توی حالت عادی (چیزی که توی خیلی از زبانها میبینیم)، اگه یک گارسون بشقاب از دستش بیفته و بشکنه، کل آشپزخانه متوقف میشه تا تکههای شیشه جمع بشه! یعنی ارور یک بخش، کل سیستم رو میخوابونه.
اما الکسیر...
ادامه مقاله.
برای فرانت اند ،بک اند،پایتون
#article
@h0meCode
اما الکسیر...
ادامه مقاله.
برای فرانت اند ،بک اند،پایتون
#article
@h0meCode
❤5👍1
🕵🏻♂️ کارآگاههای سایبری چطور همهچیز را درباره شما میفهمند؟ (پروندهای برای OSINT)
#article
@h0meCode
تا حالا برایتان پیش آمده که یک شماره ناشناس به شما زنگ بزند و فقط با یک جستجوی ساده در گوگل یا شبکههای اجتماعی، اسم، شغل و حتی شهر محل سکونتش را پیدا کنید؟
تبریک میگویم! شما بدون اینکه بدانید، اولین قدم را در دنیای OSINT برداشتهاید!
اما این کلمهی عجیب دقیقا یعنی چه و چرا این روزها اینقدر سروصدا کرده است؟ بیایید بدون کلمات پیچیده و فنی، این جعبهسیاه را باز کنیم.
🧩 اصلا OSINT یعنی چه و از کجا آمده؟
کلمه OSINT (بخوانید اُسینت) مخفف Open Source INTelligence است. در فارسی به آن «هوش (یا اطلاعات) منابع آزاد» میگویند.
نکته مهم برای برنامهنویسها: اینجا منظور از Open Source، کدِ باز مثل لینوکس یا گیتهاب نیست! منظور اطلاعاتی است که پنهان نیستند و برای دسترسی به آنها نیازی به هک کردن، شکستن رمز عبور یا کارهای غیرقانونی ندارید.
ریشه این کلمه به سازمانهای اطلاعاتی و نظامی (مثل جنگ جهانی دوم) برمیگردد که برای تحلیل دشمن، به جای جاسوسی، روزنامهها و رادیوهای عمومی آنها را بررسی میکردند. اما امروز، اینترنت بزرگترین میدان بازی این شغل است.
🔍 بگذارید با یک مثال ساده روشنش کنیم
فرض کنید یک نفر در اینستاگرام به شما پیام میدهد و پیشنهاد یک سرمایهگذاری پرسود دلاری را مطرح میکند.
یک آدم عادی: یا سریع اعتماد میکند، یا سریع بلاک میکند.
یک متخصص OSINT: عکس پروفایل شخص را در گوگل جستجوی معکوس (Reverse Image Search) میکند و میفهمد این عکس متعلق به یک مدل روسی است. بعد آیدی تلگرام او را در ابزارهای خاصی میزند و میبیند این آیدی قبلاً با نام «فروش فوری پراید» ثبت شده بوده! سپس دامنه سایت سرمایهگذاری را چک میکند و میفهمد سایت فقط ۳ روز است که ساخته شده.
او بدون هک کردن گوشیِ کلاهبردار، مچ او را میگیرد. این یعنی قدرت اوسینت!
💼 به چه کسی میگویند OSINTer؟ (این چه شغلی است؟)
«اوسینتر»ها هکرهایی نیستند که در تاریکی نشستهاند و کدهای سبز رنگ تایپ میکنند! آنها محققها و تحلیلگران داده هستند. شغل آنها این است که مانند پازل، تکههای اطلاعات پراکنده در اینترنت (توییتها، عکسها، ثبت شرکتها، کامنتها و اخبار) را کنار هم بگذارند تا به یک تصویر بزرگ و واقعی برسند.
🎯 این مهارت به درد چه کسانی میخورد؟
خبر خوب این است که OSINT فقط برای پلیسها یا ماموران مخفی نیست:
برنامهنویسها و متخصصان امنیت:
برای پیدا کردن باگها، نشت اطلاعاتی شرکتها (مثلا پسوردی که یک کارمند اشتباهاً در گیتهاب گذاشته) و تست نفوذ.
خبرنگاران:
برای راستیآزمایی اخبار و عکسها (مثلاً اینکه آیا ویدیوی سیل واقعاً مال دیروز است یا متعلق به ۵ سال پیش؟).
کارفرمایان و منابع انسانی (HR):
برای بررسی سوابق واقعی کارجویان قبل از استخدام.
مردم عادی (شما!):
برای گیر نیفتادن در تلهی کلاهبرداران اینترنتی، چک کردن اعتبار یک فروشگاه آنلاین، یا حتی تحقیق درباره کسی که قرار است با او شریک تجاری شوند.
💡 چند نکتهی طلایی که کسی به شما نمیگوید:
اینترنت هرگز فراموش نمیکند: هر کامنتی که سالها پیش گذاشتهاید، هر عکسی که پاک کردهاید، احتمالاً جایی در آرشیوهای اینترنت (مثل Wayback Machine) ذخیره شده است. یک اوسینتر آنها را پیدا میکند.
مرز باریک تخصص و مزاحمت: اوسینت برای کشف حقیقت و امنیت است، نه برای «استاکر» شدن و سرک کشیدن در زندگی خصوصی اکانتهای شخصی دیگران! اخلاق، خط قرمز این کار است.
ابزار کار، مغز شماست نه نرمافزار: خیلیها فکر میکنند اوسینت یعنی داشتن چند نرمافزار خفن. اما یک اوسینتر حرفهای فقط با بلد بودن ترفندهای پیشرفته سرچ گوگل (Google Dorks) میتواند معجزه کند.
در نهایت...
دنیای دیجیتال پر از ردپاهایی است که ما از خودمان به جا میگذاریم. یادگیری اصول اولیه OSINT به ما کمک میکند هم کارآگاه این ردپاها باشیم و هم مراقب باشیم خودمان ردپای خطرناکی به جا نگذاریم.
#article
@h0meCode
❤6👍1
کدها در آشپزخانه: چرا پایتون با وجود کُند بودن، سرآشپز محبوب ماست؟
#article
@h0meCode
تصور کنید وارد یک رستوران شلوغ شدهاید. سه سرآشپز با سبکهای کاملاً متفاوت در حال کارند. سرآشپز اول یک ربات فوقپیشرفته است که دستور پخت تمام غذاها را از قبل در حافظهاش ذخیره کرده و با سرعتی عجیب، بشقابها را روی میز میگذارد. سرآشپز دوم، یک مدیر فرز و چابک است که منتظر پختن یک غذا نمیماند؛ سفارش اول را روی اجاق میگذارد و در همان حین سریع سراغ آماده کردن سفارش بعدی میرود.
