Art Ashes
24.6K subscribers
6.87K photos
947 videos
2.44K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
«حرف‌های او را باور نکنید! این دروغ محض است! مریضیِ من فقط این است که ظرف بیست سال در تمام شهر فقط یک آدم عاقل پیدا کرده‌ام که از قضا او هم دیوانه است!»

اتاق شماره شش/ آنتون چخوف

@grayart
Los Angeles, 1955, Elliott Erwitt
@grayart
همه‌ی دارایی من، اندوهِ من است
و هر روز بدهکارتر می‌شوم
از درخت چیزی کم می‌آورم
از آفتاب چیزی
و نمی‌دانم کجا باید پنهان شوم
کتابها، موسیقی، پنهانم نمی‌کنند
لباس‌هایم، صندلی‌ای که در آن گوشه است
لامپِ روشن
هیچ‌کدام حرفی نمی‌زنند...

شهرام شیدایی

@grayart
آن هنگام که حکومت لوله‌ تفنگ‌اش را دربرابر مـردمان معترض و مخالف میگیرد که جز فریاد سلاح دیگری ندارند، در حقیقت عجز و ضعفِ قدرت خود را آشکار می‌کند.
به خشونت پناه می‌برد تا بی‌قدرتی‌اش جبران شود.

هانا آرنت

@grayart
«زمستان مرا خسته می‌کند. نه به‌خاطر سرما، بلکه به‌خاطر این احساس مداوم که زندگی در این فصل کندتر، سنگین‌تر و دورتر می‌شود. روزها کوتاه‌اند و ذهن، بیش از حد در خودش فرو می‌رود. گاهی فکر می‌کنم زمستان زمانی‌ست که انسان بیش از هر وقت دیگر با تنهاییِ خود روبه‌رو می‌شود.»

ویرجینیا وولف

@grayart
تمام‌ رگ‌ و پی‌های من، مسامات من، پر است، نه از الکل یا دود، پر است از درد، درد.

هوشنگ گلشیری
هیچ چیزی مطلق نیست. همه چیز تغییر می‌کند، همه چیز حرکت می‌کند، همه چیز می‌گردد، همه چیز پر می‌کشد و از دست می‌رود.

فریدا کالو
در خانه و کتابخانه بوی مرگ می‌آید، در گلخانه و غسالخانه بوی مرگ می‌آید، از تمامِ خانه‌ها بیرون می‌روم اما بوی کافور از مشامم خالی نمی‌شود، در زندگی‌ام ردِ پای مُرده‌ای جوان، بی‌قراری می‌کند...

بکتاش آبتین
اگر تا یک نسل دیگر سرنوشت این مردم بدستِ شماها باشد نابود خواهند شد. اگر دور خودتان دیوارِ چین هم بکشید دنیا بسرعت عوض می‌شود. شماها کبک‌وار سر خودتان را زیر برف قایم کردید. بر فرض که ما نشان ندهیم حقِ حیات داریم، دیگران بآسانی جای ما را خواهند گرفت. آن‌وقت خداحافظ حاجی‌آقا و بساطش. اما آسوده باش. آن‌وقت تخم و ترکه‌ات هم تو همین گوری که برای همه می‌کَنی به‌دَرَک واصل خواهند شد. اگر با پولت به خارجه هم فرار بکنی، حالا محضِ مصلحتِ روزگار تو رویَت لبخند می‌زنند، اما فردا بجز اَخ و تف و اردنگ چیزی عایدت نمی‌شود و همه‌جا مجبوری مثل گربهٔ کمرشکسته این ننگ را بدنبالِ خودت و نسلت بکشانی.

حاجی آقا/ صادق هدایت
من با خود فکر کرده از خویشتن می‌پرسیدم:
- در آینده من چطوری خواهم شد؟
و سپس بنظر می‌آید در همین نزدیکی‌ها در آن‌طرف پیچ‌و‌خم کوچه فلاکتی انتظار مرا دارد.

ماکسیم گورکی
تو تفنگی داری و من گرسنه‌ام،
تو تفنگی داری زیرا که من گرسنه‌ام،
تو تفنگی داری پس من گرسنه هستم.
تو می‌توانی تفنگی داشته‌ باشی
تو می‌توانی در آن
هزاران گلوله و حتی بیشتر داشته‌ باشی
تو می‌توانی
همه‌ی آن‌ها را بر پیکر ناچیز من حرام کنی،
تو می‌توانی مرا
یک، دو، سه، دو هزار، هفت‌هزار بار بکشی
اما باز در پایان
این من خواهم بود که همواره
از تو مسلح‌تر خواهم‌ بود،
اگر که تو یک تفنگ داشته‌ باشی
و من فقط گرسنگی!

اوتو رنه کاستیلو
‏دیگر سرزنده نبود. بیشتر اوقاتش به دل‌نگرانی می‌گذشت. انرژی‌ای که روزگاری صرف عشق‌ ورزیدن به زندگی می‌کرد، حالا داشت صرف دوام‌ آوردنش می‌شد.

آوارگان/ ویت تان نوئن
همیشه از این وحشت داشتم که نکند آدم بی هدفی باشم و مبادا دلیلی درست و حسابی برای زنده ماندن نداشته باشم.
حالا رو در روی این واقعیت ها، به پوچی درونی خودم یقین کرده بودم.
در این محیط که با آن محیطی که منشاء عادت های ناچیزم بود، این همه فرق داشت، انگار که داشتم تکه پاره می شدم.
خیلی راحت حس می کردم که کاملاً آماده ام دیگر نباشم.

سفر به انتهای شب/ لویی فردینان سلین
Remembrance
Balmorhea
آنها معذرت می‌خواهند ولی توماس مرده!
می‌توانند دوباره او را زنده کنند؟
می‌توانند آن شبی را پاک کنند که همه‌ی‌ موهام سفید شد،
شبی که دیوانه شدم؟

دفتر بزرگ/ آگوتا کریستف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند خانه سیاه است در پی دیدار فروغ فرخزاد با آسایشگاه جذامیان (بابا باغی تبریز)، در پاییز سال ۱۳۴۱، به کارگردانی و نویسندگی خود او و تهیه‌کنندگی ابراهیم گلستان ساخته شد. همچنین این فیلم توانست در همان سال برنده‌ی جایزه‌ بهترین فیلم مستند، در “فستیوال فیلم آلمان غربی شود”.
لازم به ذکر است که جاناتان رزنبام منتقد آمریکایی، این فیلم را بزرگترین فیلم سینمای ایران نامیده.

کارگردان و نویسنده: فروغ فرخزاد
تهیه کننده: ابراهیم گلستان

خانه سیاه است/ فروغ فرخزاد