Art Ashes
24.3K subscribers
6.87K photos
947 videos
2.43K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
دیوانه شدم. اما دیوانگی‌ام بی‌شاهد ماند، سرگردانی‌ام ظاهر نمی‌شد، فقط باطن‌ام دیوانه بود. به من می‌گفتند: چرا این‌قدر آرام‌اید؟ حال آن‌که از سر تا به پا سوخته بودم. شب در کوچه‌ها می‌دویدم، نعره می‌کشیدم، روز به آرامی کار می‌کردم.

جنون روز/ موریس بلانشو

@grayart
شب چهارشنبه بته خشک و یا گون بیابان در هفت کپه و یا سه کپه روی زمین آتش می‌زنند و همه اهل خانه از کوچک و بزرگ از روی آن می‌پرند و می‌گویند:

زردی و رنجوری من از تو
سرخی و خرمی تو از من

نیرنگستان/ صادق هدایت

@grayart
شب عید نوروز بود، تصمیم گرفته بودم برای احتراز از شر دید و بازدیدهای ساختگی و خسته‌کننده، سه روزه تعطیل را بروم جای دنجی پیدا بکنم و برای خودم لم بدهم.

دن‌ژوان کرج/ صادق هدایت

@grayart
برای زندگی در این دنیا باید بتوانید سه کار را انجام دهید: دوست داشتن چیزی که فانی است. نگه داشتن آن در برابر استخوان های خود، دانستن اینکه زندگی شما به آن بستگی دارد و وقتی زمان رها کردنش رسید، رهایش کنید.

ماری الیور

@grayart
جوانم و مشتاق به زندگی
اما چیست در انتظارم جز اندوه و سوگ.

پوشکین

@grayart
همواره با این ترس زیسته‌ام که توسط بدترین چیز غافلگیر شوم، پس در هر وضعی کوشیده‌ام پیش‌قدم شوم و مدت‌ها پیش از آنکه شوربختی روی دهد، خود را به درونِ آن افکنده‌ام.

امیل چوران

@grayart
رویاهای شیرین زیر نور ماه.
sweet dreams in moonlight - ksenya istomina, 1991
دیگر زندگی را چندان آسان نمی‌بینم
حساسیت‌های من به‌جای آنکه کمتر شود، مدام بیشتر می‌شود.
هرچیز بی‌ارزش و ناچیزی آزارم می‌دهد.

از نامه‌نگاری‌های ژرژ ساند و گوستاو فلوبر

@grayart
اگر در تمام وقت هیچ‌کاری نداشته باشم انجام دهم جز اینکه با تنهاییِ خود سر کنم، پس همانجا، به عاقبت تنها جایی است که می‌توانم بی‌نهایت باشم.
خدا چه خواهد کرد وقتی که من بمیرم؟
از فکر کردن بهش دیوانه می‌شوم، زیرا از یقین به آن بسیار دورم. من که محو می‌شوم، پس می‌توانم زندگی کنم، شاد باشم، و سرگرمی داشته باشم. و شوربختم از انجام این‌همه.

اینگه‌بورگ باخمن

@grayart
فقط خود را بخاطر کارم رنج و عذاب می‌دهم،
اندیشه‌هایم.
همیشه از این واهمه که راه خود را گم کنم، یا بدتر، اینکه حتی راهی پیدا نکنم.
با تردید میان باغ بهشت قدم می‌زنم، اینک کودک‌وار، اینک افتاده به چنگال یک مشتاقی وحشی.
سرگردان می‌روم به هرچیزی. نه خدا را می‌یابم نه تو را. گاهی تقریبا آماده‌ام تا همه‌چیز را رها کنم.

اینگه‌بورگ باخمن
Olga Sacharoff, Spanish, 1889-1967
@grayart
افسوس نمی‌خوردم،
بانگ نمی‌زنم،
اشک نمی‌ریزم،
همه‌چیز خواهد گذشت،
چون دود از کنار درخت‌های سپید سیب،
و من در آغوش جامه‌ی زرین زوال
دیگر هیچ‌گاه جوان نخواهم بود.

سرگی یسنین

@grayart
خودکشی


The Suicide, 1886. by Albert Besnard
@grayart
ما مانند چهارپا کار می‌کنیم. رنج می‌بریم،
مانند سگ گرسنگی می‌کشیم و همیشه هم در فقر و بدبختی بسر می‌بریم و حال آنکه دیگران نه کار می‌کنند و نه رنج می‌برند، همیشه هم پولدارند.

ابله/ فئودور داستایفسکی

@grayart
و هم‌چنان تا ابد
قلبِ من تاریک است
و
نفس‌کشیدن
دشوار است و
زیستن
دردآور...
ماشِنکا!
باورم نبود هرگز
که بتوان چنین عشق ورزید و
چنین به سوگ نشست.

نیکالای گومیلوف

@grayart