چقدر زندگی پوچ و بیمعنی است. _ کسی را به خاک میسپاریم؛ او را تا گور همراهی میکنیم و برویش سه بیلچه خاک میپاشیم؛ سپس بر کالسکه مینشینیم، و سوار بر آن به خانه باز میگردیم؛ و با این گمان که عمری دراز در پیش داریم خود را تسلا میبخشیم. ولی مگر هفتاد سال چقدر دراز است؟ چرا کار را یکسره نمیکنیم؟ چرا در قبرستان نمیمانیم و به سوی قبرها نمیشتابیم؟ بیایید ببینیم چه کسی بدشانسترین است و از همه آخر میشود! او آخرین انسانِ روی زمین است که مجبور میشود آخرین سه بیلچه خاک را بر آخرین مُرده بپاشد.
سورن کییرکگارد
@grayart
سورن کییرکگارد
@grayart
دوشنبه؛ دکتر عزیز.
حالم اصلاً خوب نیست. دلی در سینه دارم که
مرتب میتپد و ادا در میآورد.
خاطرات روزانه/ سیلویا پلات
@grayart
حالم اصلاً خوب نیست. دلی در سینه دارم که
مرتب میتپد و ادا در میآورد.
خاطرات روزانه/ سیلویا پلات
@grayart
اگر میخواهید اوج تنهایی خود را احساس کنید، به این نکته دقت کنید که در شدیدترین مصایبی که بر عزیزترین دوستانتان وارد میشود، وقتی در حالِ فداکاری برای او هستید، آیا با خود نمیگویید خوب شد این مصیبت بر سر من نیامد؟!
امانوئل کانت
@grayart
امانوئل کانت
@grayart
امروز شکستخوردهام همچون کسی که حقیقت را دریافته باشد
امروز روشن و صافم همچون کسی که با مرگ رو در رو شده باشد
و افزون بر یک وداع سرسری نسبتی با اشیاء نداشتهام
امروز دوپاره شدهام
بین صداقت معطوف به واقعیت بیرونی دکهی سیگارفروشی آن طرف خیابان
و صداقت معطوف به واقعیت درونی احساسم که میگوید همه چیز اما یک رویاست
و فتوحات خیالی چیزی جز انبوه فضولات نخواهد بود
تمام تیمارستانها پر از دیوانههایی است با یقینهای قطعی
و من بیباور آیا کسی هستم که کم و بیش از آنها محقترم؟
من همیشه کسی خواهم بود که کنار دیوار بیدر، در انتظار گشودهشدنِ در بهسر میبرد.
فرناندو پسوآ
@grayart
امروز روشن و صافم همچون کسی که با مرگ رو در رو شده باشد
و افزون بر یک وداع سرسری نسبتی با اشیاء نداشتهام
امروز دوپاره شدهام
بین صداقت معطوف به واقعیت بیرونی دکهی سیگارفروشی آن طرف خیابان
و صداقت معطوف به واقعیت درونی احساسم که میگوید همه چیز اما یک رویاست
و فتوحات خیالی چیزی جز انبوه فضولات نخواهد بود
تمام تیمارستانها پر از دیوانههایی است با یقینهای قطعی
و من بیباور آیا کسی هستم که کم و بیش از آنها محقترم؟
من همیشه کسی خواهم بود که کنار دیوار بیدر، در انتظار گشودهشدنِ در بهسر میبرد.
فرناندو پسوآ
@grayart
چشمهایم را بُکُش،
من نگریستن به تو را
ادامه خواهم داد.
گوشهایم را مُهر و موم کن،
من شنیدنِ تو را ادامه خواهم داد.
و بدون پاهایم من میتوانم
راهم به سوی تو را پیش روم،
بدون دهانم من میتوانم
نامت را قسم بخورم.
بازوهایم را بشکن،
تو را باز در آغوش خواهم گرفت
با قلبم همچون دستانم...
راینر ماریا ریلکه
@grayart
من نگریستن به تو را
ادامه خواهم داد.
گوشهایم را مُهر و موم کن،
من شنیدنِ تو را ادامه خواهم داد.
و بدون پاهایم من میتوانم
راهم به سوی تو را پیش روم،
بدون دهانم من میتوانم
نامت را قسم بخورم.
بازوهایم را بشکن،
تو را باز در آغوش خواهم گرفت
با قلبم همچون دستانم...
راینر ماریا ریلکه
@grayart
هر انسانی نه فقط زندگیاش، بلکه مرگش را به دوش میکشد. زندگی تنها مشقتی طولانی و کشدار است.
