Art Ashes
24.2K subscribers
6.87K photos
947 videos
2.43K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
انسان‌های دانا از دیرباز به این نکته پی برده‌اند که خوشبختی مانند تندرستی است، زیرا وقتی در اختیارش داری، آن را نمی‌بینی. اما با گذر ایام، نگاه حسرت‌بارت را به روزگار خوشبختی‌ات می‌دوزی... آه، از این خاطرات!

مرفین/ میخائیل بولگاکف

@grayart
هر سرنوشتی، هر چقدر که می‌خواهد طولانی و پیچیده باشد، در واقع شامل تنها یک لحظه است: لحظه‌ای که در آن انسان برای ابد می‌داند که کیست.

کتابخانه بابل/ خورخه لوئیس بورخس

@grayart
من همیشه بی‌تکلیفم، تا خرخره‌ام زیر قرضه، هر وقت هم کار دارم مواجبم را پیشخور میکنم. حالا فهمیدم، این سرما از هوا نیست، از جای دیگه آب میخوره، تو خودمه. هر چی میخواد بشه، اما هر دفعه این سرما می‌آد، با پشت خمیده، بار این تن را باید بکشانم. تا آخر جاده باید رفت. چرا باید؟ برای چه؟... تا بارم را به منزل برسانم. آن هم چه منزلی!...

فردا/ صادق هدایت

@grayart
یک‌نوع کینه مبهم نسبت به پدر و مادرش حس می‌کرد که او را به این ریخت و هیکل پس انداخته بودند! اگر هرگز به دنیا نیامده بود به کجای دنیا بر می‌خورد؟

بن بست/ صادق هدایت

@grayart
هر بی مبالاتیِ ناشی از غرور و هر ایرادگیریِ مغرضانه‌ای زیردستان را به خشم می‌آورد. بعضی گمان می‌کنند مثلا اگر به زندانی خوب بخورانند و برایش خوب خرج کنند و مطابق قانون عمل کند، دیگر کار تمام است؛ اما این هم اشتباه است. هرشخصی فارغ از این که تحقیر شده باشد یا نشده باشد، به هرجهت ناخودآگاه و ذاتا می‌خواهد که حیثیتش احترام بگذارند. زندانی خود می‌داند که زندانی است و طرد شده، و به جایگاه خود در برابر روسا واقف است، اما هیچ حصار و غل و زنجیری نمی‌تواند او را وادار کند که فراموش کند انسان است.
خدای من! برخورد انسانی حتی ممکن است کسانی را هم که وجه انسانی‌شان مدت‌هاست رنگ باخته، انسان کند.

یادداشت‌هایی از خانه‌ی مردگان/ داستایوفسکی

@grayart
فکرهایِ کینه‌جویانه‌ای روز و شب در سرم می‌چرخد، احساساتی در وجودم لانه کرده که قبلاً با آن‌ها بیگانه بودم. هم نفرت می‌ورزم، هم تحقیر می‌کنم، هم ناراضی‌ام، هم بَرآشفته می‌شوم، هم می‌ترسم. بی‌اندازه سخت‌گیر، پرتوقع، تندخو، بداخلاق و شکاک شده‌ام. حتی چیزی که قبلاً بهانه‌ای به دستم می‌داد تا مِزاحی بکنم و با خوش‌قلبی بخندم، حالا ناراحتم می‌کند. منطقم هم تغییر کرده است: قبلاً فقط پول را خوار می‌شِمردم، حالا دیگر نه تنها از پول، بلکه از پولدارها هم متنفرم، انگار آن‌ها مقصرند. قبلاً از خشونت و زورگویی بیزار بودم، ولی حالا از کسانی که به خشونت متوسِل می‌شوند هم متنفرم، انگار فقط آن‌ها مقصرند و نه همه‌ی مایی که نمی‌توانیم یکدیگر را درست تربیت کنیم. این به چه معناست؟ اگر فکرهایِ جدید و احساساتِ جدید در اثرِ تغییر عقاید من به وجود آمده‌اند، پس خودِ این تغییر عقاید ناشی از چیست؟ جهان بدتر شده یا من بهتر؟ شاید هم من قبلاً کور و بی‌تفاوت بوده‌ام؟

داستان ملال‌انگیز/ چخوف

@grayart
من، وحشتناک خودخواهم. عینهو یکی از همین قوزی‌ها و کوتوله‌ها؛ زودرنج و حسّاس و بدگمان هم هستم. امّا راستش را بگویم؛ در زندگی‌ام لحظاتی هم بوده که اگر پیش می‌آمده کسی سیلی نثارم کند، خوشحال هم شده‌ام. جدی می‌گویم. شاید بتوانم لذّتم را در این‌جا پیدا کنم؛ یقیناً منظورم لذّت توسری‌خوردن و خوارشدگی است. آخر در کوچک شدن و تحقیر هم لذّت سوزانی هست، به خصوص وقتی کاملاً به اِستیصال و واماندگی خودت پی می‌بری؛ سیلی خوردن را می‌گویم. آگاهی به اینکه تا چه حد خوار و خفیف شده‌ای، به آدم بد فشاری می‌آورد. نکته این‌جاست که هر جور هم قضیه را توجیه کنم، در هر حال، همیشه خودم مجرم ردیف اوّل از آب درمی‌آیم و آزاردهنده‌تر از همه اینکه بی‌ هیچ‌ گناه و تقصیری، مقصرم. چطور بگویم؛ انگار اصلاً طبیعت چنین اِقتِضا کرده باشد.

یادداشت‌های زیرزمینی/ داستایوفسکی

@grayart
خانواده باید یگانه و متحد باشد، وگرنه دست فاجعه بر در خواهد کوبید.

پل توماس مان

@grayart
در این جهانِ بدون دست و بازو، نخستین سگ ولگرد و گری را که می بینی، در آغوش می گیری، و مدتی که لازم است تا او عاشق تو شود و تو هم عاشق او شوی، در آغوش نگهش می داری و بعد پرتش می کنی پایین.

ساموئل بکت

@grayart
آنچه که این مردم را اداره می کند اول شکم و بعد شهوت است با یک مشت غضب و یک مشت باید و نباید که کورکورانه به گوش آن ها خوانده اند.

گجسته دژ/ صادق هدایت

@grayart
در نهایت، تنها چیزی که از زندگی برایمان باقی می‌ماند، ترس است؛ ترس از تنهایی، ترس از درد، و در نهایت ترس از مرگ. همه چیز به تدریج فرو می‌ریزد، حتی خاطراتمان. روزی می‌رسد که حتی نمی‌توانیم خودمان را به خاطر بیاوریم، چه رسد به دیگران. این همان سرنوشت همگان است؛ فروپاشی آرام و اجتناب‌ناپذیر. شاید تنها چیزی که واقعاً برای ما هست، همین سفر طولانی به سوی هیچ‌کجا باشد.

سفر به انتهای شب/سلین

@grayart
بعضی اوقات
دلمان می‌خواهد آدم خوار باشیم؛
نه به خاطر لذت بلعیدنِ این یا آن شخص, بلکه بیشتر به دلیلِ
لذت بالا آوردن آنها!

امیل سیوران

@grayart
در چه دوره مادی و بی شرمی زندگی می کنیم! حالا پی می برم که انهدام بشر نتیجه عقلانی دوره ماست.

س‌گ‌ل‌ل/ صادق هدایت

@grayart
نگاهش که هنوز منگِ ضربه‌ی مرگ است
جانِ این‌ همه ندارد؛
نگاه تیز زن اما
جغدی نشسته بر رخِ تاج را پَر می‌دهد.

راینر ماریا ریلکه

@grayart