اگر در تمام وقت هیچکاری نداشته باشم انجام دهم جز اینکه با تنهاییِ خود سر کنم، پس همانجا، به عاقبت تنها جایی است که میتوانم بینهایت باشم.
خدا چه خواهد کرد وقتی که من بمیرم؟
از فکر کردن بهش دیوانه میشوم، زیرا از یقین به آن بسیار دورم. من که محو میشوم، پس میتوانم زندگی کنم، شاد باشم، و سرگرمی داشته باشم. و شوربختم از انجام اینهمه.
اینگهبورگ باخمن
@grayart
خدا چه خواهد کرد وقتی که من بمیرم؟
از فکر کردن بهش دیوانه میشوم، زیرا از یقین به آن بسیار دورم. من که محو میشوم، پس میتوانم زندگی کنم، شاد باشم، و سرگرمی داشته باشم. و شوربختم از انجام اینهمه.
اینگهبورگ باخمن
@grayart
خدایا! تو شاهد بودی، هم شاهد مرگ فرزند بی گناهم، هم شاهد انتقام جویی من. تو گذاشتی این اتفاق بیفتد و من نمی فهمم چرا و حالا از تو طلب بخشایش می کنم. هیچ راه دیگری برای آشتی با دستهایم سراغ ندارم، راه دیگری هم برای زندگی نمی یابم.
دیالوگی از فیلم چشمه باکره
کارگردان اینگمار برگمان
@grayart
دیالوگی از فیلم چشمه باکره
کارگردان اینگمار برگمان
@grayart
صبحها به نظرم تحمیلی میآیند. اندوه بسیاری پدیدار میشود. تحملش را ندارم. از آن متنفرم. واقعاً متنفرم. صبحها قیافهام افتضاح است. پاهایم آنقدر خستهاند که دلم نمیخواهد هیچ کاری انجام دهم. فکر میکنم دلیلش این است که خوب نمیخوابم. اینکه میگویند صبحها احساس سلامتی میکنید دروغ محض است. صبحها خاکستریاند؛ همیشه یکسان. مطلقاً تهی.
صبح خاکستری/ اوسامو دازای
@grayart
صبح خاکستری/ اوسامو دازای
@grayart
از ابتدای زندگی خود را در طوفان زندگی یافتم و از همان روزهای اول در اثر آزمایشهای زیاد دانستم که من برای زندگی کردن در این جهان ساخته نشدهام و ساختمان فکر و احتياجات من به طوری است که هرگز نخواهم توانست به جایی برسم.
تفکرات تنهایی/ ژان ژاک روسو
@grayart
تفکرات تنهایی/ ژان ژاک روسو
@grayart
خدا میداند که چهقدر باید از مسبب این وضعم بیزار باشم، ولی حس میکنم دیگر در قلبم جایی برای نفرت نیست.
دوبروفسکی/ پوشکین
@grayart
دوبروفسکی/ پوشکین
@grayart
دَمَر و لَخت افتادهام؛ تنها چیزی که میبینیم پوچی است؛ تنها چیزی که میزیماش پوچی است؛ تنها چیزی که به درونش میخزم پوچی است. درد را هم احساس نمیکنم. عقاب پیوسته جگرِ پرومِتِئوس را نوک میزند؛ زهر پیوسته بر لوکی چکه میکند؛ دستِ کم مداخله و تعلیقی، هرچند یکنواخت، در کار است: برای من اما درد نیز تازگیاش را از دست داده است. اگر از یک سو همهی شُکوه و عظمتِ جهان، و از دیگر سو همهی شکنجههای عالم را به من پیشکش کنند، سمتِ هیچکدام نمیروم. من مرگی رو به موتام...
سورن کییرکگارد
@grayart
سورن کییرکگارد
@grayart
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فيلم_كوتاه Right_Place
كارگردان: كوزای سكين
این فیلم داستان مردی است که دچار وسواس به خصوصی ست و......
@grayart
كارگردان: كوزای سكين
این فیلم داستان مردی است که دچار وسواس به خصوصی ست و......
@grayart
آیا بارها عاشق شده ام؟ نمیدانم.
آنکه دیروز بوده ام دیگر امروز نیستم.
بنوش،
زندگی هر لحظه می میرد و باز به دنیا میآید.
فرناندو پسوآ
@grayart
آنکه دیروز بوده ام دیگر امروز نیستم.
بنوش،
زندگی هر لحظه می میرد و باز به دنیا میآید.
فرناندو پسوآ
@grayart
حاجی معتقد بود که زندگی یعنی: تقلب، دروغ، تزویر، پشتِ هم اندازی و کلاه برداری، زیرا جامعهٔ او رویِ این اصول درست شده بود و هرکس بهتر میتوانست کلاه بگذارد و سنبل کاری بکند، بهتر گلیمِ خود را از آب بیرون می کشید، از این رو کارچاقکنی، پشتِ هم اندازی، جاسوسی، چاپلوسی و عوام فریبی، جزوِ غریزهٔ او شده بود.
او می گفت تویِ دنیا دوطبقه مردم هستند : بچاپ و چاپیده
اگر نمی خواهی جزوِ چاپیده ها باشی
سعی کن که دیگران را بچاپی...!
حاجی آقا/ صادق هدایت
@grayart
او می گفت تویِ دنیا دوطبقه مردم هستند : بچاپ و چاپیده
اگر نمی خواهی جزوِ چاپیده ها باشی
سعی کن که دیگران را بچاپی...!
حاجی آقا/ صادق هدایت
@grayart
چه سالهای ملالآوری بودند، که تمنای زنده ماندن و ادامه دادن در تو بود، اما توانش نه.
چارلز بوکوفسکی
@grayart
چارلز بوکوفسکی
@grayart
این امکان پیش آمد تا گوشۀ کوچکی از حجاب را برداریم و به انسان بگوییم: این چیزی است که شده ای. راهی برای اصلاح خودت پیدا کن وگرنه با این وضعی که داری، حال همه را بهم می زنی.
عقل ساد/ موریس بلانشو
@grayart
عقل ساد/ موریس بلانشو
@grayart
باید قلبم را هم استفراغ کنم، به همراه باقی چیزها بالا بیاورم، فقط در این صورت است که هر چه میگویم جدی است، فقط یک مشت کلمهی بیمصرف نیست. خب، امیدت را از دست نده، دهانت را باز نگه دار و خم شو، شاید یکی از همین روزها بیرون بیاید.
نام ناپذیر/ ساموئل بکت
@grayart
نام ناپذیر/ ساموئل بکت
@grayart
تا به کی کارهای تکراری؟ بدون شک خمیازه خواهم کشید، خواهم خوابید، خواهم خورد، تشنه خواهم شد، سردم خواهد شد، گرمم خواهد شد. آیا پایانی وجود ندارد؟ آیا همه چیز حول دایره ای می چرخد و تکرار می شود؟ بعد از روز، شب می شود و پس از شب، روز فرار می رسد، تابستان می رود و پاییز می آید، در پسٍ پاییز زمستان است که پس از آن نوبت به بهار می رسد، همه چی می گذرد و دوباره بر می گردد. من هیچ کار تازه ای نمی کنم، هیچ چیز تازه ای نمی بینم. گاه این وضعیت باعث تهوعم می شود. بسیاری از مردم زندگی را نه دردناک، بلکه پوچ می پندارند.
سنکا
@grayart
سنکا
@grayart