او در این لحظه از زندگی سیر شده بود و در نهایت نومیدی به خودش می گفت:
"آیا این زندگی به زحمت زنده ماندنش می ارزد؟"
فئودور داستایفسکی
@grayart
"آیا این زندگی به زحمت زنده ماندنش می ارزد؟"
فئودور داستایفسکی
@grayart
به همه سلام مرا برسان. من همه را دوست داشتم، خیلی زیاد، و بگو زندگی من رنجی عظیم بود، رنجی که برای دیگران ناشناخته است و توضیحناپذیر. بهنظر میآمد هرکار من از سر غرور است و نخوت، اما چنین نبود. من مطلقا آدمی بهتر از بقیه نیستم، همیشه همین را گفتهام و چیزی جز این نگفتهام. من خاری در دل داشتم و برای همین نه ازدواج کردم و نه منصبی کلیسایی پذیرفتم!
سورن کییرکاگارد
@grayart
سورن کییرکاگارد
@grayart
ای آدمیزادگان که برای پرواز به عالم ملکوت زاده شده اید، چرا با وزش کمترین بادی چنین فرو می افتید؟
دانته/ کمدی الهی
نقاشی: فرود از صلیب ۱۶۱۲_۱۴: از پیتر پل روبنس
@grayart
دانته/ کمدی الهی
نقاشی: فرود از صلیب ۱۶۱۲_۱۴: از پیتر پل روبنس
@grayart
حال هیچ کاری را ندارم. حالش را ندارم که سوار اسب شوم، حرکت در نظرم بیش از حد خشونت بار است، حالش را ندارم که پیاده بروم، در نظرم مشقت بار است؛ حال ندارم که دراز بکشم، چرا که از دو حال خارج نیست: یا باید دراز بمانم که حالش را ندارم، یا باید دوباره بر خیزم که حال آن را هم ندارم. خلاصه بگویم: اصلا حال ندارم.
سورن کییرکگارد
@grayart
سورن کییرکگارد
@grayart
چه انتظاری میتوان از انسان داشت؟ اين موجود كه چنين خصايص غريبی دارد؟
همه مواهب و نعمتهای زمينی را به پايش بريزيد، تا خرخره در سعادت غرقش كنيد، هر پنج انگشتتان را هم در عسل فروكنيد و به دهانش بگذاريد، چنان از پول بینيازش كنيد كه ديگر جز خوردن و خوابيدن و تلاش برای ادامهیِ تاريخِ پرافتخارِ بشری كاری نداشته باشد؛ همين آدم اما از روی حقناشناسی و فقط برای آزار و اذيت به شما صدمه میزند و خصومت میورزد.
يادداشتهای زيرزمينی
فئودور داستایوفسکی
@grayart
همه مواهب و نعمتهای زمينی را به پايش بريزيد، تا خرخره در سعادت غرقش كنيد، هر پنج انگشتتان را هم در عسل فروكنيد و به دهانش بگذاريد، چنان از پول بینيازش كنيد كه ديگر جز خوردن و خوابيدن و تلاش برای ادامهیِ تاريخِ پرافتخارِ بشری كاری نداشته باشد؛ همين آدم اما از روی حقناشناسی و فقط برای آزار و اذيت به شما صدمه میزند و خصومت میورزد.
يادداشتهای زيرزمينی
فئودور داستایوفسکی
@grayart
مثل مگسهایی شده بودم که اول پاییز به اطاق هجوم میآورند، مگسهای خشکیده و بیجان که از صدای وزوز بال خودشان میترسند، مدتی بیحرکت یک گله دیوار کز میکنند، همینکه پی میبرند که زنده هستند خودشان را بیمحابا بدر و دیوار میزنند و مرده آنها در اطراف اطاق میافتد.
بوف کور/ صادق هدایت
@grayart
بوف کور/ صادق هدایت
@grayart
چقدر زندگی پوچ و بیمعنی است. _ کسی را به خاک میسپاریم؛ او را تا گور همراهی میکنیم و برویش سه بیلچه خاک میپاشیم؛ سپس بر کالسکه مینشینیم، و سوار بر آن به خانه باز میگردیم؛ و با این گمان که عمری دراز در پیش داریم خود را تسلا میبخشیم. ولی مگر هفتاد سال چقدر دراز است؟ چرا کار را یکسره نمیکنیم؟ چرا در قبرستان نمیمانیم و به سوی قبرها نمیشتابیم؟ بیایید ببینیم چه کسی بدشانسترین است و از همه آخر میشود! او آخرین انسانِ روی زمین است که مجبور میشود آخرین سه بیلچه خاک را بر آخرین مُرده بپاشد.
سورن کییرکگارد
@grayart
سورن کییرکگارد
@grayart
دوشنبه؛ دکتر عزیز.
