Art Ashes
24K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
چرا انسان‌ها بر کسب دستاوردی اصرار می‌ورزند؟ بهتر نیست اگر آنها زیر آفتاب، در سکوتی خاموش و آرام، بی‌حرکت بمانند؟ اصلاً چه چیزی برای به دست آوردن هست؟ این همه تلاش و جاه‌طلبی برای چیست؟

بر قله‌های ناامیدی/امیل سیوران

@grayart
من در خودم شخصیت های گوناگون خلق  می کنم. اشخاص را مدام کشف می کنم. هر یک از رویاهای من، همین که خیال انگیز جلوه کند، تجسمی از خویش در وجود شخص دیگر است. و اوست که غرق در رویا است، نه من. برای این که بتوانم خلق کنم، خود را ویران کردم، چه بسا خودم را به خویشتن خویش تسلیم کردم، که من در وجود خودم جز به شکلی بیرونی وجود ندارم. من صحنه ای جاندارم که بازیگران گوناگون بر روی آن ظاهر می شوند و نمایشنامه های گوناگونی به اجرا در می آوردند.

دلواپسی/ فرناندو پسوآ

@grayart
نه حرف می زنم، نه فکر می کنم، ولی یک چیزی حضور دارد، شاید همین است که تا حالا نجاتم داده، همین چیزی که هر روز مرا وا می دارد تا وعدهٔ فردا به خودم بدهم، که ببینم فردا چه باید بکنم تا این، همین زندگی، تمام شود.

همان عشق/ یان آندره آ

@grayart
اگر می تونستم با همین چیزایی که الان می دونم، دوباره همه چیز رو از اول شروع کنم، نتیجه کار باز همون می شد. و اگر می تونستم با همون چیزایی که اون موقع می دونستم، سه باره همه چیز رو از نو شروع کنم، نتیجهٔ کار باز همون می شد. و اگر می تونستم هر بار با دونسته هایی که از دونسته های دفعهٔ پیشم یه کم بیش تر بود، همه چیز رو صدباره از نوع شروع کنم، نتیجهٔ کار همیشه و همیشه همون میشد، و صدمین زندگیم هم مثل زندگیِ اولم می شد، و همهٔ صد زندگی هم همون یه زندگی می شد.

وات/ بکت

@grayart
او فقط لاشه خود را از این سوراخ به آن سوراخ کشانیده بود و حالا انتظار روزهای بهتری را نداشت.

بن‌بست/ صادق هدايت

@grayart
‏من مسیر ورود به شهر اندوهم
من مسیری هستم رو به انزوا
من مسیری هستم رو به اندوه بی پایان؛
ای کسی که ازاین آستانه میگذری، آرزوها را فراموش کن.

کمدی الهی/ دانته

@grayart
تو تنهایم می‌داری. تنها تو می‌توانی به هر چیزم تبدیل کنی.
دَمی تویی، سپس دیگر بار نجوایی،
یا بوی خوشی بی هیچ جای پایی.
افسوس! در آغوشم همه از دست رفته‌اند،
تنها تو، تویی که هماره باز زاده می‌شوی:
چون هرگز از رفتن بازت نداشته‌ام، تا ابد برایم بازمانده‌ای.

راینا ماریا ریلکه

@grayart
من از امروز ام و از پیش ازین. امّا چیزی در من هست که از فرداست و از پس‌فردا و از پس ازین.

چنین گفت زرتشت/ نیچه

@grayart
در من بی‌قراری غریبی است، چون افسوس رشد می‌کند و متورم می‌شود و چون‌ اندوه ریشه می‌دواند، آیا ترس از آینده‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر است یا وحشت اضطراب درونی‌ام؟ دلهره‌ی میرایی‌ام بر من چیره شده. آیا می‌توانم با چنین دل‌مشغولی‌هایی به زندگی ادامه دهم؟ آیا این همه زندگی است یا رویایی پوچ؟

بر قله‌های ناامیدی/ امیل سیوران

@grayart
مردن هم یک کار نیمه‌کاره و دیروقت است. باید می‌توانستم متولد نشوم.

قطره اشکی در اقیانوس/ مانس اشپربر

@grayart
گمان می‌بردم که زیستن می‌آموزم، مُردن می‌آموختم.

لئوناردو داوینچی

@grayart
ما فراموش نمی‌کنیم تنها میان هر خاطره و هر غیابِ خاطره در تعلیق هستیم. ما فراموش می‌کنیم بدونِ امکانِ فراموشی.

بلانشو

@grayart
هرچه من بیشتر تو را شناختم بیشتر عاشقت شدم و هرچه تو بیشتر مرا شناختی تحمل‌ناپذیرترم دانستی.
مغزم از تعادل خارج می‌شود. من نمی‌توانم زندگی را به این صورت ادامه بدهم.

نامه به فلیسه/ فرانتس کافکا

@grayart
هر ضربه‌ای که بر انسان وارد شود، همان روز یا حداکثر روز بعد؛ آدم غذایش را می‌خورد و همین هم اوّلین مایه‌ی تسکین برای اوست.

رودین/ایوان تورگنیف

@grayart
تو آنجا تنها و ماتم گرفته‌ای. من هم اینجا همین حال را دارم. از کجا می‌آیند این حملات مالیخولیایی که انسان را در خود فرو می‌برند؟
مثل خیزابی قد می‌کشند، آدمی را غرقه می‌سازند و دیگر راه گریزی نیست.

نامه از گوستاو فلوبر به ژرژ ساند

@grayart
مدتی است که از هیچ جای دنیا و هیچ اتفافی خبر ندارم، مثل این است که چیزی را نباخته ام. دنیا و اتفاقاتش به چه درد من می خورد؟

نامه به حسن نورایی/ صادق هدایت

@grayart
بیش تر از همه از این وحشت داری که ضمن تردیدهایت بمیری.

سفر به انتهای شب/ سلین

@grayart
اگر می تونستم با همین چیزایی که الان می دونم، دوباره همه چیز رو از اول شروع کنم، نتیجه کار باز همون می شد. و اگر می تونستم با همون چیزایی که اون موقع می دونستم، سه باره همه چیز رو از نو شروع کنم، نتیجهٔ کار باز همون می شد. و اگر می تونستم هر بار با دونسته هایی که از دونسته های دفعهٔ پیشم یه کم بیش تر بود، همه چیز رو صدباره از نوع شروع کنم، نتیجهٔ کار همیشه و همیشه همون میشد، و صدمین زندگیم هم مثل زندگیِ اولم می شد، و همهٔ صد زندگی هم همون یه زندگی می شد.

وات/بکت

@grayart
از درد خودم کیف می‌کردم - یک کیف ورای بشری، کیفی که فقط من می‌توانستم بکنم و خداها هم اگر وجود داشتند نمی‌توانستند تا این اندازه احساس کیف بکنند... در آنوقت به برتری خودم پی بردم، برتری خودم را به رجاله‌ها، به طبیعت، به خداها حس کردم، خداهایی که زاییده شهوت بشر هستند.

بوف کور/ صادق هدایت

@grayart
چیزی نمانده که قلبم بترکد.
امّا خودم را خاموش احساس می کنم؛
بی صدا، همچون گور. اگر دهانم را باز کنم،
همه چیز می پرد..

نامه از آلبرکامو به ماریا کاسارس

@grayart