هر کسی تا آنجا که توان دارد شجاع است.
آدم خوب میداند که باید خوب بخوابد تا دوباره بشود یکی مثل بقیه، اما گاهی خستهتر از آن است که حتی حال خودکشی داشته باشد. همهچیز در خستگی خلاصه میشود.
جنگ/ لویی فردینان سلین
@grayart
آدم خوب میداند که باید خوب بخوابد تا دوباره بشود یکی مثل بقیه، اما گاهی خستهتر از آن است که حتی حال خودکشی داشته باشد. همهچیز در خستگی خلاصه میشود.
جنگ/ لویی فردینان سلین
@grayart
"پاک و منزه به قبرت برو"
هیچکس اهمیتی نمیدهد
هیچکس براستی اهمیتی قایل نمیشود
نمیدانستید؟
واقعا به یاد نمیآورید؟
هیچکس براستی ارزشی قایل نیست.
حتی آن قدمهایی که
به سوی جایی در حرکتند
به سمت خاصی نمیروند.
برای شما ممکن است مهم باشد،
اما هیچکس دیگری اهمیت نمیدهد،
این نخستین قدم به سوی خِرد است.
بیاموزش.
و هیچکس نباید اهمیت بدهد
هیچکس قرار نیست اهمیت بدهد.
مانند گُه بر روی تمایلات جنسی و عشق سیفون کشیدهاند.
هیچکس برایش مهم نیست.
این را بیاموز.
اعتقاد به امرِ ناممکن
تلهای بیش نیست
ایمان، کُشنده است.
هیچکس اهمیتی قایل نمیشود.
خودکشیها، مردهها، خدایان، یا زندگان.
به سبزهها بیاندیش، به درختان، به آب،
به نوعی خاص از بخت و بالندگی بیاندیش
در نهایت و به سرعت اما
وابستگیات را به عشقورزی
یا معشوق بودن قطع کن.
هیچکس اهمیتی نمیدهد.
چارلز بوکفسکی
@grayart
هیچکس اهمیتی نمیدهد
هیچکس براستی اهمیتی قایل نمیشود
نمیدانستید؟
واقعا به یاد نمیآورید؟
هیچکس براستی ارزشی قایل نیست.
حتی آن قدمهایی که
به سوی جایی در حرکتند
به سمت خاصی نمیروند.
برای شما ممکن است مهم باشد،
اما هیچکس دیگری اهمیت نمیدهد،
این نخستین قدم به سوی خِرد است.
بیاموزش.
و هیچکس نباید اهمیت بدهد
هیچکس قرار نیست اهمیت بدهد.
مانند گُه بر روی تمایلات جنسی و عشق سیفون کشیدهاند.
هیچکس برایش مهم نیست.
این را بیاموز.
اعتقاد به امرِ ناممکن
تلهای بیش نیست
ایمان، کُشنده است.
هیچکس اهمیتی قایل نمیشود.
خودکشیها، مردهها، خدایان، یا زندگان.
به سبزهها بیاندیش، به درختان، به آب،
به نوعی خاص از بخت و بالندگی بیاندیش
در نهایت و به سرعت اما
وابستگیات را به عشقورزی
یا معشوق بودن قطع کن.
هیچکس اهمیتی نمیدهد.
چارلز بوکفسکی
@grayart
غلیان فکر و خیال، انسان را به هوس خودکشی میاندازد. به هرجا نگاه میکنم آدمها را میبینم که همدیگر را میخورند و میدرند و میچاپند و غرق میکنند و به دک و پوز همدیگر تف میاندازند.
مجموعه آثار چخوف/آنتون چخوف
@grayart
مجموعه آثار چخوف/آنتون چخوف
@grayart
مگر می توان به مرگ عشق ورزید؟ فقط می توان به اشکال متناقض از آن نوشت. هر که می گوید از امری قطعی درباره ی مرگ آگاه است نشان می دهد که اگر چه مرگ را درون خود حمل می کند، حتی تصوری از آن ندارد. هر انسانی نه فقط زندگی اش ، بلکه مرگش را به دوش می کشد. زندگی تنها مشقتی طولانی و کش دار است.
امیل سیوران
@grayart
امیل سیوران
@grayart
واقعیت همواره طعمی از بیرحمی به همراه دارد، حتی وقتی که تلاشی صحیح در راه رسیدن به آرمان جریان داشته باشد، و البته من این را میدانستم؛ اما من انسانی بودم از نوعی دیگر؛ من آزاد بودم که انتخاب کنم، آنها نبودند.
و من اشک ریختم، برای آنها اشک ریختم، برای اندیشهی کهن اشک ریختم. بله اشک ریختم، اشک حقیقی، بیآنکه سخنی بگویم.
جوان خام
داستایفسکی
@grayart
و من اشک ریختم، برای آنها اشک ریختم، برای اندیشهی کهن اشک ریختم. بله اشک ریختم، اشک حقیقی، بیآنکه سخنی بگویم.
