گفت: دوش ، در سجده چشم من خواب شد ، خداوند را دیدم ، گفت: یا اباالفیض ، خلق را بیافریدم ، بر ده جُزو شدند. دنیا بر ایشان عرضه کردم ، و نُه جزو از آن ده جزو روی به دنیا نهادند. یک جزو ماند ؛ آن یک جزو نیز بر ده جزو شدند. بهشت را برا ایشان عرضه کردم و نُه جزو روی به بهشت نهادند ، یک جزو بماند؛ آن یک جزو نیز ده جزو شدند ، دوزخ پیش ایشان آوردم همه برمیدند و پراکنده شدند از بیم دوزخ ؛ پس یک جزو ماند که نه به دنیا فریفته شد و نه به بهشت میل کردند و نه از دوزخ بترسیدند. گفتم: بندگان من! به دنیا نگاه نکردیت ، و به بهشت میل نکردیت ، و از دوزخ نترسیدیت ، چه می طلبید؟ همه سر بر آوردند و گفتند : 《انتَ تَعلَمُ ما نُرید》یعنی تو می دانی که ما چه می خواهیم.
#عطار
#تذکره
@hagh_tabarak
#عطار
#تذکره
@hagh_tabarak
و در بصره خانهای داشت برِ چهار سو. و پوستینی داشت که دایم آن پوشیدی.
وقتی به طهارت رفت و پوستین برِ چهار سو بنهاد. حسن بصری آنجا رسید. آن پوستین را دید. گفت: حبیب عجمی، آنجا بگذاشت، نباید که کس ببرد.
آنجا بایستاد تا حبیب بیامد، گفت: ای امام مسلمانان چرا ایستادهای؟
گفت: ای حبیب! ندانی که پوستین بر چهار سو نباید گذاشت؟ که ببرند. و به اعتمادِ که رها کردی؟
گفت: به اعتماد آن که تو را اینجا بازداشته است تا نگه داری.
#عطار
#تذکره
@hagh_tabarak
وقتی به طهارت رفت و پوستین برِ چهار سو بنهاد. حسن بصری آنجا رسید. آن پوستین را دید. گفت: حبیب عجمی، آنجا بگذاشت، نباید که کس ببرد.
آنجا بایستاد تا حبیب بیامد، گفت: ای امام مسلمانان چرا ایستادهای؟
گفت: ای حبیب! ندانی که پوستین بر چهار سو نباید گذاشت؟ که ببرند. و به اعتمادِ که رها کردی؟
گفت: به اعتماد آن که تو را اینجا بازداشته است تا نگه داری.
#عطار
#تذکره
@hagh_tabarak
Forwarded from حق تبارک
«کاش از خدا یه چیز دیگه خواسته بودم» مصداق بارز ناشکریه...
به جاش بگیم الهی شکر ، الحمدلله
@hagh_tabarak
به جاش بگیم الهی شکر ، الحمدلله
@hagh_tabarak
حق تبارک
#خدایا مارا صفرِ بعد از اعشار مخواه... @hagh_tabarak
#خدایا
مارا صفرِ پیش از عدد مخواه ...
مارا صفرِ پیش از عدد مخواه ...