</homeCode>
223 subscribers
87 photos
23 videos
6 files
50 links
Download Telegram
بچه هایی که توی جاوااسکریپت هستین

مبحث شی گرائی رو جدی بگیرین و خوب یادش بگیرین


چون تو تایپ اسکریپت ب شدت ب دردتون میخوره
👍7🫡1
اگر three.js رو بلدید
حتما در کنارش blender رو یاد بگیرید

من خودم امروز نصب کردم
❤4
🚀 خداحافظی با وب‌سایت‌های تخت؛ وقتی فرانت‌اند و پایتون به دنیای سه‌بعدی گره می‌خورن!




سلام رفقا! اگه فرانت‌اند کار هستید (ولی هنوز سمت Three.js نرفتید) یا با پایتون کد می‌زنید، این پست دقیقا برای شماست. بیاید یکم از کدهای دوبعدی فاصله بگیریم و ببینیم تو دنیای سه‌بعدی چه خبره.


🎨 بلندر (Blender) اصلا چیه و به چه دردی می‌خوره؟

خیلی ساده و خودمونی بگم: بلندر یه کارگاه سه‌بعدیِ همه‌کاره تو کامپیوتر شماست. از ساختن مدل یه محصول ساده برای سایت گرفته، تا طراحی سه‌بعدی کاراکترهای خفن (مثل کاراکترهای انیمه‌هایی مثل اتک آن تایتان یا جوجوتسو کایسن)، انیمیشن‌سازی و نورپردازی، همه رو انجام میده. کارش اینه که هر چیزی که تو ذهنتون هست رو به یه جسم سه‌بعدی و قابل لمس تو دنیای دیجیتال تبدیل کنه.
🤔 ارزش داره براش وقت بذاریم؟
بدون شک! چرا؟

۱. کاملا مجانیه: برخلاف خیلی از نرم‌افزارهای گرافیکی، بلندر اوپن‌سورس (متن‌باز) هست و درگیر کرک و لایسنس نمی‌شید.

۲. جامعه کاربری غول‌آسا: هر جا باگ بخورید یا گیر کنید، هزاران آموزش و آدم پایه تو یوتیوب و فروم‌ها هستن که کمکتون کنن.

۳. یه مهارت مکمل خفن: برای برنامه‌نویس‌ها، بلد بودن یکم مدل‌سازی سه‌بعدی یعنی متمایز شدن رزومه از ۹۰ درصد رقیب‌ها.

🌉 پلی به نام Three.js
خب، نقش کسی که Three.js بلده این وسط چیه؟

فرض کنید تو بلندر یه ماشین اسپرت جذاب ساختید. حالا چطوری اینو بیاریم تو مرورگر کاربر تا بتونه باهاش تعامل کنه؟ اینجاست که پای Three.js (که یه کتابخونه جاوا اسکریپتیه) میاد وسط!

بلندر اون مدل رو می‌سازه، و Three.js به عنوان یه پل، اون مدل رو زنده می‌کنه و میاره روی بوم (Canvas) مرورگر. کسی که اینو بلده، در واقع کارگردان دنیای گرافیک سه‌بعدی روی صحنه‌ی وبه.

⚖️ آزادیِ سه‌بعدی در وب: رویای شیرین یا کابوس؟ (مزایا و معایب)
خوبی ماجرا که مشخصه: وب‌سایت شما دیگه یه صفحه خشک نیست. کاربر می‌تونه محصول رو بچرخونه و یه تجربه تعاملی و خیره‌کننده داشته باشه. آزادی عملتون تو طراحی بی‌نهایته!

اما معایب و دردسرهای استفاده از مدل‌های سه‌بعدی در وب:

کابوس پرفورمنس: مدل‌های سه‌بعدی حجم دارن. اگه تو بلندر درست بهینه‌سازی (Optimize) نشن، وب‌سایتتون به شدت کند میشه و لود شدنش پیر آدم رو درمیاره.

قاتل باتری و پردازنده: رندر گرفتن یه محیط سه‌بعدی تو مرورگر، منابع سیستم کاربر رو می‌بلعه. روی گوشی‌های ضعیف‌تر ممکنه سایتتون لگ بزنه یا باتری گوشی کاربر رو خیلی سریع خالی کنه.

چالش‌های رسپانسیو: مچ کردن یه صحنه سه‌بعدی با سایزهای مختلف مانیتور و موبایل، قلق‌های خاص و اعصاب‌خردکن خودش رو داره.

