|موسسه علمى ، فرهنگى و هنرى نصيرزاده |
74 subscribers
43 photos
6 videos
1 file
4 links
مشاور در حوزه برندينگ، تبليغات
و توانمند سازى فردى
09121331044
02188920805
02188920806
02188898501
02188932768
www.nasirzadeh.com
Instagram.com/ha.nasirzadeh
Download Telegram
to view and join the conversation
💫 اگر می‌خواهید روشنایی ابدی را تجربه کنید ، گذشته و آینده را از ذهن خود کنار بگذارید و در زمان حال بمانید....

" الیف شافاک "

@RecoveryRadio
Audio
مراقبه_روز
پانزدهم آذر ماه

💭 @RecoveryRadio 💭
Audio
مراقبه_روز
شانزدهم آذر ماه


🌪 @RecoveryRadio
Audio
مراقبه_روز
هفدهم آذر ماه


@RecoveryRadio 🍂
Audio
مراقبه_روز
ششم دی ماه


رادیو بهبودی

@RecoVeryRadio
Forwarded from كانال مراقبه
ﻓﺎﻧﻮﺱ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ...
ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﻤﺎﻧﻢ ﻭ
ﺧﺪﺍﯾﯽ
ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺣﺎﻝِ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ
ﺧﻮﺏِ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ.

شبتون آروم ... 🌙
🌻🌻
سلام.
صبحتون بخیر😊
اگر انسان سرمایه‌اش را
در مغزش بگذارد نه در کیف پولش ،
هیچکس نمیتواند آن را از او برباید ...


#بنجامین_فرانکلین

تنور دلتون همیشه گرم
🌻🌻
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
"به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای:
تو به خدا نیاز داری."...!

داستان های آقای کوینر
#برتولت_برشت
Audio
مراقبه_روز
نهم دی ماه

🌱
Audio
مراقبه_روز
پانزدهم دی ماه

🦋 @RecoveryRadio
Audio
مراقبه_روز
هجدهم دی ماه

🌞❄️ @RecoveryRadio
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️صد رحمت به سیل، صد لعنت به ....

سیل درس بزرگی برای همه ما داشت و آن اینکه ما زیادی بی خیالیم. به روایتی ما رتبه یازدهم کشورهای حادثه خیز و در معرض بلایای طبیعی را داریم و این حوادث مانند زلزله و سیل و آتش سوزی هر ساله در جایی از این سرزمین تکرار می شود. بدیهی است که در چنین سرزمینی به جای غافل گیر شدن!! باید دست کم هشت سازوکار زیر را می داشتیم:

1- بیمه تخصصی و اجباری بلایای طبیعی، اما نداریم.
2- آموزش الزامی کامل مواجهه با بلایای طبیعی در دبستان و دبیرستان که در برابر زلزله، آتش سوزی، سیل، جنگ و... چه کنیم؟ اما نداریم. چرا؟ محتوای آموزشی ما ظاهرا متناسب با اروپای شمالی طراحی شده است!
3- وجود یک صندوق بیمه ملی که در حوادث طبیعی بودجه عادی کشور دچار تلاطم نشود. اما نداریم.
4- شبکه همکاری تعریف شده و تمرین شده از حمایت های نیکوکارانه مردمی و سازمان های مردم نهاد، اما نداریم. این می شود که هر کسی ادعای کمک می کند و معلوم نیست واقعا چه کسی با چه نیتی پول جمع می کند و با چه روشی کمک می کند. من هم مانند شما مجبورم اعتماد کنم یا بگردم و یک مسیر مطمئن پیدا کنم.
5-طراحی یک سازمان دهی مقتدر و متمرکز و از پیش تعریف شده و از پیش تمرین شده ويژه شرایط تحریم که درست یک ثانیه بعد از سیل یا زلزله (تاکید می کنم فقط یک ثانیه)، مستقر شود، فرمان را به دست بگیرد و هیچ کس هم حرف اضافه نزند و کار موازی نکند.
6- نظام احراز هویت دقیق. که معلوم شود که چه کسانی واقعا حادثه دیده اند و چه کسانی امداد گر و بقیه نباید به منطقه وارد شوند و نباید از کمک ها استفاده کنند. فقط کافیست پای صحبت مدیران بنشینید تا بفهمید که عجب آشفته بازاری است. افرادی با لباس رسمی مراجعه کرده اند به روستاییان و گفته اند که ما از فلان جا آمده ایم و سیل زدگان هم به آن ها اعتماد کردند و گاوهایشان (تمام سرمایه شان) را به آن ها سپرده اند.
7- نظام ارتباطی و اطلاعاتی پشتیبان برای پوشش، انتقال، ذخیره و راستی آزمایی تمام اطلاعات ساخت یافته و غیرساخت یافته. به ويژه انتقال آخرین نیازهای فوری و اضطراری به مسوولان و مرکز
8- نظام امداد پسابحران؛ وقتی بحران که تمام می شود، انگیزه ها کاهش پیدا می کند، انرژی ها تحلیل می رود و فشار افکار عمومی کاسته می شود. درست در همین زمان است که حادثه دیدگان وارد بحران های روحی و روانی می شوند و بیشترین نیاز را به حمایت های روحی، روانی و معنوی دارند.
انتظار می رود بعد از سال ها وجود دولت مرکزی، آن هم در سرزمین بلاخیزی چون ایران، این سازوکارها طراحی می شد و نه اینکه ما بعد از هر حادثه بگوییم «اِه» برای هزارمین بار غافل گیر شدیم!