اما سرآشپز سوم، دفترچه راهنما را دستش گرفته، خط به خط میخواند، مواد را اندازه میگیرد و جلو میرود. او از همه کندتر است، اما عجیب اینجاست که طولانیترین صف مشتریان جلوی میز او کشیده شده!
این آشپزخانه، نمادی از دنیای سرورهای ماست. آن رباتِ بیرقیب زبان C است، مدیر چابک Node.js و آن سرآشپز کُند اما پرطرفدار، پایتون!
سنگینی قدمهای پایتون از کجاست؟
پایتون یک زبان «مفسری» (Interpreted) است. به بیان ساده، کدهای پایتون قبل از اجرا به زبان ماشین ترجمه نمیشوند؛ بلکه درست در همان لحظه اجرا، یک مترجم وارد عمل میشود و کدها را خط به خط برای پردازنده معنی میکند. این فرآیند درنگ ایجاد میکند. علاوه بر این، پایتون ذاتاً «پویا» (Dynamic) است؛ یعنی مترجم در حین اجرا باید دائماً بررسی کند که آیا این متغیر عدد است یا متن؟ این چک کردنهای مداوم، سرعت را میگیرد.
اما مقصر اصلی، نگهبان سرسختی به نام GIL (Global Interpreter Lock) است. این قفل نرمافزاری، اجازه نمیدهد چندین کار (Thread) به صورت کاملاً موازی و همزمان در یک پردازش اجرا شوند. مثل این است که در آن آشپزخانه شلوغ، فقط یک نفر در آنِ واحد اجازه استفاده از چاقو را داشته باشد!
چرا Node.js سبقت میگیرد؟
حالا چه چیزی باعث میشود Node.js اینقدر سریعتر عمل کند؟ نود جیاس به جای اینکه مثل پایتون منتظر بماند تا یک کار (مثلاً خواندن اطلاعات از دیتابیس) تمام شود، از مکانیزمی به نام Non-blocking I/O استفاده میکند. یعنی وقتی درخواستی به دیتابیس میفرستد، بیکار نمینشیند؛ آن را به پسزمینه میسپارد و بلافاصله سراغ پردازش درخواست کاربر بعدی میرود.
علاوه بر این، قلب تپنده Node.js موتور قدرتمند V8 گوگل است. این موتور برخلاف پایتون که خط به خط کدها را میخواند، از تکنیک JIT (Just-In-Time) استفاده میکند. یعنی در لحظه، بخشهای پرکاربرد کد را مستقیماً به زبان ماشین تبدیل (کامپایل) میکند تا پردازنده بدون نیاز به مترجم، آنها را با سرعت بالا اجرا کند.
راز محبوبیت لاکپشتِ میلیارد دلاری!
با تمام این تفاسیر، چرا پایتون همچنان پادشاهی میکند؟ راز ماجرا در یک مفهوم طلایی خلاصه شده است: زمان توسعهدهنده (Developer Time).
در پروژههای واقعی، زمان برنامهنویس بسیار گرانتر از زمان پردازشِ سرور است. پایتون سینتکسی به شدت ساده، تمیز و شبیه به زبان انسان دارد. منطقی که در زبانهای دیگر نیاز به نوشتن و مدیریت ۵۰ خط کد پیچیده دارد، در پایتون با ۱۰ خط نوشته میشود. توسعهدهنده به جای درگیری با پیچیدگیهای ساختاری کد، تمام تمرکزش را روی «حل مسئله» میگذارد.
همچنین، پایتون برای هر نیازی یک ابزار آماده دارد. از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین گرفته تا تحلیل داده و توسعه وب، هزاران کتابخانه قدرتمند در اختیار شماست. با پایتون نیازی به اختراع دوباره چرخ نیست؛ شما فقط سوار ماشین میشوید و گاز میدهید.
چرا همه چیز را با زبان C نمینویسیم؟
شاید بپرسید اگر سرعت اینقدر حیاتی است، چرا بکاندها را با زبان C نمینویسیم که سرعت نور دارد؟
زبان C هیچ واسطهای ندارد. قبل از اجرا، تمام کدها یکجا به زبان مادری پردازنده (صفر و یک) ترجمه (Compile) میشوند. از طرفی، هیچ سیستم خودکاری برای جمعآوری زبالههای حافظه (Garbage Collector) وجود ندارد؛ خود شما مسئول تخصیص و آزادسازی تکتک بایتهای رَم هستید. شما مستقیماً با سختافزار حرف میزنید و به همین دلیل سرعت آن بیرقیب است.
اما این «سرعتِ نور»، بهای سنگینی دارد. نوشتن، دیباگ کردن و توسعه یک وبسرور ساده با C، ممکن است ماهها زمان ببرد و یک اشتباه کوچک در مدیریت حافظه، میتواند کل سیستم را با خاک یکسان کند.
در نهایت، انتخاب ابزار به زمین بازی شما بستگی دارد. اگر در حال ساخت یک موتور بازیسازی یا سیستمعامل هستید، C شمشیر برنده شماست. اگر با هزاران درخواست همزمان و استریمهای زنده سروکار دارید، Node.js معجزه میکند. اما اگر میخواهید ایدهتان را در سریعترین زمان ممکن به یک محصول تبدیل کنید و کدهایی بنویسید که خواندنشان لذتبخش باشد، پایتون همان سرآشپز دانایی است که کار را به بهترین شکل درمیآورد.
#article
@h0meCode
❤8
ببینید عزیزان ی چیزیو کشف که نه بند خدا ai گفته که
اگه پستی میخوای منتشر کنی داخل لینکدین
و در اون پست اگه لینکی وجود داشت لینک رو از داخل متن پست ور دار داخل کامنت ها قراره بده
چون الگوریتم لینکدین جوریع که اگه داخل متن پست اگه لینکی وجود داشته باشه اون پست رو ب افراد های یکمی معمولا همون کانکشن هات نشون میدن و غیر از کانکشن هات پیشنهاد نمیده
همون طوری که در تصویر میبینید این پست منو هم ب دست کسایی که باهاش کانکشن هستم رسوند هم خارج از کانکشن هام رسوند
اگه پستی میخوای منتشر کنی داخل لینکدین
و در اون پست اگه لینکی وجود داشت لینک رو از داخل متن پست ور دار داخل کامنت ها قراره بده
چون الگوریتم لینکدین جوریع که اگه داخل متن پست اگه لینکی وجود داشته باشه اون پست رو ب افراد های یکمی معمولا همون کانکشن هات نشون میدن و غیر از کانکشن هات پیشنهاد نمیده
همون طوری که در تصویر میبینید این پست منو هم ب دست کسایی که باهاش کانکشن هستم رسوند هم خارج از کانکشن هام رسوند
❤3👍3🤷1
</homeCode>
Photo
🦀 خرچنگ وارد میشود: چرا همه دارند از Rust حرف میزنند؟ (و چرا پایتونکارها باید حواسشان را جمع کنند؟)
فکر کنید یک ماشین اتوماتیک دارید که رانندگی با آن بینهایت راحت است و هیچ زحمتی ندارد؛ این پایتون است. اما یک روز به پیست مسابقه میروید و میبینید یک ماشین دیگر با سرعت نور از کنارتان رد شد، بدون اینکه حتی یک قطره بنزین هدر بدهد یا موتورش داغ کند. آن ماشین، زبان Rust است!
