گُیْدِنْف!
-در ستایشِ لوبیای سیاه.
سیاهِ ماتِ ململانی!(((((:
جدی حس میکنم که هر غذایی باهاش درست بشه جادوییه.
جدی حس میکنم که هر غذایی باهاش درست بشه جادوییه.
گُیْدِنْف!
پس یادت باشه؛ تو میتونی اسب رو تا لبِ آب ببری، ولی نمیتونی وادارش کنی آب بخوره!!
پس یادت باشه؛
کافیه رقصیدن حولِ محورِ هدفت رو یاد بگیری!
کافیه رقصیدن حولِ محورِ هدفت رو یاد بگیری!
/شجاعتِ مطلوب نبودن
کتابِ عجیبی بود.
کاربرِ ریحانه بهخوبی توضیحش داده، پس من دیگه چیزی برای اضافه کردن ندارم…
جز اینکه حس میکنم باید چند بارِ دیگه بخونمش تا بتونم کامل و عمیقا درکش کنم!
کتابِ عجیبی بود.
کاربرِ ریحانه بهخوبی توضیحش داده، پس من دیگه چیزی برای اضافه کردن ندارم…
جز اینکه حس میکنم باید چند بارِ دیگه بخونمش تا بتونم کامل و عمیقا درکش کنم!
زیتون میگه داشتنِ خواهر/برادر یه دردسرِ بزرگه؛ این یعنی علاوه بر غصههای خودم، باید همیشه غمخوارِ اونا هم باشم و شبهامو با سناریوهای مختلفِ اتفاقهای بدی که ممکنه براشون بیفته، سر کنم.
ولی من میگم داشتنِ خواهر/برادر، اندِ شانس و خوشبختیه.
آره، غصهها و دلنگرانیهاشون همیشه با آدمه...
ولی بودنشون، انقدری میارزه که اون نگرانیها به چشم نیاد.(((:
ولی من میگم داشتنِ خواهر/برادر، اندِ شانس و خوشبختیه.
آره، غصهها و دلنگرانیهاشون همیشه با آدمه...
ولی بودنشون، انقدری میارزه که اون نگرانیها به چشم نیاد.(((: