Art Ashes
24K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
دیگو ریورا همسرِ فریدا کالو، با زنان بی‌شماری رابطه داشت.
فریدای ۲۱ ساله برای امرار معاش از راه نقّاشی به او نزدیک شد.
آن‌ها رفته رفته ازدواج کردند؛ لکن نخستین شرط ریورا پس از وصلت‌شان داشتن روابطِ باز پس از ازدواج بود. فریدا پس از اطلاع از همخوابگیِ خواهرش کریستینا با دیگو، موهایش را تراشید و از او فاصله گرفت؛ امّا همچنان در نامه‌هایش به ریورا تصریح می‌کرد که دیوانه‌وار و تا ابد عاشقِ اوست.
رابطه‌ی آن‌ها چهارده‌سال به درازا کشید.
فریدا سپس سراغِ چابلا بارگاسِ خواننده رفت و با او آشنا شد. رابطه‌ی این‌دو از نخستین روابطِ هم‌جنس‌خواهانه‌ی قرن بیستم است.
@grayart
چرا بقول خودت به موهوم اهمیت می‌گذاری؟ دنیا دمدمی است، دو روز دیگر ماها خاک می‌شویم. چرا سرِ حرفهای پوچ وقتمان را تلف بکنیم؟ چیزی که می‌ماند همان خوشی است، وقت را باید غنیمت شمرد. باقیش پوچ است و بعد افسوس دارد.

صورتکها/صادق هدایت

@grayart
مُردن مفت و مجّانی نیست…
نفسِ آخر کُلی کار می‌برد، سانسِ آخر سینماست... باید به هر قیمتی از خودت مایه بگذاری.

مرگ قسطی/ لویی فردینان سلین

@grayart
اصلاً برای من چه اهمیتی دارد که مثل بچه مدرسه‌ها ادعا بکنم زمین گرد است؟
انسان تنها به مشتی خاک نیاز دارد تا بر آن کامیاب شود و به ذرّه‌ای خاک تا در زیر آن آرام گیرد.

رنجهای ورتر جوان/یوهان ولفگانگ گوته

@grayart
نباید گاهگاهی دوست بداریم، برای لحظه‌ای، بلکه تا ابد. هرکسی می‌تواند گاهگاهی دوست بدارد، حتّی شریران هم می‌توانند‌.

برادران کارامازوف/فئودور داستایوفسکی

@grayart
نیاسایید، زندگی درگذر است؛
بروید و دلیری كنید،
و پیش از آنكه بمیرید
چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید
تا بر زمان چیره شوید.

گوته

@grayart
با نگاهی رو به بالا التماس کردم: «اگر مرا عاشقی، با من بی‌رحم باش.»


ونوس خزپوش/لئوپولد فون زاخر مازوخ

@grayart
چه می‌شود اگر باز کمی بخوابم و این دیوانگی‌ها را فراموش کنم.

مسخ/کافکا

@grayart
چطور می‌توان زندگی کرد، به چه‌ چیز می‌توان تمایل داشت، در آرزوی چه می‌توان بود، اگر انسان در محاصره‌ی نفرت، خودخواهی، حماقت و میل تخریب باشد؟ اگر منزل‌تان در حال خراب شدن باشد به کجا می‌توان گریخت، به کجا می‌توان پناه برد، کجا می‌توان آرامش یافت؟

خاطرات آندری تارکوفسکی

@grayart
بدون شک، این مقدمه هم به پایان می‌رسد.
بدبختانه من مثل همیشه می‌ترسم ادامه بدهم. برای ادامه دادن در مسیر از اینجا می‌روم. مسیر، خودش من را پیدا می‌کند. من را گم می‌کند، از میان می‌رود و دوباره احیا می‌شود، اول غریبه، بعد عادی مثل همیشه.

نام ناپذیر/ساموئل بکت

@grayart
انسان در نهایت یک وحشی و دیوی هولناک است. ما این را صرفاً با اهلی کردن و مهار کردن او که تمدن نامیده می‌شود فهمیده‌ایم. از این رو وحشت می‌کنیم اگر گاهی طبیعت او سر باز کند. هر کجا و هر گاه غل و زنجیر قانون و نظم فرو افتد و جای خود را به هرج و مرج و بی‌نظمی بدهند، او خود واقعی‌اش را نشان خواهد داد اما برای فهمیدن این موضوع نیازی نیست منتظر هرج و مرج شویم. صدها مورد قدیم و جدید این اعتقاد راسخ را به وجود می‌آورند که انسان با بی‌رحمی تسلیم ناپذیرش به هیچ وجه چیزی از ببر و کفتار کمتر ندارد.

در باب طبیعت انسان/ آرتور شوپنهاور

@grayart
و من پا بجائی نهادم که هیچ فروغی بر آن نمیتابد...

