گُیْدِنْف!
26 subscribers
972 photos
25 videos
88 links
Download Telegram
دیروز وقت نکردم چیزی درباره‌ش بنویسم
پس:
گُیْدِنْف!
یازدهمِ تیرماه/ اولین تلاشم برای قالب‌گیری با شکست مواجه شد و من؟ حسی دارم بین غم و امید. به این فکر می‌کنم که این کار، تا همین چند وقت پیش، برام یه کارِ روزمره بود؛ کاری که حتی بابتش تحسین می‌شدم. اما انقدر ازش دور شدم که دیگه محاسباتِ زمانیم دقیق نیست و…
سیزدهمِ تیرماه/
بالاخره تونستم قالب بگیرم!((:
این جمله‌ی یاس که می‌گه: «آدم تو محدودیت‌ها یه ستاره می‌شه.» رو امروز با چشمِ خودم دیدم.
نه طلقی برای دیواره داشتم، نه چوب، نه حتی یه ظرفِ مناسب برای قالب‌گیری!
در یه حرکتِ کاملا ناگهانی، از لبه‌ی کارتنِ کیکِ تولد استفاده کردم واقعا جواب داد!(((:
استرسِ حباب‌های داخل قالب رو هم داشتم که الحمدلله هیچچچ اثری از حباب نبود.
این یعنی دمت گرم زن که بی‌نقص از پسش براومدی!!!
دیگه جونم برات بگه، از بدی‌های شهرِ کوچیک اینه که معمولا چیزایی رو که تو شهرای بزرگ با یه کم گشتن پیدا می‌کنی، اینجا با یه روزِ کامل گشتن هم پیدا نمی‌کنی.
برای یه محصول، کلِ بعدازظهرم رو از این مغازه به اون مغازه رفتم؛ حتی تا شهرهای مجاور هم سر زدم و باز هم نداشتن!
آخر سر هم آنلاین سفارش دادم و به امید خدا تا چند روز دیگه می‌رسه.
تا اون موقع هم قالب حسابی خشک شده و می‌تونم اولین تستمو بزنم.((:
اینجا می‌نویسم؛
چون مدتیه برای نوشتنِ روزمره توی دفترم، تنبل شدم.
Forwarded from رو ابرا
این پیچ تاریخی چه جگری از ما سوزوند..
یعنی از دارِ دنیا، یه دیدارِ آخر هم به ما نمی‌رسید سرکار؟
پس یادت باشه؛
تو می‌تونی اسب رو تا لبِ آب ببری، ولی نمی‌تونی وادارش کنی آب بخوره!!
از امروز و ساعاتی که به جهت دفع و رفعِ غم و غصه، در خانه‌ی پروانه مَاشَل سپری شد.
گُیْدِنْف!
مَاشَل
قدیمی‌تر‌ها به خاله می‌گن ماشل.[:
و شب‌بخیر.
استینِ آبیِ لاجوردی کیلویی ده میلیان؟!((((((:
پناه بر خدا.
گُیْدِنْف!
استینِ آبیِ لاجوردی کیلویی ده میلیان؟!((((((: پناه بر خدا.
الان دیدم یک و نیم سالِ پیش که سفارش داده بودم، کیلویی دو میلیون بود!(((:
خودت باید شروع کنی!
خب"با این غازا یه فسنجونِ مشتی می‌چسبه"و مرگ!
چطوریاست که طرف می‌بینه چقدر عاشقِ این دوتام و روشون حساسم، و بازم با خنده همچین حرفی بهم می‌زنه؟!
بی‌مقصد.
قطار"472"
ارتباطت با غاز هات واقعا برام دوست داشتنیه. چطور بگم ، انگار شبیه دنیای کارتوناست که حیوونا حرف میزنن و آدما باهاشون دوستن. حس امید بهم میده. :*>
هرچی بنویسم، اون ذوق درونیمو نسبت به این حرف‌ها بیان نمی‌کنههههه!!!😭:'))))))
خوشحالم که این ارتباط، همچین حسی رو القا می‌کنه.(((:
تماس تصویری با اختاپوس جون تازه‌ای بهم داد.