🌷🌷🌷
«قارون» هرگز نمی دانست
که روزی، کارت عابر بانکی که در جیب ما هست
از آن کلیدهای خزانه وی که مردهای تنومند عاجز از حمل آن بودند ما را به آسانی مستغنی میکند.
و «خسرو» پادشاه ایران نمی دانست که مبل سالن خانه ما از تخت حکومت وی راحت تر است.
و «قیصر» که بردگان وی با پر شترمرغ وی را باد میزدند، کولرها و اسپلیتهایی که درون اتاقهایمان هست را ندید.
و «هرقل» پادشاه روم که مردم به وی بخاطر خوردن آب سرد از ظرف سفالین حسرت میخوردند هیچگاه طعم آب سردی را که ما می چشیم نچشید.
و «خلیفه منصور» که بردگان وی آب سرد و گرم را باهم می آمیختند تا وی حمام کند، هیچگاه در حمامی که ما براحتی درجه حرارت آبش را تنظیم میکنیم حمام نکرد.
بگونه ای زندگی میکنیم که حتی پادشاهان عصر هم اینگونه نمی زیستند اما باز شانس خود را لعنت میکنیم!
و هر آنچه دارائیمان زیاد میشود تنگدست تر میشویم!
خدایا تورا بخاطر تمام نعماتت اعم از معنوی و دنیوی به ما عطا فرمودی سپاسگذاریم .
خدایا قدرت شکرگوئی در حرف و عمل را به ما عنایت فرما
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
«قارون» هرگز نمی دانست
که روزی، کارت عابر بانکی که در جیب ما هست
از آن کلیدهای خزانه وی که مردهای تنومند عاجز از حمل آن بودند ما را به آسانی مستغنی میکند.
و «خسرو» پادشاه ایران نمی دانست که مبل سالن خانه ما از تخت حکومت وی راحت تر است.
و «قیصر» که بردگان وی با پر شترمرغ وی را باد میزدند، کولرها و اسپلیتهایی که درون اتاقهایمان هست را ندید.
و «هرقل» پادشاه روم که مردم به وی بخاطر خوردن آب سرد از ظرف سفالین حسرت میخوردند هیچگاه طعم آب سردی را که ما می چشیم نچشید.
و «خلیفه منصور» که بردگان وی آب سرد و گرم را باهم می آمیختند تا وی حمام کند، هیچگاه در حمامی که ما براحتی درجه حرارت آبش را تنظیم میکنیم حمام نکرد.
بگونه ای زندگی میکنیم که حتی پادشاهان عصر هم اینگونه نمی زیستند اما باز شانس خود را لعنت میکنیم!
و هر آنچه دارائیمان زیاد میشود تنگدست تر میشویم!
خدایا تورا بخاطر تمام نعماتت اعم از معنوی و دنیوی به ما عطا فرمودی سپاسگذاریم .
خدایا قدرت شکرگوئی در حرف و عمل را به ما عنایت فرما
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستار چکمگ
تننیر یاندورماق
چورک یاپماخ
لاوا چکمک
قالاخ یاپماخ
ایش توخوماخ
ایش اوستونده اوخوماخ
یاد خیر اولسون 🌺🌺🌺
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
تننیر یاندورماق
چورک یاپماخ
لاوا چکمک
قالاخ یاپماخ
ایش توخوماخ
ایش اوستونده اوخوماخ
یاد خیر اولسون 🌺🌺🌺
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
💢آغاز ثبتنام آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش ویژه رشتههای شغلی دبیری و هنرآموز سال ۱۴۰۲
سرپرست معاونت امور آزمونهای سازمان سنجش آموزش کشور:
ثبتنام متقاضیان شرکت در آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش ویژه رشتههای شغلی دبیری و هنرآموز سال ۱۴۰۲ از شنبه ۲۷ خرداد آغاز و تا روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ادامه خواهد یافت.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
سرپرست معاونت امور آزمونهای سازمان سنجش آموزش کشور:
ثبتنام متقاضیان شرکت در آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش ویژه رشتههای شغلی دبیری و هنرآموز سال ۱۴۰۲ از شنبه ۲۷ خرداد آغاز و تا روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ادامه خواهد یافت.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
اطلاعیه:
#فوری
باسلام
به اطلاع مشترکین محترم روستاهای حکان،زاکان،سیلک،ومزرعه صارم میرساندبه علت توسعه شبکه، گاز روستاهای ذیل روز دوشنبه مورخ۱۴۰۲/۰۳/۲۹از ساعت ۱۱ الی ۱۴قطع خواهد شد.
(روابط عمومی اداره گاز شهرستان درگزین)
@hakananlain
#فوری
باسلام
به اطلاع مشترکین محترم روستاهای حکان،زاکان،سیلک،ومزرعه صارم میرساندبه علت توسعه شبکه، گاز روستاهای ذیل روز دوشنبه مورخ۱۴۰۲/۰۳/۲۹از ساعت ۱۱ الی ۱۴قطع خواهد شد.
(روابط عمومی اداره گاز شهرستان درگزین)
@hakananlain
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 امام جواد علیه السلام: هر كه خود را به وسیله خداوند بی نیاز بداند مردم محتاج او خواهند شد.
🍃🌹🍃
🏴 فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت جوادالائمه امام محمدتقی علیه السلام را تسلیت میگوییم.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
🍃🌹🍃
🏴 فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت جوادالائمه امام محمدتقی علیه السلام را تسلیت میگوییم.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
داستان کوتاه
شخصي به پسرش وصيت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه اي به پايم بپوشانيد،
ميخواهم در قبر در پايم باشد.
وقتي که پدرش فوت کرد و جسدش را روي تخته شست و شوي گذاشتند تا غسل بدهند،
پسر وصيت پدر خود را به به عالم اظهار کرد،
ولي عالم ممانعت کرد و گفت: طبق اساس دين ما ، هيچ ميت را به جز کفن چيزي ديگري پوشانيده نمي شود!
ولي پسر بسيار اصرار ورزيد تا وصيت پدرش را بجاي آورند،
سر انجام تمام علماي شهر يکجا شدند و روي اين موضوع مشورت کردند،
که سر انجام به مناقشه انجاميد....
در اين مجلس بحث ادامه داشت که ناگهان شخصي وارد مجلس شد و نامه پدر را به دست پسر داد،
پسر نامه را باز کرد، معلوم شد که نامه (وصيت نامه) پدرش است و به صداي بلند خواند:
پسرم!
ميبيني با وجود اين همه ثروت و دارايي و باغ و ماشين واين همه امکانات وکارخانه حتي اجازه نيست يک جوراب کهنه را با خود ببرم.
يک روز مرگ به سراغ تو نيز خواهد آمد، هوشيار باش، به توهم اجازه يک کفن بيشتر نخواهند داد.
پس کوشش کن از دارايي که برايت گذاشته ام استفاده کني و در راه نيک و خير به مصرف برساني و دست افتاده گان را بگيري،
زيرا يگانه چيزي که با خود به قبر خواهي برد همان اعمالت است.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
شخصي به پسرش وصيت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه اي به پايم بپوشانيد،
ميخواهم در قبر در پايم باشد.
وقتي که پدرش فوت کرد و جسدش را روي تخته شست و شوي گذاشتند تا غسل بدهند،
پسر وصيت پدر خود را به به عالم اظهار کرد،
ولي عالم ممانعت کرد و گفت: طبق اساس دين ما ، هيچ ميت را به جز کفن چيزي ديگري پوشانيده نمي شود!
ولي پسر بسيار اصرار ورزيد تا وصيت پدرش را بجاي آورند،
سر انجام تمام علماي شهر يکجا شدند و روي اين موضوع مشورت کردند،
که سر انجام به مناقشه انجاميد....
در اين مجلس بحث ادامه داشت که ناگهان شخصي وارد مجلس شد و نامه پدر را به دست پسر داد،
پسر نامه را باز کرد، معلوم شد که نامه (وصيت نامه) پدرش است و به صداي بلند خواند:
پسرم!
ميبيني با وجود اين همه ثروت و دارايي و باغ و ماشين واين همه امکانات وکارخانه حتي اجازه نيست يک جوراب کهنه را با خود ببرم.