کمدی الهی
دانته


@grayart
هر کسی تا آنجا که توان دارد شجاع است.
آدم خوب می‌داند که باید خوب بخوابد تا دوباره بشود یکی مثل بقیه، اما گاهی خسته‌تر از آن است که حتی حال خودکشی داشته باشد. همه‌چیز در خستگی خلاصه می‌شود.

جنگ/ لویی فردینان سلین

@grayart
هنر، انجام‌ندادنِ بی‌نقص چیزی است که نمی‌شود انجامش داد.

هیو کنر

@grayart
"پاک و منزه به قبرت برو"

هیچ‌کس اهمیتی نمی‌دهد
هیچ‌کس براستی اهمیتی قایل نمی‌شود
نمی‌دانستید؟
واقعا به یاد نمی‌آورید؟
هیچ‌کس براستی ارزشی قایل نیست.
حتی آن قدم‌هایی که
به سوی جایی در حرکتند
به سمت خاصی نمی‌روند.
برای شما ممکن است مهم باشد،
اما هیچ‌کس دیگری اهمیت نمی‌دهد،
این نخستین قدم به سوی خِرد است.
بیاموزش.
و هیچ‌کس نباید اهمیت بدهد
هیچ‌کس قرار نیست اهمیت بدهد.
مانند گُه بر روی تمایلات جنسی و عشق سیفون کشیده‌اند.
هیچ‌کس برایش مهم نیست.
این را بیاموز.
اعتقاد به امرِ ناممکن
تله‌ای بیش نیست
ایمان، کُشنده است.
هیچ‌کس اهمیتی قایل نمی‌شود.
خودکشی‌ها، مرده‌ها، خدایان، یا زندگان.
به سبزه‌ها بیاندیش، به درختان، به آب،
به نوعی خاص از بخت و بالندگی بیاندیش
در نهایت و به سرعت اما
وابستگی‌ات را به عشق‌ورزی
یا معشوق بودن قطع کن.
هیچ‌کس اهمیتی نمی‌دهد.

چارلز بوکفسکی

@grayart
انسان ها سرانجام به برابری با خدا
می رسند، اما فقط در بی رحمی اش.

یاداشت‌ها/ آلبر کامو

@grayart
غلیان فکر و خیال، انسان را به هوس خودکشی می‌اندازد. به هرجا نگاه می‌کنم آدم‌ها را می‌بینم که همدیگر را می‌خورند و می‌درند و می‌چاپند و غرق می‌کنند و به دک و پوز همدیگر تف می‌اندازند.

مجموعه آثار چخوف/آنتون چخوف

@grayart
مگر می توان به مرگ عشق ورزید؟ فقط می توان به اشکال متناقض از آن نوشت. هر که می گوید از امری قطعی درباره ی مرگ آگاه است نشان می دهد که اگر چه مرگ را درون خود حمل می کند، حتی تصوری از آن ندارد. هر انسانی نه فقط زندگی اش ، بلکه مرگش را به دوش می کشد. زندگی تنها مشقتی طولانی و کش دار است.

امیل سیوران

@grayart
واقعیت همواره طعمی از بی‌رحمی به همراه دارد، حتی وقتی که تلاشی صحیح در راه رسیدن به آرمان جریان داشته باشد، و البته من این را می‌دانستم؛ اما من انسانی بودم از نوعی دیگر؛ من آزاد بودم که انتخاب کنم، آن‌ها نبودند.
و من اشک ریختم، برای آن‌ها اشک ریختم، برای اندیشه‌ی کهن اشک ریختم. بله اشک ریختم، اشک حقیقی، بی‌آنکه سخنی بگویم.

جوان خام
داستایفسکی


@grayart
کالیگولا : تعجب نکن. من از اهلِ ادب خوشم نمی‌آید و دروغ‌هاشان را نمی‌توانم تحمّل کنم. آن‌ها مدام پرحرفی می‌کنند تا به حرف‌های خودشان گوش ندهند. اگر گوش کنند، درمی‌یابند که آدم‌های بی‌ارزشی هستند؛ آن‌وقت دیگر قادر به حرف زدن نخواهند بود. زود باشید، بروید بیرون، من از شاهدهای دروغین متنفرم.
کِرِآس : اگر هم دروغ بگوییم، بیشتر وقت‌ها خودمان متوجه نیستیم. خودم را بی‌گناه می‌دانم.
کالیگولا : دروغ‌گو هیچ‌وقت بی‌گناه نیست و دروغ‌های شما به افراد و اشیا اهمیّت می‌بخشد. این چیزی است که من نمی‌توانم ببخشم!

کالیگولا/آلبر کامو

@grayart