This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑮𝒊𝒓𝒍𝒔 𝒘𝒂𝒈𝒆 𝒘𝒂𝒓𝒔 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚 𝒔𝒊𝒏𝒈𝒍𝒆 𝒅𝒂𝒚
𝒊𝒏 𝒂 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅 𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒏𝒆𝒂𝒓𝒍𝒚 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈,
𝒂𝒏𝒅 𝒏𝒆𝒂𝒓𝒍𝒚 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚𝒐𝒏𝒆,
𝒄𝒂𝒏 𝒃𝒆𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒂 𝒕𝒉𝒓𝒆𝒂𝒕.
𝒃𝒆𝒄𝒂𝒖𝒔𝒆 𝒕𝒉𝒆𝒊𝒓 𝒄𝒐𝒖𝒓𝒂𝒈𝒆,
𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒉𝒐𝒏𝒐𝒓 𝒕𝒉𝒆𝒚 𝒄𝒂𝒓𝒓𝒚 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒊𝒏,
𝒘𝒊𝒍𝒍 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒍𝒆𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒎 𝒔𝒖𝒓𝒓𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓.
𝒊𝒏 𝒂 𝒘𝒐𝒓𝒍𝒅 𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒏𝒆𝒂𝒓𝒍𝒚 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈,
𝒂𝒏𝒅 𝒏𝒆𝒂𝒓𝒍𝒚 𝒆𝒗𝒆𝒓𝒚𝒐𝒏𝒆,
𝒄𝒂𝒏 𝒃𝒆𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒂 𝒕𝒉𝒓𝒆𝒂𝒕.
𝒃𝒆𝒄𝒂𝒖𝒔𝒆 𝒕𝒉𝒆𝒊𝒓 𝒄𝒐𝒖𝒓𝒂𝒈𝒆,
𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒉𝒐𝒏𝒐𝒓 𝒕𝒉𝒆𝒚 𝒄𝒂𝒓𝒓𝒚 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒊𝒏,
𝒘𝒊𝒍𝒍 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒍𝒆𝒕 𝒕𝒉𝒆𝒎 𝒔𝒖𝒓𝒓𝒆𝒏𝒅𝒆𝒓.
🌚2💋1💘1
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
به قول تیلور " تو دور زخمام ستاره کشیده بودی، ولی من الان خونریزی دارم!"
به قول تیلور " جای زخم گلوله رو نمیتونی با چسب زخم التیام ببخشی"
💘3
لطفا و خواهشا اگر تمایلی به موندن، سین زدن یا ریکت دادن در چنل ندارین جوین نشین و حداقل قبل فشردن دکمه جوین با بررسی چنل اطمینان حاصل فرمایید.
💋9
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
Paris Paloma – LABOUR (the cacophony)
متن آهنگ قصهی خستگی از نقشهایی است که گاهی آنقدر تکرار میشوند که صاحب نقش فراموش میشود. آهنگ از زحمتهایی حرف میزنه که دیده نمیشه و از زمانی که عشق، مراقبت و مسئولیت میتونن از انتخاب خارج بشن و تبدیل به انتظار میشن. با این حال، شاید مهمترین سوال بعد از شنیدنش این باشه آیا مشکل خود مراقبت کردن است، یا لحظهای که مراقبت دیگر انتخاب نیست؟!
🌚5
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
Paris Paloma – LABOUR (the cacophony)
کرکتر اولیه موزیک برای رهایی و ازادی از زنجیرهایی زبان باز میکنه که مدتهاست اولین جایی که ازش رو اسیر کرده فریاد کمک خواستنش بوده،(از دیدگاه خودم حقیقتا نیاز به شجاعت خطرناکی هست خصوصا تمرکز اینجا که روی جنس مونث هست) همین دلیل به تنهایی برای ارزشمندی این اهنگ از نظر خودم کفایت میکنه.