حالم اصلاً خوب نیست. دلی در سینه دارم که
مرتب میتپد و ادا در میآورد.
خاطرات روزانه/ سیلویا پلات
@grayart
حالم اصلاً خوب نیست. دلی در سینه دارم که
مرتب میتپد و ادا در میآورد.
خاطرات روزانه/ سیلویا پلات
@grayart
اگر میخواهید اوج تنهایی خود را احساس کنید، به این نکته دقت کنید که در شدیدترین مصایبی که بر عزیزترین دوستانتان وارد میشود، وقتی در حالِ فداکاری برای او هستید، آیا با خود نمیگویید خوب شد این مصیبت بر سر من نیامد؟!
امانوئل کانت
@grayart
امانوئل کانت
@grayart
امروز شکستخوردهام همچون کسی که حقیقت را دریافته باشد
امروز روشن و صافم همچون کسی که با مرگ رو در رو شده باشد
و افزون بر یک وداع سرسری نسبتی با اشیاء نداشتهام
امروز دوپاره شدهام
بین صداقت معطوف به واقعیت بیرونی دکهی سیگارفروشی آن طرف خیابان
و صداقت معطوف به واقعیت درونی احساسم که میگوید همه چیز اما یک رویاست
و فتوحات خیالی چیزی جز انبوه فضولات نخواهد بود
تمام تیمارستانها پر از دیوانههایی است با یقینهای قطعی
و من بیباور آیا کسی هستم که کم و بیش از آنها محقترم؟
من همیشه کسی خواهم بود که کنار دیوار بیدر، در انتظار گشودهشدنِ در بهسر میبرد.
فرناندو پسوآ
@grayart
امروز روشن و صافم همچون کسی که با مرگ رو در رو شده باشد
و افزون بر یک وداع سرسری نسبتی با اشیاء نداشتهام
امروز دوپاره شدهام
بین صداقت معطوف به واقعیت بیرونی دکهی سیگارفروشی آن طرف خیابان
و صداقت معطوف به واقعیت درونی احساسم که میگوید همه چیز اما یک رویاست
و فتوحات خیالی چیزی جز انبوه فضولات نخواهد بود
تمام تیمارستانها پر از دیوانههایی است با یقینهای قطعی
و من بیباور آیا کسی هستم که کم و بیش از آنها محقترم؟
من همیشه کسی خواهم بود که کنار دیوار بیدر، در انتظار گشودهشدنِ در بهسر میبرد.
فرناندو پسوآ
@grayart
چشمهایم را بُکُش،
من نگریستن به تو را
ادامه خواهم داد.
گوشهایم را مُهر و موم کن،
من شنیدنِ تو را ادامه خواهم داد.
و بدون پاهایم من میتوانم
راهم به سوی تو را پیش روم،
بدون دهانم من میتوانم
نامت را قسم بخورم.
بازوهایم را بشکن،
تو را باز در آغوش خواهم گرفت
با قلبم همچون دستانم...
راینر ماریا ریلکه
@grayart
من نگریستن به تو را
ادامه خواهم داد.
گوشهایم را مُهر و موم کن،
من شنیدنِ تو را ادامه خواهم داد.
و بدون پاهایم من میتوانم
راهم به سوی تو را پیش روم،
بدون دهانم من میتوانم
نامت را قسم بخورم.
بازوهایم را بشکن،
تو را باز در آغوش خواهم گرفت
با قلبم همچون دستانم...
راینر ماریا ریلکه
@grayart
هر انسانی نه فقط زندگیاش، بلکه مرگش را به دوش میکشد. زندگی تنها مشقتی طولانی و کشدار است.
بر قلههای ناامیدی/ امیل چوران
@grayart
بر قلههای ناامیدی/ امیل چوران
@grayart
من برای اینکه در هر لحظه بتوانم به خودم بگویم “وجود دارم” و تکرار کنم که وجود دارد، هر رنجی را تحمل میکنم! من هزاران بار رنج می برم و به تنهایی زیر بار عذابی که بر دوش میکشم خورد میشوم اما همچنان “وجود دارم”…
داستایوفسکی
@grayart
داستایوفسکی
@grayart
دیگر نمیغُرد دریا
دیگر نجوا نمیکند دریا
بی رویاست
مزرعهای بیرنگ
رِقتانگیز است دریا
ابرها بَر او فرمان میدهند
در اَندوه، تبخیر مـیشود دریا
دریا
ببین که
مُرده است دریا.
جوزپە اونگارتی
@grayart
دیگر نجوا نمیکند دریا
بی رویاست
مزرعهای بیرنگ
رِقتانگیز است دریا
ابرها بَر او فرمان میدهند
در اَندوه، تبخیر مـیشود دریا
دریا
ببین که
مُرده است دریا.
جوزپە اونگارتی
@grayart