يک روز مرگ به سراغ تو نيز خواهد آمد، هوشيار باش، به توهم اجازه يک کفن بيشتر نخواهند داد.
پس کوشش کن از دارايي که برايت گذاشته ام استفاده کني و در راه نيک و خير به مصرف برساني و دست افتاده گان را بگيري،
زيرا يگانه چيزي که با خود به قبر خواهي برد همان اعمالت است.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
اعزام اولین گروه از حجاج استانهای کردستان و همدان به سرزمین وحی
ظهر دیروز اولین گروه از حجاج استانهای کردستان وهمدان از فرودگاه همدان به سرزمین وحی اعزام شدند. امسال ۳۹۰۰ زائر بیت الله الحرام از استانهای همدان و کردستان با ۱۶ پرواز به سرزمین وحی اعزام میشوند.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
ظهر دیروز اولین گروه از حجاج استانهای کردستان وهمدان از فرودگاه همدان به سرزمین وحی اعزام شدند. امسال ۳۹۰۰ زائر بیت الله الحرام از استانهای همدان و کردستان با ۱۶ پرواز به سرزمین وحی اعزام میشوند.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
📣 خبر خوب برای مشتریان بانک رفاه کارگران شهرستان درگزین
به گزارش صدای درگزین از تاریخ 30 خرداد
تمام خدمات بانکی که در شعبه انجام میشود از.قبیل صدور و تعویض.کارت بانکی
دریافت پـرداخت تسهیلات و غیره در باجه بانک رفا انجام خواهد گرفت
و برای دریافت خدمات بانکی نیاز نیست به شهرستان رزن مراجعه شود
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
به گزارش صدای درگزین از تاریخ 30 خرداد
تمام خدمات بانکی که در شعبه انجام میشود از.قبیل صدور و تعویض.کارت بانکی
دریافت پـرداخت تسهیلات و غیره در باجه بانک رفا انجام خواهد گرفت
و برای دریافت خدمات بانکی نیاز نیست به شهرستان رزن مراجعه شود
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
نشست دکتر لطفی نماینده مردم رزن ودرگزین در مجلس شورای اسلامی
با سیدمومنی مدیرکل امورمجلس، شکیبامهر مدیرکل دفتر فنی و خانم ملارمضانی مدیرکل بودجه وزارت ورزش و جوانان پیرامون اعتبارات عمرانی پروژه های شهرستان رزن و درگزین .
در این نشست که در وزارت ورزش و جوانان برگزار شد دکتر حقیقی مدیرکل ورزش و جوانان استان نیز حضور داشتند. تاریخ 1402/03/28
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
با سیدمومنی مدیرکل امورمجلس، شکیبامهر مدیرکل دفتر فنی و خانم ملارمضانی مدیرکل بودجه وزارت ورزش و جوانان پیرامون اعتبارات عمرانی پروژه های شهرستان رزن و درگزین .
در این نشست که در وزارت ورزش و جوانان برگزار شد دکتر حقیقی مدیرکل ورزش و جوانان استان نیز حضور داشتند. تاریخ 1402/03/28
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
پدری با پسری گفت به قهر
که تو آدم نشوی جان پدر
حیف از آن عمر که ای بی سروپا
در پی تربیتت کردم سر
دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر از پدرش کرد سفر
رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگی گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر
چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افگند به سراپای پدر
گفت گفتی که تو آدم نشوی
تو کنون حشمت و جاهم بنگر
پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته برون شد از در
«من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر»
#جامی
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
که تو آدم نشوی جان پدر
حیف از آن عمر که ای بی سروپا
در پی تربیتت کردم سر
دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر از پدرش کرد سفر
رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگی گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر
چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افگند به سراپای پدر
گفت گفتی که تو آدم نشوی
تو کنون حشمت و جاهم بنگر
پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته برون شد از در
«من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر»
#جامی
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
🌹
«موجود نازنینی به نام بابا»
در داستانهای هزار و یک شب آمده است که
" مردی بود عبدالله نام که از راه صید ماهی با درویشی و مسکنت خانواده خود را روزی می رساند.
