گزینی فرهنگستان (نسخهٔ ۱۳۹۸)

@kalamat_k
👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
🚁 هلیکوپتر، چرخ‌بال، بالگرد

واژهٔ فرانسوی «هلیکوپتر» از ریشهٔ یونانیِ helix به‌معنی مارپیچ و نیز چرخیدن، و pteron یعنی بال گرفته شده است. واژهٔ هلیکوپتر یعنی «[دارای] بالِ چرخنده».
«چرخ‌بال» واژه‌ای است که در تاجیکستان و افغانستان به‌جای هلیکوپتر به‌کار می‌رود. در ایران نیز، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، برای یکسان‌سازی اصطلاحات در سه کشور فارسی‌زبان، ابتدا همین واژه را پیشنهاد کرد، اما واژهٔ «بالگرد»، که در نیروهای مسلح کشور اصطلاحی آشنا بود، بیش از چرخ‌بال با استقبال مواجه و سرانجام تصویب شد؛ بنابراین، سه واژهٔ هلیکوپتر، چرخ‌بال و بالگرد هم‌معنا هستند.
#واژه‌_شناسی

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
https://t.me/cheshmocheragh
👍1
هلیکوپتر، چرخ‌بال، بالگرد

واژهٔ فرانسوی «هلیکوپتر» از ریشهٔ یونانیِ helix به‌معنی مارپیچ و نیز چرخیدن، و pteron یعنی بال گرفته شده است. واژهٔ هلیکوپتر یعنی «[دارای] بالِ چرخنده».
«چرخ‌بال» واژه‌ای است که در تاجیکستان و افغانستان به‌جای هلیکوپتر به‌کار می‌رود. در ایران نیز، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، برای یکسان‌سازی اصطلاحات در سه کشور فارسی‌زبان، ابتدا همین واژه را پیشنهاد کرد، اما واژهٔ «بالگرد»، که در نیروهای مسلح کشور اصطلاحی آشنا بود، بیش از چرخ‌بال با استقبال مواجه و سرانجام تصویب شد؛ بنابراین، سه واژهٔ هلیکوپتر، چرخ‌بال و بالگرد هم‌معنا هستند.
@kalamat_k
👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
🗣 به‌ مناسبت روز ملی گفتاردرمانی

👨🏻‍⚕️ گفتاردرمان یا گفتاردرمانگر؟

در زبان انگلیسی متخصصی را که به بررسی، تشخیص و درمان اختلالات ارتباطی و صوتی و گفتاری می‌پردازد، speech and language therapist یا speech therapist می‌نامند. در زبان فارسی دو معادل «گفتاردرمان» و «گفتاردرمانگر» در برابر این واژه به‌کار رفته‌است. گروهی از زبان‌شناسان معتقدند «–درمان» در ترکیب با اسم، نقش ریشهٔ فعلی را ایفا می‌کند و همان‌طور که «شب‌کار» و «خردباور» در زبان فارسی ساخته شده‌است، کاربرد واژهٔ «گفتاردرمان» درست است. گروهی دیگر استدلال می‌کنند که «درمان» جزء اسمیِ فعل مرکبِ «درمان کردن» است و برای ساخت اسم فاعل آن، باید به‌منظور تأکید بیشتر، از پسوندِ «–گر» استفاده کرد؛ بنابراین، «گفتاردرمانگر» را صحیح‌تر می‌شمرند.

با استفاده از: #علاءالدین_طباطبایی. ترکیب در زبان فارسی؛ بررسی ساختاری واژه‌های مرکب. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۳.

