من کودکم! اما پُرم از زخمهای پیر
در خونِ سُرخم قصهی این راز را بنگر
#حسین_رضائیان
انتشار به مناسبت برگزاری کنفرانس بین المللی حمایت از #انتفاضه_فلسطین به سه زبان زنده دنیا در کانال زیر
@h_rezaeian
در خونِ سُرخم قصهی این راز را بنگر
#حسین_رضائیان
انتشار به مناسبت برگزاری کنفرانس بین المللی حمایت از #انتفاضه_فلسطین به سه زبان زنده دنیا در کانال زیر
@h_rezaeian
شعری از زبان طفل نوزادی که در آغوش مادرش در #غزه به #شهادت رسید:
دنیا! بیا همراه من پرواز را بنگر
بالم پر از تیر است؛ این اعجاز را بنگر
من کودکم! اما پُرم از زخمهای پیر
در خونِ سُرخم قصهی این راز را بنگر
با گوش سر آهنگ بمب و تیر را بشنو
با چشم دل بیرحمی این ساز را بنگر
یک مرتبه خود را به جای من تماشا کن
یک مرتبه پایان این آغاز را بنگر
تو چشم بستی تا نبینی زیر آوارم
اما بیا و چشمهای باز را بنگر
یک روز در آغوش گرم مادر و حالا
خوابیده در آغوش خاکم، ناز را بنگر!
شعر: #حسین_رضائیان
ترجمه به عربی: #رضا_طورانی
ترجمه به انگلیسی: #ایمان_مضیفیان
من أجل الطفل الّذی کان فی حضن اُمّه و هما اُستُشهدا فی غزة
أیّتها الدنیا! تعالی معی و انظری إلی الطَّیَران ؛ مع أنَّ جناحی اُصیب بالسِهام و هو مِن الإعجاز
أنا طفلٌ ولکن عندی جراحات عریقة ؛ شاهِدی هذا السّر فی دَمی الأحمر
إسمعی نغمات القنابل و الرصاصات ؛ اُنظری إلی هذه القساوة الّتی تعزف
أظهِری نفسکِ بِمَظهری مَرَّةً ؛ و فی البدایة اُنظری إلی النّهایة
أنا تحت الأنقاض و أنتِ تنظریننی بِغَضِّ النظر ؛ تعالی و شاهِدی العیون المفتوحة
یوماً ما حضن الاُمّ الحنون و الآن نائمٌ محتضَنٌ بواسطة التراب و مرفوع الرأس
شعر: #حسین_رضائیان
تعریب: #رضا_طوراني
ترجمه الی الإنجلیزیة: #ایمان_مضیفیان
A #poet dedicated to the child who passed away within his mother's arms as she did in #Gaza:
Come with me, world! Watch the flying
My wing is full of arrows...Watch this miracle
I am a child, yet full of old wounds
Through my red blood... Watch the story of this secret
Through your ear, Listen to the song of bomb and bullet
Through your heart... Watch this instrument's brutality
Just one time, watch your self as me
One time... Watch the end of this dawn
You closed your eyes not to see me under debris
But come and watch the open eyes
One day, within my mother's arms and now
I'm sleeping within grave's arms, Watch this coquetry
Poet by #Hossein_Rezaeian
Arabic translation by #Reza_Toorani
English translation by #Iman_Mozifian
#آغوش_خاک
تیر ۹۳ / رمضان ۱۴۳۵
انتشار به مناسبت برگزاری کنفرانس بین المللی حمایت از #انتفاضه_فلسطین به سه زبان زنده دنیا
@h_rezaeian
دنیا! بیا همراه من پرواز را بنگر
بالم پر از تیر است؛ این اعجاز را بنگر
من کودکم! اما پُرم از زخمهای پیر
در خونِ سُرخم قصهی این راز را بنگر
با گوش سر آهنگ بمب و تیر را بشنو
با چشم دل بیرحمی این ساز را بنگر
یک مرتبه خود را به جای من تماشا کن
یک مرتبه پایان این آغاز را بنگر
تو چشم بستی تا نبینی زیر آوارم
اما بیا و چشمهای باز را بنگر
یک روز در آغوش گرم مادر و حالا
خوابیده در آغوش خاکم، ناز را بنگر!