🐍 پایتون این وسط چیکاره‌ست؟

بچه‌های پایتون، بلندر بهشت شماست! زبان اسکریپت‌نویسی اصلی بلندر، پایتونه. حالا با پایتون تو بلندر چیکار میشه کرد؟

اتوماتیک کردن کارها (Automation): کارهای تکراری و خسته‌کننده رو با یه اسکریپت پایتون تو چند ثانیه انجام می‌دید (مثلا تغییر سایز، زاویه یا رنگ هزارتا آبجکت به صورت همزمان).

توسعه ابزار (Add-ons): می‌تونید برای بلندر افزونه‌های اختصاصی بنویسید و ابزارهایی بسازید که خودش از اول نداشته.

تولید رویه‌ای (Procedural Generation): با کدنویسی پایتون می‌تونید به بلندر دستور بدید که به صورت خودکار مدل‌های پیچیده، شهرها یا الگوهای هندسی بسازه که دستی کشیدنشون ماه‌ها زمان می‌بره.

🔥 خلاصه ماجرا: ترکیب «بلندر» برای ساخت، «پایتون» برای اتومیشن، و «Three.js» برای نمایش تو وب، یه مثلث طلایی و به‌شدت قدرتمنده.
❤9🔥1
هر احمقی می‌تواند کدی بنویسد که

کامپیوتر بفهمد؛ برنامه‌نویس خوب

کدی می‌نویسد که انسان هم بفهمد.
👏10❤1🔥1👌1
دوستان برنامه‌نویس بیایید همدیگر را حمایت کنیم

تو این عصر عزیزان ما غیر خودمون کسی دیگه‌یی رو نداریم


دوستان کانالتون رو برام بفرستید
تو هر حوضه‌ برنامه‌نویسی


تو این کانال میزارم که از وجود اون کانال کسانی که خبر ندارن با خبر بشن


تو دایرکت همین کانال برام بفرستید


پس اول باید محتوای کانالتون قوی باشه
👍6👏1🎅1
اینم از ویترین کاملا منظم از کانال ها تو حوضه های مختلف تکنولوژی:

🍰فرانت اند:
chanel
-----------
@Its_local_host
-----------
chanel
———
chanel
-------
chanel

========================

🐍پایتون:
chanel

=======================

👽 کانال هایی که تقریبا تو همه چی ی انگلک کاری کرده:
@CodeEchoo
❤8
</homeCode>
اینم از ویترین کاملا منظم از کانال ها تو حوضه های مختلف تکنولوژی: 🍰فرانت اند: chanel ----------- @Its_local_host ----------- chanel ——— chanel ------- chanel ======================== 🐍پایتون: chanel ======================= 👽 کانال هایی که تقریبا تو همه…
بچه ها ی توضیح بدم در این مورد


ببنید از دیدگاه بنده باید تمام برنامه‌نویس ها مورد حمایت قرار بگیره

حتی اون شخصی که محتوای کانال ضعیفی داره نسبتاً
چرا ؟
چون اون شخص بار اولشه ب مرور که پیشرفت کرد خمو چم کار دستش اومد می‌فهمه باید چکار بکنه،
هیچکس از بتن تولد نابغه نیست و نابغه ب دنیا نخواهد آمد

و بنده اعتقاد دارم که اینها میتونن پیشرفت کن و جای پیشرفت هم دارن
چون اگه ماها حمایت نکنیم کی میخواد حمایتش کنه

بنده هیچ تفکیکی قائل نیستم😊


تو این عصر ما غیر خودمون هیچکسی رو نداریم🫠


و این لیست آپدیت خواهد شد.

یا علی🤚
❤10
</homeCode> pinned «اینم از ویترین کاملا منظم از کانال ها تو حوضه های مختلف تکنولوژی: 🍰فرانت اند: chanel ----------- @Its_local_host ----------- chanel ——— chanel ------- chanel ======================== 🐍پایتون: chanel ======================= 👽 کانال هایی که تقریبا تو همه…»
بچه ها برا من هیچ کجا مثل مشهد نمیشه

کل ایران ی طرف
مشهد ی طرف
👍6😁2👎1🔥1
توی حالت عادی (چیزی که توی خیلی از زبان‌ها می‌بینیم)، اگه یک گارسون بشقاب از دستش بیفته و بشکنه، کل آشپزخانه متوقف میشه تا تکه‌های شیشه جمع بشه! یعنی ارور یک بخش، کل سیستم رو می‌خوابونه.
اما الکسیر...

