”به نظر میرسد تنها بودن من را پریشان میکند. دقیقا مانند بودن با دیگران!“
کرگدن/ اوژن یونسکو
@grayart
کرگدن/ اوژن یونسکو
@grayart
انسانی که در اجتماع به سر میبرد، بنده زندگی میکند و بنده میمیرد!
فلسفه درد/ آرنه یوهان وتلسن
@grayart
فلسفه درد/ آرنه یوهان وتلسن
@grayart
هیچکس متوجه نمیشود که بعضی از افراد چه عذابی را تحمل میکنند تا آرام و خونسرد به نظر بیایند!
آلدوس هاکسلی
@grayart
آلدوس هاکسلی
@grayart
یک دسته سینهزن با بیرق سیاه در خیابان چهارباغ میگشتند، ولی من در این قسمت کنجکاو نبودم چون عزاداری یا مال مردم خیلی بیکار و یا خیلی خوشبخت است و در زندگی آنقدر کم تفریح هست که دیگر لازم نیست بیاییم برای خودمان بدبختیهای تازهای بتراشیم.
اصفهان نصف جهان/ صادق هدایت
@grayart
اصفهان نصف جهان/ صادق هدایت
@grayart
حسهای من کجایند؟ در من ذوب شدهاند و این من، این خود جز مجموعهی این حس های تبخیر شده چیست؟
امیل سیوران
@grayart
امیل سیوران
@grayart
آدم سالم نیازی به آزار دیگران ندارد. تا وقتی کسی از درون در عذاب نباشد، برای بیرحمی کردن در حق دیگران انگيزهی کافی ندارد!
آلن دو باتن
@grayart
آلن دو باتن
@grayart
چه چیز را باز میکنم؟ میگویند، او هیچچیز را باز نمیکند، او چیزی برای باز کردن ندارد، همهاش در سر اوست. آنها مرا نمیبینند، نمیبینند چه میکنم، نمیبینند چه دارم، و میگویند، او هیچچیز را باز نمیکند، او چیزی برای باز کردن ندارد، همهاش در سر اوست. دیگر اعتراض نمیکنم، دیگر چیزی نمیگویم، هیچچیز در سرم نیست. دیگر پاسخ نمیدهم. باز میکنم و میبندم.
ساموئل بکت
@grayart
ساموئل بکت
@grayart
از چیست این بیحالی؟ نداشتن میل یا ارادهی هیچ کاری، هیچ چیز؟ گذراست؟ یک شهاب تاریکی است که به روشنی جان میزند و آن را میبُرد و میرود تا زخم التیام یابد یا نه. پیری است؟ از زمان است که با دستبرد دزدانهی شبانهروزی مثل موریانهای که تخمش را در تاریکی سوراخی میریزد، بدنش را در گوشهای از گودال ذهن پاشیده و حالا کِرم مرگ دارد بیداری روح را میجَود و میساید و خاک میکند و تفالهاش تلنبار میشود تا مرا زیر انبوه خاکستر از نفس بیندازد.
شاهرخ مسکوب
@grayart
شاهرخ مسکوب
@grayart
که میتواند به من بگوید
زندگانیم تا کجا میرود؟
آیا من وزشی در میان طوفانم
یا موجی در مردابی؟
یا شاید که خود من است
این ساقهی بیرنگ و سفید
که در بهاران میسوزد.
راینر ماریا ریلکه
@grayart
زندگانیم تا کجا میرود؟
آیا من وزشی در میان طوفانم
یا موجی در مردابی؟
یا شاید که خود من است
این ساقهی بیرنگ و سفید
که در بهاران میسوزد.
راینر ماریا ریلکه
@grayart
«دنیای عزیز! دارم ترکات میکنم. چون حوصلهم سر رفته. فکر میکنم به قدر کافی زندگی کردهم. میخوام تو رو با همهی نگرانیهات توی این چاه مستراح خوشگل، ترک کنم. موفق باشی!»
یادداشت خودکشی/ جورج ساندرز
@grayart
یادداشت خودکشی/ جورج ساندرز
@grayart
مپرس چرا اینسان، تنها غرق در افکار حزن آلود خویشام
چه بسیار ساعات شادمانی که آکنده از ستیز بودهام
مپرس چرا نگاه خستهام اینگونه آشفته است
و چرا مرا لذتی از رویای زندگی نیست
مپرس از مرگ شادیهایم
و بیزاریام از عشقی که مایهی شادمانیام بود
دیگر مرا یارای آن نیست که کسی را محبوب خویش خوانم
هر آنکه عشق راستین را یافته دگربار هرگز عاشق نمیگردد
و او که تنها یک بار شادمانی را به جان دیده، دیگر لذت و معنایش را نمییابد
خوشیهای زودگذر تنها چیزی ست که نصیبمان میگردد
از جوانی، نیکبختی و شادیهای دل نواز
و همهی آن چه که به جا میماند مرگ احساس، و اندوه میباشد.
الکساندر پوشکین
@grayart
چه بسیار ساعات شادمانی که آکنده از ستیز بودهام
مپرس چرا نگاه خستهام اینگونه آشفته است
و چرا مرا لذتی از رویای زندگی نیست
مپرس از مرگ شادیهایم
و بیزاریام از عشقی که مایهی شادمانیام بود
دیگر مرا یارای آن نیست که کسی را محبوب خویش خوانم
هر آنکه عشق راستین را یافته دگربار هرگز عاشق نمیگردد
و او که تنها یک بار شادمانی را به جان دیده، دیگر لذت و معنایش را نمییابد
خوشیهای زودگذر تنها چیزی ست که نصیبمان میگردد
از جوانی، نیکبختی و شادیهای دل نواز
و همهی آن چه که به جا میماند مرگ احساس، و اندوه میباشد.
الکساندر پوشکین
@grayart
و تو
بلندتر از تمامِ درختانِ جنگل
در من رویيدی
و اكنون من تواَم
من یک درختم
بلندتر از تمامِ درختانِ دنيا
رضا براهنی
@grayart
بلندتر از تمامِ درختانِ جنگل
در من رویيدی
و اكنون من تواَم
من یک درختم
بلندتر از تمامِ درختانِ دنيا
رضا براهنی
@grayart
دایره ای از آفتاب روی سفره کاغذی افتاده. توی دایره، مگسی گیج و منگ، خودش را روی سفره می کشد.
خودش را گرم می کند و پاهای عقبش را به هم می مالد.
می خواهم لطفی به او بکنم و لهش می کنم...
تهوع/ ژان پل سارتر
@grayart
خودش را گرم می کند و پاهای عقبش را به هم می مالد.
می خواهم لطفی به او بکنم و لهش می کنم...
تهوع/ ژان پل سارتر
@grayart
برای بسیاری از مادونها (مریمها)
فرشتگان جاودانهای هستند
که وعده و خانه دارند
در باغی که خدا آغاز میشود.
و همه آنها به دنبال مقام هستند،
و ویولونهای طلایی را میزنند،
و زیباترینها هرگز نباید سکوت کنند:
روحهایشان از آواز ساخته شده است.
بارها و بارها باید
آوازهای تاریک را بسرایند،
که هزاران بار سرودهاند:
خدا از درخشش خویش فرود آمد
و تو زیباترین جام
از آرزوی او بودی، مادونا ماری.
اما اغلب در غروب
مادر خستهتر و خستهتر میشود،
و سپس فرشتگان برادر
پچپچ میکنند و او را دوباره جوان میکنند.
و با بالهای سفیدشان
جشنوارهای در حیاط برپا میکنند،
و از دلهای داغشان
یک بیت را بالاتر میبرند:
همه کسانی که در زیبایی زندگی میکنند،
در زیبایی زنده خواهند شد.
ریلکه
@grayart
فرشتگان جاودانهای هستند
که وعده و خانه دارند
در باغی که خدا آغاز میشود.
و همه آنها به دنبال مقام هستند،
و ویولونهای طلایی را میزنند،
و زیباترینها هرگز نباید سکوت کنند:
روحهایشان از آواز ساخته شده است.
بارها و بارها باید
آوازهای تاریک را بسرایند،
که هزاران بار سرودهاند:
خدا از درخشش خویش فرود آمد
و تو زیباترین جام
از آرزوی او بودی، مادونا ماری.
اما اغلب در غروب
مادر خستهتر و خستهتر میشود،
و سپس فرشتگان برادر
پچپچ میکنند و او را دوباره جوان میکنند.
و با بالهای سفیدشان
جشنوارهای در حیاط برپا میکنند،
و از دلهای داغشان
یک بیت را بالاتر میبرند:
همه کسانی که در زیبایی زندگی میکنند،
در زیبایی زنده خواهند شد.
ریلکه
@grayart