آیا کسی تا به حال پدر خود را انتخاب کرده است؟
هیچ کس از من نپرسید که در کدام خانه،
درکجا، پشت کدام میز، در کدام تخت خواب
و در کدام مملکت دوست دارم راه بروم،
بخورم، بخوابم یا چه کسی را از سر ترس دوست داشته باشم
این واژه ی " اجبار " از همان ابتدای تولد،
نیم بیشتر زندگی همه ی ما را تحت سیطره قرار می دهد.
سرزمین گوجههای سبز/هرتا مولر
@grayart
هیچ کس از من نپرسید که در کدام خانه،
درکجا، پشت کدام میز، در کدام تخت خواب
و در کدام مملکت دوست دارم راه بروم،
بخورم، بخوابم یا چه کسی را از سر ترس دوست داشته باشم
این واژه ی " اجبار " از همان ابتدای تولد،
نیم بیشتر زندگی همه ی ما را تحت سیطره قرار می دهد.
سرزمین گوجههای سبز/هرتا مولر
@grayart
شب خنک بود، روی ایوان نشسته بودیم، آب زلال استخر زیرپا و آسمانِ سبک دم دستمان بود. درختهای بلند باغ بیدار بودند و شب بیتابانه در دل ما موج میزد. انگار تمام دنیا توی دستهایمان بود. چه شادی بیدریغی...
خواب و خاموشی/ شاهرخ مسکوب
@grayart
خواب و خاموشی/ شاهرخ مسکوب
@grayart
آه! حالا از من میپرسید زندگی چهطور است. چهطور میخواستید باشد؟ هیچ. پیر میشویم، چاق میشویم و از بین میرویم. روزبهروز و ساعتبهساعت زندگی خاموش و بیهیچ شور و اندیشهای میگذرد... روز کار و شب هم کلوپ. در جمع قماربازها، آدمالکیها و شیادهایی که تحملشان هم نمیتوانم بکنم. چه خوشیای تو این زندگی هست؟
ایئونیچ/ چخوف
@grayart
ایئونیچ/ چخوف
@grayart
هرگز نمیخواهم فراموش کنم نگاهم که کردی، چطور بود. و چطور آن نگاه خیره که انگار به جایی بند نبود، بر صورتت که به عقب خم کرده بودی، نشسته بود. آه، یعنی هوا هیچ تغییر نکرده بود؟ آیا از گرمای ما هوای دوروبرِ اولسگور ملایمتر نشده بود؟ آیا حالا گلهای رُز در باغ طولانیتر گل نمیدهند، حتی تا دسامبر؟
آیا در این سکوت نباید موسیقی رخنه کند؟
راینر ماریا ریلکه
@grayart
آیا در این سکوت نباید موسیقی رخنه کند؟
راینر ماریا ریلکه
@grayart
من هنر را بیشتر از فضیلت، بیشتر از مردم، بیشتر از خانواده، بیشتر از دوستان، بیشتر از هر نوع خوشبختی یا شادی در زندگی دوست دارم. من آن را پنهانی، با حسادت، مانند یک مست پیر - غیر قابل درمان - دوست دارم.
ایلیا رپین
@grayart
ایلیا رپین
@grayart
امان از دست شما جماعت عاقل. مست را سرزنش می کنید و دیوانه را تحقیر. و مثل زاهد دامن میکشید و رد می شوید و مثل واعظ شکر می کنید که خداوند شما را مثل آنها نیافریده است. مردم هر آدم فوق معمولی را که به کاری بزرگ و یا در ظاهر ناممکن دست زده از قدیم با انگ مستی یا دیوانگی بدنام کرده اند.
ای شما هوشیاران و فرزانگان شرم کنید!
رنج های ورتر جوان/گوته
@grayart
ای شما هوشیاران و فرزانگان شرم کنید!
رنج های ورتر جوان/گوته
@grayart
طبیعت انسانی مرزهای خود را دارد، شادی و غم و درد را تنها تا میزانی معین برمیتابد و این مرزها که شکست انسان هم از پا درمیآید. پس بحث در اساس اين نيست كه آيا فلان آدم قوى است يا ضعيف؟ بلكه صرف نظر از آن كه رنج روحى باشد يا جسمانى، مىپرسيم آيا اين آدم در حدِ توان خود تحمل كرده است؟
به گمان من، همچنان كه ضعيف خواندن انسانى كه از يك تب بدخيم جان باخته كارى نابجاست، نازيبنده هم خواهد بود آن آدمى كه جانِ خودش را مىگيرد، ترسو خطاب كنيم.
رنج های ورتر جوان/یوهان ولفگانگ فون گوته
@grayart
به گمان من، همچنان كه ضعيف خواندن انسانى كه از يك تب بدخيم جان باخته كارى نابجاست، نازيبنده هم خواهد بود آن آدمى كه جانِ خودش را مىگيرد، ترسو خطاب كنيم.
رنج های ورتر جوان/یوهان ولفگانگ فون گوته
@grayart