ادامه مقاله.

برای فرانت اند ،بک اند،پایتون


#article

@h0meCode
❤5👍1
🕵🏻‍♂️ کارآگاه‌های سایبری چطور همه‌چیز را درباره شما می‌فهمند؟ (پرونده‌ای برای OSINT)

تا حالا برایتان پیش آمده که یک شماره ناشناس به شما زنگ بزند و فقط با یک جستجوی ساده در گوگل یا شبکه‌های اجتماعی، اسم، شغل و حتی شهر محل سکونتش را پیدا کنید؟

تبریک می‌گویم! شما بدون اینکه بدانید، اولین قدم را در دنیای OSINT برداشته‌اید!

اما این کلمه‌ی عجیب دقیقا یعنی چه و چرا این روزها این‌قدر سروصدا کرده است؟ بیایید بدون کلمات پیچیده و فنی، این جعبه‌سیاه را باز کنیم.

🧩 اصلا OSINT یعنی چه و از کجا آمده؟

کلمه OSINT (بخوانید اُسینت) مخفف Open Source INTelligence است. در فارسی به آن «هوش (یا اطلاعات) منابع آزاد» می‌گویند.

نکته مهم برای برنامه‌نویس‌ها: اینجا منظور از Open Source، کدِ باز مثل لینوکس یا گیت‌هاب نیست! منظور اطلاعاتی است که پنهان نیستند و برای دسترسی به آن‌ها نیازی به هک کردن، شکستن رمز عبور یا کارهای غیرقانونی ندارید.

ریشه این کلمه به سازمان‌های اطلاعاتی و نظامی (مثل جنگ جهانی دوم) برمی‌گردد که برای تحلیل دشمن، به جای جاسوسی، روزنامه‌ها و رادیوهای عمومی آن‌ها را بررسی می‌کردند. اما امروز، اینترنت بزرگترین میدان بازی این شغل است.

🔍 بگذارید با یک مثال ساده روشنش کنیم
فرض کنید یک نفر در اینستاگرام به شما پیام می‌دهد و پیشنهاد یک سرمایه‌گذاری پرسود دلاری را مطرح می‌کند.

یک آدم عادی: یا سریع اعتماد می‌کند، یا سریع بلاک می‌کند.

یک متخصص OSINT: عکس پروفایل شخص را در گوگل جستجوی معکوس (Reverse Image Search) می‌کند و می‌فهمد این عکس متعلق به یک مدل روسی است. بعد آیدی تلگرام او را در ابزارهای خاصی می‌زند و می‌بیند این آیدی قبلاً با نام «فروش فوری پراید» ثبت شده بوده! سپس دامنه سایت سرمایه‌گذاری را چک می‌کند و می‌فهمد سایت فقط ۳ روز است که ساخته شده.

او بدون هک کردن گوشیِ کلاهبردار، مچ او را می‌گیرد. این یعنی قدرت اوسینت!

💼 به چه کسی می‌گویند OSINTer؟ (این چه شغلی است؟)

«اوسینتر»ها هکرهایی نیستند که در تاریکی نشسته‌اند و کدهای سبز رنگ تایپ می‌کنند! آن‌ها محقق‌ها و تحلیل‌گران داده هستند. شغل آن‌ها این است که مانند پازل، تکه‌های اطلاعات پراکنده در اینترنت (توییت‌ها، عکس‌ها، ثبت شرکت‌ها، کامنت‌ها و اخبار) را کنار هم بگذارند تا به یک تصویر بزرگ و واقعی برسند.

🎯 این مهارت به درد چه کسانی می‌خورد؟

خبر خوب این است که OSINT فقط برای پلیس‌ها یا ماموران مخفی نیست:
برنامه‌نویس‌ها و متخصصان امنیت:
برای پیدا کردن باگ‌ها، نشت اطلاعاتی شرکت‌ها (مثلا پسوردی که یک کارمند اشتباهاً در گیت‌هاب گذاشته) و تست نفوذ.
خبرنگاران:
برای راستی‌آزمایی اخبار و عکس‌ها (مثلاً اینکه آیا ویدیوی سیل واقعاً مال دیروز است یا متعلق به ۵ سال پیش؟).
کارفرمایان و منابع انسانی (HR):
برای بررسی سوابق واقعی کارجویان قبل از استخدام.
مردم عادی (شما!):
برای گیر نیفتادن در تله‌ی کلاهبرداران اینترنتی، چک کردن اعتبار یک فروشگاه آنلاین، یا حتی تحقیق درباره کسی که قرار است با او شریک تجاری شوند.