شعر: #حسین_رضائیان
ترجمه به عربی: #رضا_طورانی
ترجمه به انگلیسی: #ایمان_مضیفیان
من أجل الطفل الّذی کان فی حضن اُمّه و هما اُستُشهدا فی غزة
أیّتها الدنیا! تعالی معی و انظری إلی الطَّیَران ؛ مع أنَّ جناحی اُصیب بالسِهام و هو مِن الإعجاز
أنا طفلٌ ولکن عندی جراحات عریقة ؛ شاهِدی هذا السّر فی دَمی الأحمر
إسمعی نغمات القنابل و الرصاصات ؛ اُنظری إلی هذه القساوة الّتی تعزف
أظهِری نفسکِ بِمَظهری مَرَّةً ؛ و فی البدایة اُنظری إلی النّهایة
أنا تحت الأنقاض و أنتِ تنظریننی بِغَضِّ النظر ؛ تعالی و شاهِدی العیون المفتوحة
یوماً ما حضن الاُمّ الحنون و الآن نائمٌ محتضَنٌ بواسطة التراب و مرفوع الرأس
شعر: #حسین_رضائیان
تعریب: #رضا_طوراني
ترجمه الی الإنجلیزیة: #ایمان_مضیفیان
A #poet dedicated to the child who passed away within his mother's arms as she did in #Gaza:
Come with me, world! Watch the flying
My wing is full of arrows...Watch this miracle
I am a child, yet full of old wounds
Through my red blood... Watch the story of this secret
Through your ear, Listen to the song of bomb and bullet
Through your heart... Watch this instrument's brutality
Just one time, watch your self as me
One time... Watch the end of this dawn
You closed your eyes not to see me under debris
But come and watch the open eyes
One day, within my mother's arms and now
I'm sleeping within grave's arms, Watch this coquetry
Poet by #Hossein_Rezaeian
Arabic translation by #Reza_Toorani
English translation by #Iman_Mozifian
#آغوش_خاک
تیر ۹۳ / رمضان ۱۴۳۵
انتشار به مناسبت برگزاری کنفرانس بین المللی حمایت از #انتفاضه_فلسطین به سه زبان زنده دنیا
@h_rezaeian
یافاطمه! دخت پیمبر! چشم واکن
ای بر حسین تشنه مادر! چشم واکن
تا مجتبی از چشم های بسته ات گفت
با صورت افتادم ز منبر؛ چشم واکن
در بین کوچه در میان اشک هایم
خوردم زمین یک بار دیگر چشم واکن
زهرای من! ای کشتی پهلو گرفته
من مرتضایم، جان حیدر چشم واکن
زانو بغل کردم ببینی من غریبم
بنگر علی را زار و مضطر؛ چشم واکن
تو میروی می مانم اینجا بی هوادار
ای یک تنه همراه رهبر! چشم واکن
دلشوره دارم از همین حالا چه سازم
با رد خون، با میخ این در؛ چشم واکن
می میرم از رنج فراقت یاس نیلی
ای گشته بین کوچه پرپر! چشم واکن
حالا که هرچه گفتم و پاسخ ندادی
جان حسین پاره حنجر چشم واکن
زینب پس از تو در پی رخت اسیری ست
بازار کوفه، دود، معجر؛ چشم واکن
#حسین_رضائیان
#غزل
#آیینی
#چشم_واکن
فروردین ۹۳
@h_rezaeian
ای بر حسین تشنه مادر! چشم واکن
تا مجتبی از چشم های بسته ات گفت
با صورت افتادم ز منبر؛ چشم واکن
در بین کوچه در میان اشک هایم
خوردم زمین یک بار دیگر چشم واکن
زهرای من! ای کشتی پهلو گرفته
من مرتضایم، جان حیدر چشم واکن
زانو بغل کردم ببینی من غریبم
بنگر علی را زار و مضطر؛ چشم واکن
تو میروی می مانم اینجا بی هوادار
ای یک تنه همراه رهبر! چشم واکن
دلشوره دارم از همین حالا چه سازم
با رد خون، با میخ این در؛ چشم واکن
می میرم از رنج فراقت یاس نیلی
ای گشته بین کوچه پرپر! چشم واکن
حالا که هرچه گفتم و پاسخ ندادی
جان حسین پاره حنجر چشم واکن
زینب پس از تو در پی رخت اسیری ست
بازار کوفه، دود، معجر؛ چشم واکن
#حسین_رضائیان
#غزل
#آیینی
#چشم_واکن
فروردین ۹۳
@h_rezaeian
همه ی دل خوشی ام آخر شب ها این است
دو سه خط با تو سخن گفتن و آرام شدن...
#حسین_رضائیان
#عاشقانه
#تک_بیتی_ها
@h_rezaeian
دو سه خط با تو سخن گفتن و آرام شدن...