#واژه‌_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👍1
گفتاردرمان یا گفتاردرمانگر؟

در زبان انگلیسی متخصصی را که به بررسی، تشخیص و درمان اختلالات ارتباطی و صوتی و گفتاری می‌پردازد، speech and language therapist یا speech therapist می‌نامند. در زبان فارسی دو معادل «گفتاردرمان» و «گفتاردرمانگر» در برابر این واژه به‌کار رفته‌است. گروهی از زبان‌شناسان معتقدند «–درمان» در ترکیب با اسم، نقش ریشهٔ فعلی را ایفا می‌کند و همان‌طور که «شب‌کار» و «خردباور» در زبان فارسی ساخته شده‌است، کاربرد واژهٔ «گفتاردرمان» درست است. گروهی دیگر استدلال می‌کنند که «درمان» جزء اسمیِ فعل مرکبِ «درمان کردن» است و برای ساخت اسم فاعل آن، باید به‌منظور تأکید بیشتر، از پسوندِ «–گر» استفاده کرد؛ بنابراین، «گفتاردرمانگر» را صحیح‌تر می‌شمرند.
(با استفاده از: #علاءالدین_طباطبایی. ترکیب در زبان فارسی. بررسی ساختاری واژه‌های مرکب. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۳)
#واژه‌شناسی
@kalamat_k
👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
💡تاکتیک (tactics) واژه‌‌ای است که در حوزه‌هایی مانند کسب‌وکار، ورزش و علوم نظامی کاربرد گسترده دارد. از برابرهای آشنایی که برای آن سراغ داریم، می‌توان به تدبیر، ترفند، راهکار، سیاست، شگرد، فن، لِم، شیوه، روش، نقشه، و رویّه اشاره کرد. تاکتیک از واژه‌ای یونانی به‌معنی چیدن (چیدمان)، آراستن، و سامان دادن آمده‌است.
گروه واژه‌گزینی علوم نظامی فرهنگستان برابرِ نوساختهٔ «راهکُنش» را برای آن پیشنهاد کرد و پس از تصویب در دفتر هشتم فرهنگ واژه‌های مصوب (۱۳۹۰) به چاپ رسید.
«راه ‌دیدن» نیز به‌معنی انتظار حادثه و واقعه‌ای کشیدن و صلاح دیدن و صواب اندیشیدن و راهنمایی کردن است و می‌توان همین معنی را از آن برداشت کرد:
سپهبد چنان کرد کو راه دید/ همی دست از آن رزم کوتاه دید (#فردوسی)
اما، با توجه ریشهٔ این واژه، که معنی «مرتب کردن و آراستن» دارد، «راهکنش» مناسب‌تر به نظر می‌رسد.

#واژه_شناسی
#راهکنش
https://t.me/cheshmocheragh
تاکتیک واژه‌‌ای است که در حوزه‌هایی مانند کسب‌وکار، ورزش و علوم نظامی کاربرد گسترده دارد. از برابرهای آشنایی که برای آن سراغ داریم، می‌توان به تدبیر، ترفند، راهکار، سیاست، شگرد، فن، لِم، شیوه، روش، نقشه، و رویّه اشاره کرد. تاکتیک از واژه‌ای یونانی به‌معنی چیدن (چیدمان)، آراستن، و سامان دادن آمده‌است.
گروه واژه‌گزینی علوم نظامی فرهنگستان برابرِ نوساختهٔ «راهکُنش» را برای آن پیشنهاد کرد و پس از تصویب در دفتر هشتم فرهنگ واژه‌های مصوب (۱۳۹۰) به چاپ رسید.
«راه ‌دیدن» نیز به‌معنی انتظار حادثه و واقعه‌ای کشیدن و صلاح دیدن و صواب اندیشیدن و راهنمایی کردن است و می‌توان همین معنی را از آن برداشت کرد:
سپهبد چنان کرد کو راه دید/ همی دست از آن رزم کوتاه دید (#فردوسی)


#واژه_شناسی
@kalamat_k
👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
⚗️ به‌ مناسبت زادروز #لویی_پاستور (۲۷ دسامبر ۱۸۲۲ –۲۸ سپتامبر ۱۸۹۵)