💡 چند نکته‌ی طلایی که کسی به شما نمی‌گوید:

اینترنت هرگز فراموش نمی‌کند: هر کامنتی که سال‌ها پیش گذاشته‌اید، هر عکسی که پاک کرده‌اید، احتمالاً جایی در آرشیوهای اینترنت (مثل Wayback Machine) ذخیره شده است. یک اوسینتر آن‌ها را پیدا می‌کند.

مرز باریک تخصص و مزاحمت: اوسینت برای کشف حقیقت و امنیت است، نه برای «استاکر» شدن و سرک کشیدن در زندگی خصوصی اکانت‌های شخصی دیگران! اخلاق، خط قرمز این کار است.

ابزار کار، مغز شماست نه نرم‌افزار: خیلی‌ها فکر می‌کنند اوسینت یعنی داشتن چند نرم‌افزار خفن. اما یک اوسینتر حرفه‌ای فقط با بلد بودن ترفندهای پیشرفته سرچ گوگل (Google Dorks) می‌تواند معجزه کند.
در نهایت...

دنیای دیجیتال پر از ردپاهایی است که ما از خودمان به جا می‌گذاریم. یادگیری اصول اولیه OSINT به ما کمک می‌کند هم کارآگاه این ردپاها باشیم و هم مراقب باشیم خودمان ردپای خطرناکی به جا نگذاریم.




#article

@h0meCode
❤6👍1
کدها در آشپزخانه: چرا پایتون با وجود کُند بودن، سرآشپز محبوب ماست؟

تصور کنید وارد یک رستوران شلوغ شده‌اید. سه سرآشپز با سبک‌های کاملاً متفاوت در حال کارند. سرآشپز اول یک ربات فوق‌پیشرفته است که دستور پخت تمام غذاها را از قبل در حافظه‌اش ذخیره کرده و با سرعتی عجیب، بشقاب‌ها را روی میز می‌گذارد. سرآشپز دوم، یک مدیر فرز و چابک است که منتظر پختن یک غذا نمی‌ماند؛ سفارش اول را روی اجاق می‌گذارد و در همان حین سریع سراغ آماده کردن سفارش بعدی می‌رود.

اما سرآشپز سوم، دفترچه راهنما را دستش گرفته، خط به خط می‌خواند، مواد را اندازه می‌گیرد و جلو می‌رود. او از همه کندتر است، اما عجیب اینجاست که طولانی‌ترین صف مشتریان جلوی میز او کشیده شده!

این آشپزخانه، نمادی از دنیای سرورهای ماست. آن رباتِ بی‌رقیب زبان C است، مدیر چابک Node.js و آن سرآشپز کُند اما پرطرفدار، پایتون!

سنگینی قدم‌های پایتون از کجاست؟

پایتون یک زبان «مفسری» (Interpreted) است. به بیان ساده، کدهای پایتون قبل از اجرا به زبان ماشین ترجمه نمی‌شوند؛ بلکه درست در همان لحظه اجرا، یک مترجم وارد عمل می‌شود و کدها را خط به خط برای پردازنده معنی می‌کند. این فرآیند درنگ ایجاد می‌کند. علاوه بر این، پایتون ذاتاً «پویا» (Dynamic) است؛ یعنی مترجم در حین اجرا باید دائماً بررسی کند که آیا این متغیر عدد است یا متن؟ این چک کردن‌های مداوم، سرعت را می‌گیرد.

اما مقصر اصلی، نگهبان سرسختی به نام GIL (Global Interpreter Lock) است. این قفل نرم‌افزاری، اجازه نمی‌دهد چندین کار (Thread) به صورت کاملاً موازی و همزمان در یک پردازش اجرا شوند. مثل این است که در آن آشپزخانه شلوغ، فقط یک نفر در آنِ واحد اجازه استفاده از چاقو را داشته باشد!

چرا Node.js سبقت می‌گیرد؟

حالا چه چیزی باعث می‌شود Node.js این‌قدر سریع‌تر عمل کند؟ نود جی‌اس به جای اینکه مثل پایتون منتظر بماند تا یک کار (مثلاً خواندن اطلاعات از دیتابیس) تمام شود، از مکانیزمی به نام Non-blocking I/O استفاده می‌کند. یعنی وقتی درخواستی به دیتابیس می‌فرستد، بی‌کار نمی‌نشیند؛ آن را به پس‌زمینه می‌سپارد و بلافاصله سراغ پردازش درخواست کاربر بعدی می‌رود.