بر قلههای ناامیدی/ امیل چوران
@grayart
بر قلههای ناامیدی/ امیل چوران
@grayart
من برای اینکه در هر لحظه بتوانم به خودم بگویم “وجود دارم” و تکرار کنم که وجود دارد، هر رنجی را تحمل میکنم! من هزاران بار رنج می برم و به تنهایی زیر بار عذابی که بر دوش میکشم خورد میشوم اما همچنان “وجود دارم”…
داستایوفسکی
@grayart
داستایوفسکی
@grayart
دیگر نمیغُرد دریا
دیگر نجوا نمیکند دریا
بی رویاست
مزرعهای بیرنگ
رِقتانگیز است دریا
ابرها بَر او فرمان میدهند
در اَندوه، تبخیر مـیشود دریا
دریا
ببین که
مُرده است دریا.
جوزپە اونگارتی
@grayart
دیگر نجوا نمیکند دریا
بی رویاست
مزرعهای بیرنگ
رِقتانگیز است دریا
ابرها بَر او فرمان میدهند
در اَندوه، تبخیر مـیشود دریا
دریا
ببین که
مُرده است دریا.
جوزپە اونگارتی
@grayart
حتی اگر سه هزار سالِ دیگر هم زنده بمانی، یا حتی ده برابر آن، به یاد داشته باش که زندگیِ دیگری جز همین زندگی در کار نیست و جز همین زندگی که کمکم داری از دستش میدهی، دیگر نخواهی زیست. زیاد عُمر کنی یا کم، آخر چه فرقی دارد؟ لحظهی اکنون برای همه یکجور است؛ از دست دادنش نیز برای همه یکجور است؛ پس اگر عُمرت تمام شود، تنها همین لحظهی اکنون است که از دستت رفته. نه گذشته و نه آینده، هیچیک را از دست نخواهی داد: آخر چطور امکان دارد چیزی را از دست بدهی که هرگز نداشتهای؟
اورلیوس
@grayart
اورلیوس
@grayart
+چرا دوست داری بمیری؟
_ برای اینکه زندگی ارزشِ اینهمه دردسر رو نداره...من در برابرِ یه مشت غریبه تنها موندم، در این جهان بیرحم، بییاور هستم و هیچکس منو درک نمیکنه.
مغازهی خودکشی/ ژان تولی
@grayart
_ برای اینکه زندگی ارزشِ اینهمه دردسر رو نداره...من در برابرِ یه مشت غریبه تنها موندم، در این جهان بیرحم، بییاور هستم و هیچکس منو درک نمیکنه.
مغازهی خودکشی/ ژان تولی
@grayart
راسکولنیکف اصولا اهل معاشرت نبود. تازگی ها هم که از عالم و آدم بریده و گوشه عزلت گزیده بود. اما حالا ناگهان شوق عجیبی در خود می دید که با کسی حرف بزند. مثل اینکه یکباره آدم دیگری شده باشد حس می کرد به طرف مردم کشیده می شود. بعد از یک ماه فلاکت کشیدن و دستخوش آشوب های یاس اور بودن، چنان از پا در آمده بود که دلش می خواست، ولو یک آن، در دنیای دیگری، هر دنیا جز دنیای خودش فارغ از همه چیز نفسی بکشد.
جنایت و مکافات/ فئودور داستایفسکی
@grayart
جنایت و مکافات/ فئودور داستایفسکی
@grayart
[افراد نادان] معمولا محبوبترند و طرفداران بیشتری دارند. اینها به آسانی از بابت خوشقلبی شهرت پیدا میکنند. زیرا هرکس برای تمایلاتش به دیگران، هم در برابر خود و هم در برابر دیگران، به توجیهی نیاز دارد. درست به همین علت، برتری ذهنی، از هر نوع، خصوصیتی است که انسان را بسیار منزوی میکند. مردم از افرادی که بالاترند، میگریزند و از آنها متنفرند. و در توجیه این رفتار، برای آنان همه نوع عیبی میتراشند.
در باب حکمت زندگی/ شوپنهاور
@grayart
در باب حکمت زندگی/ شوپنهاور
@grayart
پا به سرزمینی می گذارد تا در آن جا ول بگردد، سرزمینی دورتر از هرجایی که آدم ها تا آن زمان در آن ها ول گشته اند، کشوری چنان غریب که حتی هوایش شباهتی به هوای وطنش ندارد، جایی که ممکن است آدم از شدت غریبگی در آن بمیرد، و در عین حال افسونش چنان است که آدمی فقط می تواند در آن پیش و پیش تر برود و خودش را بیشتر و بیشتر گم کند.
روح پراگ/ ایوان کلیما
@grayart
روح پراگ/ ایوان کلیما
@grayart
اینجا سه روز است که با کسی حرف نزدهام. خاموشبودن در واقع چیز خوبی است. کلمات نمیتوانند احساس آدم را بیان کنند؛ به نوعی ناتواناند.
آندری تارکوفسکی
@grayart
آندری تارکوفسکی
@grayart