کانال خبری حکان
415 subscribers
5K photos
1.93K videos
44 files
241 links
نخستین, و تنها کانال مردمی و رسمی خبری روستای حکان
#حکانی های مقیم نظراباد آبیک
شهرستان درگزین و رزن
کانال های دیگر متفرقه و مورد تایید نمی باشد.
این کانال متعلق به شخص یا افراد خاصی نمی باشد
تاسیس:۱۴ابان ۹۶

مدیریت @Hamid1380301

@hasn1360
Download Telegram
#اطلاعیه_خاموشی :

به اطلاع همشهریان عزیز می رساند:
جهت تعمیرات و بهینه سازی شبکه برق

روز چهارشنبه مورخه 98/4/19
ازبازه زمانی ساعت 12:00 الی 15:00 به مدت سه ساعت
ساکنین روستاهای سیلک، حکان، زاکان، مزرعه صارم، عمان، احمد آباد، کمندان،دولوجردین، رازین، والاشجرد، وسمق، شوند، عین آباد، سنگران کوه، شهرکرفس، ناکین، دمورچی و مرغداری و گاوداریهای مسیر و کشاورزان منطقه مربوطه

باقطعی برق مواجه خواهند شد.
روابط عمومی مدیریت توزیع برق شهرستان رزن

کانال خبری حکان
@hakananlain
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به سلامتی تمام مادران زحمت کش و دلسوز

کانال خبری حکان
@hakananlain
واقعا این شعر زیباست .....

کودکی در گوشه ای کز کرده بود ..
آتشی روشن ز کاغذ کرده بود ..

سوز سرما بود و کودک بی لباس ..
صورتش سرخ و نگاهش آس و پاس ..

صد تَرَک در دستهای کوچکش ..
خط پیری بر جبینِ کودکش ..

ضَجّه می زد ناله را در خویشتن ..
دردِ یک صد ساله را در خویشتن ..

ابر می بارید و سرما بس عجیب ..
باد هم شلاق می زد نانجیب ..

رهگذرها جملگی در کارِ خویش ..
یک به یک گمگشته در افکار خویش ..

زین میان یک تَن به کودک خیره بود ..
غصه ی کودک به جانش چیره بود ..

اشک در چشمان مستش حلقه بست ..
بر سر کودک کشید از مهر دست ..

مثل یک مجنون لباسش را درید ..
اشک ریزان بر تن کودک کشید ..

کودک بی چاره با یک آه سرد ..
با صدایی زخمی از چنگال درد ..

دیده بالا برد و با آن مرد گفت ..
از خدا کُت خواستم او هم شنفت ..

با خدا فامیل نزدیکید نیست ؟..
از کنار او مرا دیدید نیست ؟..

گفت آری بنده ی اویم رفیق ..
گر چه طاعت را از او کردم دریغ ..

خنده بر لبهای کودک نقش بست ..
داد بر آن مرد اشک آلود دست ..

گفت می دانستم از انجام کار ..
نسبتی داريد با پروردگار.

کانال خبری حکان
@hakananlain
قابل توجه اولیای محترم و دانش آموزان مقطع دوم متوسطه
دبیرستانهای نمونه دولتی دخترانه دارالفنون و پسرانه خواجه نصیر برای تکمیل ظرفیت خود در پایه های میانی یازدهم و دوازدهم از طریق آزمون به صورت محدود دانش آموز می پذیرند.جهت کسب اطلاعات بیشتر به مدارس نمونه دولتی مذکور و یاآموزش متوسطه دوم مدیریت آموزش و پرورش شهرستان رزن مراجعه فرمایید.
مهلت ثبت نام۹۸/۴/۱۲لغایت۹۸/۴/۲۲
زمان برگزاری آزمون روز پنجشنبه ۹۸/۵/۳ (روابط عمومی مدیریت آموزش

کانال خبری حکان
@hakananlain
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طرز تهیه قووتماش(داش آغوز)
قطعا خیلی ها با دیدن این پست یاد خاطراتشون می افتند.

کانال خبری حکان
@hakananlain
🌿🌻🐝
مکالمه شوهر روستایی با تلفن بیمارستان
****
از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند. از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم.
یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می‌خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه‌شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می‌شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی‌کرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می‌روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس‌ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می‌شود. به زودی برمی‌گردیم...»
چند روز بعد، پزشکها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می‌کرد گفت: «اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه‌ها باش.»
مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.»
اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت، پرستاران زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت و وقتی همه چیز رو به راه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب‌های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی‌هوش بود.
صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی‌توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می‌خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می‌خواست او همان جا بماند.
همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می‌زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می‌شد. روزی در راهرو قدم می‌زدم. وقتی از کنار مرد می‌گذشتم، داشت می‌گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می‌شود و ما برمی‌گردیم.»
نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. همچنان با تعجب به مرد روستایی نگاه می کردم که متوجه من شد، مرد درحالی که اشاره می‌کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد.
بعد آهسته به من گفت: «خواهش می‌کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلاً برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده‌مان نشود، وانمود می‌کنم که دارم با تلفن حرف می‌زنم.»
در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن های با صدای بلند برای خانه نبود! بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود.
از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی‌های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می‌کرد :

♦️ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷـﺪ، ﺑﺎ ﺷﮑﺴـﺘﻦ ﭘـﺎﯼ ﺩﯾـﮕﺮﺍﻥ، ﻣـﺎ ﺑﻬﺘـﺮ ﺭﺍﻩ ﻧﺨـﻮﺍﻫﯿﻢ ﺭﻓــﺖ!

♦️ﮐﺎﺵ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺎ خوشبخت ﺗﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯾﻢ...

♦️ﮐﺎﺵ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﺍﮔﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺷﮏ ﮐﺴﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻃﺮﻑ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﺎﺧﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﻃﺮﻓﯿﻢ...

ﻭ این ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩن است که زیباست و زندگی ادامه دارد
که اگر انسان باشیم...
*****
کانال خبری حکان
@hakananlain
آغاز ۳۸ پرواز حجاج از فرودگاه همدان :
جلوگیری از سفر بیش از ۵۰ هزار نفری خانواده‌ها به تهران

کانال خبری حکان
@hakananlain
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃🌸صبح شد ...

چشم بگشای که خورشید شِکُفت ...🌸🍃

باز کن پنجره را با دمِ صبح ☀️

باید از خانه‌ی دل گَرد پریشانی رُفت 🌸🍃

#سلام_صبحتون_بخیر🌸🍃

کانال خبری حکان
@hakananlain
پنجشنبه است و ياد درگذشتگان😔

🌹 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ🙏

🙏 التماس دعا 🙏

امـروز🌺

هـمان روزی است

اهالی سفر کرده از دنیا🌺

چشم انتظار عزیزانشان هستند

دستشان ازدنیا ڪوتاه است🌺

ومحتاج یادڪردن ماهستند

با ذکر فاتحه و صلوات

روحشان را شاد کنیم🙏🌺

کانال خبری حکان
@hakananlain
طبیعت روستای حکان بهار ۹۸
👆👆👆👆👆👆
با تشکر از همکاری دوستان
منتظر تصاویر زیبای روستای حکان در تابستان ۹۸ باشید .فعالیت کانال از امروز بیشتر خواهد شد.
با ما همراه باشید و کانال را به دوستان خود معرفی کنید.
@hakananlain
کانال خبری حکان pinned «منتظر تصاویر زیبای روستای حکان در تابستان ۹۸ باشید .فعالیت کانال از امروز بیشتر خواهد شد. با ما همراه باشید و کانال را به دوستان خود معرفی کنید. @hakananlain»