علاوه بر این، قلب تپنده Node.js موتور قدرتمند V8 گوگل است. این موتور برخلاف پایتون که خط به خط کدها را می‌خواند، از تکنیک JIT (Just-In-Time) استفاده می‌کند. یعنی در لحظه، بخش‌های پرکاربرد کد را مستقیماً به زبان ماشین تبدیل (کامپایل) می‌کند تا پردازنده بدون نیاز به مترجم، آن‌ها را با سرعت بالا اجرا کند.

راز محبوبیت لاک‌پشتِ میلیارد دلاری!

با تمام این تفاسیر، چرا پایتون همچنان پادشاهی می‌کند؟ راز ماجرا در یک مفهوم طلایی خلاصه شده است: زمان توسعه‌دهنده (Developer Time).

در پروژه‌های واقعی، زمان برنامه‌نویس بسیار گران‌تر از زمان پردازشِ سرور است. پایتون سینتکسی به شدت ساده، تمیز و شبیه به زبان انسان دارد. منطقی که در زبان‌های دیگر نیاز به نوشتن و مدیریت ۵۰ خط کد پیچیده دارد، در پایتون با ۱۰ خط نوشته می‌شود. توسعه‌دهنده به جای درگیری با پیچیدگی‌های ساختاری کد، تمام تمرکزش را روی «حل مسئله» می‌گذارد.

همچنین، پایتون برای هر نیازی یک ابزار آماده دارد. از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین گرفته تا تحلیل داده و توسعه وب، هزاران کتابخانه قدرتمند در اختیار شماست. با پایتون نیازی به اختراع دوباره چرخ نیست؛ شما فقط سوار ماشین می‌شوید و گاز می‌دهید.

چرا همه چیز را با زبان C نمی‌نویسیم؟

شاید بپرسید اگر سرعت این‌قدر حیاتی است، چرا بک‌اندها را با زبان C نمی‌نویسیم که سرعت نور دارد؟
زبان C هیچ واسطه‌ای ندارد. قبل از اجرا، تمام کدها یک‌جا به زبان مادری پردازنده (صفر و یک) ترجمه (Compile) می‌شوند. از طرفی، هیچ سیستم خودکاری برای جمع‌آوری زباله‌های حافظه (Garbage Collector) وجود ندارد؛ خود شما مسئول تخصیص و آزادسازی تک‌تک بایت‌های رَم هستید. شما مستقیماً با سخت‌افزار حرف می‌زنید و به همین دلیل سرعت آن بی‌رقیب است.

اما این «سرعتِ نور»، بهای سنگینی دارد. نوشتن، دیباگ کردن و توسعه یک وب‌سرور ساده با C، ممکن است ماه‌ها زمان ببرد و یک اشتباه کوچک در مدیریت حافظه، می‌تواند کل سیستم را با خاک یکسان کند.

در نهایت، انتخاب ابزار به زمین بازی شما بستگی دارد. اگر در حال ساخت یک موتور بازی‌سازی یا سیستم‌عامل هستید، C شمشیر برنده شماست. اگر با هزاران درخواست همزمان و استریم‌های زنده سروکار دارید، Node.js معجزه می‌کند. اما اگر می‌خواهید ایده‌تان را در سریع‌ترین زمان ممکن به یک محصول تبدیل کنید و کدهایی بنویسید که خواندنشان لذت‌بخش باشد، پایتون همان سرآشپز دانایی است که کار را به بهترین شکل درمی‌آورد.




#article

@h0meCode
❤8
ببینید عزیزان ی چیزیو کشف که نه بند خدا ai گفته که
اگه پستی میخوای منتشر کنی داخل لینکدین
و در اون پست اگه لینکی وجود داشت لینک رو از داخل متن پست ور دار داخل کامنت ها قراره بده


چون الگوریتم لینکدین جوریع که اگه داخل متن پست اگه لینکی وجود داشته باشه اون پست رو ب افراد های یکمی معمولا همون کانکشن هات نشون میدن و غیر از کانکشن هات پیشنهاد نمیده