خوانندههای زیادی تلاششون رو برای اعلام حضور جامعه زنان داشتن اما دلیل تفاوت پاریس توی این اهنگ برای من، درکنار فریاد آزادهخواهی، فرسودگی جریان یک زندگی بانوی خانهداری(تفاوت نقشهای مسئولیتیش که حتی به رسمیت یک شغل شناخته نشده) بیان میکنه و حتی در بخشهایی ظهور آینده روشنی از دیدگاه زنانی که با این زنجیرهای کلیشهای جامعه حبسشدن داره و با وجود اینکه قربانی بودنشون رو اعلام میکنه اما ذکر میکنه قرار نیست نسل بعدی که توسط این مادران تربیت میشن، تمام عمرشون رو برای پاره کردن زنجیرهای ازاردهنده دنیای ناعادلانه صرف کنن!
💘4
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
Paris Paloma – LABOUR (the cacophony)
00:03
All day, every day
Therapist, mother, maid
Nymph then a virgin, nurse than a servant
Just an appendage, live to attend him
So that he never lifts a finger
Twenty-four seven, baby machine
So he can live out his picket fence dreams
It's not an act of love if you make her
You make me do too much labor
💋2❤🔥1
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
00:03 All day, every day Therapist, mother, maid Nymph then a virgin, nurse than a servant Just an appendage, live to attend him So that he never lifts a finger Twenty-four seven, baby machine So he can live out his picket fence dreams It's not an act of love…
موزیک با یک لیست شروع میشه اما این فقط لیست شغلها نیست، لیست هویتهایی هست که از یک نفر انتظار میرود همزمان داشته باشه!
Therapist, mother, maid
سه نقش که هرکدام به تنهایی انرژی زیادی میخواهند. یکی باید شنوندهی دردها باشد، یکی مراقب و پرورشدهنده، و یکی مسئول انجام کارهایی که اغلب دیده نمیشوند. راوی نشان میدهد چگونه یک انسان کمکم از یک فرد به مجموعهای از وظایف تبدیل میشود. (به شدت واسم جذابه طوری که هویت ادم میتونه با وظایفش زیرسوال بره)
تغییر بین نقشهای بعدی Nymph then a virgin، nurse than a servant هم جالبه؛
انگار جامعه در دورههای مختلف، از یک زن تصویرهای متفاوتی میخواد، جذاب باشه، پاک باشه، مراقبت کنه، خدمت کند تمام لقبهای کلیشهای خطاب شونده، اما کمتر کسی میپرسه خودش چه میخواد؟
دردناکترین بخش شاید جایی باشه که میگه appendage؛ یعنی چیزی شبیه یک عضو اضافه، نه یک انسان مستقل. انگار ارزشش فقط در ارتباط با دیگری تعریف شده، نه به خاطر خودش.
و پایان ورس یک مرز مهم میذاره این عشق نیست اگر مجبورش کنی.. چون مراقبت وقتی از انتخاب و علاقه جدا بشه و تبدیل به اجبار شود، دیگر معنای محبت رو از دست میده و تبدیل به باری میشه که یک نفر به تنهایی حمل میکنه.
🕊3
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
موزیک با یک لیست شروع میشه اما این فقط لیست شغلها نیست، لیست هویتهایی هست که از یک نفر انتظار میرود همزمان داشته باشه! Therapist, mother, maid سه نقش که هرکدام به تنهایی انرژی زیادی میخواهند. یکی باید شنوندهی دردها باشد، یکی مراقب و پرورشدهنده، و یکی…
نکته جالب توجه اینجا که مقداری از مخالفتم نشات میگیره، بحث انسانیته؛ جدای جنسیت خاصی، هر انسانی وقتی با چنین کلیشههای جنسیتی خطاب بشه هویتش رو جامعه میسازه نه خودش و ارزشگذاریش به عنوان یک انسان.. جدای هرگونه روابطی، معیارهای کلیشهای که ما به آدما میچسبونیم تا منافع خودمون رو باهاش تامین کنیم شاید به اسم ایدهآلسازی، میتونه بهجای ساختن یه جامعه سازنده و مفید و باانگیزه؛ مشتی ربات بیتفکر و تفاوت شناختی و خلاقیت هایی چه بسا مفیدتر از کلیشههای ما بسازه، که برای کامل بودنی بیمقصد و بدون لیمیت بیهوده دست و پا میزنن و خودشون رو زیرسوال میبرن!