#حسین_رضائیان
#عاشقانه
#تک_بیتی_ها
@h_rezaeian
امروز روزی دیگر از تنهایی ماست
این واژهها تصویری از شیدایی ماست
بابا، برادرها و فضه، ام کلثوم
تنها امید ما دل دریایی ماست
این چند شب بالین مادر پهن مانده
با یاد او این اشکها لالایی ماست
مادر وصیت کرده بابا زن بگیرد
تنها نماند او، به از تنهایی ماست
یک بانویی آمد، خدا حفظش بدارد
او مثل مادر لایق همتایی ماست
آن روز با اذن من آمد بین خانه
او بعد زهرا مادر زهرایی ماست
او وعدهی خونخواهیاش داده، از این رو
عباس خواب هر شب رؤیایی ماست
#حسین_رضائیان
#غزل
#آیینی
#مثل_مادر
اردیبهشت ۹۰
@h_rezaeian
این واژهها تصویری از شیدایی ماست
بابا، برادرها و فضه، ام کلثوم
تنها امید ما دل دریایی ماست
این چند شب بالین مادر پهن مانده
با یاد او این اشکها لالایی ماست
مادر وصیت کرده بابا زن بگیرد
تنها نماند او، به از تنهایی ماست
یک بانویی آمد، خدا حفظش بدارد
او مثل مادر لایق همتایی ماست
آن روز با اذن من آمد بین خانه
او بعد زهرا مادر زهرایی ماست
او وعدهی خونخواهیاش داده، از این رو
عباس خواب هر شب رؤیایی ماست
#حسین_رضائیان
#غزل
#آیینی
#مثل_مادر
اردیبهشت ۹۰
@h_rezaeian
Forwarded from شاعرانه
دارد بهار میرسد اما بدون تو
دارد بهار میشود آقا بدون تو
بار دگر بهار و هیاهوی تازگی
بار دگر شکفتن گل ها بدون تو
سال گذشته لحظه ی تحویل سال نو
گفتم چه سود شادی دنیا بدون تو
می بارم از فراق تو اما گذشته است
یک سال از آن قضیه و حالا بدون تو-
عمرم تباه میشود این گوشه از غمت
بر این حیات غم زده مرگا بدون تو
باید دمی به حال دل من نظر کنی
حالی نمانده سینه ی من را بدون تو
حالم خراب میشود اینجا بدون عشق
حالم خراب میشود اینجا بدون تو...
#حسین_رضائیان
#آیینی
#غزل
#بدون_تو
اسفند ۹۲
@h_rezaeian
دارد بهار میشود آقا بدون تو
بار دگر بهار و هیاهوی تازگی
بار دگر شکفتن گل ها بدون تو
سال گذشته لحظه ی تحویل سال نو
گفتم چه سود شادی دنیا بدون تو
می بارم از فراق تو اما گذشته است
یک سال از آن قضیه و حالا بدون تو-
عمرم تباه میشود این گوشه از غمت
بر این حیات غم زده مرگا بدون تو
باید دمی به حال دل من نظر کنی
حالی نمانده سینه ی من را بدون تو
حالم خراب میشود اینجا بدون عشق
حالم خراب میشود اینجا بدون تو...
#حسین_رضائیان
#آیینی
#غزل
#بدون_تو
اسفند ۹۲
@h_rezaeian
Forwarded from شاعرانه
حالم خراب میشود اینجا بدون عشق
حالم خراب میشود اینجا بدون تو...
#حسین_رضائیان
#تک_بیتی_ها
#آیینی
@h_rezaeian
حالم خراب میشود اینجا بدون تو...
#حسین_رضائیان
#تک_بیتی_ها
#آیینی
@h_rezaeian
زبانم سرخ، آری تلخ از دنیای دلتنگی
سرِ سبزم شده بازیچهی رؤیای دلتنگی
شبیه قطرهها افسوس در افسوس در افسوس
از امواج پر از نیرنگ در دریای دلتنگی
کتاب مرجعی هستم لبالب از پریشانی
پُرَم از واژه و تکواژ بی معنای دلتنگی
اسیر خاطرات روزهای طی شده در غم
گرفتار خوشیهای پس از فردای دلتنگی
مرا کافیست در دنیا خدایا اینچنین بودن
یقین هیچ است سهم من هم از عقبای دلتنگی
صعود از قلهی اشکم دگر ناممکن و سخت است
نفس بالا نمی آید در استعلای دلتنگی
پُرَم، لبریزم از سرخی و از تلخی
زبان حال من گویای استغنای دلتنگی
ندیدم جز ضرر از قصهی دوری و دلداری
ندارد نمرهای جز صفر این املای دلتنگی
#حسین_رضائیان
#غزل
#عاشقانه
#دل_تنگی
مهر ۹۲
@h_rezaeian
سرِ سبزم شده بازیچهی رؤیای دلتنگی
شبیه قطرهها افسوس در افسوس در افسوس
از امواج پر از نیرنگ در دریای دلتنگی
کتاب مرجعی هستم لبالب از پریشانی
پُرَم از واژه و تکواژ بی معنای دلتنگی
اسیر خاطرات روزهای طی شده در غم
گرفتار خوشیهای پس از فردای دلتنگی
مرا کافیست در دنیا خدایا اینچنین بودن
یقین هیچ است سهم من هم از عقبای دلتنگی
صعود از قلهی اشکم دگر ناممکن و سخت است
نفس بالا نمی آید در استعلای دلتنگی
پُرَم، لبریزم از سرخی و از تلخی
زبان حال من گویای استغنای دلتنگی
ندیدم جز ضرر از قصهی دوری و دلداری
ندارد نمرهای جز صفر این املای دلتنگی
#حسین_رضائیان
#غزل
#عاشقانه
#دل_تنگی
مهر ۹۲
@h_rezaeian
یک چند وبال گردنم بودی، دست
سرویس دماغ و دهنم بودی، دست
زن نیست مرا که از عذابش نالم
لکن تو خودت همان زنم بودی دست
#حسین_رضائیان
#رباعی
#طنز
#دست
بهمن ۹۳
@h_rezaeian
سرویس دماغ و دهنم بودی، دست
زن نیست مرا که از عذابش نالم
لکن تو خودت همان زنم بودی دست
#حسین_رضائیان
#رباعی
#طنز
#دست
بهمن ۹۳
@h_rezaeian
تو آرزوی منی و جز این به سینه نباشد
که بین این همه من سهم آرزوی تو باشم...
#حسین_رضائیان
#تک_بیتی_ها
#شب_آرزوها
@h_rezaeian
که بین این همه من سهم آرزوی تو باشم...
#حسین_رضائیان
#تک_بیتی_ها
#شب_آرزوها
@h_rezaeian
بهر میلاد تو کعبه سینهاش را چاک زد
بتکده نابود گردد گر بود آنجا علی
میلادباسعادت #مولودکعبه، حضرت علی (ع) تبریک و تهنیت باد.
@h_rezaeian
بتکده نابود گردد گر بود آنجا علی
میلادباسعادت #مولودکعبه، حضرت علی (ع) تبریک و تهنیت باد.
@h_rezaeian
Forwarded from شاعرانه
من حیدری ام خدا چه لطفی کرده
با مهر علی دل مرا چون بُرده
از هرکه بپرسیم همین را گوید
چون پادشه ست علی و ما چون بَرده
#حسین_رضائیان
#آیینی
#رباعی
#من_حیدری_ام
سال ۸۸
@h_rezaeian
با مهر علی دل مرا چون بُرده
از هرکه بپرسیم همین را گوید
چون پادشه ست علی و ما چون بَرده
#حسین_رضائیان
#آیینی
#رباعی
#من_حیدری_ام
سال ۸۸
@h_rezaeian
Forwarded from شاعرانه
می زنم پر سوی تو ای شاه بی همتا علی
قصد دارم تا سخن رانم ز عشقت یا علی
ای بلندای نگاهت آسمان را کرده مست
ای ز مه، مه روتر و زیباتر و والا علی
کهکشان ها وامدار چشم بیمار تواند
گفته در حقت خدا که « لا فتی الا علی »
موج دریا را خروش و غرش و عزت تویی
هیبت طوفان شن را بهترین یارا علی
گفت پیغمبر به میدان غدیر از وصف تو
بعد من باشد امیر و رهبر و مولا علی
برق چشمت آفتاب آسمان را مقتدا
نجم از تو گشته انور، نور دل آرا علی
مُلک انس و جان و دریا و زمین و عرش را
یک نف صاحب بود آن یک نفر آقا علی