روزی صید سنگینی به دامش افتاد، که گمان برد ماهی بزرگ و پر برکتی است
اما وقتی دام را به ساحل آورد و باز کرد مردی را دید به شکل و شمایل خویش که از دام بیرون آمد.
پرسید کیستی و نامت چیست؟ و در این حوالی به چه کار آمده ای
گفت من جفت و همزاد تو هستم که در قعر دریا زندگی می کنم و نامم عبدالله است.
من عبدالله دریایی و تو عبدالله زمینی، به دیدن تو آمده ام
و سبدی از جواهرات جانانه و شاهانه برایت هدیه آورده ام.
عبدالله گفت قدمت مبارک، خوش آمدی و چه خوشتر که چندی میهمان ما باشی.
او را به خانه برد و آنچه رسم مهمان دوستی بود بجا آورد
تا زمانی که عبدالله دریایی یاد وطن کرد و نزد یاران دریایی بازگشت.
یاران دور او را گرفتند که از عجایب و غرایب روی زمین بر ما حکایت کن
گفت عجایب بسیار دیدم اما از همه عجیبتر موجودی بود که او را "بابا" می گفتند
این مرد مظلوم و محجوب هر روز صبح از خانه بیرون می رفت
تا شام کار می کرد و به هر زحمتی تن می داد وآنچه خانوده اش نیاز داشت برای آنها می آورد
و تازه خرده می گرفتند که این چیست و آن چیست،بهتر از این می باید
و باز فردا مرد عازم کار می شد و وعده می داد که همه خواستها را چنانکه پسند آنها است بر آورد.
یاران گفتند این ممکن نیست، آن مرد می توانست وقتی می رود دیگر باز نگردد
شاید زنجیری به پایش بسته بودند و شب اورا خانه می کشیدند
گفت من هم همین گمان را داشتم اما خوب نگاه کردم و دیدم هیچ زنجیری به پا ندارد
صبح با پای آزاد می رود و شام با پای آزاد باز می گردد.
اصحاب دریا نمی دانستند که در جهان زنجیرهای پنهانی هست
که مردان را می برد و می آورد:
زنجیر زلفت هر طرف دیوانه وارم می کشد
با اشتیاقم می برد، بی اختیارم می کشد
این سودای عشق است که مرد را به قعر دریا می کشاند
تا مرواریدی صید کند و به گردن نازنینی بیندازد که اورا دوست دارد
اینهمه شور و غوغای شعر و غزل و اینهمه عربده مستانه و زمزمه شاعرانه
که بازار جهان را به خریداری گرم کرده و کالای عشق را رونق بخشیده، از کجاست؟
بلبل اگر نه مست گل است این ترانه چیست
گر نیست عشق، زمزمه عاشقانه چیست
زمزمه همین بلبلان بیدل و مردان مقبل است
که فضای هزاران هزار خانه را گرم کرده
و آوای جان بخش عشق من، عشق من را
چون نسیم عطر گردان بهشتی همه جا به طنین آورده است.
و آفتاب نگاه این عاشقان است
که کودکان در آن نشو و نما می کنند تا زنان و مردان شوند
و زنان به ذوق کرشمه معشوقی
بالهای بهشتی خود را به سر مردان می گشایند
چه خوشتر که زنان قدر عشق و جان فشانی مردان را بدانند
و مردان قدر این فرشته رویان فرشته خو را
که چون چراغ جادوی علاء الدین هزار کار شگفت از ایشان می آید
بیش از پیش دریابند
و فرزندان نیز منزلت رفیع این صورت فلکی دو پیکر را
که چون دو ستاره فرخنده فال پدر و مادر
در آسمان اقبالشان بهم پیوسته اند،
هر دم بیش از پیش قدر شناسند.
قدرآیینه بدانیم چو هست
نه درآن وقت که افتاد و شکست
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
«موجود نازنینی به نام بابا»
در داستانهای هزار و یک شب آمده است که
" مردی بود عبدالله نام که از راه صید ماهی با درویشی و مسکنت خانواده خود را روزی می رساند.
روزی صید سنگینی به دامش افتاد، که گمان برد ماهی بزرگ و پر برکتی است
اما وقتی دام را به ساحل آورد و باز کرد مردی را دید به شکل و شمایل خویش که از دام بیرون آمد.
پرسید کیستی و نامت چیست؟ و در این حوالی به چه کار آمده ای
گفت من جفت و همزاد تو هستم که در قعر دریا زندگی می کنم و نامم عبدالله است.
من عبدالله دریایی و تو عبدالله زمینی، به دیدن تو آمده ام
و سبدی از جواهرات جانانه و شاهانه برایت هدیه آورده ام.
عبدالله گفت قدمت مبارک، خوش آمدی و چه خوشتر که چندی میهمان ما باشی.
او را به خانه برد و آنچه رسم مهمان دوستی بود بجا آورد
تا زمانی که عبدالله دریایی یاد وطن کرد و نزد یاران دریایی بازگشت.
یاران دور او را گرفتند که از عجایب و غرایب روی زمین بر ما حکایت کن
گفت عجایب بسیار دیدم اما از همه عجیبتر موجودی بود که او را "بابا" می گفتند
این مرد مظلوم و محجوب هر روز صبح از خانه بیرون می رفت
تا شام کار می کرد و به هر زحمتی تن می داد وآنچه خانوده اش نیاز داشت برای آنها می آورد
و تازه خرده می گرفتند که این چیست و آن چیست،بهتر از این می باید
و باز فردا مرد عازم کار می شد و وعده می داد که همه خواستها را چنانکه پسند آنها است بر آورد.
یاران گفتند این ممکن نیست، آن مرد می توانست وقتی می رود دیگر باز نگردد
شاید زنجیری به پایش بسته بودند و شب اورا خانه می کشیدند
گفت من هم همین گمان را داشتم اما خوب نگاه کردم و دیدم هیچ زنجیری به پا ندارد
صبح با پای آزاد می رود و شام با پای آزاد باز می گردد.
اصحاب دریا نمی دانستند که در جهان زنجیرهای پنهانی هست
که مردان را می برد و می آورد:
زنجیر زلفت هر طرف دیوانه وارم می کشد
با اشتیاقم می برد، بی اختیارم می کشد
این سودای عشق است که مرد را به قعر دریا می کشاند
تا مرواریدی صید کند و به گردن نازنینی بیندازد که اورا دوست دارد
اینهمه شور و غوغای شعر و غزل و اینهمه عربده مستانه و زمزمه شاعرانه
که بازار جهان را به خریداری گرم کرده و کالای عشق را رونق بخشیده، از کجاست؟
بلبل اگر نه مست گل است این ترانه چیست
گر نیست عشق، زمزمه عاشقانه چیست
زمزمه همین بلبلان بیدل و مردان مقبل است
که فضای هزاران هزار خانه را گرم کرده
و آوای جان بخش عشق من، عشق من را
چون نسیم عطر گردان بهشتی همه جا به طنین آورده است.
و آفتاب نگاه این عاشقان است
که کودکان در آن نشو و نما می کنند تا زنان و مردان شوند
و زنان به ذوق کرشمه معشوقی
بالهای بهشتی خود را به سر مردان می گشایند
چه خوشتر که زنان قدر عشق و جان فشانی مردان را بدانند
و مردان قدر این فرشته رویان فرشته خو را
که چون چراغ جادوی علاء الدین هزار کار شگفت از ایشان می آید
بیش از پیش دریابند
و فرزندان نیز منزلت رفیع این صورت فلکی دو پیکر را
که چون دو ستاره فرخنده فال پدر و مادر
در آسمان اقبالشان بهم پیوسته اند،
هر دم بیش از پیش قدر شناسند.