جوان خام
داستایفسکی
@grayart
کالیگولا : تعجب نکن. من از اهلِ ادب خوشم نمیآید و دروغهاشان را نمیتوانم تحمّل کنم. آنها مدام پرحرفی میکنند تا به حرفهای خودشان گوش ندهند. اگر گوش کنند، درمییابند که آدمهای بیارزشی هستند؛ آنوقت دیگر قادر به حرف زدن نخواهند بود. زود باشید، بروید بیرون، من از شاهدهای دروغین متنفرم.
کِرِآس : اگر هم دروغ بگوییم، بیشتر وقتها خودمان متوجه نیستیم. خودم را بیگناه میدانم.
کالیگولا : دروغگو هیچوقت بیگناه نیست و دروغهای شما به افراد و اشیا اهمیّت میبخشد. این چیزی است که من نمیتوانم ببخشم!
کالیگولا/آلبر کامو
@grayart
کِرِآس : اگر هم دروغ بگوییم، بیشتر وقتها خودمان متوجه نیستیم. خودم را بیگناه میدانم.
کالیگولا : دروغگو هیچوقت بیگناه نیست و دروغهای شما به افراد و اشیا اهمیّت میبخشد. این چیزی است که من نمیتوانم ببخشم!
کالیگولا/آلبر کامو
@grayart
کلهی من همیشه پر از فریاد بوده. آن هم فریادهای خفهی مغشوش. میآیند، بعد هم میروند، انگار با باد میآیند و با باد هم میروند. خوبیاش هم به همین است، بعد هم تمام میشوند.
ساموئل بکت
@grayart
ساموئل بکت
@grayart
گله و شکایت کنم؟ چه کسی به شکایات من ترتیب اثر میدهد؟ میگوئید برای چه ناله و شکایت کنم، خیر جای گله و شکایت نیست، بایستی مرا به دار بیاویزید، مرا به صلیب بکشید، نه به حالم دلسوزی کنید.
شما که داستان مرا شنیدید مرا به صلیب بکشید، من خودم به استقبال این شکنجه میروم زیرا من عاشق و دلباختهی خدمتی نیستم، بلکه آرزوی رنج کشیدن دارم.
جنایات و مکافات/ داستایوسکی
@grayart
شما که داستان مرا شنیدید مرا به صلیب بکشید، من خودم به استقبال این شکنجه میروم زیرا من عاشق و دلباختهی خدمتی نیستم، بلکه آرزوی رنج کشیدن دارم.
جنایات و مکافات/ داستایوسکی
@grayart
وقتی عجز خودم را حس میکنم، خشم وجودم را میگیرد؛ خشم نسبت به جنگی که از آن منزجرم. دلم میخواهد بهقول همان دکتر دیوانهی برادرم خانه و هستونیستشان را بسوزانم و زن و بچّههایشان را به آتش بکشم، آبی را که مینوشند، مسموم کنم و همهی مُردگان را از قبر بیرون بیاورم و اجساد را به خانههای ناپاک این سنگدلان ببرم و روی تختشان بیفکنم. بگذار چنانی که با همسر و معشوقههاشان میخوابند، با آن اجساد همبستری کنند.
خندهی سرخ/لیانید آندرییِف
@grayart
خندهی سرخ/لیانید آندرییِف
@grayart
همیشه از این وحشت داشتم که نکند آدم بی هدفی باشم و مبادا دلیلی درست و حسابی برای زنده ماندن نداشته باشم. حالا رو در روی این واقعیت ها، به پوچی درونی خودم یقین کرده بودم. در این محیط که با آن محیطی که منشاء عادت های ناچیزم بود، این همه فرق داشت، انگار که داشتم تکه پاره می شدم. خیلی راحت حس می کردم که کاملاً آماده ام دیگر نباشم.
سفر به انتهای شب/ لویی فردینان سلین
@grayart
سفر به انتهای شب/ لویی فردینان سلین
@grayart
تا آنجا که حافظهام یاری میکند، هیچچیزی نبود که به همین مسئلهی زندگی و مرگ مربوط نباشد. اما اینکه اصل ماجرا واقعاً چیست، درحال حاضر حرفی برای گفتن ندارم، جز اینکه تختم را جمع کنم و راه بیفتم. گُنگ و مبهم است، همین مسئلهی زندگی و مرگ.
مالون میمیرد/ساموئل بکت
@grayart
مالون میمیرد/ساموئل بکت
@grayart
من هنوز زندگیکردن را فقط به این خاطر میپذیرم که فکر میکنم و باور دارم که دنیایی که زندگیاش به من توهین میکند و به شما اهانت میکند، قبل از من خواهد مُرد.
آنتون آرتو خطاب به آندره برتون
@grayart
آنتون آرتو خطاب به آندره برتون
@grayart
شخصیت، تا جایی که ما طبیعت اش را می فهمیم، فوق و ورای زمان است، نمی تواند تحت تأثیر زندگی دستخوش تغییری شود.
در باب طبیعت انسان/ آرتور شوپنهاور
@grayart
در باب طبیعت انسان/ آرتور شوپنهاور
@grayart