ما مانند چهارپا کار میکنیم. رنج میبریم،
مانند سگ گرسنگی میکشیم و همیشه هم در فقر و بدبختی بسر میبریم و حال آنکه دیگران نه کار میکنند و نه رنج میبرند، همیشه هم پولدارند.
ابله/ فئودور داستایفسکی
@grayart
مانند سگ گرسنگی میکشیم و همیشه هم در فقر و بدبختی بسر میبریم و حال آنکه دیگران نه کار میکنند و نه رنج میبرند، همیشه هم پولدارند.
ابله/ فئودور داستایفسکی
@grayart
و همچنان تا ابد
قلبِ من تاریک است
و
نفسکشیدن
دشوار است و
زیستن
دردآور...
ماشِنکا!
باورم نبود هرگز
که بتوان چنین عشق ورزید و
چنین به سوگ نشست.
نیکالای گومیلوف
@grayart
قلبِ من تاریک است
و
نفسکشیدن
دشوار است و
زیستن
دردآور...
ماشِنکا!
باورم نبود هرگز
که بتوان چنین عشق ورزید و
چنین به سوگ نشست.
نیکالای گومیلوف
@grayart
صدایت رویِ بویِ بهار نارنج میلغزد، از جنس
همان میشود. صدایت در بهار، بهار است، صدایت
در زمستان بهار است! حرف بزن، من تا ابد به صدایت گوش میدهم تا نقطهای شوم در خطِ کاتبی که صدایِ تو را مینویسد.
شهریار مندنیپور
@grayart
همان میشود. صدایت در بهار، بهار است، صدایت
در زمستان بهار است! حرف بزن، من تا ابد به صدایت گوش میدهم تا نقطهای شوم در خطِ کاتبی که صدایِ تو را مینویسد.
شهریار مندنیپور
@grayart
این روزها حتی شخصی که قصد خودکشی دارد هم از روی استیصال خودش را نمیکشد. راستش او دربارۀ قدمی که میخواهد بردارد مدتی طولانی و با نظر به تمام جوانب تعمق میکند، چندانکه از فرط حساب و کتاب خفه میشود و آخر سر نمیتوان به این سؤال جواب داد که اصلاً آیا میتوان فعل او را خودکشیکردن نامید یا نه، چرا که در واقع همین تعمق کردن طولانی جان او را گرفته است. نمیتوان گفت این شخص با قصد قبلی خودکشی کرده است. باید گفت او از طریق قصد قبلی خودکشی کرده است.
سورن کیرکگور
@grayart
سورن کیرکگور
@grayart
همه چیز این خرابشده برای آدم خستگی و وحشت تولید میکند.
باری، زندگی را به بطالت میگذرانیم و از هر طرف خواه چپ و یا راست مثل ریگ فحش میخوریم و مثل اینست که مسئول همه گهکاریهای دیگران شخص بنده هستم.
همه تقاضای وظیفه اجتماعی مرا دارند اما کسی نمیپرسد آیا قدرت خرید کاغذ و قلم را دارم یا نه؟ یک تختخواب و یا اتاق راحت دارم یا نه؟ و بعد هم از خودم میپرسم در محیطی که خودم هیچگونه حق زندگی ندارم چه وظیفهای است که از رجالههای دیگر دفاع بکنم؟ این درد دلها هم احمقانه شده. همه چیز در این سرزمین گهبار احمقانه میشود.
نامه به شهید نورایی/صادق هدایت
@grayart
باری، زندگی را به بطالت میگذرانیم و از هر طرف خواه چپ و یا راست مثل ریگ فحش میخوریم و مثل اینست که مسئول همه گهکاریهای دیگران شخص بنده هستم.
همه تقاضای وظیفه اجتماعی مرا دارند اما کسی نمیپرسد آیا قدرت خرید کاغذ و قلم را دارم یا نه؟ یک تختخواب و یا اتاق راحت دارم یا نه؟ و بعد هم از خودم میپرسم در محیطی که خودم هیچگونه حق زندگی ندارم چه وظیفهای است که از رجالههای دیگر دفاع بکنم؟ این درد دلها هم احمقانه شده. همه چیز در این سرزمین گهبار احمقانه میشود.
نامه به شهید نورایی/صادق هدایت
@grayart
لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر میکنی. من همانی ام که تو، حتی فکرش را هم نمیتوانی بکنی...
یادداشتهای روزانه/ سیلویا پلات
@grayart
یادداشتهای روزانه/ سیلویا پلات
@grayart
The Lovers ¹⁹²⁸
Rene Magritte
تا به امروز، چندین داستان جالب از کشیدن این نقاشی وجود دارد. اما متاسفانه اغلب آنها حقیقت ندارد. طبق منطقی ترین دلیل، تولد این نقاشی مرموز در ذهن این هنرمند عمیقاً تحت تاثیر ترومای دوران کودکی به دلیل مرگ مادرش بوده است.
وقتی مگریت هنوز در سنین جوانی بود، مادرش خودکشی کرد. زنی جوان و زیبا از روی پل به داخل رودخانه پرید و جسدش با پارچهای پیچیده شده به دور سرش پیدا شد. احتمالا آن زن عمدا سر خود را با پارچه پوشانده است تا صورتش پس از مرگ مخدوش و پارهپاره به نظر نرسد و آخرین لحظهای که مگریت از مادرش به یاد دارد با پارچهای سفید اما پر از خون بود...
@grayart
Rene Magritte
تا به امروز، چندین داستان جالب از کشیدن این نقاشی وجود دارد. اما متاسفانه اغلب آنها حقیقت ندارد. طبق منطقی ترین دلیل، تولد این نقاشی مرموز در ذهن این هنرمند عمیقاً تحت تاثیر ترومای دوران کودکی به دلیل مرگ مادرش بوده است.
وقتی مگریت هنوز در سنین جوانی بود، مادرش خودکشی کرد. زنی جوان و زیبا از روی پل به داخل رودخانه پرید و جسدش با پارچهای پیچیده شده به دور سرش پیدا شد. احتمالا آن زن عمدا سر خود را با پارچه پوشانده است تا صورتش پس از مرگ مخدوش و پارهپاره به نظر نرسد و آخرین لحظهای که مگریت از مادرش به یاد دارد با پارچهای سفید اما پر از خون بود...
@grayart
افسوس نمیخوردم،
بانگ نمیزنم،
اشک نمیریزم،
همهچیز خواهد گذشت،
چون دود از کنار درختهای سپید سیب،
و من در آغوش جامهی زرین زوال
دیگر هیچگاه جوان نخواهم بود.
سرگی یسنین
@grayart
بانگ نمیزنم،
اشک نمیریزم،
همهچیز خواهد گذشت،
چون دود از کنار درختهای سپید سیب،
و من در آغوش جامهی زرین زوال
دیگر هیچگاه جوان نخواهم بود.
سرگی یسنین
@grayart
آدمهای تنها بیشتر خودشان دلشان میخواهد تنها باشند. چون نمیخواهند بهای روحی و عاطفی با دیگران بودن را بپردازند. آنها به آدمها آلرژی دارند و ازشان زیاد متاثر میشوند.
دیوید فاستر والاس
@grayart
دیوید فاستر والاس
@grayart
احساس مبهم ناتوانی در تغییر کوچکترین چیز در زندگیام، بیشتر مرا به خنده میانداخت. ولی بهتر بود با دیگران بخندم تا تنها، در اتاقی که در تمام طول زمستان گرم نمیشد، زیر پتوی نازک راهراهی سر را در بالشی سفت فرو ببرم و بگریم. چنین بود، و چنین است هنوز، زندگی من.
نینا بربروا
@grayart
نینا بربروا
@grayart