💋1
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
Paris Paloma – LABOUR (the cacophony)
02:31
The capillaries in my eyes are bursting
If our love died, would that be the worst thing?
For somebody that I thought was my savior
You sure make me do a whole lot of labor
The callous skin on my hands is cracking
If our love ends, would that be a bad thing?
And the silence haunts our bed chamber
You make me do too much labor
🌚2
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
02:31 The capillaries in my eyes are bursting If our love died, would that be the worst thing? For somebody that I thought was my savior You sure make me do a whole lot of labor The callous skin on my hands is cracking If our love ends, would that be a bad…
توی این پارت دقیقا داره به همون چیزی که گفتم اشاره میکنه، درد آهنگ از یک مفهوم بیرونی به یک تجربهی کاملا شخصی تبدیل میشه. راوی از رابطهای حرف میزنه که زمانی اونو نجاتدهنده میدونسته، اما حالا همون رابطه تبدیل به جایی شده که بیشترین فرسودگی رو درونش تجربه میکنه، چرا؟
چون ربات ساخته شده، فرد دیگه هیچ حسی نسبت به وظایف و مسئولیتاش نداره؛ داره برای یه ایدهآل غیرممکن و بینقص ساخته دست دنیا دست و پا میزنه(تاکید میکنم بازم میشه نگاه غیرجنسیتی داشت چون برای همه این اتفاق رخ داده توی جامعه) و خب هیچوقت بهش نمیرسه و قرار نیست هم بدونه از ابتدا واسه چی داشته میجنگیده..ارزشمندی خودش زیرسوال رفته و سوالی که مطرح میشه(اگر چیزی با نام عشق باعث بشه یک نفر خودشو فراموش کند، آیا هنوز میشه اونو عشق نامید؟) طبق برداشت من یا وظایف تکراری فرد رو غرقه خودش کرده که هدف عشقش رو فراموش کنه یا تحمیل اونا برای بینقص شدنش!
🌚2
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
Paris Paloma – LABOUR (the cacophony)
2:03
If we had a daughter
I'd watch and could not save her
The emotional torture
From the head of your high table
She'd do what you taught her
She'd meet the same cruel fate
So now I've gotta run
So I can undo this mistake
At least I've gotta try
💘2
𝑮𝒓𝒂𝒚 𝑮𝒉𝒐𝒔𝒕
2:03 If we had a daughter I'd watch and could not save her The emotional torture From the head of your high table She'd do what you taught her She'd meet the same cruel fate So now I've gotta run So I can undo this mistake At least I've gotta try
همونطور که ابتدا گفتم ترسناکترین بخش این نیست که یک نفر آسیب دیده، ترسناکتر این است که یک الگو آنقدر ریشهدار شده که حتی نسل بعد هم ممکن است همان مسیر رو طی کند. انگار راوی میبیند که اگر هیچ چیز تغییر نکند، همان آموزشها، همان انتظارات و همان رنجها به شکل دیگری دوباره تکرار میشوند اما نکته هوشیاری و بصیرت نسلسوخته است که چطور برای به دام نیفتادن نسل بعدی تلاش میکنه.
و پایان این بخش فقط ناامیدی نیست. «I've gotta try» شاید کوچکترین جملهی آهنگ باشه اما یکی از مهمترینهاست چون نشون میده شکستن یک چرخه همیشه با اطمینان و قدرت شروع نمیشه، گاهی فقط با یک تصمیم کوچک شروع میشود: تلاش کردن!
حالا چه طبق سلیقه خواننده که روی آزادگی جبهه خودش تاکید داره و چه هرکسی که توی چرخه تکراری کلیشههای جامعه گرفتار شده و هویتش رو توسط اونا تعریف میکنه تنها چیزی که میشه ما رو از این دامها نجات داد تلاش کردنه!
😭2