☑️⭕️تجویز راهبردی:
سیل و زلزله غیرمترقبه نیستند. این ماییم و منش ماست که غیرمترقبه است و غافل گیرکننده. صد رحمت به سیل، صد لعنت به ما. صد لعنت به شیوه مدیریت ما. صد لعنت به بی خیالی ما. می خواهد بدتان بیاید یا نه؛ ولی این از بی خیالی و بی تدبیری ماست. جزو اصول تفکر استراتژیک این است که متغیرهای غیر قابل کنترل را از متغیرهای قابل کنترل تفکیک کنیم. توان و تمرکز خود را بگذاریم برای هدایت و کنترل متغیرهای قابل کنترل برای مواجهه با متغیرهای غیرقابل کنترل. آیا ما از متغیرهای قابل کنترل استفاده کرده ایم. قطعا و مطمئنا نه! متغیرهای قابل کنترل و راهکارها عبارتند از:

▫️آگاهی؛ آموزش الزامی مواجهه با حادثه و بحران طبیعی در دروس دبستان تا دانشگاه گنجانده شود.
▫️نظام پوشش مردمی ریسک؛ همگانی کردن و الزامی کردن بیمه حوادث طبیعی
▫️نظام پوشش دولتی ریسک؛ ایجاد یک صندوق بیمه فجایع طبیعی ملی با بودجه مناسب، شفاف و ...
▫️نظام حمایت: تعریف نهادهای مجاز مردمی و عمومی و شفاف کردن نقش و وظایف و اختیارات و پاسخگویی آنان.
▫️نظام مدیریت بحران؛ اصلاح نظام مدیریت بحران فعلی و تبدیل آن به موجودیت دارای واکنش سریع و مقتدر
▫️نظام احراز هویت بر اساس کدپستی (آدرس رسمی از قبل احراز هویت شده)، موبایل (شماره رسمی از قبل نهایی شده) و اثر انگشت و یا کارت ملی برای پوشش حمایتی تمام حادثه دیدگان و اجازه دادن به فعالیت امدادگران و شناسایی سودجویان، سوء استفاده کنندگان و تنبیه شدید آنان.
▫️نظام اطلاعاتی و ارتباطی؛ که سریع السیر مستقر شود و تمام پروتکل های ایجاد و انتقال اطلاعات از پیش تنظیم شده باشد و کاملا با تلویزیون ها و رادیوهای محلی و ملی نیز هماهنگ باشد.
▫️نظام حمایت روانی و بازگشت به زندگی؛ که می تواند 90% آن هم به بخش نیکوکار و داوطلب مردمی سپرده شود.
▫️نظام شفاف گردش مالی؛ مسیر جمع آوری، تجمیع و تخصیص حمایت های مالی مردمی و بین المللی و گزارش دهی شفاف و اطمینان بخش تا ریال آخر.

این فهرست می تواند تکمیل شود. این سیل و زلزله و آتش نیست که عجیب است این ماییم که مایه تعجب ایم.


مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️بابا دیگر نان ندارد! تمام!

یادتان هست در همان روزهای اول به ما آموختند بابا نان داد! از همان روز اول غیرمستقیم به ما گفتند کس دیگری هست که باید بیاید و نیاز شما را برطرف کند. چیزی از اراده، خواستن و توانستن در این جمله نیست. حالا نمی خواهم بگویم اگر فقط این جمله از کتاب ها حذف شود، همه چیز حل می شود، نه! ولی باید از همین چیزهای ساده شروع کرد. نه تنها باید جملات این چنینی از کتاب ها و کلاس های ما حذف شود. بلکه باید دقیقا جملاتی که نشان از اراده و خواستن است جایگزین شود.

این تفکر «بابا آب داد» در عمق روح و فکر ما رسوخ کرده است. قبول ندارید؟ کمی به رفتار خودمان و اطرافیان مان دقت کنید. به خاطر همین تفکر است که همیشه منتظریم کسی بیاید و مشکلات ما را حل کند. به همین خاطر هست که همیشه می گوییم مسوولین فکری بکنند. به همین خاطر است که همیشه فکر می کنیم مدیر ساختمان باید بیشتر به فکر ساختمان باشد و به همین خاطر است که می گوییم این ها را باید بگذاریم بعد از ظهور حل شود. می بینید، این تفکر بابا نان داد را گرفته ایم و کمتر به این فکر کرده ایم که خودمان نان پخت کنیم.

در این میان برداشت های نادرست از مفاهیمی مانند انتظار نیز به این فرهنگ و فکر بابا نان داد اضافه شده است. برداشت غلط از انتظار برای ظهور را ترکیب کرده ایم با بی عملی! کسی نبود به ما بگوید که انتظار معنایش این نیست که چشم به راه باشی. معنایش این است که پا به کار باشی. کسی نبود به ما بگوید که انتظار ایستا یعنی رکود و رخوت و عقب ماندگی. آنچه حقیقت دارد انتظار فعال است.
چقدر خنده دار است کسانی که منتظر ظهورند و می گویند در جهان پساظهور، عدالت و امانت فراگیر می شود. اما خود اکنون دزدی می کنند و کم فروشی می کنند. نمی شود آدم دزد باشد اما خود را منتظر بداند. نمی شود در برابر بی عدالتی و گورخوابی و روسپی گری معیشتی سکوت کنی و فیگور انتظار عدالت آخرالزمانی را داشته باشی. بین منتظر و چیزی که به انتظارش نشسته است باید تناسبی باشد.


☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر کدام از ما می تواند یک منجی کوچک باشد. هر کدام از ما می تواند زندگی امروز خودش، خانواده اش، محله اش را زیباتر، دلپذیرتر و دوست داشتنی تر کند. قرار نیست ما کارهای بزرگ انجام دهیم. فقط کافیست:

از امروز کمی فرهنگ به خرج دهیم و ته سیگارمان را از ماشین بیرون نیاندازیم.
از امروز اگر رفتیم رستوران، یک غذا بیشتر بگیریم و در راه برگشت آن را به نیازمندی بدهیم که تا کمر در سطل زباله شهرداری خم شده است.
از امروز یک سبقت بی جا کمتر بگیریم و یک بوق نابجا کمتر بزنیم.
از امروز برای زنان سرزمین مان احترام و حرمت بیشتری قائل شویم.
از امروز کمی بیشتر کتاب بخوانیم و کمی بیشتر در مورد جهان بدانیم.
از امروز بیشتر تلاش کنیم تا کارمان توسعه پیدا کند و ده نفر بیشتر استخدام کنیم.
از امروز کنار فرزندانمان بنشینیم و داستانی برایش تعریف کنیم کاملا برخلاف بابا نان داد! داستانی باشد که خواستن و توانستن را معنا کند.
از امروز بنشینیم و به جای اینکه حرف های پراکنده بی سر و ته بزنیم، یک طرح عملی مکتوب تدوین کنیم و نترسیم از اینکه پذیرفته نشود و ناراحت نشویم اگر کنار گذاشته شود.
از امروز عملکرد صاحبان قدرت را محترمانه و بر اساس داده ها و آمار (و نه شایعه ها) نقد کنیم.

آری خداوند بشارت قطعی داده به ظهور یک منجی. نام این منجی در ادیان و مذاهب مختلف چنین است: مهدی، ماشیح، سوشیانت و بهرام ورجاوند و یا ویشنو، بودای پنجم. اما هیچگاه و هیچ کجا نگفته که منتظر بمانید تا بیاید. برعکس همیشه ما را به بهبود خویشتن و بهبود جهان دعوت کرده است: در کتاب عهد عتیق در فصل «اشعیاء نبی» آماده است: اما آنانی که منتظر خداوندند قوت تازه خواهند یافت و مانند عقاب پرواز خواهند کرد، خواهند دوید و خسته نخواهند شد. آن اتفاق خوب می افتد. دیر یا زود. اما آن اتفاق خوب اول باید درون تو بیفتد. آن اتفاق خوب تویی! اتفاق خوب درون تو آغاز اتفاق بزرگ نهایی است.

مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
بازار چه زمانی می ریزد ؟

✍️این تحلیل با نظر موافق ۴ نفر از اعضای تیم تحقیق و نظر مخالف ۵ نفر منتشر میشود

یکد- برای ٩٠ درصد مردم امکان فعالیت اقتصادی با بازده مناسب وجود ندارد

دو- با تحریم ، عرضه کالا روند نزولی دارد ، عرضه پول به جامعه روزانه هزار میلیارد تومان افزایش می یابد به زبان دیگر ، عرضه پول نجومی رو به افزایش است

سه- عرضه کالا و خدمات رو به کاهش و تقاضا به سبب تزریق هزار میلیارد تومان پول جدید ( معادل رشد روزانه نقدینگی در بانکها )، رو به افزایش است

چهار - وقتی عرضه کالا رو به کاهش و تقاضا رو به افزایش باشد تورم می شود ، تورم یعنی اضافه تقاضا

پنجم - مردم در واکنش نسبت به تورم ؛ دائماً از این بازار به بازار دیگری در حال رفت و آمد هستند تا بتوانند از طریق کسب سودهای کوتاه‌مدت، قدرت خریدشان را حفظ کنند.

ششم - نهایتا این رفتار به تشکیل حباب در بازار های مختلف می انجامد ، حباب به این معناست که قیمت کالاها از قدرت خرید واقعی مردم عبور می کند و با عبور قیمت از قدرت خرید واقعی مردم( قشر ضعیف و متوسط) ، تقاضا در قسمت واقعی اقتصاد به شدت کاهش می یابد و در مرحله آخر ، عرضه کالا و خدمات بیش از تقاضای واقعی شده و حباب ها می ترکد

هفت - اگر در نقطه ای از سال ٩٨ ، حباب ها بترکد ما متعجب نمی شویم ، در غیر این صورت سال ٩٩ سال قطعی ترکیدن حباب است

محمد حسین ادیب : از کسانی که به صورت حرفه ای مطالب کانال را دنبال می کنند تقاضا میشود در تحلیل هر رویدادی به نظریه رقیب هم توجه شود ، به عبارت دیگر هر چه که در کانال طرح شد به نظر مخالفان آن هم توجه شود ، فقط زمانی که مطالب کانال را با نظریه حداقل یک مخالف آن ، مقایسه کردید ، مطالب کانال ارزش بررسی دارد ، برای تمرین دیدگاه رقیب نظریه این مقاله در ذیل آمده است :

دیدگاه جناب آقای دکتر مظاهری رئیس قبلی بانک مرکزی:

با موج بالای انتظارات منفی که نسبت به آینده وجود دارد اگر سیاست‌های دولت به همین شکل ادامه پیدا کند و اصلاحات صورت نگیرد به‌زودی تورم با شدت بیشتری افزایش خواهد یافت و در آینده دچار ابرتورم می‌شویم. اینکه خوش‌خیال باشیم تورم و روند جهش قیمت‌ها سقف دارند و بالاخره در یک جا متوقف می‌شوند، اشتباه است.
@adibmh
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️... شعر تحویل من نده!...

می دانم احتمال دارد نوشته زیر را که بخوانی شروع کنی به غر و لند کردن. ولی حوصله کن و تا اخر بخوان. این وضعیت بسیاری از ماهاست این روزها:

اگر زورت به تحریم ها نمی رسد، اگر سیاستمداران به حرف هایت گوش نمی دهند، اگر نه اقتصاد درست می شود، نه حکومت، نه دولت، نه مردم؛ اگر افسردگی و ناامیدی و بیچارگی هر روز بخشی از تو را می جود و تو هر روز کمتر از دیروز زنده ای؛
اگر نه پول روانشناس داری نه اعتقاد به دارو؛ بلند شو برو عطاری محل یک سیر بذر شاهی بخر شش هزار تومان و یک کم تخم گشنیز هم و آنها را توی گلدان هایی کوچک بکار. هر چقدر هم که اوضاع خراب باشد شاید یک پنجره داشته باشی با کمی نور. این همه خاک را هم که هر روز بر سر می کنیم، کمی اش را در گلدان بریز و چند قطره آب، همین.

چند روز بعد با خودت می گویی یعنی من از این بذرهای کوچک هم کمترم که سبز شدند!
امیدواری و سماجت درسی ست که من از بذرهای کوچک می گیرم.
هر چقدر جامعه تلخ‌تر شود مصاحبتت را با گیاهان بیشتر کن، آنها بیشتر از آدم ها راز بقا را می دانند.
آنها غر نمی زنند، آنها می رویند.

