ضعف موهبتی عظیم است اما قوّت هیچ است، هیچ. آدمیزاد هنگامی که به دنیا میآید ضعیف است و نرم. هنگامی که میمیرد سخت است و ناحساس. درخت هنگامی که دارد رشد میکند و قد میکشد نرم است و باانعطاف. ولی خشک و سخت که میشود میمیرد. سختبودن و قوّت ملازمان رکاب مرگند. انعطافداشتن و ضعف جلوههای طراوتِ وجودند. آخر، آنچه سخت شده است هرگز ظفر نخواهد یافت.
آندری تارکفسکی
@grayart
آندری تارکفسکی
@grayart
اندوهت را میان کلمات قراربده، سوگی که در خود نگه میداری، آنقدر در قلبت نجوا خواهد کرد، که روزی تو را خواهد شکست.
مکبث/ شکسپیر
@grayart
مکبث/ شکسپیر
@grayart
زندگی، حتی در خوشبختترین وضع، اگر امکان خودکشی وجود نداشته باشد، غیر ممکن میشود.
دینو بوتزاتی
@grayart
دینو بوتزاتی
@grayart
فقط آدمهای خارج از مَدار و غیرعادّیاند که کم نمیآورند و به بیمعناییِ جهان فرمانِ ایست میدهند. فقط اینها هستند که میتوانند مکث کنند و در ظاهر فریبندهی فاجعه، در «بیاعتباریِ یأس» تأمل کنند و دریابند که نهتنها زندهاند؛ بلکه هنوز زندگی ادامه دارد.
تئودور آدورنو
@grayart
تئودور آدورنو
@grayart
امروز را تحت نظارت میگذرانم: مثل زندگی کردن اجباری است، بیهیچ گله و شکایتی. آرام، آرام، صبور.
امروز، وقتی بیمقدمه گفتیم که خودکشی تنها راه فرار است (از موضع تدافعی)، دوشیزه برتون فهمید چه جور آدمهایی هستیم، گفت این کار خیلی شجاعت میخواهد، اگر آدم فقط از راه نادرست و فلاکتبارانه بخواهد در این دنیا زندگی کند -- بهتر است رهایش کند. اینجا بود که همگی به فکر فرو رفتیم. برای اولین بار.
خاطرات سیلویا پلات
@grayart
امروز، وقتی بیمقدمه گفتیم که خودکشی تنها راه فرار است (از موضع تدافعی)، دوشیزه برتون فهمید چه جور آدمهایی هستیم، گفت این کار خیلی شجاعت میخواهد، اگر آدم فقط از راه نادرست و فلاکتبارانه بخواهد در این دنیا زندگی کند -- بهتر است رهایش کند. اینجا بود که همگی به فکر فرو رفتیم. برای اولین بار.
خاطرات سیلویا پلات
@grayart
راست یا دروغ، مرگ در هر صورت آرامشی بود، خوابی فارغ از رؤیاهای غمبار، چیزی نه چندان بدتر از این زندگی.
جنگ آخرالزمان/ ماریو بارگاس یوسا
@grayart
جنگ آخرالزمان/ ماریو بارگاس یوسا
@grayart
درختان قتل عام میشوند، قیمت خانهها بالا میرود؛ همه جا چهره است، چهره. انسان شیوع مییابد. انسان سرطان زمین است.
امیل سیوران
@grayart
امیل سیوران
@grayart
چرا انسانها بر کسب دستاوردی اصرار میورزند؟ بهتر نیست اگر آنها زیر آفتاب، در سکوتی خاموش و آرام، بیحرکت بمانند؟ اصلاً چه چیزی برای به دست آوردن هست؟ این همه تلاش و جاهطلبی برای چیست؟
بر قلههای ناامیدی/امیل سیوران
@grayart
بر قلههای ناامیدی/امیل سیوران
@grayart
من در خودم شخصیت های گوناگون خلق می کنم. اشخاص را مدام کشف می کنم. هر یک از رویاهای من، همین که خیال انگیز جلوه کند، تجسمی از خویش در وجود شخص دیگر است. و اوست که غرق در رویا است، نه من. برای این که بتوانم خلق کنم، خود را ویران کردم، چه بسا خودم را به خویشتن خویش تسلیم کردم، که من در وجود خودم جز به شکلی بیرونی وجود ندارم. من صحنه ای جاندارم که بازیگران گوناگون بر روی آن ظاهر می شوند و نمایشنامه های گوناگونی به اجرا در می آوردند.