اگر بکاند میزنید، درگیر فرانتاند هستید یا با پایتون زندگی میکنید، این پست دقیقاً برای شماست.
⚙️ راست (Rust) اصلاً چه جور زبانی است؟
راست یک زبان برنامهنویسی «سیستمی» است. یعنی میرود دقیقاً تو دل سختافزار! هدف اصلی این زبان دو چیز است: سرعت وحشتناک بالا و امنیت بینظیر.
برعکس خیلی از زبانها، راست اجازه نمیدهد برنامهی شما ناگهان وسط کار به خاطر پر شدن حافظه کرش کند. راست مثل یک مهندس ناظر سختگیر است که نمیگذارد هیچ آجر کجی در ساختمان کد شما گذاشته شود.
🛠 با این خرچنگ چه کارهایی میشود کرد و چه میتوان ساخت؟
تقریباً هر چیزی که نیاز به قدرت پردازش بالا و خطای صفر دارد!
* بکاندهای فوقسریع: برای هندل کردن میلیونها کاربر همزمان.
* موتور بازیسازی و گرافیک: جایی که حتی یک فریم افت هم فاجعه است.
* سیستمعاملها و هستهها: قلب تپنده دیوایسها.
* مرورگرهای وب: موتورهای رندر سریع.
* ابزارهای خط فرمان (CLI): سریع و سبک.
* برای فرانتاندیها (WebAssembly): با راست میتوانید کدهای سنگین را مستقیماً و با سرعت نیتیو (Native) روی مرورگر کاربر اجرا کنید و جاوا اسکریپت را دور بزنید!
🌍 چه غولهایی روی راست شرط بستهاند؟
* دیسکورد (Discord): سیستمهای اصلیاش را به راست منتقل کرد تا مشکل افت سرعت و تاخیر پیامها را برای همیشه نابود کند.
* فایرفاکس (Mozilla): اصلاً خالق زبان راست است!
* کلودفلر (Cloudflare): برای پردازش حجم عظیمی از ترافیک اینترنت جهانی از آن استفاده میکند.
* لینوکس و ویندوز: مایکروسافت و لینوکس در حال بازنویسی بخشهای حساس هستهی سیستمعاملهایشان با راست هستند.
🐍 تقابل پایتون و راست:
آیا پایتون نمیتواند همین کارها را بکند؟
تفاوت پایتون و راست، مثل تفاوت یک «مترجم همزمان» با یک «سخنران بومی» است!
پایتون یک زبان مفسری است (کد را خط به خط ترجمه میکند). نوشتنش مثل آب خوردن است، اما موقع اجرا، ماشین باید زمان بگذارد تا آن را بفهمد. در نتیجه، کندتر است.
راست کامپایل میشود (کد مستقیم به زبان صفر و یک ماشین تبدیل میشود). نوشتنش سختتر و پر از قوانین است، اما موقع اجرا پرواز میکند!
آیا پایتون همون کار رو میکنه؟
نه دقیقاً. برای ساخت هوش مصنوعی، اسکریپتنویسی سریع و وبسایتهای روزمره، پایتون پادشاه بیرقیب است و راست اینجا فقط کار را سخت میکند. اما وقتی قرار است یک سرویس بسازید که ترافیک سنگین یک پیامرسان یا یک صرافی ارز دیجیتال را هندل کند، پایتون نفس کم میآورد. اینجا قلمرو پادشاهی راست است.
🔥 چرا اینقدر روی زبانهاست و همه از آن میگویند؟
چون یک طلسم قدیمی را شکست!
قبلاً برنامهنویسها باید بین «سرعت» (مثل ++C) و «امنیت حافظه» (مثل جاوا یا پایتون) یکی را انتخاب میکردند.
راست آمد و گفت: «من هر دو را با هم به شما میدهم!»
راست بدون اینکه سرعت برنامه را بگیرد، حافظه را به هوشمندانهترین شکل ممکن مدیریت میکند. این یعنی برنامههایی که نه کند میشوند و نه ناگهان بسته میشوند.
🎯 کلام آخر
قرار نیست راست جای پایتون یا جاوا اسکریپت را بگیرد؛ قرار است کارهایی را انجام دهد که آنها در انجامش عاجزند. اگر پایتونکار هستید، یادگیری راست مثل گرفتن کمربند مشکی در هنرهای رزمی است؛ قرار نیست هر روز از آن استفاده کنید، اما دید شما را به دنیای برنامهنویسی و نحوه کارکرد کامپیوترها برای همیشه زیر و رو میکند.
وقتش رسیده که به دنیای خرچنگها یک نگاه جدی بیندازید! 🚀
❤6👍1🔥1
🚀 خداحافظی با کندی لود
دادهها در Next.js! 🚀
آیا تا به حال با مشکل دریافت مرحلهبهمرحله و کند (Waterfall) دادهها در برنامههای Next.js مواجه شدید؟ ⏳
در این آموزش جذاب میبینیم که چطور با ترکیب قدرتمند ۳ مفهوم، هم سرعت اپلیکیشن رو بالا ببریم و هم در برابر خطاها مقاومش کنیم:
1️⃣ React Suspense:
نمایش حرفهای وضعیت Loading ⏳
2️⃣ Promise.all:
دریافت موازی دادههای ضروری با هم ⚡
3️⃣ Promise.allSettled:
دریافت موازی دادهها، اما بدون ترس از کِرَش کردن کل صفحه (تحمل خطا) 🛡️
یاد بگیرید چطور کاری کنید که اگر یکی از درخواستهای سرور با مشکل مواجه شد، بقیه بخشهای صفحه همچنان به درستی کار کنن!
