لحظه هایی هست که تنهای تنها می شوی و به آخر هرچیزی که ممکن است برایت اتفاق بیفتد میرسی. این آخر دنیاست. خود غصه. غصه ی تو دیگر جوابگویت نیست و باید به عقب برگردی، وسط آدم ها، هرکه میخواهد باشد. در این جور لحظه ها به خودت سخت نمی گیری، چون حتی به خاطر اشک ریختن هم باید به آغاز هرچیز برگردی، به جایی که همه ی دیگران هستند.
سفر به انتهای شب/ لویی فردینان سلین
@grayart
سفر به انتهای شب/ لویی فردینان سلین
@grayart
هوا بد است دل من گرفته است و تمام عمرم در نادانی گذشته و میگذرد. بیهوده پوستهی چیزها را میخراشم و پنجههایم را زخم میکنم و باز میخراشم.
روزها در راه/ شاهرخ مسکوب
@grayart
روزها در راه/ شاهرخ مسکوب
@grayart
نمیتوان سودای شادمانی در سر پروراند، تنها میتوان خواهان اندوه کمتر بود.
در ناامیدی زیستن نشانهی استقامت شگرف است، حال آنکه کودن و خرفتشدن، در پی اندوهی عظیم، نشان از نقصان دارد.
لازمهی کاستن از اندوه تسلط بر خود و تلاش درونیِ مستمر است از سوی دیگر، هر تلاشی برای دستیابی به شادمانی سراسر بیحاصل است. نمیتوان از مسیری که به اندوه منتهی میشود به عقب برگشت؛ این مسیر بیبازگشت است.
از شاد بودن می توان به اندوه رسید، پس در شادمانی، غافلگیریهای ناخوشایند بیشتری، در مقایسه با اندوه، نهفته است.
وقتی شادمانیم جهان بهنظر درست میرسد،
وقتی غمگینیم آرزو میکنیم جهان هرچیزی باشد، بهجز آنچه هست.
امیل سیوران
@grayart
در ناامیدی زیستن نشانهی استقامت شگرف است، حال آنکه کودن و خرفتشدن، در پی اندوهی عظیم، نشان از نقصان دارد.
لازمهی کاستن از اندوه تسلط بر خود و تلاش درونیِ مستمر است از سوی دیگر، هر تلاشی برای دستیابی به شادمانی سراسر بیحاصل است. نمیتوان از مسیری که به اندوه منتهی میشود به عقب برگشت؛ این مسیر بیبازگشت است.
از شاد بودن می توان به اندوه رسید، پس در شادمانی، غافلگیریهای ناخوشایند بیشتری، در مقایسه با اندوه، نهفته است.
وقتی شادمانیم جهان بهنظر درست میرسد،
وقتی غمگینیم آرزو میکنیم جهان هرچیزی باشد، بهجز آنچه هست.
امیل سیوران
@grayart
جزئی از خودم را دادم تا پیداش کنم.
جزئی از من برای شناخت اون از یاد رفت.
جزئی از من برای عشق اون تحقیر شد. این تنِ بیپناه.
این ذهن بیخبر. این دستهای تهی. این قلب تهی.
وات/ ساموئل بکت
@grayart
جزئی از من برای شناخت اون از یاد رفت.
جزئی از من برای عشق اون تحقیر شد. این تنِ بیپناه.
این ذهن بیخبر. این دستهای تهی. این قلب تهی.
وات/ ساموئل بکت
@grayart
عشق واقعی به شهامت نیاز دارد. ولی این یعنی هم شهامت داشته باشی که از همه چیز دست بکشی و دل بکنی و شهامت آن را داشته باشی تا زخمی مرگبار را تا به ابد تحمل کنی.
لودویگ ویتگنشتاین
@grayart
لودویگ ویتگنشتاین
@grayart
این قماش از زنده ها نفرت دارند.
چون آدم زنده، زندگی می طلبد و تردید می کند.
اما موجودی که این ها به دنبالش هستند،
بوی لاشه می دهد،
اراده ندارد،
گردن کج کُن و نوکر مآب است است
و حتی اگر بمیرد هم سرپیچی توی کارش نیست.
داستایفسکی
@grayart
چون آدم زنده، زندگی می طلبد و تردید می کند.
اما موجودی که این ها به دنبالش هستند،
بوی لاشه می دهد،
اراده ندارد،
گردن کج کُن و نوکر مآب است است
و حتی اگر بمیرد هم سرپیچی توی کارش نیست.
داستایفسکی
@grayart
دردش تسکین نمییافت اما با کوشش بسیار خود را مجبور میکرد که خیال کند حالش بهتر است، و تا وقتی که چیزی نبود که اسباب تنگخلقیاش بشود یا حالش را بههم بزند موفق میشد که خود را فریب دهد.
مرگ ایوان ایلیچ/ تولستوی
@grayart
مرگ ایوان ایلیچ/ تولستوی
@grayart
ما نیز می خواهیم
چون درختی باشیم
پا برجا
و با دست های خود همواره
آسمان را نوازش کنیم
ولی زمین زیر پای ما
می لغزد
و آسمان
در دست های ما می شکند
بیژن جلالی
@grayart
چون درختی باشیم
پا برجا
و با دست های خود همواره
آسمان را نوازش کنیم
ولی زمین زیر پای ما
می لغزد
و آسمان
در دست های ما می شکند
بیژن جلالی
@grayart
مطلبی که واضح است هیچکدام از آقایان چه فرنگ بروند و چه نروند هیچ غلطی نخواهند کرد. فقط برای شکم و زیرشکم خودشان است. هرچه باید بشود میشود به ما مربوط نیست. اصلا چیزی وجود ندارد که بهتر و یا بدتر بشود. برای من بنبست است. هیچ علاقهای نمیتوانم داشته باشم. چندی است که روزنامه نفرستادهام. علت را قبلا نوشتم: از اسم روزنامه چندشم میشود.
نامه به حسن شهید نورایی/ صادق هدایت
@grayart
نامه به حسن شهید نورایی/ صادق هدایت
@grayart
«همهچیز را بفروش و به فقرا بده»؛ مجبور بودم این را برایشان بخوانم.
حال آنکه اسقف اعظم پیری که در آن روزها داشتیم، ماهی لذیذی را میخورد و با ژنرال شراب فرانسوی مینوشید.
البته مردم عملاً از گرسنگی نمیمردند.
سوء تغذیه فقرا، برای ثروتمندان، بیخطرتر از گرسنگی تا سرحد مرگ است. گرسنگی تا سرحد مرگ انسان را عاصی میکند. سوء تغذیه او را خستهتر از آن میکند که دستی بلند کند. مردم ما از گرسنگی نمیمیرند، بلکه به تدریج محو میشوند.
کنسول افتخاری/ گراهام گرین
@grayart
حال آنکه اسقف اعظم پیری که در آن روزها داشتیم، ماهی لذیذی را میخورد و با ژنرال شراب فرانسوی مینوشید.
البته مردم عملاً از گرسنگی نمیمردند.
سوء تغذیه فقرا، برای ثروتمندان، بیخطرتر از گرسنگی تا سرحد مرگ است. گرسنگی تا سرحد مرگ انسان را عاصی میکند. سوء تغذیه او را خستهتر از آن میکند که دستی بلند کند. مردم ما از گرسنگی نمیمیرند، بلکه به تدریج محو میشوند.
کنسول افتخاری/ گراهام گرین
@grayart