همون طوری که در تصویر می‌بینید این پست منو هم ب دست کسایی که باهاش کانکشن هستم رسوند هم خارج از کانکشن هام رسوند
❤3👍3🤷1
❤2
</homeCode>
Photo
🦀 خرچنگ وارد می‌شود: چرا همه دارند از Rust حرف می‌زنند؟ (و چرا پایتون‌کارها باید حواسشان را جمع کنند؟)

فکر کنید یک ماشین اتوماتیک دارید که رانندگی با آن بی‌نهایت راحت است و هیچ زحمتی ندارد؛ این پایتون است. اما یک روز به پیست مسابقه می‌روید و می‌بینید یک ماشین دیگر با سرعت نور از کنارتان رد شد، بدون اینکه حتی یک قطره بنزین هدر بدهد یا موتورش داغ کند. آن ماشین، زبان Rust است!

اگر بک‌اند می‌زنید، درگیر فرانت‌اند هستید یا با پایتون زندگی می‌کنید، این پست دقیقاً برای شماست.

⚙️ راست (Rust) اصلاً چه جور زبانی است؟

راست یک زبان برنامه‌نویسی «سیستمی» است. یعنی می‌رود دقیقاً تو دل سخت‌افزار! هدف اصلی این زبان دو چیز است: سرعت وحشتناک بالا و امنیت بی‌نظیر.

برعکس خیلی از زبان‌ها، راست اجازه نمی‌دهد برنامه‌ی شما ناگهان وسط کار به خاطر پر شدن حافظه کرش کند. راست مثل یک مهندس ناظر سخت‌گیر است که نمی‌گذارد هیچ آجر کجی در ساختمان کد شما گذاشته شود.

🛠 با این خرچنگ چه کارهایی می‌شود کرد و چه می‌توان ساخت؟
تقریباً هر چیزی که نیاز به قدرت پردازش بالا و خطای صفر دارد!
* بک‌اندهای فوق‌سریع: برای هندل کردن میلیون‌ها کاربر همزمان.

* موتور بازی‌سازی و گرافیک: جایی که حتی یک فریم افت هم فاجعه است.

* سیستم‌عامل‌ها و هسته‌ها: قلب تپنده دیوایس‌ها.

* مرورگرهای وب: موتورهای رندر سریع.

* ابزارهای خط فرمان (CLI): سریع و سبک.

* برای فرانت‌اندی‌ها (WebAssembly): با راست می‌توانید کدهای سنگین را مستقیماً و با سرعت نیتیو (Native) روی مرورگر کاربر اجرا کنید و جاوا اسکریپت را دور بزنید!

🌍 چه غول‌هایی روی راست شرط بسته‌اند؟

* دیسکورد (Discord): سیستم‌های اصلی‌اش را به راست منتقل کرد تا مشکل افت سرعت و تاخیر پیام‌ها را برای همیشه نابود کند.

* فایرفاکس (Mozilla): اصلاً خالق زبان راست است!

* کلودفلر (Cloudflare): برای پردازش حجم عظیمی از ترافیک اینترنت جهانی از آن استفاده می‌کند.

* لینوکس و ویندوز: مایکروسافت و لینوکس در حال بازنویسی بخش‌های حساس هسته‌ی سیستم‌عامل‌هایشان با راست هستند.

🐍 تقابل پایتون و راست:

آیا پایتون نمی‌تواند همین کارها را بکند؟
تفاوت پایتون و راست، مثل تفاوت یک «مترجم همزمان» با یک «سخنران بومی» است!

پایتون یک زبان مفسری است (کد را خط به خط ترجمه می‌کند). نوشتنش مثل آب خوردن است، اما موقع اجرا، ماشین باید زمان بگذارد تا آن را بفهمد. در نتیجه، کندتر است.
راست کامپایل می‌شود (کد مستقیم به زبان صفر و یک ماشین تبدیل می‌شود). نوشتنش سخت‌تر و پر از قوانین است، اما موقع اجرا پرواز می‌کند!

آیا پایتون همون کار رو می‌کنه؟

نه دقیقاً. برای ساخت هوش مصنوعی، اسکریپت‌نویسی سریع و وب‌سایت‌های روزمره، پایتون پادشاه بی‌رقیب است و راست اینجا فقط کار را سخت می‌کند. اما وقتی قرار است یک سرویس بسازید که ترافیک سنگین یک پیام‌رسان یا یک صرافی ارز دیجیتال را هندل کند، پایتون نفس کم می‌آورد. اینجا قلمرو پادشاهی راست است.