😎💻
👇 برای مطالعه کامل این مقاله و دیدن نمونه کدها به سایت زیر مراجعه کنید:
🔗 Mastering Parallel Data Fetching in Next.js
دادهها در Next.js! 🚀
آیا تا به حال با مشکل دریافت مرحلهبهمرحله و کند (Waterfall) دادهها در برنامههای Next.js مواجه شدید؟ ⏳
در این آموزش جذاب میبینیم که چطور با ترکیب قدرتمند ۳ مفهوم، هم سرعت اپلیکیشن رو بالا ببریم و هم در برابر خطاها مقاومش کنیم:
1️⃣ React Suspense:
نمایش حرفهای وضعیت Loading ⏳
2️⃣ Promise.all:
دریافت موازی دادههای ضروری با هم ⚡
3️⃣ Promise.allSettled:
دریافت موازی دادهها، اما بدون ترس از کِرَش کردن کل صفحه (تحمل خطا) 🛡️
یاد بگیرید چطور کاری کنید که اگر یکی از درخواستهای سرور با مشکل مواجه شد، بقیه بخشهای صفحه همچنان به درستی کار کنن!
😎💻
👇 برای مطالعه کامل این مقاله و دیدن نمونه کدها به سایت زیر مراجعه کنید:
🔗 Mastering Parallel Data Fetching in Next.js
❤3👏1
</homeCode>
Photo
.
.
.
تصور کن سهشنبه ظهره. یه داشبورد وب خیلی تمیز با ریکت زدی، تحویل دادی و داری قهوهتو میخوری که کارفرما زنگ میزنه: «عالی شد! اپلیکیشن موبایلش رو میتونی تا آخر ماه تحویل بدی؟» قلبت میآد تو دهنت. تو که زبانهای نیتیو مثل جاوا یا سوییفت بلد نیستی!
اینجاست که دو تا ابزار نجاتبخش وارد میشن: فلاتر (Flutter) و ریکتنیتیو (React Native). اما کدومش به درد تو میخوره؟ بیا کالبدشکافیشون کنیم.
اصلا اینا چی هستن و خروجیشون چیه؟
جفتشون فریمورکهایی برای ساخت اپلیکیشن به روش "کراسپلتفرم" هستن. یعنی چی؟ یعنی تو یک بار کد مینویسی، اما هم خروجی اندروید میگیری هم iOS.
خروجیشون یه وبسایت نیست که تو قاب گوشی باز بشه (مثل وبویوهای قدیمی)؛ بلکه یک اپلیکیشن کاملا واقعیه که کاربر از بازار یا اپاستور دانلود و نصب میکنه.
زیر کاپوت چه خبره؟ کدهامون چطوری ترجمه میشن؟
اینجا تفاوت اصلی این دو تا غول مشخص میشه:
ریکتنیتیو:
کدهای تو با جاوااسکریپت نوشته میشن. این کدها برای اینکه با گوشی حرف بزنن، از یه واسطه به اسم "پل" (Bridge) استفاده میکنن. کدهای JS از روی این پل به سیستمعامل گوشی پیام میدن که: «یه دکمه استاندارد اندروید یا iOS به من بده». (البته اخیرا با موتور Hermes این ارتباط خیلی مستقیمتر و سریعتر شده).
فلاتر:
فلاتر اصلا اعتقادی به پل نداره! کدهایی که تو با زبان دارت (Dart) مینویسی، مستقیما به زبان ماشین (کدهای صفر و یک مخصوص پردازنده گوشی) تبدیل میشن. فلاتر منتظر سیستمعامل نمیمونه تا بهش دکمه بده، بلکه خودش با موتور گرافیکی قدرتمندش تکتک پیکسلهای دکمه رو روی صفحه نقاشی میکنه!
یکی از اون یکی سرتره؟
جواب کوتاه: نه. جواب بلند: بستگی به نیازت داره.
فلاتر به خاطر همون نقاشی مستقیم و حذف پل ارتباطی، پرفورمنس بالاتری داره و انیمیشنها توش خیلی نرمتر اجرا میشن. بهعلاوه، ظاهر اپلیکیشن تو همه گوشیها دقیقا یکشکل درمیاد.
اما ریکتنیتیو تو اکوسیستم پادشاهه. کتابخونههای آماده براش بینهایت زیاده و چون از خانواده ریکت هست، حسابی بین توسعهدهندهها محبوبه.
پیشنیاز یادگیریشون چیه؟
برای ریکتنیتیو: HTML, CSS, JavaScript و البته React. (یعنی شما فرانتاند کارها عملا نصف بیشتر راه رو رفتید!).
برای فلاتر: آشنایی با مفاهیم شیگرایی و یادگیری زبان Dart. (زبان دارت ترکیب تمیزی از جاوااسکریپت و C هست و یادگیریش اصلا سخت نیست).
بازار کار تو عصر هوش مصنوعی
الان که هوش مصنوعی میتونه کدهای تکراری رو تو چند ثانیه بنویسه، بازار کار موبایل از بین نرفته؛ فقط تغییر شکل داده. شرکتها دنبال آدمایی هستن که منطق برنامه رو بفهمن، بتونن باگهای پیچیده رو حل کنن و سریع ایده رو به محصول تبدیل کنن. استارتاپها عاشق فلاتر و ریکتنیتیو هستن چون هزینه و زمان توسعه رو نصف میکنه. پس بازار هر دو به شدت داغه و هوش مصنوعی فقط بهت کمک میکنه سریعتر کد بزنی، نه اینکه جات رو بگیره.
💡 نتیجهگیری: کدوم رو یاد بگیریم که بینیاز بشیم؟
ببین، مخاطب این متن تویی که فرانتاند کار هستی. برای تو، ریکتنیتیو یک میانبر به شدت منطقیه. با همون دانشی که از جاوااسکریپت و ریکت داری، میتونی تو کمتر از یک ماه اولین اپلیکیشن موبایلت رو بالا بیاری و عملا تو بازار کار بینیاز بشی.
اما اگر دلت میخواد یه ماجراجویی جدید رو شروع کنی، با پرفورمنس خام کار کنی و یه روزی بتونی علاوه بر موبایل، برای دسکتاپ (ویندوز و مک) هم خروجیهای بینقص بگیری، فلاتر تو رو برای سالهای آینده کاملا بیمه و بینیاز میکنه.
برگردیم به اون سهشنبه ظهر. تو یکی از این دو تا مسیر رو انتخاب کردی و آخر ماه، اپلیکیشن رو میذاری روی میز کارفرما. اون با تعجب به گوشیش نگاه میکنه و میپرسه: «چطوری تنهایی هم اندروید زدی هم آیاواس؟» تو هم یه لبخند ملیح میزنی، هیچی نمیگی و به قهوهت که حالا دیگه سرد شده، یه نگاه رضایتبخش میندازی. رسما به دنیای موبایل خوش اومدی! ☕️📱
#article
@h0meCode
❤3
</homeCode>
Photo
تصور کن کلهسحر بیدار شدی، چای شیرینت رو هم میزنی و با خیال راحت سایتت رو باز میکنی تا چک کنی دیشب چقدر فروش داشتی.