🧫 «کُلُنی» (colony) را در حوزه‌های زیست‌شناسی و پزشکی به‌معنی «اجتماعی از یاخته‌ها و…»، و گاهی در کاربرد عمومی، به‌معنای «مجموعه، مستعمره و مهاجرنشین» شنیده‌ایم. ریشهٔ این واژه به‌معنی ساکن (در جایی) و همچنین کوچ کردن و کشت کردن است. برابر فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این واژه در حوزهٔ زیست‌شناسی و میکرب‌شناسی «پَرگَنه» است و چنین تعریفی برای آن داده شده‌است: «تعدادی یاخته یا اندامگان از یک گونۀ مشخص که به‌صورت اجتماع یا گروه معین و مجزا رشد می‌کنند». پرگنه واژه‌ای کهن است و در فارسی به‌معنی زمینی که از آن مالیات و خراج گیرند. برخی ریشهٔ آن را از ایرانی باستان می‌دانند و برخی آن را هندی می‌شمارند، به‌معنی بلوک و ناحیه. این واژه ترکیب‌هایی نیز دارد، ازجمله «پرگنه‌شمار» (colony counter) و «پرگنۀ دوکی» (spindle colony)، «پرگنۀ رشته‌ای» (filamentous colony) و «پرگنۀ تک‌یاخته‌ای» (protozoal colony).

✍🏻 سمانه ملک‌خانی

#واژه‌_شناسی
گروه‌های واژه‌گزینی #زیست_شناسی و #میکرب_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
«کُلُنی» را در حوزه‌های زیست‌شناسی و پزشکی به‌معنی «اجتماعی از یاخته‌ها و…»، و گاهی در کاربرد عمومی، به‌معنای «مجموعه، مستعمره و مهاجرنشین» شنیده‌ایم. ریشهٔ این واژه به‌معنی ساکن (در جایی) و همچنین کوچ کردن و کشت کردن است. معادل فارسی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این واژه در حوزهٔ زیست‌شناسی و میکرب‌شناسی «پَرگَنه» است. پرگنه واژه‌ای کهن است و در فارسی به‌معنی زمینی که از آن مالیات و خراج گیرند. برخی ریشهٔ آن را از ایران باستان می‌دانند و برخی آن را هندی می‌شمارند، به‌معنی بلوک و ناحیه. این واژه مشتق‌هایی نیز دارد، ازجمله «پرگنه‌شمار» و «پرگنه‌ساز».
#واژه‌شناسی
@kalamat_k
👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
✍🏼 دکتر #آذرتاش_آذرنوش (۲۹ بهمن ۱۳۱۶ – ۱۵ مهر ۱۴۰۰)

در سه‌چهار کتیبه‌ای که به عربی از پیش از اسلام به‌دست آمده، تنها یک کلمهٔ فارسی (تاج) به‌چشم می‌خورَد. به‌عکس، تعداد کلمات فارسی در اشعار جاهلی زیاد است… البته این‌ها اسناد صددرصد معتبری نیستند و احتمال می‌رود گروهی از کلمات فارسی رایج نزد جاهلیان از این اشعار حذف شده باشد یا برخی کلمات عصر اسلام را به آن‌ها اضافه کرده باشند… عیب بزرگ واژه‌های قرضیِ عصر جاهلی در آن است که در بسیاری از موارد، تاریخ معینی برای ورود آن‌ها به عربی نمی‌توان داد… برخی از نمونه‌ها به این شرح‌اند: اِبریق (آبریز)، اَبزَن (آبزن)، اُرجوان (ارغوان)، اِوان یا اِیوان (تالار پذیرایی ساسانیان، قصر)، بند (پرچم، عَلَم)، جُل (گُل)، جُلّستان (گلستان)، خندق (از پهلوی کَندَک؛ حضور این کلمه در عصر جاهلی نظریهٔ کسانی را که آن را از ابداعات سلمان فارسی می‌دانند نفی می‌کند)، دهقان (دهگان)، زنجبیل، شهنشاه، فارسی (به‌صورت صفت برای چیزهای مختلف)، فیل (پیل)، قیرَوان (کاروان)، کِسری (خسرو)، هَمیان (کیسه‌ای که به کمر بندند)، هَنزَمَن (انجمن)، وَرد (از ریشهٔ پهلوی و اوستایی، به‌معنی گُل و نیز رنگ سرخ).