🔥 چرا اینقدر روی زبان‌هاست و همه از آن می‌گویند؟

چون یک طلسم قدیمی را شکست!
قبلاً برنامه‌نویس‌ها باید بین «سرعت» (مثل ++C) و «امنیت حافظه» (مثل جاوا یا پایتون) یکی را انتخاب می‌کردند.

راست آمد و گفت: «من هر دو را با هم به شما می‌دهم!»
راست بدون اینکه سرعت برنامه را بگیرد، حافظه را به هوشمندانه‌ترین شکل ممکن مدیریت می‌کند. این یعنی برنامه‌هایی که نه کند می‌شوند و نه ناگهان بسته می‌شوند.

🎯 کلام آخر

قرار نیست راست جای پایتون یا جاوا اسکریپت را بگیرد؛ قرار است کارهایی را انجام دهد که آن‌ها در انجامش عاجزند. اگر پایتون‌کار هستید، یادگیری راست مثل گرفتن کمربند مشکی در هنرهای رزمی است؛ قرار نیست هر روز از آن استفاده کنید، اما دید شما را به دنیای برنامه‌نویسی و نحوه کارکرد کامپیوترها برای همیشه زیر و رو می‌کند.

وقتش رسیده که به دنیای خرچنگ‌ها یک نگاه جدی بیندازید! 🚀

❤6👍1🔥1
🚀 خداحافظی با کندی لود
داده‌ها در Next.js! 🚀

آیا تا به حال با مشکل دریافت مرحله‌به‌مرحله و کند (Waterfall) داده‌ها در برنامه‌های Next.js مواجه شدید؟ ⏳
در این آموزش جذاب می‌بینیم که چطور با ترکیب قدرتمند ۳ مفهوم، هم سرعت اپلیکیشن رو بالا ببریم و هم در برابر خطاها مقاومش کنیم:
1️⃣ React Suspense:
نمایش حرفه‌ای وضعیت Loading ⏳

2️⃣ Promise.all:

دریافت موازی داده‌های ضروری با هم ⚡
3️⃣ Promise.allSettled:

دریافت موازی داده‌ها، اما بدون ترس از کِرَش کردن کل صفحه (تحمل خطا) 🛡️
یاد بگیرید چطور کاری کنید که اگر یکی از درخواست‌های سرور با مشکل مواجه شد، بقیه بخش‌های صفحه همچنان به درستی کار کنن!

😎💻
👇 برای مطالعه کامل این مقاله و دیدن نمونه کدها به سایت زیر مراجعه کنید:

🔗 Mastering Parallel Data Fetching in Next.js
❤3👏1
</homeCode>
Photo
.
.
.


تصور کن سه‌شنبه ظهره. یه داشبورد وب خیلی تمیز با ریکت زدی، تحویل دادی و داری قهوه‌تو می‌خوری که کارفرما زنگ می‌زنه: «عالی شد! اپلیکیشن موبایلش رو می‌تونی تا آخر ماه تحویل بدی؟» قلبت می‌آد تو دهنت. تو که زبان‌های نیتیو مثل جاوا یا سوییفت بلد نیستی!

اینجاست که دو تا ابزار نجات‌بخش وارد می‌شن: فلاتر (Flutter) و ریکت‌نیتیو (React Native). اما کدومش به درد تو می‌خوره؟ بیا کالبدشکافی‌شون کنیم.

اصلا اینا چی هستن و خروجی‌شون چیه؟

جفتشون فریم‌ورک‌هایی برای ساخت اپلیکیشن به روش "کراس‌پلتفرم" هستن. یعنی چی؟ یعنی تو یک بار کد می‌نویسی، اما هم خروجی اندروید می‌گیری هم iOS.

خروجی‌شون یه وب‌سایت نیست که تو قاب گوشی باز بشه (مثل وب‌ویوهای قدیمی)؛ بلکه یک اپلیکیشن کاملا واقعیه که کاربر از بازار یا اپ‌استور دانلود و نصب می‌کنه.

زیر کاپوت چه خبره؟ کدهامون چطوری ترجمه می‌شن؟

اینجا تفاوت اصلی این دو تا غول مشخص می‌شه:

ریکت‌نیتیو:

کدهای تو با جاوااسکریپت نوشته می‌شن. این کدها برای اینکه با گوشی حرف بزنن، از یه واسطه به اسم "پل" (Bridge) استفاده می‌کنن. کدهای JS از روی این پل به سیستم‌عامل گوشی پیام می‌دن که: «یه دکمه استاندارد اندروید یا iOS به من بده». (البته اخیرا با موتور Hermes این ارتباط خیلی مستقیم‌تر و سریع‌تر شده).