قدرآیینه بدانیم چو هست
نه درآن وقت که افتاد و شکست
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
باسلام
هیئت قرآنی امشب درمنزل آقای اصغر حسینلو (سلطان آقا ) برگزار میگردد
از کلیه علاقمندان دعوت به عمل میآید حضور به هم رسانید.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
هیئت قرآنی امشب درمنزل آقای اصغر حسینلو (سلطان آقا ) برگزار میگردد
از کلیه علاقمندان دعوت به عمل میآید حضور به هم رسانید.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
🔺تمدید ۱۰ روز مهلت ارائه اظهارنامه مالیاتی
🔹سخنگوی سازمان امور مالیاتی: بعد از تعامل بسیار مثبت سازمان امور مالیاتی و اصناف در یک ماه گذشته، مهلت قانونی تسلیم اظهارنامه صاحبان محترم مشاغل با کسب مجوز از سوی شورایعالی هماهنگی سران قوا، بهمدت ۱۰ روز تمدید شد.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
🔹سخنگوی سازمان امور مالیاتی: بعد از تعامل بسیار مثبت سازمان امور مالیاتی و اصناف در یک ماه گذشته، مهلت قانونی تسلیم اظهارنامه صاحبان محترم مشاغل با کسب مجوز از سوی شورایعالی هماهنگی سران قوا، بهمدت ۱۰ روز تمدید شد.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
#داستان
💕هرچه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی 👌🏻
میگویند: درویشی بود كه در كوچه و محله راه میرفت و میخواند: "هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی" اتفاقاً زنی مكاره این درویش را دید و خوب گوش داد كه ببیند چه میگوید وقتی شعرش را شنید گفت: "من پدر این درویش را در میآورم".
زن به خانه رفت و خمیر درست كرد و یك فتیر شیرین پخت و كمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانهاش و به همسایهها گفت: "من به این درویش ثابت میكنم كه هرچه كنی به خود نمیكنی".
از قضا زن یك پسر داشت كه هفت سال بود گم شده بود یك دفعه پسر پیدا شد و برخورد به درویش و سلامی كرد و گفت: "من از راه دور آمدهام و گرسنهام" درویش هم همان فتیر شیرین زهری را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور جوان!"
پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: "درویش! این چی بود كه سوختم؟"
درویش فوری رفت و زن را خبر كرد. زن دواندوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور كه توی سرش میزد و شیون میكرد، گفت: "حقا كه تو راست گفتی؛ هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی".
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
💕هرچه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی 👌🏻
میگویند: درویشی بود كه در كوچه و محله راه میرفت و میخواند: "هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی" اتفاقاً زنی مكاره این درویش را دید و خوب گوش داد كه ببیند چه میگوید وقتی شعرش را شنید گفت: "من پدر این درویش را در میآورم".
زن به خانه رفت و خمیر درست كرد و یك فتیر شیرین پخت و كمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانهاش و به همسایهها گفت: "من به این درویش ثابت میكنم كه هرچه كنی به خود نمیكنی".
از قضا زن یك پسر داشت كه هفت سال بود گم شده بود یك دفعه پسر پیدا شد و برخورد به درویش و سلامی كرد و گفت: "من از راه دور آمدهام و گرسنهام" درویش هم همان فتیر شیرین زهری را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور جوان!"
پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: "درویش! این چی بود كه سوختم؟"
درویش فوری رفت و زن را خبر كرد. زن دواندوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور كه توی سرش میزد و شیون میكرد، گفت: "حقا كه تو راست گفتی؛ هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی".
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
💢 هزینه های هنگفت زیر یک سقف رفتن و ازدواج بدون عروسی
فرشید ۳۰ ساله است و نامزدش ۲۵ ساله. آنها بیشتر از دو سال است عقد کرده اند، اما هنوز نتوانسته اند جشن عروسی بگیرند تا زندگی مشترکشان را شروع کنند. فرشید این روزها که دنبال گرفتن مراسم عروسی اند، از مخارج خود میگوید؛ مخارجی که به گفته او حداقلی است. آنها برای شروع زندگی مشترک، حقوق یک سال فرشید و پس انداز چندین سال هر دو خانواده را کنار گذاشته اند. همه اینها در شرایطی است که فرشید و پدرش دوشغله هستند. صبحها به شرکت میروند و عصرها به مغازه. آنها برای یک مراسم ساده بهدور از تجملات، چقدر باید هزینه کنند؟
تالار عروسی در حاشیه تهران: قیمت برای هر مهمان با معمولیترین غذای ممکن ۲۵۰ هزار تومان است.
