Art Ashes
24.1K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
طبیعت به قدری اختیارات عمل مرا محدود کرده است که شاید خودکشی تنها کاری باشد که من هنوز فرصت شروع و به انجام رساندن آن را به اراده خود دارم.
چه می شود کرد؟
شاید هم می خواهم از آخرین امکان عمل استفاده کنم.
گاهی اعتراض خود اقدام بزرگی است...

ابله/ فئودور داستایوفسکی

@grayart
«جوان که بودم می‌خواستم دنیا را عوض کنم. نشد، دنیا مرا عوض کرد، پیر و پفیوز و مچاله شده‌ام. یک روزگاری به عشق آفتاب از خواب بیدار می‌شدم و روشنایی را که می‌دیدم روحم سبز می‌شد. حالا دلم نمی‌خواهد از خواب بیدار شوم. روحم خواب‌آلود و خسته است.»

روزها در راه/ شاهرخ مسکوب

@grayart
آری، ای بسا آن کس که نمی‌داند خود را چگونه راه ببرد، مدعی راه بردنِ همسایه‌ی خویش است.


فاوست/ گوته

@grayart
من نمی‌توانم به شما بفهمانم، من نمی‌توانم کاری کنم که کسی بفهمد درون من چه می‌گذرد؛ من حتی نمی‌توانم آن را برای خودم توضیح دهم.

مسخ/فرانتس کافکا

@grayart
زمانی می‌رسد که انسان دیگر جوشش عشق را حس نمی‌کند. آنچه می‌مانَد فقط تراژدی است. زیستن برای کسی یا برای چیزی دیگر معنایی ندارد. دیگر هیچ‌چیز معنایی ندارد. جز اندیشهٔ مُردن به‌خاطرِ چیزی.

آلبر کامو

@grayart
با هر شوکی در زندگی ام، سرانجام چیزی به دست آوردم، این را نمی توان انکار کرد، آزادتر، معنوی تر، عمیق تر شدم، اما همچنین تنها تر، غیرقابل درک تر، سردتر شدم.


هرمان هسه

@grayart
قبلا وقتی به سرم می‌زد سر‌ از دنیای کسی یا خودم درآورم، به جای اعمال و رفتار او، که در آن‌ها همه چیز مشروط و نسبی است، به خواسته های او توجه نشان می‌دادم. به من بگو چه می‌خواهی تا بگویم چه آدمی هستی.

داستان ملال انگیز/آنتوان چخوف

@grayart
آری خسته‌ام
‏و به نرمی لبخند می‌زنم بر خستگی،
‏که فقط همين است؛
‏در تن آرزويی برای خواب،
‏در روح تمنايی برای نينديشيدن.

فرناندو پسوآ

@grayart
کسی که درد و اندوه مرا نداشته باشد نمی‌تواند به من پند بدهد. همه‌کس به کسی که زیر فشار رنج سنگین، دارد استخوانش خرد می‌شود درس صبر و تحمل میدهد. امّا وقتی خودش صاحب آن درد شد نمی‌تواند صبر و قرارش را از دست ندهد. نه نه نصیحتم نکن. درد من از پند تو بلندآوازتر است.


ویلیام شکسپیر

@grayart
یادشان رفته بود؛
ما برهنه به‌ دنیا می‌آییم
و برهنه از دنیا می‌رویم.!


یرژی کوشینسکی

@grayart
ای نفس بهاری، چرا مرا از خواب بیدار می سازی؟... به نوازشم می نشینی و می گویی: اینک با بارشی از قطرات آسمانی، شبنم را به ارمغان می آورم...
امّا زمان پژمردگی‌ام نزدیک است؛ نزدیک است زمان توفانی که برگ هایم را در هم خواهد شکست. فردا، مسافر از ره خواهد رسید! از ره خواهد رسید کسی که مرا در اوج زیبایی‌ام دیده است! نگاهش در همه دشت های اطراف به جستجویم خواهد پرداخت‌! مرا جستجو خواهد کرد،‌ لیک هرگز مرا نخواهد یافت..

