گُیْدِنْف!
26 subscribers
972 photos
25 videos
88 links
Download Telegram
برق رفته، ولی تو نیستی که با نورِ چراغ‌قوه و دستامون دایناسور بسازیم و با هم بجنگیم...
آزادی همانا این است که برخی دوستت نداشته باشند.
نازک‌دل شده‌ام سرکار.
و دیگر محصولاتِ دست‌باغ!<':
یازدهمِ تیرماه/
اولین تلاشم برای قالب‌گیری با شکست مواجه شد و من؟
حسی دارم بین غم و امید.
به این فکر می‌کنم که این کار، تا همین چند وقت پیش، برام یه کارِ روزمره بود؛ کاری که حتی بابتش تحسین می‌شدم. اما انقدر ازش دور شدم که دیگه محاسباتِ زمانیم دقیق نیست و تا به خودم میام، گچ سفت شده.
ولی خب...
وقتی قبلا از پسش برمی‌اومدم، یعنی الانم می‌تونم، مگه نه؟
تمومِ گچی که داشتم به هدر رفت.
بعدازظهر می‌رم دوباره گچ می‌خرم و از نو تلاش می‌کنم.🚶🏻‍♀️
هنوز باورم نمی‌شه که دیگه‌ نیستی آقاجان...
به قولِ شهید آوینی:
آری، ما از این موهبت برخوردار بودیم که انسان دیدیم.
فیلم The Door to Door Bookstore
نرمولک و حال خوب کن!((((:
گُیْدِنْف!
فیلم The Door to Door Bookstore نرمولک و حال خوب کن!((((:
بعد از دیدنش عمیقا دلم یه دوستِ پیرمرد و کتابخون عین کارل خواست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این شبا متوجه شدم یه پیرزنِ درون دارم!!!
اینطوریه که هر جا می‌رسه، اولین چیزی که دنبالش می‌گرده یه جا برای نشستنه!((:
این حسِ جا موندن از مراسمِ وداع، بدجوری داره خفم می‌کنه...
دیروز وقت نکردم چیزی درباره‌ش بنویسم
پس:
گُیْدِنْف!
یازدهمِ تیرماه/ اولین تلاشم برای قالب‌گیری با شکست مواجه شد و من؟ حسی دارم بین غم و امید. به این فکر می‌کنم که این کار، تا همین چند وقت پیش، برام یه کارِ روزمره بود؛ کاری که حتی بابتش تحسین می‌شدم. اما انقدر ازش دور شدم که دیگه محاسباتِ زمانیم دقیق نیست و…
سیزدهمِ تیرماه/
بالاخره تونستم قالب بگیرم!((:
این جمله‌ی یاس که می‌گه: «آدم تو محدودیت‌ها یه ستاره می‌شه.» رو امروز با چشمِ خودم دیدم.
نه طلقی برای دیواره داشتم، نه چوب، نه حتی یه ظرفِ مناسب برای قالب‌گیری!
در یه حرکتِ کاملا ناگهانی، از لبه‌ی کارتنِ کیکِ تولد استفاده کردم واقعا جواب داد!(((:
استرسِ حباب‌های داخل قالب رو هم داشتم که الحمدلله هیچچچ اثری از حباب نبود.
این یعنی دمت گرم زن که بی‌نقص از پسش براومدی!!!
دیگه جونم برات بگه، از بدی‌های شهرِ کوچیک اینه که معمولا چیزایی رو که تو شهرای بزرگ با یه کم گشتن پیدا می‌کنی، اینجا با یه روزِ کامل گشتن هم پیدا نمی‌کنی.
برای یه محصول، کلِ بعدازظهرم رو از این مغازه به اون مغازه رفتم؛ حتی تا شهرهای مجاور هم سر زدم و باز هم نداشتن!
آخر سر هم آنلاین سفارش دادم و به امید خدا تا چند روز دیگه می‌رسه.
تا اون موقع هم قالب حسابی خشک شده و می‌تونم اولین تستمو بزنم.((:
اینجا می‌نویسم؛
چون مدتیه برای نوشتنِ روزمره توی دفترم، تنبل شدم.
Forwarded from رو ابرا
این پیچ تاریخی چه جگری از ما سوزوند..
یعنی از دارِ دنیا، یه دیدارِ آخر هم به ما نمی‌رسید سرکار؟
پس یادت باشه؛
تو می‌تونی اسب رو تا لبِ آب ببری، ولی نمی‌تونی وادارش کنی آب بخوره!!
از امروز و ساعاتی که به جهت دفع و رفعِ غم و غصه، در خانه‌ی پروانه مَاشَل سپری شد.