Art Ashes
24.3K subscribers
6.87K photos
947 videos
2.43K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
این مجسمه این جاست، هروقت نگاهش می کنم می فهمم که توی جهنم هستم. همه چیز از قبل پیش بینی شده است. هیچ وقت باور نمی کردم که چه حرف هایی درباره ی این جا می زدند... جهنم پر از وسایل شکنجه است، یادتان هست؟ ولی جهنم دیگرانند!

دوزخ/ ژان پل سارتر

@grayart
طی این مدت، یکصد بار تصمیم به خودکشی گرفته ام، اما باز زنده بودن را دوست می‌دارم. این ضعف ننگ آلود یعنی تمایل به زنده ماندن، شاید زیان بارترین تمایلات بشر باشد!

ولتر

@grayart
‏امشب همچنان در رختخواب دراز کشیده بودم، نه احساسِ خستگی داشتم و نه استراحت می‌کردم، از این جشن سال نو که در شرف آغاز بود احساس دلتنگی می‌کردم؛  همچنان که مانند سگی گمشده، اندوهگین آنجا دراز کشیده بودم.

نامه به فلیسه/ فرانتس کافکا

@grayart
گاهی دقایقی برای من پیش می‌آید که غمگین بودن و تنهایی را خوش دارم و این دقایق رفته رفته بیشتر می‌شود.
در خاطرات من نکات مبهم و توضیح‌ناپذیری وجود دارد که آنچنان مرا بی‌اختیار و از خود بیخود می‌سازد که ساعت‌ها از آنچه پیرامون من است، بی‌خبرم و همه چیز، حتی واقعیات را فراموش می‌کنم.

مردم فقیر/ فئودور داستایوفسکی

@grayart
از آنچه بر سرش آمده بود به هيچكس چيزی نمی‌گفت.
امّا گاهی، خاصه در غروب، در ساعتی كه آوای ناقوس كليسا زمانی را به يادش مياورد كه احساسی ناشناخته سراپايش را لرزانده و در تپش انداخته بود، در جان جاودانه مجروحش توفانی برميخاست.
آنوقت روحش به لرزه می‌افتاد و درد عشق، باز در دلش شعله‌ور ميشد و سينه‌اش را به آتش می‌كشيد.

بانوی میزبان/ فئودور داستایوفسکی

@grayart
دیوانه شدم. اما دیوانگی‌ام بی‌شاهد ماند، سرگردانی‌ام ظاهر نمی‌شد، فقط باطن‌ام دیوانه بود. به من می‌گفتند: چرا این‌قدر آرام‌اید؟ حال آن‌که از سر تا به پا سوخته بودم. شب در کوچه‌ها می‌دویدم، نعره می‌کشیدم، روز به آرامی کار می‌کردم.

جنون روز/ موریس بلانشو

@grayart
شب چهارشنبه بته خشک و یا گون بیابان در هفت کپه و یا سه کپه روی زمین آتش می‌زنند و همه اهل خانه از کوچک و بزرگ از روی آن می‌پرند و می‌گویند:

زردی و رنجوری من از تو
سرخی و خرمی تو از من

نیرنگستان/ صادق هدایت

@grayart
شب عید نوروز بود، تصمیم گرفته بودم برای احتراز از شر دید و بازدیدهای ساختگی و خسته‌کننده، سه روزه تعطیل را بروم جای دنجی پیدا بکنم و برای خودم لم بدهم.

دن‌ژوان کرج/ صادق هدایت

@grayart
برای زندگی در این دنیا باید بتوانید سه کار را انجام دهید: دوست داشتن چیزی که فانی است. نگه داشتن آن در برابر استخوان های خود، دانستن اینکه زندگی شما به آن بستگی دارد و وقتی زمان رها کردنش رسید، رهایش کنید.

ماری الیور

@grayart
جوانم و مشتاق به زندگی
اما چیست در انتظارم جز اندوه و سوگ.

پوشکین

@grayart
همواره با این ترس زیسته‌ام که توسط بدترین چیز غافلگیر شوم، پس در هر وضعی کوشیده‌ام پیش‌قدم شوم و مدت‌ها پیش از آنکه شوربختی روی دهد، خود را به درونِ آن افکنده‌ام.

امیل چوران

@grayart
رویاهای شیرین زیر نور ماه.
sweet dreams in moonlight - ksenya istomina, 1991
دیگر زندگی را چندان آسان نمی‌بینم
حساسیت‌های من به‌جای آنکه کمتر شود، مدام بیشتر می‌شود.
هرچیز بی‌ارزش و ناچیزی آزارم می‌دهد.

از نامه‌نگاری‌های ژرژ ساند و گوستاو فلوبر

@grayart
اگر در تمام وقت هیچ‌کاری نداشته باشم انجام دهم جز اینکه با تنهاییِ خود سر کنم، پس همانجا، به عاقبت تنها جایی است که می‌توانم بی‌نهایت باشم.
خدا چه خواهد کرد وقتی که من بمیرم؟
از فکر کردن بهش دیوانه می‌شوم، زیرا از یقین به آن بسیار دورم. من که محو می‌شوم، پس می‌توانم زندگی کنم، شاد باشم، و سرگرمی داشته باشم. و شوربختم از انجام این‌همه.

اینگه‌بورگ باخمن

@grayart