رنج‌های ورتر جوان/ یوهان ولفگانگ گوته

@grayart
John Collier  (1850–1934)
Fire (1900)
آیا در ارتباط با موجود نگون‌بختی که زندگی‌اش با بیماری کُند و علاج ناپذیری ضربه خورده است، به راستی می توانی از اون توقّع داشته باشی که با کمک خنجری ، به رنج و آلام خویش پایان بخشد؟ و آیا دردی که همه ی نیروی وجودش را در هم‌ می بلعد، همزمان شجاعت رهایی یافتن از آن را باز نمی گیرد تا خود را از آن رهایی بخشد؟
در حقیقت، می‌توانی مقایسه ای در همین زمینه در مخالفت با سخنم بیان کنی: "کدام کسی است که دوست نداشته باشد بازوی خود را قطع کند تا آن که زندگی خود را از طریق ترس و تردید، به خطر افکند..؟" نمی دانم چه بگویم.. امّا انسان که نمی تواند‌ پیوسته مقایساتی را بیان بدارد... دیگر کافی است، آری دوست ِ من! گاه شجاعتی شدید و وحشیانه  مرا در بر می‌گیرد؛  آن وقت است که...کاش می دانستم  به کجا باید رفت..‌. آن‌ گاه یقینا به آنجا می‌رفتم...

رنج‌های ورتر جوان/یوهان ولفگانگ گوته

@grayart
هرچه انسان با وضوح بیشتری بشناسد و هوشمندتر باشد درد نیز بیشتر میشود. شخصی که در او نبوغ یافت شود بیش از همه رنج می‌برد.


جهان همچون اراده و تصور
آرتور شوپنهاور


@grayart
مادرم را به یاد نمی‌آورم. یک ساله بودم که مُرد.
هر آنچه که در قابلیت احساس من پراکنده و پابرجاست از کمبود این گرمای مادرانه نشأت می‌گیرد و انتظار بیهوده‌ی بوسه‌ها که آن‌ها را به خاطر نمی‌آورم.
من موجودی مصنوعی‌ام. همواره بر بستر سینه‌ی بیگانگان بیدار شده‌ام و خود را در بیراهه گم کرده‌ام.
اگر از لطافت سهمی نصیب من می‌شد چه انسانی می‌شدم!

دلواپسی
فرناندو پسوا


@grayart
من استاد سخن گفتن در سکوتم در تمام زندگی‌ام با سکوت سخن گفته‌ام و سراسر تراژدی‌های زندگی‌ام را ساکت زیسته‌ام.

I'm a master of speaking silently, all my life I've spoken silently and I've lived through entire tragedies in silence.

Fyodor Dostoyevsky
@grayart
ما کوشیدیم مزه تلخ امید را فراموش کنیم، زیرا که از آغاز مُدام خسته‌ایم.

قطره اشکی در اقیانوس/ مانس اشپربر

@grayart
خوش دارم روراست بگویم: آدم‌ها شیاطین کره‌ی خاکی هستند و حیوانات؛ ارواحِ عذاب دیده‌ی رنج کشیده.


آرتور شوپنهاور

@grayart
«هیچوقت دلتنگ نبوده‌ام. در اتاقی تنها بوده‌ام. هوس خودکشی کرده‌ام. افسرده بوده‌ام. حالم خراب بوده.
خراب‌تر از هر چیزی. اما هرگز این احساسو نداشتم که یه نفر می‌تونه بیاد تو اون اتاق و اوضاعمو روبراه کنه…خوب آره. واسه اینکه بیرون هیچ خبری نیست»


شان پن/ مصاحبه با چارلز بوکوفسکی

@grayart
چیزی که دارم حرفش را می‌زنم، خیلی انفرادی است. ضعف چیزی است که در بدن می‌پوسد. مثل قانقاریا. من از نوجوانی این حال را داشتم. برای همین دائم دلشوره داشتم. چیزی در درونت در حال پوسیدن است و تو دائم احساسش می‌کنی. می‌توانی بفهمی چه جوری است؟

شکار گوسفند وحشی/هاروکی موراکامی

@grayart
هرچه می‌جوییم، راه پیدا نیست
گم شدگانیم، چاره چیست؟
پیداست که ابلیس به صحرامان کشانده است
سرگردانی‌مان از این است.
چه بسیارند آن‌ها، به کجاشان می‌دوانند؟
آوازشان چرا چنین غم‌انگیز است؟
جن بچه‌ای در خاک می‌کنند
یا افسونگری را به حجله می‌برند؟

الکساندر پوشکین

@grayart