فلاتر:

فلاتر اصلا اعتقادی به پل نداره! کدهایی که تو با زبان دارت (Dart) می‌نویسی، مستقیما به زبان ماشین (کدهای صفر و یک مخصوص پردازنده گوشی) تبدیل می‌شن. فلاتر منتظر سیستم‌عامل نمی‌مونه تا بهش دکمه بده، بلکه خودش با موتور گرافیکی قدرتمندش تک‌تک پیکسل‌های دکمه رو روی صفحه نقاشی می‌کنه!

یکی از اون یکی سرتره؟

جواب کوتاه: نه. جواب بلند: بستگی به نیازت داره.
فلاتر به خاطر همون نقاشی مستقیم و حذف پل ارتباطی، پرفورمنس بالاتری داره و انیمیشن‌ها توش خیلی نرم‌تر اجرا می‌شن. به‌علاوه، ظاهر اپلیکیشن تو همه گوشی‌ها دقیقا یک‌شکل درمیاد.

اما ریکت‌نیتیو تو اکوسیستم پادشاهه. کتابخونه‌های آماده براش بی‌نهایت زیاده و چون از خانواده ریکت هست، حسابی بین توسعه‌دهنده‌ها محبوبه.

پیش‌نیاز یادگیری‌شون چیه؟

برای ریکت‌نیتیو: HTML, CSS, JavaScript و البته React. (یعنی شما فرانت‌اند کارها عملا نصف بیشتر راه رو رفتید!).

برای فلاتر: آشنایی با مفاهیم شی‌گرایی و یادگیری زبان Dart. (زبان دارت ترکیب تمیزی از جاوااسکریپت و C هست و یادگیریش اصلا سخت نیست).

بازار کار تو عصر هوش مصنوعی

الان که هوش مصنوعی می‌تونه کدهای تکراری رو تو چند ثانیه بنویسه، بازار کار موبایل از بین نرفته؛ فقط تغییر شکل داده. شرکت‌ها دنبال آدمایی هستن که منطق برنامه رو بفهمن، بتونن باگ‌های پیچیده رو حل کنن و سریع ایده رو به محصول تبدیل کنن. استارتاپ‌ها عاشق فلاتر و ریکت‌نیتیو هستن چون هزینه و زمان توسعه رو نصف می‌کنه. پس بازار هر دو به شدت داغه و هوش مصنوعی فقط بهت کمک می‌کنه سریع‌تر کد بزنی، نه اینکه جات رو بگیره.

💡 نتیجه‌گیری: کدوم رو یاد بگیریم که بی‌نیاز بشیم؟

ببین، مخاطب این متن تویی که فرانت‌اند کار هستی. برای تو، ریکت‌نیتیو یک میانبر به شدت منطقیه. با همون دانشی که از جاوااسکریپت و ریکت داری، می‌تونی تو کمتر از یک ماه اولین اپلیکیشن موبایلت رو بالا بیاری و عملا تو بازار کار بی‌نیاز بشی.

اما اگر دلت می‌خواد یه ماجراجویی جدید رو شروع کنی، با پرفورمنس خام کار کنی و یه روزی بتونی علاوه بر موبایل، برای دسکتاپ (ویندوز و مک) هم خروجی‌های بی‌نقص بگیری، فلاتر تو رو برای سال‌های آینده کاملا بیمه و بی‌نیاز می‌کنه.

برگردیم به اون سه‌شنبه ظهر. تو یکی از این دو تا مسیر رو انتخاب کردی و آخر ماه، اپلیکیشن رو می‌ذاری روی میز کارفرما. اون با تعجب به گوشیش نگاه می‌کنه و می‌پرسه: «چطوری تنهایی هم اندروید زدی هم آی‌او‌اس؟» تو هم یه لبخند ملیح می‌زنی، هیچی نمی‌گی و به قهوه‌ت که حالا دیگه سرد شده، یه نگاه رضایت‌بخش می‌ندازی. رسما به دنیای موبایل خوش اومدی! ☕️📱



#article

@h0meCode
❤3
قانون اول بک اند کار:

ب هیچ کس اعتماد نکن
حتی به فرانت اند
🤣13👏3