پس یادت باشه؛
تو میتونی اسب رو تا لبِ آب ببری، ولی نمیتونی وادارش کنی آب بخوره!!
تو میتونی اسب رو تا لبِ آب ببری، ولی نمیتونی وادارش کنی آب بخوره!!
از امروز و ساعاتی که به جهت دفع و رفعِ غم و غصه، در خانهی پروانه مَاشَل سپری شد.
گُیْدِنْف!
استینِ آبیِ لاجوردی کیلویی ده میلیان؟!((((((: پناه بر خدا.
الان دیدم یک و نیم سالِ پیش که سفارش داده بودم، کیلویی دو میلیون بود!(((:
چطوریاست که طرف میبینه چقدر عاشقِ این دوتام و روشون حساسم، و بازم با خنده همچین حرفی بهم میزنه؟!
قطار"472"
ارتباطت با غاز هات واقعا برام دوست داشتنیه. چطور بگم ، انگار شبیه دنیای کارتوناست که حیوونا حرف میزنن و آدما باهاشون دوستن. حس امید بهم میده. :*>
هرچی بنویسم، اون ذوق درونیمو نسبت به این حرفها بیان نمیکنههههه!!!😭:'))))))
خوشحالم که این ارتباط، همچین حسی رو القا میکنه.(((:
خوشحالم که این ارتباط، همچین حسی رو القا میکنه.(((:
امروز اپیزودِ "برای ایران" از اغما رو زیرِ بارون گوش دادم...
نمیدونم بارون بیشتر میبارید یا اشکهای من.
نمیدونم بارون بیشتر میبارید یا اشکهای من.
EGHMAA | اغما
@EGHMAA – DIALOGUES FOR YOU ep14
-هرچی پیشتر میرفت، کمتر بچهی جنوب بودم و بیشتر بچهی ایران.
شنبه، همین اولِ هفته، بچهی تهرون بودم.
پریروز که اصفهان و نطنز رو زدن، توی اصفهان بزرگ شده بودم.
دیروز بچه محلام شکاریای تبریز بودن.
فردا بچهی هرجا که باشم، مطمئنم بچهی خاکِ همین سرزمینم.
چه ساختمون و برجی توش مونده باشه و چه به معنای واقعی تبدیل به خاک بشه...
و شاید ما هم همراهش، همینطور.
شنبه، همین اولِ هفته، بچهی تهرون بودم.
پریروز که اصفهان و نطنز رو زدن، توی اصفهان بزرگ شده بودم.
دیروز بچه محلام شکاریای تبریز بودن.
فردا بچهی هرجا که باشم، مطمئنم بچهی خاکِ همین سرزمینم.
چه ساختمون و برجی توش مونده باشه و چه به معنای واقعی تبدیل به خاک بشه...
و شاید ما هم همراهش، همینطور.