گر سپاه کفر را یاری کند هفت آسمان
می شود حق را مدافع یکه و تنها علی
بهر میلاد تو کعبه سینه اش را چاک زد
بتکده نابود گردد گر بود آنجا علی
تیغ ابروی کمانت دلربایی می کند
رونق میخانه را بردی تو بر یغما علی
عمرو بن عبدِوَد آن تکسوار بی رقیب
شد زمین گیر و هلاک اندر نبرد با علی
کوچه های کوفه از احسان تو لبریز شد
وصف تو تنها بود کار حق یکتا علی
بر پیمبر شد نزول آیات قرآن تا کند
حق مفصل شرح تفصیر وجودت را علی
مرقدت آیینه ی بیت خدای اعظم است
ای که دل پر می زند سمت تو از اینجا علی
گرچه حق او ادا با شعر اینجانب نشد
سرخوشم پرونده ام را می کند امضا علی
دم به دم دم می زنم از حب تو یا ذاالکرم
یک نظر بر نوکر خود از کرم بنما علی
#حسین_رضائیان
#آیینی
#غزل
#چشم_بیمار_تو
تیر ۸۷
@h_rezaeian
قصد دارم تا سخن رانم ز عشقت یا علی
ای بلندای نگاهت آسمان را کرده مست
ای ز مه، مه روتر و زیباتر و والا علی
کهکشان ها وامدار چشم بیمار تواند
گفته در حقت خدا که « لا فتی الا علی »
موج دریا را خروش و غرش و عزت تویی
هیبت طوفان شن را بهترین یارا علی
گفت پیغمبر به میدان غدیر از وصف تو
بعد من باشد امیر و رهبر و مولا علی
برق چشمت آفتاب آسمان را مقتدا
نجم از تو گشته انور، نور دل آرا علی
مُلک انس و جان و دریا و زمین و عرش را
یک نف صاحب بود آن یک نفر آقا علی
گر سپاه کفر را یاری کند هفت آسمان
می شود حق را مدافع یکه و تنها علی
بهر میلاد تو کعبه سینه اش را چاک زد
بتکده نابود گردد گر بود آنجا علی
تیغ ابروی کمانت دلربایی می کند
رونق میخانه را بردی تو بر یغما علی
عمرو بن عبدِوَد آن تکسوار بی رقیب
شد زمین گیر و هلاک اندر نبرد با علی
کوچه های کوفه از احسان تو لبریز شد
وصف تو تنها بود کار حق یکتا علی
بر پیمبر شد نزول آیات قرآن تا کند
حق مفصل شرح تفصیر وجودت را علی
مرقدت آیینه ی بیت خدای اعظم است
ای که دل پر می زند سمت تو از اینجا علی
گرچه حق او ادا با شعر اینجانب نشد
سرخوشم پرونده ام را می کند امضا علی
دم به دم دم می زنم از حب تو یا ذاالکرم
یک نظر بر نوکر خود از کرم بنما علی
#حسین_رضائیان
#آیینی
#غزل
#چشم_بیمار_تو
تیر ۸۷
@h_rezaeian
من ز داغ دوریات گریان شدم
من از این غصه همی نالان شدم
زینب ای آیینهی داغ و إلم!
هر چه گویی، جان من! من آن شدم
سینهات مجروح زخم غصههاست
از تب این غصهها سوزان شدم
مادرت را چشم امید دو دنیا گشتهای
من به امید عطا مهمان شدم
درد را درمان نما از سینهی بشکستهام
من که گفتم زین عزا گریان شدم
ای رضی! این غصه سازد ابرها
من به اشک خویشتن باران شدم
#حسین_رضائیان
#غزل
#آیینی
#آیینه_ی_غم
فروردین ۹۰
@h_rezaeian
من از این غصه همی نالان شدم
زینب ای آیینهی داغ و إلم!
هر چه گویی، جان من! من آن شدم
سینهات مجروح زخم غصههاست
از تب این غصهها سوزان شدم
مادرت را چشم امید دو دنیا گشتهای
من به امید عطا مهمان شدم
درد را درمان نما از سینهی بشکستهام
من که گفتم زین عزا گریان شدم
ای رضی! این غصه سازد ابرها
من به اشک خویشتن باران شدم
#حسین_رضائیان
#غزل
#آیینی
#آیینه_ی_غم
فروردین ۹۰
@h_rezaeian
ناگهان سحر شدم از پس جادوی لبت
چه به روزم که نیاورد هیاهوی لبت
تا قیامت منم آن رند دعاگوی لبت
ای به قربان تو و خندهی بر روی لبت
#حسین_رضائیان
#ارزشی
#ولادت_رهبر
@h_rezaeian
چه به روزم که نیاورد هیاهوی لبت
تا قیامت منم آن رند دعاگوی لبت
ای به قربان تو و خندهی بر روی لبت
#حسین_رضائیان
#ارزشی
#ولادت_رهبر
@h_rezaeian