فکر میکنم عاقبت تمامش خواهم کرد. بهترینها را برای آخر کار گذاشته بودم، اما حالم چندان خوش نیست،
شاید دارم میروم...
این یک ضعف گذراست، همه اینجور ضعفها را تجربه کردهاند.
آدم ضعف میکند، بعد این حالت میگذرد، قوای انسان احیا میشود و دوباره همهچیز را از سَر میگیرد.
احتمالا همین اتفاق دارد برایم رخ میدهد.
مالون میمیرد/ ساموئل بکت
@grayart
شاید دارم میروم...
این یک ضعف گذراست، همه اینجور ضعفها را تجربه کردهاند.
آدم ضعف میکند، بعد این حالت میگذرد، قوای انسان احیا میشود و دوباره همهچیز را از سَر میگیرد.
احتمالا همین اتفاق دارد برایم رخ میدهد.
مالون میمیرد/ ساموئل بکت
@grayart
مسخره ترین چیز دنیا اتفاق افتاده بود؛ شما نمرده بودید، اما زندگی هم نمی کردید، فقط زنده بودید. آدمی که فقط می شنود، بسختی حرف می زند، می خندد، می گرید، اما اصلا نمیتواند سرپا بایستد، نمی تواند قلم بدست بگیرد. فقط هست که بگوید من هنوز نمرده ام.
متاسفم.
پیکر فرهاد
عباس معروفی
@grayart
متاسفم.
پیکر فرهاد
عباس معروفی
@grayart
شرط دوستی حقیقی این است که قویاً، به طور عینی و فارغ از هرگونه نفع شخصی در خوشی و ناخوشی دیگری سهیم باشیم و این خود مستلزم هم هویت شدن واقعی با دوست است. خودخواهی ذاتی نوع بشر چنان با این گونه دوستی مغایر است که معلوم نیست، دوستی حقیقی هم مانند مار غولآسای دریایی در زمرهی موجودات افسانهای است یا واقعاً وجود دارد.
در باب حکمت زندگی/ آرتور شوپنهاور
@grayart
در باب حکمت زندگی/ آرتور شوپنهاور
@grayart
انسانهای در پی جلب خوشنودی، چه موجودات رقّتباری هستند!
چه اهداف تاسفانگیزی را، با چه وسایل اسفباری تعقیب میکنند!
روزگار با چه سرعتی همهچیز را از میان خواهد برد و چه بسیار چیزها را که تاکنون از میان برده است!
تاملات/مارکوس اورلیوس
@grayart
چه اهداف تاسفانگیزی را، با چه وسایل اسفباری تعقیب میکنند!
روزگار با چه سرعتی همهچیز را از میان خواهد برد و چه بسیار چیزها را که تاکنون از میان برده است!
تاملات/مارکوس اورلیوس
@grayart
من نور نیستم. درماندهای هستم که راهش را به میانِ خارها گُم کرده است. من کوچهای بنبست هستم.
فرانتس کافکا
@grayart
فرانتس کافکا
@grayart
آیا اتاق من یک تابوت نبود؟ رخت خوابم سردتر از گور نبود؟ رخت خوابی که همیشه افتاده بود و مرا دعوت به خوابیدن می کرد ـ چندین بار این فکر برایم آمده بود که در تابوت هستم ـ شب ها به نظرم اتاقم کوچک میشد و مرا فشار می داد، آیا در گور همین احساس را نمی کنند؟ آیا کسی از احساسات بعد از مرگ خبر دارد؟
بوف کور/صادق هدایت
@grayart
بوف کور/صادق هدایت
@grayart
اگرچه زندگی برایم شکنجه است، نمیتوانم از آن بگذرم؛ چرا که به ارزش های مطلقی که بتوانم خود را به نام آنها قربانی کنم اعتقادی ندارم. اگر بخواهم کاملاً صادقانه بگویم، نمیدانم چرا زندگی میکنم و چرا از زندگی باز نمی ایستم!
بر قلههای ناامیدی/امیل چوران
@grayart
بر قلههای ناامیدی/امیل چوران
@grayart
اینبار هم خیلیها را دیدم. همه غمگین، دلمرده و نومید. امّا نه بیکار و واداده. عجیب است که با این همه هر کس از میان روشنفکرهایی که دیدم دست و پایی میزند و تلاشی میکند...
روزها در راه/شاهرخ مسکوب
@grayart
روزها در راه/شاهرخ مسکوب
@grayart
از او جز انتظار کشیدن کاری برنمیآمد.
از فرط خودخوری و نگرانی به اینسو و آنسو خزید، از هر چیزی بالا رفت، از دیوارها، اثاث و سقف خانه.
سرانجام وقتی اتاق دور سرش به چرخش آمد، نااُمید و افسرده میان میز بزرگ فرو افتاد.
مسخ/فرانتس کافکا
@grayart
از فرط خودخوری و نگرانی به اینسو و آنسو خزید، از هر چیزی بالا رفت، از دیوارها، اثاث و سقف خانه.
سرانجام وقتی اتاق دور سرش به چرخش آمد، نااُمید و افسرده میان میز بزرگ فرو افتاد.
مسخ/فرانتس کافکا
@grayart