(برگرفته از: آذرتاش آذرنوش. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۴، ص ۱۲۲–۱۴۲)

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
👍1
در سه‌چهار کتیبه‌ای که به عربی از پیش از اسلام به‌دست آمده، تنها یک کلمهٔ فارسی (تاج) به‌چشم می‌خورَد. به‌عکس، تعداد کلمات فارسی در اشعار جاهلی زیاد است… البته این‌ها اسناد صددرصد معتبری نیستند و احتمال می‌رود گروهی از کلمات فارسی رایج نزد جاهلیان از این اشعار حذف شده باشد یا برخی کلمات عصر اسلام را به آن‌ها اضافه کرده باشند… عیب بزرگ واژه‌های قرضیِ عصر جاهلی در آن است که در بسیاری از موارد، تاریخ معینی برای ورود آن‌ها به عربی نمی‌توان داد… برخی از نمونه‌ها به این شرح‌اند: اِبریق (آبریز)، اَبزَن (آبزن)، اُرجوان (ارغوان)، اِوان یا اِیوان (تالار پذیرایی ساسانیان، قصر)، بند (پرچم، عَلَم)، جُل (گُل)، جُلّستان (گلستان)، خندق (از پهلوی کَندَک؛ حضور این کلمه در عصر جاهلی نظریهٔ کسانی را که آن را از ابداعات سلمان فارسی می‌دانند نفی می‌کند)، دهقان (دهگان)، زنجبیل، شهنشاه، فارسی (به‌صورت صفت برای چیزهای مختلف)، فیل (پیل)، قیرَوان (کاروان)، کِسری (خسرو)، هَمیان (کیسه‌ای که به کمر بندند)، هَنزَمَن (انجمن)، وَرد (از ریشهٔ پهلوی و اوستایی، به‌معنی گُل و نیز رنگ سرخ).

برگرفته از: آذرتاش آذرنوش. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۴.
@kalamat_k
👎2🐳1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from چشم‌و‌چراغ
👧🏻👦🏻 به مناسبت روز کودک

درخت آسوریگ کهن‌ترین متن ادبی کودکان ایران است که دیرینگی آن به نزدیک سه‌هزار سال می‌رسد و نشانه‌ی آشکار پیشینه‌ی دراز ایرانیان در نوشتاری کردن داستان‌های ویژه‌ی کودکان است. درخت آسوریگ داستانی منظوم به زبان پهلوی است و محور بنیادینِ آن، رجزخوانی درخت خرما و بز برای یکدیگر است بر سر سودهایی که برای انسان دارند. زیاده‌خواهی خرما و زیرکی‌های بز در هماوردی پُرکشش، صحنه‌های دلنشینی پدید آورده‌است. پیدا شدن روایت‌های دگردیسی‌شده از درخت آسوریگ در دامنه‌های جنوبی و شمالی زاگرس بسیار بامعناست و پیشینهٔ کهن این منظومه را در خاستگاه نخستینِ خود نشان می‌دهد. در لایهٔ نهانی، این افسانه بیانگر دو شیوهٔ ناهمسان تولید و برخورد آن‌هاست. درخت خرما و بز در نبردی شرکت می‌کنند و در نهایت، بز که نماد دامپروری است، برتری می‌یابد. اما برای کودکان این رجزخوانی چیزی جز یک روایت دلکش و هیجان‌انگیز داستانی نیست.

منبع: تاریخ ادبیات کودکان ایران: ادبیات شفاهی و دوران باستان. محمدهادی محمدی و زهره قایینی. تهران: چیستا، ۱۳۸۰، ص ۱۸۴–۱۸۸.

#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
❤2