ما که به مشتی بذر شاهی و گشنیز دلخوشیم نه به خاطر این است که مبتذلیم و نادان و نه به خاطر این است که اخبار گوش نمی دهیم؛ ما به روییدن و رویاندن پایبندیم چون به زندگی قول داده ایم که زندگی کنیم، ما به خود وفاداریم و هیچ چیز و هیچکس باعث نخواهد شد که به زندگی خیانت کنیم.
ما سر قول خویش مانده ایم (رفرنس: عرفان نظر آهاری؛ @erfannazarahari)


☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
می دانم احتمال زیاد وقتی متن بالا را می خوانید، توی دل تان به من یا نویسنده اصلی فحش می دهید و می گویید شعر تحویل من نده! مشکلاتی معیشتی را که نمی شود با شعر گفتن یا نوشته ادبی حل کرد. به اندازه کافی مسوولان محترم گفتار درمانی می کنند! دیگر در این زمینه به خودکفایی رسیده ایم. اجاره خانه ای که ندارم، گوشتی که دیگر تبدیل رویا شده و پشت ویترین نگاهش می کنیم، نگاه ملتمس فرزندم برای خرید چیزی که پولش را ندارم را هم با این توصیه شاعرانه می شود حل کرد؟ قطعا و مطمئنا نمی شود حل کرد.

اما این نویسنده هم روزگار ما به زبان شعر، توصیه مهمی را برای من و شما در شرایط دشوار گفته است. در شرایط دشوار، مهم ترین اقدام، «انتقال تمرکز» است. به صورت طبیعی ما در شرایط دشوار متمرکز می شویم روی مسایل، مشکلات، بدبختی ها، مقصرها و ناکامی ها. متمرکز می شویم روی چیزهایی که از دست داده ایم. روی رویاهایی که داشتیم اما تباه شد. روی نقشه هایی که کشیدیم اما نقش بر آب شد. در صورتی که این اشتباه، مرگبار است. باید متغیرهای غیرقابل کنترل را شناسایی کرد، آن ها را پذیرفت. سپس از خود پرسید من با متغیرهای قابل کنترلم چه می توانم بکنم؟
اینکه اجاره خانه ها رفته بالا را من نمی توانم پایین بیاورم.
اینکه سیاستمداران به حرف های مان گوش نمی دهند، را نمی شود تغییر داد.
اینکه تورم، اجناس معمولی سابق را تبدیل کرده است به کالاهای لوکس نمی توان کاری کرد.
این ها را باید پذیرفت. اینکه من شب تا صبح به این ها فکر کنم چه فایده ای دارد؟ هیچ!

در عوض باید روی متغیرهای قابل کنترل هر چند کوچک. هر چند کم تاثیر. هر چند معمولی. شاید گاهی تنها کاری که از دست ما بر می آید این است که با خانواده مان بنشینیم شرایط موجود را برای شان توضیح دهیم و بگوییم که فعلا تا دو سال باید کمربندهایمان را محکم تر ببندیم. شاید گاهی تنها کاری که از دست ما بر می آید این باشد که دیوار خانه مان را بعد از مدت ها، خودمان با کمترین امکانات و به صورت خانوادگی رنگ آمیزی کنیم و با هم لذت ببریم.

گلدان کوچک آن شاعر، نماد یک کار کوچک ِ معمولی ِ به ظاهر کم اهمیت است. منتها کاری که فعلا از دست ما بر می آید. شاید گاهی تنها کاری که از دست ما بر می آید این باشد که در یک گلدان کوچک، بذر یک گل را بکاریم. شاید تنها کاری که از دست ما برمی آید این باشد که دست دیگری را بگیریم. تکرار می کنم. این شعر نیست. این که ما به مشتی بذر گشنیز دلخوشیم نه به خاطر این است که مبتذلیم و نادان و نه به خاطر این است که اخبار گوش نمی دهیم؛ ما می خواهیم امروز را به فردا گره بزنیم. تا اطلاع ثانوی، به زندگی وفادار باش. دنیا همیشه اینگونه نخواهد ماند.

پی نوشت: این مطلب را چه زمانی نوشتم؟ در شرایط شبه دشوار! بعد از یک سفر کاری فشرده با کم خوابی زیاد، پرواز ما به خاطر شرایط تحریم، 5 ساعت تاخیر داشت. بالاخره سوار شدیم. سپس مشکل فنی برایش پیش آمد. خلبان گفت تا تایید نشود پرواز نمی کنیم، دو ساعت معطل شدیم. خواستیم بپریم،جو فرودگاه آنقدر بد شد که نه تنها هواپیمای ما، که تمام پروازها زمین گیر شدند. 9.5 ساعت تاخیر. می توانستم مانند دیگران غر بزنم. فحش بدهم. اما نشستم و بذر گشنیز کاشتم.

مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki