Art Ashes
24K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
«اضطراب مثل سایه‌ها بود: در حالی‌که وجودم را تصرّف کرده بود از من تغذیه می‌کرد، من هم در برابرش تسلیم می‌شدم، بعد هم که مرا کم‌کم تحلیل می‌برد و به اندازه‌ی کافی نیرو گرفته بود از خودش تغذیه می‌کرد، و این موقع، منِ مصرف شده این‌قدر تحلیل رفته بودم که حتّی دیگر نمی‌دانستم چرا این‌طور تکه‌تکه و خالی هستم.»

ماری داریوسک

@grayart
من حامل زخم‌هایِ تمامِ نبردهایی هستم که از آنها طفره رفتم.

فرناندو پسوا

@grayart
ما در اثر سالها تجربه تلخ دریافتیم که مردم دنیا خوشباور و احمق و توسری‌خورند و عقلشان به چشمشان میباشد و همچنین دنیا خرتوخر است. اگر ما از حماقت مردم استفاده می‌کنیم گناه از ما نیست. چشمشان کور شود و دنده‌شان نرم، اگر شعور دارند بزنند و پدرمان را دربیاورند. اما حالا که ریگی به کفش دارند و قلدرپرستند پس فضولی موقوف، بیخود صورت حق‌بجانب بخود نگیرند، زیرا حق نُطُق کشیدن ندارند. آخر ما هم بیکار نمی‌نشینیم و با قصه "بی‌بی‌گوزک" سرشان را گرم خواهیم کرد.

توپ مرواری/ صادق هدایت 

@grayart
والریا ولادیمیروونای عزیز، پوشکین می‌گوید:
«آنچه گذشت بازگشت ندارد»، ولی از من باور کنید
هیچ چیز نمی‌گذرد و هیچ چیز فراموش نمی‌شود.

نامه به و.و. آرسنوا/ تولستوی

@grayart
بعضی وقت‌ها رویا پردازی خیلی چیز خوبی است!
ولی نه، شاید هم چیز خوبی نباشد! مخصوصا وقتی آدم خیلی فکر‌های دیگر دارد که باید بکند.

شب‌های روشن/ فئودور داستایفسکی

@grayart
چرا همه‌اش از مسیرهای کج، پر از پیچ و سربالا، نفس‌گیر، نفس‌بر؟ چرا همه‌اش از مسیرهای نشد، نخواهد شد؛ مسیرهای ناتوان از شدن؛ مسیرهای نرسیدن؟ چرا؟ شاید می‌ترسم؟ شاید می‌ترسم؟ شاید خوشم به همین رفتن؟ چقدر بدم می‌آید از ته هر چیز، از انتها؛ از آخر؛ از ایستادن در لبه‌ی فساد؛ مثل میوه‌ای در انتهای تابستان. مثل ایستگاه آخر اتوبوس؛ یا قطار؛ اینجا یا هرکجا..

وردی که بره ها می خوانند/رضا قاسمی

@grayart
من در زمان زیستم. من به آغاز و انجام فکر کردم. من به خود فکر کردم. من به دیگران فکر کردم. من از طبیعت‌ بیرون شدم. من شدم. من غیرطبیعی شدم. من صاحب سرگذشت شدم. من فهمیدم که تو نیستم. من توانستم سرگذشت خود را بیان کنم. من توانستم سرگذشت خود را سکوت کنم..

پیتر هانتکه

@grayart
«شب بر دو بخش است:
‏بخش بیداری و بخش بی‌خوابی.»

‏از میان نامه‌ی فرانتس کافکا به فلیسه

@grayart
من نمی‌توانم به تو بفهمانم؛
نمی‌توانم به کسی بفهمانم که در من چه می‌گذرد، من حتّی نمی‌توانم آن را برای خودم توضیح دهم.

مسخ/ فرانتس کافکا

@grayart
آدمیان موجوداتی نجيب و مهربان نیستند که فقط اگر مورد حمله قرار گرفتند از خود دفاع کنند. مقدار زیادی پرخاشگری و تمایل به تجاوز در غرایزشان به ودیعه رفته است که باید به حساب گرفته شود. در نتیجه، هم نوع خویش را کسی می دانند که نه تنها ممکن است از او یاری بخواهند یا لذت جنسی ببرند بلکه ممکن است وسوسه شوند که با پرخاش به او حس تجاوزگری خویش را تسکین دهند و نیروی کار وی را بدون اجر و مزد استثمار کنند و بدون رضایتش وسیله ی اطفاء شهوت قرارش دهند و داراییش را بگیرند و به خواری و سرشکستگی اش بیندازند و به رنج و درد دچارش کنند و شکنجه اش دهند و به قتلش برسانند.

زیگموند فروید

@grayart
در توجیهات اخلاقیِ انتخابات، بحث انتخاب میان بد و بدتر نقشی برجسته دارد. بنابر این استدلال شما با دو شر مواجهید که وظیفه‌ی شماست که آن‌را که کمتر بد است انتخاب کنید و اگر از انتخاب کردن سرباز زنید، این نشانه‌ی عدم مسئولیت پذیری شماست.
از نظر سیاسی این استدلال همیشه با این ضعف رو‌به‌روست که کسانی که بد را در مقابل بدتر انتخاب می‌کنند به سرعت فراموش می‌کنند که "بد" را انتخاب کرده‌اند. از انتخاب بد به‌جای بدتر آن‌قدر استفاده می‌شود تا کارکنان دولت و همه‌ی مردم برای شر به معنای واقعیِ کلمه آماده شوند و آنقدر پیش می‌رود که بدتر از آن ممکن نباشد.

مسئولیت شخصی در زمان دیکتاتور
هانا آرنت


@grayart
رواست از دست دنیا خشمگین شوی؟
انگار که دنیا اعتنایی می‌کند.

ائوریپیدس

@grayart
خندان یا گریان، جز خودتان به که می‌توانید پناه ببرید، بعد از آن‌که شاهد فرو ریختن تمام جهان بودید؟

برقله‌های ناامیدی/امیل سیوران

@grayart
آن ها پير و خسته، بر خلاف ميل خود فقط زندگی را ادامه می‌ دادند، چون ضعيف تر از آن بودند كه بميرند، چون مرگ فقط از بيرون می توانست به سراغشان بيايد.

تهوع/ ژان پل سارتر

@grayart
فقط پس‌فردا از آنِ من است، زیرا بعضی‌ها تازه پس از مرگ به دنیا می‌آیند.

دجال/ فریدریش نیچه

@grayart