داشتم به مامانم میگفتم چقدر خوشحالم بعد از چندماه دیگه یکسری از آدمای فعلی زندگیم رو نمیبینم و خستهم کردن
و بهم گفت اگه مادرت نبودم منم خیلی راحت از زندگیت حذف میکردی، شایدم هرلحظه آمادهای بکنی
تورو نمیدونم مادر ولی برای حذف کردن شوهرت از زندگیم لحظه شماری میکنم.
Forwarded from نارخاتون
بوی هندوانهٔ تازهقاچخورده مرا به زندگانی برمیگرداند
کاش سریعتر شنبه بشه و مامانم برگرده، توان تحمل شوهرش و پسراش رو از دست دادم.
چیزی که شما در گذشته/حال/آینده باهاش مواجه شدید به هیچ عنوان بهتون این حق رو نمیده که از دیگران طلب داشته باشید طبق میل شما رفتار کنن
اینکه درموردش با آدمهای نزدیکتون حرف بزنید یک چیزه و اینکه انتظار داشته باشید هرکی از راه رسید طبق اون باهاتون رفتار کنه یک چیز جدا و بی منطق دیگست
مسئولیت زندگی خودت و کوچک بودنت توی این دنیا رو قبول کن و به دایرهی آدمهای نزدیکت قانع باش، بهرحال همه چیز دور تو نمیچرخه از الانت استفاده کن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند روز یا شاید هم هفتهست چندتا پیام رو توی چنلای مختلف میبینم که اولش با ″تو منو نمیشناسی نمیدونی چه چیزایی گذروندم نباید باهام اینطوری رفتار کنی″ میبینم و خب؟
that's the whole point, I don't know you then why the fuck should i act the way you want me to?
immagine animata della morte.
that's the whole point, I don't know you then why the fuck should i act the way you want me to?
don't get me wrong me personally won't communicate with these type of individuals at all, but they get on my nerves so badly