Art Ashes
24K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
آن ها پير و خسته، بر خلاف ميل خود فقط زندگی را ادامه می‌ دادند، چون ضعيف تر از آن بودند كه بميرند، چون مرگ فقط از بيرون می توانست به سراغشان بيايد.

تهوع/ ژان پل سارتر

@grayart
فقط پس‌فردا از آنِ من است، زیرا بعضی‌ها تازه پس از مرگ به دنیا می‌آیند.

دجال/ فریدریش نیچه

@grayart
«هیچ انسان زنده‌ای بی هدف و امید نمی‌تواند زندگی کند. انسانی که امید و هدفش را در زندگی از دست می‌دهد غالباً به هیولایی بدل می‌شود..»

‏یادداشت‌هایی از خانۀ مردگان/ فئودور داستایفسکی

@grayart
ما در زمینی قابل اشتعال زندگی میکنیم. همیشه آتش هست. همیشه خانه ها از دست می روند و زندگی ها گم می شوند.
ولی هیچ کس چمدانش را نمی بندد و به چراگاهی امن تر نمی رود. فقط اشکشان را پاک می کنند، مردگانشان را دفن میکنند و بچه های بیشتری می آورند و پایشان را در زمین محکم تر میکنند.

جز از کل/ استیو تولتز

@grayart
من چون عاشقی چَنگ به دست نيامدم
تا در دل مردم رخنه کنم
شعر من صدای پایِ  يک جذامی است
به شنيدن صدای آن ناله خواهی‌کرد
و نفرين
هرگز نه شهرتی خواستم نه ستايشی
سی سال تمام
در زير بال نابودی
زيستم.

آنا آخماتووا

@grayart
”به نظر می‌رسد تنها بودن من را پریشان می‌کند. دقیقا مانند بودن با دیگران!“

کرگدن/ اوژن یونسکو

@grayart
انسانی که در اجتماع به سر می‌برد، بنده زندگی می‌کند و بنده می‌میرد!

فلسفه درد/ آرنه یوهان وتلسن

@grayart
هیچکس متوجه نمی‌شود که بعضی از افراد چه عذابی را تحمل می‌کنند تا آرام و خونسرد به نظر بیایند!

آلدوس هاکسلی

@grayart
یک دسته سینه‌زن با بیرق سیاه در خیابان چهارباغ می‌گشتند، ولی من در این قسمت کنجکاو نبودم چون عزاداری یا مال مردم خیلی بیکار و یا خیلی خوشبخت است و در زندگی آنقدر کم تفریح هست که دیگر لازم نیست بیاییم برای خودمان بدبختی‌های تازه‌ای بتراشیم.

اصفهان نصف جهان/ صادق هدایت

@grayart
حس‌های من کجایند؟ در من ذوب شده‌اند و این من، این خود جز مجموعه‌ی این حس های تبخیر شده چیست؟

امیل سیوران

@grayart
آدم سالم نیازی به آزار دیگران ندارد. تا وقتی کسی از درون در عذاب نباشد، برای ‌بی‌رحمی کردن در حق دیگران انگيزه‌ی کافی ندارد!

آلن دو باتن

@grayart
چه چیز را باز می‌کنم؟ می‌گویند، او هیچ‌چیز را باز نمی‌کند، او چیزی برای باز کردن ندارد، همه‌اش در سر اوست. آنها مرا نمی‌بینند، نمی‌بینند چه می‌کنم، نمی‌بینند چه دارم، و می‌گویند، او هیچ‌چیز را باز نمی‌کند، او چیزی برای باز کردن ندارد، همه‌اش در سر اوست. دیگر اعتراض نمی‌کنم، دیگر چیزی نمی‌گویم، هیچ‌چیز در سرم نیست. دیگر پاسخ نمی‌دهم. باز می‌کنم و می‌بندم.

ساموئل بکت

@grayart
از چیست این بی‌حالی؟ نداشتن میل یا اراده‌ی هیچ کاری، هیچ چیز؟ گذراست؟ یک شهاب تاریکی است که به روشنی جان می‌زند و آن را می‌بُرد و می‌رود تا زخم التیام یابد یا نه. پیری‌ است؟ از زمان است که با دستبرد دزدانه‌ی شبانه‌روزی مثل موریانه‌ای که تخمش را در تاریکی سوراخی می‌ریزد، بدنش را در گوشه‌ای از گودال ذهن پاشیده و حالا کِرم مرگ دارد بیداری روح را می‌جَود و می‌ساید و خاک می‌کند و تفاله‌اش تلنبار می‌شود تا مرا زیر انبوه خاکستر از نفس بیندازد.

شاهرخ مسکوب

@grayart
که می‌تواند به من بگوید
زندگانیم تا کجا می‌رود؟
آیا من وزشی در میان طوفانم
یا موجی در مردابی؟
یا شاید که خود من است
این ساقه‌ی بیرنگ و سفید
که در بهاران می‌سوزد.

راینر ماریا ریلکه

@grayart
«دنیای عزیز! دارم ترک‌ات می‌کنم. چون حوصله‌م سر رفته. فکر می‌کنم به قدر کافی زندگی کرده‌م. می‌خوام تو رو با همه‌ی نگرانی‌هات توی این چاه مستراح خوشگل، ترک کنم. موفق باشی!»

یادداشت خودکشی/ جورج ساندرز

@grayart
مپرس چرا اینسان، تنها غرق در افکار حزن آلود خویش‌ام
چه بسیار ساعات شادمانی که آکنده از ستیز بوده‌ام
مپرس چرا نگاه خسته‌ام اینگونه آشفته است
و چرا مرا لذتی از رویای زندگی نیست
مپرس از مرگ شادی‌هایم
و بیزاری‌ام از عشقی که مایه‌ی شادمانی‌ام بود
دیگر مرا یارای آن نیست که کسی را محبوب خویش خوانم
هر آنکه عشق راستین را یافته دگربار هرگز عاشق نمی‌گردد
و او که تنها یک بار شادمانی را به جان دیده، دیگر لذت و معنایش را نمی‌یابد
خوشی‌های  زودگذر تنها چیزی ست که نصیب‌مان می‌گردد
از جوانی، نیکبختی و شادی‌های دل نواز
و همه‌ی آن چه که به جا می‌ماند مرگ احساس، و اندوه می‌باشد.

الکساندر پوشکین

@grayart