یهو میبینی جای محصولاتت، عکس یه اسکلت خندان گذاشتن و یه آهنگ عجیبغریب هم داره پخش میشه! اون لحظه سایتت دقیقاً شبیه پرایدی شده که تو یه کوچه خلوت و تاریک پارکش کرده بودی؛ ضبط و باند که هیچ، دزدا قالپاقاشم بردن!
خب، این دزدهای دیجیتال یا همون هکرها، چطوری اون پراید بینوا (سایت شما) رو لخت میکنن؟ راستش روشهاشون تنوع زیادی داره، ولی سه تا از معروفترین ترفندهاشون که باید بشناسی ایناست:
* ترفند اول:
ترافیک ساختگی (DDoS):
فرض کن هزار نفر آدم الاف رو اجیر کردن که همزمان بیان جلوی در مغازهت و هیچی هم نخرن. نتیجه؟ مشتری واقعی اصلاً نمیتونه بیاد تو و کرکره مغازه از فشار جمعیت میاد پایین! هکرها هم با فرستادن رباتهای بیشمار، سرور سایتت رو اونقدر خسته میکنن که سایت از دسترس خارج میشه.
* ترفند دوم: گول زدن نگهبان (SQL Injection):
اینجا هکره میاد جای اینکه تو بخش ورود سایت نام کاربری و رمز عبور وارد کنه، یه سری کُد و دستور عجیب مینویسه. اگه سایتت سادهلوح باشه، این کدها رو به عنوان دستور میخونه و یهو میبینی کل اطلاعات مشتریهات رو دوستیدستی تقدیم هکر کرده!
* ترفند سوم: تلهگذاری برای مشتری (XSS):
تو این روش، هکر با خود سایتِ تو کاری نداره، بلکه یه کد مخرب رو یه جایی تو سایت (مثلاً تو بخش کامنتها) قایم میکنه. مشتری بیچاره میاد کامنت بخونه، کد اجرا میشه و اطلاعات و حساب کاربریِ مشتری دزدیده میشه.
🛡️ حالا کی باید جلوی این فاجعه رو بگیره؟
تو دنیای برنامهنویسی، ما دو تا تیم داریم: «فرانتاند» (Frontend) که ویترین و ظاهر مغازه رو میسازه، و «بکاند» (Backend) که انبار، گاوصندوق و مغز متفکر کار رو دستش داره.
برای اینکه جلوی این دزدیها گرفته بشه، هر کدوم یه وظیفهای دارن:
* وظیفه فرانتاند: باید یه بازرسی بدنی اولیه جلوی در مغازه انجام بده! یعنی حواسش باشه کسی تو فرم ثبتنام جای اسمش، کد مخرب ننویسه. فرانتاند باید جلوی اشتباهات سهوی یا حملات ساده رو همون اول کار بگیره.
* وظیفه بکاند: کارش خیلی سنگینتره. بکاند همون نگهبان مسلحی هست که جلوی گاوصندوق ایستاده. قانون اول بکاند اینه: به هیچکس اعتماد نکن، حتی به فرانتاند! بکاند باید تکتک اطلاعاتی که میاد رو دوباره با دقت چک کنه، رمزها رو به شکل غیرقابلخواندن دربیاره (رمزنگاری) و جلوی هر دسترسیِ مشکوکی رو سد کنه.
🚨 وقت بحران: کی باید آستین بالا بزنه؟
خدای نکرده اگه همین الان آژیر خطر به صدا دربیاد و یه حمله سایبری شکل بگیره، کی باید دستبهکار بشه؟ فرانت یا بکاند؟
جواب قاطعانه بکاند است!
چرا؟ چون هکرهای حرفهای معمولاً ظاهر سایت (فرانت) رو اصلاً دور میزنن و مستقیم به مغز سایت یعنی سرور حمله میکنن. اینجا برنامهنویس بکاند باید سریع وارد عمل بشه، آیپیهای مهاجم رو مسدود کنه و سپر دفاعی سرور رو بکشه بالا. فرانتاند تو لحظه حمله کار خاصی از دستش برنمیاد، چون خط مقدم شکسته شده.
🧱 برای بالا بردن امنیت، کدومشون مهمتره؟
برای اینکه از همون اول امنیت بره بالا و خیالمون راحت باشه، بازم بار اصلی رو دوش بکاند عزیزه. درسته که فرانتاند با بستن راههای نفوذ ظاهری کمک میکنه که کار تمیزتر دربیاد، اما قلعه اصلی تو بکاند ساخته میشه. اگه گاوصندوق شما (بکاند) فولادی و ضدسرقت باشه، حتی اگه شیشه ویترین (فرانت) رو بشکنن، بازم دزد نمیتونه پولها رو ببره.
💡 نتیجهگیری
امنیت تو دنیای وب، یه دکمه نیست که بزنیش و بری با خیال راحت بخوابی؛ یه فرآیند همیشگیه. همونطور که شبها قبل خواب در خونه رو قفل میکنی و دزدگیر ماشینت رو چک میکنی، باید حواست به قفلهای دیجیتال سایتت هم باشه. دفعه بعد که خواستی سایتی بالا بیاری، فقط محو قشنگی و رنگولعاب ویترینش نشو؛ حتماً مطمئن شو که گاوصندوقش از جنس حلب نباشه! 🔒💻
#article
@h0meCode
🔥6⚡1
</homeCode>
Photo
آقا قضیه از این قراره که کامبیز ما، توهم گرگ والاستریت برداشته بود.
یه شب که داشت تخمه میشکست و چاییش رو هورت میکشید، یه پیام تو تلگرام براش اومد: "ایلان ماسک داره بیتکوین مفتی پخش میکنه! رو این لینک کلیک کن!"
کامبیزِ طمعکار هم با سر رفت تو لینک، کیف پولش رو وصل کرد و برای اینکه ثابت کنه ربات نیست، اون ۱۲ کلمه امنیتی (Seed Phrase) کیف پولش رو دو دستی تقدیم سایت کرد! یهو رفرش کرد دید... ای دل غافل! موجودی از ۵۰۰۰ دلار رسید به صفر مطلق! جیب خالی، پز عالی!
حالا اینجا چند تا سوال پیش میاد که میخوایم با هم بررسیشون کنیم:
🕵️♂️ اصلا این کیف پول چطوری هک شد؟
ببینید رفقا، تو دنیای کریپتو کسی نمیتونه خود سیستم بلاکچین رو هک کنه. هکرها در واقع «شما» رو هک میکنن! یعنی چی؟ یعنی با گول زدن (مثل همین لینک فیک ایلان ماسک) کاری میکنن که خودت کلید گاوصندوقت رو بدی بهشون. یا یه بدافزار میفرستن رو گوشیت، یا به اسم پشتیبانی صرافی ازت اطلاعات میگیرن. به همین راحتی، به همین خوشمزگی!
🚓 خب حالا پولا رو بردن! زنگ بزنیم CIA یا FBI؟
کامبیز همون شب با زیرپوش و چشمای اشکی داد میزد: "الان زنگ میزنم سازمان سیا (CIA) پدرشون رو در بیاره!"
ولی اشتباه میزد! چرا؟ بیاید فرق این دو تا رو به زبون آدمیزاد بگیم:
سازمان سیا (CIA): اینا کارشون جاسوسیه! یعنی مامور مخفی میفرستن تو کشورهای دیگه ببینن کی داره چیکار میکنه. اصلا قدرت پلیسی برای دستگیری دزد و کلاهبردار ندارن. CIA اصلا براش مهم نیست که ۵۰ تا دوجکوین کامبیز رو کی دزدیده!
پلیس فدرال (FBI): اینا دقیقا همون اداره آگاهی خودمونن ولی تو سایز آمریکا! کارشون جرایم داخلی، کلاهبرداریهای مالی، سایبری و اینجور چیزاست.
پس نتیجه چی شد؟ پیگیری دزدیهای ارز دیجیتال دقیقا کار FBI هست (یه بخش مخصوص جرایم اینترنتی دارن به اسم IC3).
🔍 مامورای FBI از کجا میفهمن پول کامبیز تو کدوم سوراخ موشی رفته؟
کامبیز میگفت: "داداش پول دیجیتاله، دود شد رفت تو هوا، مگه اینا رمالن؟!"
نه کامبیز جان، رمال نیستن! تو دنیای ارز دیجیتال یه چیزی داریم به اسم «دفتر کل شفاف» یا همون بلاکچین. یعنی چی؟ یعنی وقتی هکر پول تو رو میزنه و میریزه تو کیف پول خودش، همه دنیا میتونن این انتقال رو ببینن!
مامورای FBI میان آدرس کیف پول هکر رو تو سایتها (مثل اکسپلوررها) سرچ میکنن و مثل یه نخ، رد پول رو میگیرن. هکر پول رو از کیف پول A میده به B، از B میده به C. مامورا هم قدم به قدم باهاش میان.
نقطه ضعف هکر کجاست؟ هکر بالاخره یه روزی میخواد این ارزها رو تبدیل کنه به دلار که بره باهاش لامبورگینی (یا پراید!) بخره دیگه؟ برای این کار مجبوره پول رو بفرسته تو یه صرافی (مثل بایننس).
اینجاست که مامورای FBI مچش رو میگیرن! به صرافی نامه میزنن میگن: "آقا این کیف پولی که الان پول اومد توش، مال کیه؟" صرافی هم که قبلا از کاربرهاش احراز هویت (کارت ملی و عکس) گرفته، میگه: "بفرمایید، اینم اسم و آدرسش!" و تمام! دستبند به دست هکر زده میشه.
🛑 درس عبرت (حکایت کامبیز و گاوصندوق بیدر و پیکر)
کامبیز ما اون شب تا صبح زل زد به سقف و یه چیز خیلی مهم رو فهمید: تو دنیای کریپتو، هر آدمی بانکِ خودشه!
وقتی تو رئیس بانک خودت هستی، دیگه نمیتونی کلید گاوصندوق (همون ۱۲ کلمه امنیتی) رو بدی دست یه غریبه تو تلگرام و انتظار داشته باشی FBI با هلیکوپتر بیاد پولت رو پس بگیره! ردیابی کردن هکرها ماهها زمان میبره و خیلی وقتها هم هکر اونقدر حرفهایه که پول رو تو صرافیهای بینامونشون آب میکنه و دست هیچکس بهش نمیرسه.
درس عبرتی که کامبیز با ۵۰۰۰ دلار ضرر یاد گرفت اینه: تو دنیای دیجیتال، هیچ پنیری مجانی نیست مگه تو تله موش! امنیت کیف پولت فقط و فقط دست خودته. ۱۲ کلمه امنیتیت رو روی یه تیکه کاغذ بنویس، جای امن قایم کن و به هیچ بشری (حتی اگه خود ایلان ماسک اومد در خونهت) نده!
وگرنه شما هم مثل کامبیز باید بشینید تو افق محو بشید و با حسرت به چارت بیتکوین نگاه کنید! 📉🚶♂️
❤3
❤2👍2
بنام یزدان پاک
ساخت ربات تلگرام با جاوااسکریپت
در قدم اول nodejs رو نصب کنید
(اگه از قبل نصب داشتید که چ خوب).
از سایت رسمی خودش ،nodejs رو دانلود کنید و نصبش انقدر ها هم سخت نیست فقط چند تا next میزنی تمام.
بعد اینکه نصب شد
CMD
یا ترمینال خودتون رو باز کنید و این دستور رو بزنید:
این دستور بهتون نسخه nodejs که نصب کردین رو بهتون میده اگه ورژن رو بهتون داد یعنی درست نصب شده.
بریم سراغ دستور بعدی
این روهم زدید و ورژن رو بهتون نشون داد
یعنی اینکه nodejs شما ب صورت صحیح نصب شده و تمام.
قدم دوم یه پوشه با اسم دلخواه رو وارد کنید
و همون پوشه رو داخل vscode بازش کنید.
تا همینجا انجامش بدید
اگه درست انجامش دادید یه ریکشن بزنین
#bot_tel
ساخت ربات تلگرام با جاوااسکریپت
در قدم اول nodejs رو نصب کنید
(اگه از قبل نصب داشتید که چ خوب).
از سایت رسمی خودش ،nodejs رو دانلود کنید و نصبش انقدر ها هم سخت نیست فقط چند تا next میزنی تمام.
بعد اینکه نصب شد
CMD
یا ترمینال خودتون رو باز کنید و این دستور رو بزنید:
node -v
این دستور بهتون نسخه nodejs که نصب کردین رو بهتون میده اگه ورژن رو بهتون داد یعنی درست نصب شده.
بریم سراغ دستور بعدی
npm -v
این روهم زدید و ورژن رو بهتون نشون داد
یعنی اینکه nodejs شما ب صورت صحیح نصب شده و تمام.
قدم دوم یه پوشه با اسم دلخواه رو وارد کنید
و همون پوشه رو داخل vscode بازش کنید.
تا همینجا انجامش بدید
اگه درست انجامش دادید یه ریکشن بزنین
#bot_tel
قسمت اول
❤5👍3👏2
</homeCode>
بنام یزدان پاک ساخت ربات تلگرام با جاوااسکریپت در قدم اول nodejs رو نصب کنید (اگه از قبل نصب داشتید که چ خوب). از سایت رسمی خودش ،nodejs رو دانلود کنید و نصبش انقدر ها هم سخت نیست فقط چند تا next میزنی تمام. بعد اینکه نصب شد CMD یا ترمینال خودتون رو…
بریم مرحله بعدی:
یادتون هست که بهتون گفتم اون پوشه یی که به اسم دلخواتون درست کنید داخل vscode بازش کنید.
باریکلا که یادتون هست.
ترمینال vscode تون رو بازش کنید و این درستور زیر رو وارد کنید:
این دستوری که وارد کردید یه فایل به نام : package.json براتون ساخته میشه و بعد وارد اون فایل بشید و ما فقط با یک بخش ازین فایل کار داریم و تمام٬ موقعی که فایل باز میکنید باید دنبال
بگردید و پیداش کنید و مقدار type یعنی commonjs رو پاک کنید و بجاش اینو بنویسید module
که باید اینطوری باشه:
و تمام شما مقدار دهی اولیه رو انجام دادید.
اگه نمیدونید که فرق بین module و commonjs چیه یه سرچ کوچیک یا از ai بپرسید قطعا به دانشتون یه چیزی اضافه میشه .
#bot_tel
یادتون هست که بهتون گفتم اون پوشه یی که به اسم دلخواتون درست کنید داخل vscode بازش کنید.
باریکلا که یادتون هست.
ترمینال vscode تون رو بازش کنید و این درستور زیر رو وارد کنید:
npm init -y
این دستوری که وارد کردید یه فایل به نام : package.json براتون ساخته میشه و بعد وارد اون فایل بشید و ما فقط با یک بخش ازین فایل کار داریم و تمام٬ موقعی که فایل باز میکنید باید دنبال
"type":"commonjs"
بگردید و پیداش کنید و مقدار type یعنی commonjs رو پاک کنید و بجاش اینو بنویسید module
که باید اینطوری باشه:
"type":"module"
و تمام شما مقدار دهی اولیه رو انجام دادید.
اگه نمیدونید که فرق بین module و commonjs چیه یه سرچ کوچیک یا از ai بپرسید قطعا به دانشتون یه چیزی اضافه میشه .
قسمت دوم
#bot_tel
❤5
</homeCode>
بریم مرحله بعدی: یادتون هست که بهتون گفتم اون پوشه یی که به اسم دلخواتون درست کنید داخل vscode بازش کنید. باریکلا که یادتون هست. ترمینال vscode تون رو بازش کنید و این درستور زیر رو وارد کنید: npm init -y این دستوری که وارد کردید یه فایل به نام : package.json…
بریم برای مرحله بعدی:
در کنار فایل package.json یه فایلی ب نام index.js درست کنید و کارش ندین بزار بمونه.
ترمینال vscode تون رو باز کنید و اگه از قبل باز هست که چه خوب ٬
در این قسمت ما نیاز به یکسری ابزار داریم که باید نصب بشن بواسطه npm که الان خدمتتون میگم چطوری نصب کنید:
انشاالله که ترمینال که بازه درسته؟
پس داخل ترمینال این دستور رو بنویس و بعد اینتر بزن و منتظر بمون که تا نصب بشه این ابزار ها٬
((و حتما به انترنت متصل باشید و اینم بگم اگه نصبش خیلی طول کشید متوقفش کنید دوباره اقدام به نصب کنید یا اینکه vpn خودتون رو روشن یا اینکه از یه میرور های داخلی استفاده کنید .))
بعد اینکه اینتر زدید منتظر بمونید تا نصب بشه و بعد اینکه نصب شد یه پیغام نشون میده که نصب شده و ی فایلی ب نام :package-lock.json
ایجاد میشه و در عین حال یه پوشه دیگه یی ب نام node_modules ساخته میشه.
یه توضیح کوتاه بدم در مورد telegraf nodemon:
telegraf :
این همون ابزاریه که ما برای برقراری با ربات تلگرام بهش نیاز داریم.
nodemon:
این ابزار میاد پروژه رو ترک یا نگاه میکنه که اگه کوچیک ترین تغییر ایجاد شد در جا بیاد خودش فایل هارو ران بکنه
و در ادامه کار کردشو خواهی فهمید اگه چیزی نفهمیدید نگران نباشید.
تا همینجا انجام بدید
و ریکشن یاتون نره و اگه مشکلی بود بهم بگین.
#bot_tel
در کنار فایل package.json یه فایلی ب نام index.js درست کنید و کارش ندین بزار بمونه.
ترمینال vscode تون رو باز کنید و اگه از قبل باز هست که چه خوب ٬
در این قسمت ما نیاز به یکسری ابزار داریم که باید نصب بشن بواسطه npm که الان خدمتتون میگم چطوری نصب کنید:
انشاالله که ترمینال که بازه درسته؟
پس داخل ترمینال این دستور رو بنویس و بعد اینتر بزن و منتظر بمون که تا نصب بشه این ابزار ها٬
((و حتما به انترنت متصل باشید و اینم بگم اگه نصبش خیلی طول کشید متوقفش کنید دوباره اقدام به نصب کنید یا اینکه vpn خودتون رو روشن یا اینکه از یه میرور های داخلی استفاده کنید .))
npm i telegraf nodemon
بعد اینکه اینتر زدید منتظر بمونید تا نصب بشه و بعد اینکه نصب شد یه پیغام نشون میده که نصب شده و ی فایلی ب نام :package-lock.json
ایجاد میشه و در عین حال یه پوشه دیگه یی ب نام node_modules ساخته میشه.
یه توضیح کوتاه بدم در مورد telegraf nodemon:
telegraf :
این همون ابزاریه که ما برای برقراری با ربات تلگرام بهش نیاز داریم.
nodemon:
این ابزار میاد پروژه رو ترک یا نگاه میکنه که اگه کوچیک ترین تغییر ایجاد شد در جا بیاد خودش فایل هارو ران بکنه
و در ادامه کار کردشو خواهی فهمید اگه چیزی نفهمیدید نگران نباشید.
تا همینجا انجام بدید
و ریکشن یاتون نره و اگه مشکلی بود بهم بگین.
قسمت سوم
#bot_tel
❤3👏3
</homeCode>
بریم برای مرحله بعدی: در کنار فایل package.json یه فایلی ب نام index.js درست کنید و کارش ندین بزار بمونه. ترمینال vscode تون رو باز کنید و اگه از قبل باز هست که چه خوب ٬ در این قسمت ما نیاز به یکسری ابزار داریم که باید نصب بشن بواسطه npm که الان خدمتتون میگم…
بریم برای مرحله بعد:
ای بابا دوباره مسیرمون به فایل package.json افتاد خوب اشکال نداره
ولی به دانشتون اضافه میشه
خوب فایل package.json رو باز کن و دنبال این بگرد:
پیداش کردی بیا یه اسکریپت جدید بهش اضافه کنیم
اونم اینه:
این دستور رو داخل اون اسکریپت اضافه کن مثل این :
اضافه کردی دمت گرم عالی شد.
