در سال ۱۸۸۸ «ادوارد مونک» هنگامی که در یک روستا قدم میزند داخل برکهای یخزده میاُفتد و تا دمِ مرگ پیش میرود. از آن روز به بعد آدمهای نقاشیهای او تغییر میکنند: انسانهایی مبهوت، منزوی و شکننده در برابر سرنوشت. این اوّلین فیگوریست که او پس از آن واقعه میکشد، زنی که انگار مرگ را از نزدیک دیده است.
تابلوی عصر از ادوارد مونک ۱۸۸۸
@grayart
تابلوی عصر از ادوارد مونک ۱۸۸۸
@grayart
دانته در کمدی الهی، پیامبرِ اسلام رو در طبقهی هشتمِ دوزخ قرار میده.
جایی بهنامِ «Malebolge/خندقِ شیطانی» که مختصِ سیاستمداران، پیامبران و مشاوران دروغینِ جهانِ مادّی است.
تصویر شکنجه و عذاب پیامبر هم تصویری که در ادامه از اون ارائه میده، چنین هست:
فردی با شکمِ دو نیم شده با رودههای آویزانشده از پا!
پ.ن:
دانته و ویرژیل محمد و پسرعمویش علی را در دوزخ ملاقات میکنند از ویلیام بلیک ۱۸۲۴ - ۱۸۲۷
@grayart
جایی بهنامِ «Malebolge/خندقِ شیطانی» که مختصِ سیاستمداران، پیامبران و مشاوران دروغینِ جهانِ مادّی است.
تصویر شکنجه و عذاب پیامبر هم تصویری که در ادامه از اون ارائه میده، چنین هست:
فردی با شکمِ دو نیم شده با رودههای آویزانشده از پا!
پ.ن:
دانته و ویرژیل محمد و پسرعمویش علی را در دوزخ ملاقات میکنند از ویلیام بلیک ۱۸۲۴ - ۱۸۲۷
@grayart
به گمانم که دیگر تمام است،
که عمرم سر آمد.
نیستم دیگر.
به موجودی سراپا هولانگیز بدل شدهام.
مجموع نیست وجودم دیگر.
زود بیا.
لب و دهانیام نمانده، چهرهای نمانده.
مارگریت دوراس
@grayart
که عمرم سر آمد.
نیستم دیگر.
به موجودی سراپا هولانگیز بدل شدهام.
مجموع نیست وجودم دیگر.
زود بیا.
لب و دهانیام نمانده، چهرهای نمانده.
مارگریت دوراس
@grayart
اگر در ناامیدی زیسته باشید، آنگاه فارغ از هر چیز دیگری که به دست آورده یا از دست داده باشید، همه چیز برای شما از دست رفته است.
سورن کیرکگور
@grayart
سورن کیرکگور
@grayart
اعتماد کردن به آدمها، کمی مثل آن است که خودمان را به کُشتن داده باشیم.
سفر به انتهای شب/ لویی فردینان سلین
@grayart
سفر به انتهای شب/ لویی فردینان سلین
@grayart
هرزِگان هرچه بدکارند و بدنامند، لذّتی را عرضه میدارند خاصِ خویش، که عوامالنّاس آنرا در نمییابند.
شارل بودلر
@grayart
شارل بودلر
@grayart
شما آنگاه که آرزومند اوج گرفتناید، روی به بالا دارید؛ و من روی به پایین، زیرا که اوج گرفتهام!
چه کس در میان شما هم خندیدن تواند و هم اوجگرفتن؟
آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد، خنده میزند بر همهی نمایشهای غمناک و جدّیبودنهای غمناک.
چنین گفت زرتشت/ فردریش نیچه
@grayart
چه کس در میان شما هم خندیدن تواند و هم اوجگرفتن؟
آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد، خنده میزند بر همهی نمایشهای غمناک و جدّیبودنهای غمناک.
چنین گفت زرتشت/ فردریش نیچه
@grayart
چه لطفی در حقم کردند، آنان که وجودم را فراموش کردند که توانستم خودم را به یاد بیاورم، که بدانم کیستم...
نشخوار رؤیاها/ آریل دورفمن
@grayart
نشخوار رؤیاها/ آریل دورفمن
@grayart