Art Ashes
24.6K subscribers
6.87K photos
947 videos
2.44K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
آشفتگی‌ِ من آشفتگی کسی است
که همه چیز را می‌داند..

ادونیس

@grayart
لعنت به این زندگی! از همه تلخ‌تر و ناراحت‌کننده‌تر این است که در آخرِ این زندگی به خاطر رنج‌ها هیچ پاداشی نصیب آدم نمی‌شود، برخلاف اپرا هیچ خبری از صحنه‌های باشکوه پایانی نیست، بلکه فقط مرگ است. چند تا مرد گردن‌کلفت می‌آیند و مرده را از دست و پایش می‌گیرند و به زیر زمین می‌کشند.

اتاق شمارهٔ ۶/ چخوف

@grayart
بسیار خوب، اگر قرار شد بمیرم، که می‌میرم. دنیا چیز مهمی را از دست نخواهد داد. من هم که مدت‌هاست حوصله‌ام سررفته. من درست شبیه کسی هستم که در شب‌نشینی‌ها خمیازه می‌کشد اما به منزل هم نمی‌رود تا استراحت کند چون کالسکه‌اش حاضر نیست. ولی اکنون کالسکه حاضر است... خداحافظ...

قهرمان عصر ما/ میخائیل لرمانْتُف

@grayart
‏انسان به سطحی از ناامیدی که برایش قابل تحمّل است رضایت می‌دهد و آن را شادی می‌نامد.

یا این یا آن/ کیرکگور

@grayart
دم صبح، خواب و بیدار فکر می‌کردم که حالم تاریک است، بد نیست، دردناک، غمزده یا چیزی از این نوع نیست، کدر است. روحم در دلم جا دارد و فضای دلم بسته و خفه است حال سرداب و پستو را دارد با کپک و بویِ نا. روحم در گودال افتاده و تقلا می‌کند و می‌خزد که بیرون بیاید و آسمان باز را نگاه کند. روی کوه، دیدِ دور، تپه و ماهور و منظره‌ی متنوع، چشم‌اندازِ آرزوی روح من است. امّا در گودال، زمانش به انتظار می‌گذرد و انتظارش تاریک است.

روزها در راه/ شاهرخ مسکوب

@grayart
و پیشِ رویم چه دارم؟ فقط مهی خاکستری؛ راهی یکنواخت و کسالت‌بار به جلو؛ برای شروعِ یک زندگی تازه دیر شده و ادامۀ زندگی پیشین هم غیرممکن است. چندبار شروع؟ چند ملاقات سرنوشت‌ساز؟... و همه‌اش به بطالت و تنهایی ختم می‌شود.

آلکساندر هرتسن

@grayart
تو چون دریا خشک می‌افتی
و چون ماهی به گل نشسته‌ای
و هیچ نمی‌گویی
و هیچکس با تو سخن نمی‌گوید.

چزاره پاوزه

@grayart
حقیقت اینست که امروزه ملت بی‌پشت و پناه و سرپرست است و کسی به فکر او نیست و از دو راه یکی را باید انتخاب کند. یا تا جان دارد رنج ببرد و جور آقابالاسرهایش را بکشد که به ریشش بخندند و یا اینکه علیرغم عقیده ناجیان فداکارش، ثابت بنماید که حق زندگی دارد.

اشک تمساح/ صادق هدایت

@grayart
مرا به شگفتی وا می‌داری
وقتی می‌گویی فراموشت می‌کنند
مرا صدها بار فراموشم کرده‌اند
صدها بار در گور آرام گرفته‌ام
گوری که شاید اکنون در آنم
الهه شعر گور شد و گنگ
و چون دانه‌ای در زمین گندید
تا کی بار دیگر چون ققنوس
از میان خاکستر خود بر بگیرد به سوی آبی اثیری

آنا آخماتووا

@grayart
به همان چیزی که بودم برگشتم؛ یک سکوت طولانی، اجتناب از گفت‌ و گو و میل به تنهایی.

فئودور داستایفسکی

@grayart
«حرف‌های او را باور نکنید! این دروغ محض است! مریضیِ من فقط این است که ظرف بیست سال در تمام شهر فقط یک آدم عاقل پیدا کرده‌ام که از قضا او هم دیوانه است!»

اتاق شماره شش/ آنتون چخوف

@grayart
Los Angeles, 1955, Elliott Erwitt
@grayart
همه‌ی دارایی من، اندوهِ من است
و هر روز بدهکارتر می‌شوم
از درخت چیزی کم می‌آورم
از آفتاب چیزی
و نمی‌دانم کجا باید پنهان شوم
کتابها، موسیقی، پنهانم نمی‌کنند
لباس‌هایم، صندلی‌ای که در آن گوشه است
لامپِ روشن
هیچ‌کدام حرفی نمی‌زنند...

شهرام شیدایی

@grayart
آن هنگام که حکومت لوله‌ تفنگ‌اش را دربرابر مـردمان معترض و مخالف میگیرد که جز فریاد سلاح دیگری ندارند، در حقیقت عجز و ضعفِ قدرت خود را آشکار می‌کند.
به خشونت پناه می‌برد تا بی‌قدرتی‌اش جبران شود.

هانا آرنت

@grayart
«زمستان مرا خسته می‌کند. نه به‌خاطر سرما، بلکه به‌خاطر این احساس مداوم که زندگی در این فصل کندتر، سنگین‌تر و دورتر می‌شود. روزها کوتاه‌اند و ذهن، بیش از حد در خودش فرو می‌رود. گاهی فکر می‌کنم زمستان زمانی‌ست که انسان بیش از هر وقت دیگر با تنهاییِ خود روبه‌رو می‌شود.»

ویرجینیا وولف

@grayart
تمام‌ رگ‌ و پی‌های من، مسامات من، پر است، نه از الکل یا دود، پر است از درد، درد.

هوشنگ گلشیری