الان نوبت دست به کد شدنه:
فایل index.js رو باز کن و بعد اینهارو داخل بنویس:
این هارو که نوشتی یه ۱۲ بار اینتر بزن که فضای خالی ایجاد بشه
و موقعی که ایجاد شده اینو بنویس:
قبل از همه چیز وارد @BotFather بشید و یه ربات برا خودتون درست کنید و موقعی که درست کردین بهتون یه توکن میده و اون توکن رو کپی کنید و تو متغیر token که قبلا تعریف کردیم بریزید که نتیجه بشه مثل این:
یاتون باشه هر رباتی که میسازید یه توکن منحصر به فرد داره و اون توکن رو در دسترس هیچکس قرار ندید.
#bot_tel
ای بابا دوباره مسیرمون به فایل package.json افتاد خوب اشکال نداره
ولی به دانشتون اضافه میشه
خوب فایل package.json رو باز کن و دنبال این بگرد:
"scripts": {
"test": "echo \"Error: no test specified\" && exit 1"
}
پیداش کردی بیا یه اسکریپت جدید بهش اضافه کنیم
اونم اینه:
"start": "nodemon index.js"
این دستور رو داخل اون اسکریپت اضافه کن مثل این :
"scripts": {
"test": "echo \"Error: no test specified\" && exit 1",
"start": "nodemon index.js"
}
اضافه کردی دمت گرم عالی شد.
الان نوبت دست به کد شدنه:
فایل index.js رو باز کن و بعد اینهارو داخل بنویس:
import { Telegraf } from "telegraf";
const token=<botToken>
const bot = new Telegraf(token);این هارو که نوشتی یه ۱۲ بار اینتر بزن که فضای خالی ایجاد بشه
و موقعی که ایجاد شده اینو بنویس:
bot.launch().
قبل از همه چیز وارد @BotFather بشید و یه ربات برا خودتون درست کنید و موقعی که درست کردین بهتون یه توکن میده و اون توکن رو کپی کنید و تو متغیر token که قبلا تعریف کردیم بریزید که نتیجه بشه مثل این:
const token="8893587436:AAG12dkencG4zh7uLBLCsd07fayEOBVD5Njs"
یاتون باشه هر رباتی که میسازید یه توکن منحصر به فرد داره و اون توکن رو در دسترس هیچکس قرار ندید.
قسمت چهارم
#bot_tel
❤5👏1
</homeCode>
بریم برای مرحله بعد: ای بابا دوباره مسیرمون به فایل package.json افتاد خوب اشکال نداره ولی به دانشتون اضافه میشه خوب فایل package.json رو باز کن و دنبال این بگرد: "scripts": { "test": "echo \"Error: no test specified\" && exit 1" } پیداش کردی بیا یه اسکریپت…
خوب بریم سراغ اخرین قسمت:
انشاالله که همه چی رو درست انجام داده باشید.
همونطور که میدونی ما داخل جاوا اسکریپت یکسری event ها یا همون رویداد ها داریم به عنوان مثال ایوینت onClick موقعی اجرا میشه که روی یه دکمه کلیک شده باشه.
همینطور ما در ربات تلگرام هم ایوینت داریم اما یکمی فرق داره
ایوینت استارت داریم برا موقعی که کاربر ربات مارو استارت کرد اجرا میشه
ایوینت مسیج داریم که موقعی که کاربر پیام داد اجرا میشه
حالا اینهارو گقتیم چطوری میشه باهاشون کار کرد؟!
بعد اینکه ربات خودتون رو ساختید مثل این مثال پایین
بعد اینها مینویسید
اگه داخل ایرانید که شوربختانه باید فلترشکن روشن کنید اگه خارج از ایرانید بستگی به منطقتون داره اگه فیلتره که نیازه که از فلترشکن استفاده کنید اگه نیست که هیچ (خوشبحالتون)
حالا ترمینال vscode تون رو باز کنید و این دستور زیر رو وارد کنید
و تمام .
|اما یه نکته یی هم هست اگه توکن ربات تلگرام نتونه به سرور های تلگرام وصل بشه بهتون ارور میده داخل ترمینال
اگه ارور نداد یعنی با موفقیت وصل شده به سرور های تلگرام.
حالا وقتشه به رباتتون مراجعه کنید و استارت رو بزنید
ببینید ایا همون پیامی که نوشتید براتون ارسال میشه یا نه
اگه نشد میتونید کد هاتون برام بفرستید راهنماییتون کنم.
انشاالله که همه چی رو درست انجام داده باشید.
همونطور که میدونی ما داخل جاوا اسکریپت یکسری event ها یا همون رویداد ها داریم به عنوان مثال ایوینت onClick موقعی اجرا میشه که روی یه دکمه کلیک شده باشه.
همینطور ما در ربات تلگرام هم ایوینت داریم اما یکمی فرق داره
ایوینت استارت داریم برا موقعی که کاربر ربات مارو استارت کرد اجرا میشه
ایوینت مسیج داریم که موقعی که کاربر پیام داد اجرا میشه
حالا اینهارو گقتیم چطوری میشه باهاشون کار کرد؟!
بعد اینکه ربات خودتون رو ساختید مثل این مثال پایین
const token="8893587436:AAG12dkencG4zh7uLBLCsd07fayEOBVD5Njs"
const bot = new Telegraf(token);
بعد اینها مینویسید
bot.start(async (ctx)=>{
await ctx.reply("سلام کاربر عزیز خوش امادید به ربات تستی")
})
اگه داخل ایرانید که شوربختانه باید فلترشکن روشن کنید اگه خارج از ایرانید بستگی به منطقتون داره اگه فیلتره که نیازه که از فلترشکن استفاده کنید اگه نیست که هیچ (خوشبحالتون)
حالا ترمینال vscode تون رو باز کنید و این دستور زیر رو وارد کنید
npm start
و تمام .
|اما یه نکته یی هم هست اگه توکن ربات تلگرام نتونه به سرور های تلگرام وصل بشه بهتون ارور میده داخل ترمینال
اگه ارور نداد یعنی با موفقیت وصل شده به سرور های تلگرام.
حالا وقتشه به رباتتون مراجعه کنید و استارت رو بزنید
ببینید ایا همون پیامی که نوشتید براتون ارسال میشه یا نه
اگه نشد میتونید کد هاتون برام بفرستید راهنماییتون کنم.
قسمت اخر
1❤3👏2