موسیقی مراسم: بیشتر از ۸ میلیون تومان برای یک شب
آرایشگاه عروس حداقل: ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
آرایشگاه داماد حداقل: یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان
دسته گل عروس و گلآرایی ماشین عروس: حدود ۵ میلیون تومان
عکاسی و فیلمبرداری: از ۱۰ میلیون تومان شروع و به چندصدمیلیون تومان میرسد.
👈🏻 جزئیات را اینجا بخوانید
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
فرشید ۳۰ ساله است و نامزدش ۲۵ ساله. آنها بیشتر از دو سال است عقد کرده اند، اما هنوز نتوانسته اند جشن عروسی بگیرند تا زندگی مشترکشان را شروع کنند. فرشید این روزها که دنبال گرفتن مراسم عروسی اند، از مخارج خود میگوید؛ مخارجی که به گفته او حداقلی است. آنها برای شروع زندگی مشترک، حقوق یک سال فرشید و پس انداز چندین سال هر دو خانواده را کنار گذاشته اند. همه اینها در شرایطی است که فرشید و پدرش دوشغله هستند. صبحها به شرکت میروند و عصرها به مغازه. آنها برای یک مراسم ساده بهدور از تجملات، چقدر باید هزینه کنند؟
تالار عروسی در حاشیه تهران: قیمت برای هر مهمان با معمولیترین غذای ممکن ۲۵۰ هزار تومان است.
موسیقی مراسم: بیشتر از ۸ میلیون تومان برای یک شب
آرایشگاه عروس حداقل: ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
آرایشگاه داماد حداقل: یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان
دسته گل عروس و گلآرایی ماشین عروس: حدود ۵ میلیون تومان
عکاسی و فیلمبرداری: از ۱۰ میلیون تومان شروع و به چندصدمیلیون تومان میرسد.
👈🏻 جزئیات را اینجا بخوانید
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
سلام 😊✋
صبحتون بخیـر☕️🌸
امروزتون شـاد
و نور خـدا✨
زینت بخش زندگیتون
آرزو می کنم
وجـودتون پر شود
از عشق به خدا
پرشود از خوشبختی
و پر شود خیر و برکت الهی 🙏
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
صبحتون بخیـر☕️🌸
امروزتون شـاد
و نور خـدا✨
زینت بخش زندگیتون
آرزو می کنم
وجـودتون پر شود
از عشق به خدا
پرشود از خوشبختی
و پر شود خیر و برکت الهی 🙏
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
🔷 اطلاعیه
🔹 به اطلاع کلیه دارندگان وسیله نقلیه می رسانیم:
🔹دوربین های کنترل سرعت مسیر خروجی و ورودی به شهر قروه درگزین در روستای ینگی قلعه (به سمت رزن) نصب و راه اندازی شده که حداکثر سرعت مجاز در این مسیر در روز ۹۵ کیلومتر و درشب ۸۵ کیلومتر است که وسیله نقلیه در صورت تخطی از این سرعت اعمال قانون خواهد شد.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
🔹 به اطلاع کلیه دارندگان وسیله نقلیه می رسانیم:
🔹دوربین های کنترل سرعت مسیر خروجی و ورودی به شهر قروه درگزین در روستای ینگی قلعه (به سمت رزن) نصب و راه اندازی شده که حداکثر سرعت مجاز در این مسیر در روز ۹۵ کیلومتر و درشب ۸۵ کیلومتر است که وسیله نقلیه در صورت تخطی از این سرعت اعمال قانون خواهد شد.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
ثبت نام آموزشگاه آزادگان حکان برای متوسطه اول هفتم وهشتم ونهم ازامروز دوشنبه ١۴٠٢/۴/۵شروع میشود اولیا دانش آموزان پایه ششم با در دست داشتن پرونده پایه ششم ومدارک شناسایی خود و دانش آموز به آموزشگاه آزادگان روستای حکان مراجعه نمایند .
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
امام باقر علیهالسلام:
اسلام بر پنج پایه استوار شده است...
شهادت حضرت باقرالعلوم علیهالسلام تسلیت باد.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain
اسلام بر پنج پایه استوار شده است...
شهادت حضرت باقرالعلوم علیهالسلام تسلیت باد.
کانال خبری روستای حکان
@hakananlain