دلواپسی/ فرناندو پسوآ
@grayart
دلواپسی/ فرناندو پسوآ
@grayart
نه حرف می زنم، نه فکر می کنم، ولی یک چیزی حضور دارد، شاید همین است که تا حالا نجاتم داده، همین چیزی که هر روز مرا وا می دارد تا وعدهٔ فردا به خودم بدهم، که ببینم فردا چه باید بکنم تا این، همین زندگی، تمام شود.
همان عشق/ یان آندره آ
@grayart
همان عشق/ یان آندره آ
@grayart
اگر می تونستم با همین چیزایی که الان می دونم، دوباره همه چیز رو از اول شروع کنم، نتیجه کار باز همون می شد. و اگر می تونستم با همون چیزایی که اون موقع می دونستم، سه باره همه چیز رو از نو شروع کنم، نتیجهٔ کار باز همون می شد. و اگر می تونستم هر بار با دونسته هایی که از دونسته های دفعهٔ پیشم یه کم بیش تر بود، همه چیز رو صدباره از نوع شروع کنم، نتیجهٔ کار همیشه و همیشه همون میشد، و صدمین زندگیم هم مثل زندگیِ اولم می شد، و همهٔ صد زندگی هم همون یه زندگی می شد.
وات/ بکت
@grayart
وات/ بکت
@grayart
او فقط لاشه خود را از این سوراخ به آن سوراخ کشانیده بود و حالا انتظار روزهای بهتری را نداشت.
بنبست/ صادق هدايت
@grayart
بنبست/ صادق هدايت
@grayart
من مسیر ورود به شهر اندوهم
من مسیری هستم رو به انزوا
من مسیری هستم رو به اندوه بی پایان؛
ای کسی که ازاین آستانه میگذری، آرزوها را فراموش کن.
کمدی الهی/ دانته
@grayart
من مسیری هستم رو به انزوا
من مسیری هستم رو به اندوه بی پایان؛
ای کسی که ازاین آستانه میگذری، آرزوها را فراموش کن.
کمدی الهی/ دانته
@grayart
تو تنهایم میداری. تنها تو میتوانی به هر چیزم تبدیل کنی.
دَمی تویی، سپس دیگر بار نجوایی،
یا بوی خوشی بی هیچ جای پایی.
افسوس! در آغوشم همه از دست رفتهاند،
تنها تو، تویی که هماره باز زاده میشوی:
چون هرگز از رفتن بازت نداشتهام، تا ابد برایم بازماندهای.
راینا ماریا ریلکه
@grayart
دَمی تویی، سپس دیگر بار نجوایی،
یا بوی خوشی بی هیچ جای پایی.
افسوس! در آغوشم همه از دست رفتهاند،
تنها تو، تویی که هماره باز زاده میشوی:
چون هرگز از رفتن بازت نداشتهام، تا ابد برایم بازماندهای.
راینا ماریا ریلکه
@grayart
من از امروز ام و از پیش ازین. امّا چیزی در من هست که از فرداست و از پسفردا و از پس ازین.
چنین گفت زرتشت/ نیچه
@grayart
چنین گفت زرتشت/ نیچه
@grayart
در من بیقراری غریبی است، چون افسوس رشد میکند و متورم میشود و چون اندوه ریشه میدواند، آیا ترس از آیندهای پیشبینیناپذیر است یا وحشت اضطراب درونیام؟ دلهرهی میراییام بر من چیره شده. آیا میتوانم با چنین دلمشغولیهایی به زندگی ادامه دهم؟ آیا این همه زندگی است یا رویایی پوچ؟
بر قلههای ناامیدی/ امیل سیوران
@grayart
بر قلههای ناامیدی/ امیل سیوران
@grayart
مردن هم یک کار نیمهکاره و دیروقت است. باید میتوانستم متولد نشوم.
قطره اشکی در اقیانوس/ مانس اشپربر
@grayart
قطره اشکی در اقیانوس/ مانس اشپربر
@grayart