Art Ashes
24.1K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
کامیه گفت: من می‌روم.
مرسیه گفت: از پیش من می‌روی. می‌دانستم.
کامیه گفت: تو می‌دانی من چه جور آدمی هستم.
مرسیه گفت: نه، اما روی محبتت حساب می‌کردم تا کمک‌ام کنی که غم و غصه‌ام را تخلیه کنم.
کامیه گفت: می‌توانم کمک‌ات کنم، اما نمی‌توانم دوباره زنده‌ات کنم.

مِرسیه و کامیه
ساموئل بکت


@grayart
قلب من، هزار ساله است.
من مانند بقیه مردم نیستم.
من مانند بقیه مردم نیستم.
من در جهنمی میسوزم،
جهنمی از خودم.

چارلز بوکفسکی

@grayart
من کسی را که در تسخیر آرزوی ناممکن است، دوست دارم.

فاوست/ گوته

@grayart
سهم من
گردش حُزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایی جان دادن
که به من می گوید:
"دست هایت را
دوست می دارم"


فروغ فرخزاد

@grayart
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای تمامیِ دروازه‌های جهان
مرا به بازیافتنِ فریاد گم‌ شده‌ی خویش
مددی کنید!


احمد شاملو

🎬To the Bone

@grayart
پیاله‌ام را پر کن، شرابم بده، بیکار ننشین، پیاله‌ام را پر کن. آنقدر شرابم بده که این سر پرشور از شانه‌هایم فروافتد. جانم به خواب رود. بعد به بسترم ببر و بخوابانم برای یک شب دراز، شبی که صبحی در پی ندارد و یادش برای همیشه پاک می‌شود.


بانوی میزبان
داستایفسکی


@grayart
امکان ندارد کسی بهتر از او بیاید؛ بی دین، بی ایمان و بی عاطفه. چنانکه از لبان اسقف اعظم، سخنان عارفانه میبارد، از لبان او نیز هرزگی می‌تراود. او فاسدترینِ مردان است. اگر شاگرد تو با تعالیم او همراه شود، من ضمانت میکنم که بی‌درنگ یک دوزخی خواهد شد.

فلسفه در اتاق خواب/ مارکی دوساد

@grayart
در دنیا فقط یک موجود دروغین وجود دارد و آن انسان است. هر موجود دیگری واقعی و ناب است، چون در آنچه هست صادق و روراست است، و همانگونه که حس می‌کند خودش را بیان می‌کند. بیان سمبولیک‌تر یا تمثیلی‌تر این تمایز بنیادین این است که تمام حیوانات در شکل طبیعی خودشان با محیط مراوده دارند، چیزی که هنگام نگاه ‌کردن به آنها احساس شادی‌آوریِ بسیاری در آدم به وجود می‌آورد، _ مخصوصاً منی که هنگام مواجهه با حیواناتِ آزاد و رها، دلم باز می‌شود _ در حالی که انسان با پوشاندن لباس به خود، شبیه درنده‌ای و هیولایی شده است که نگاه کردن به ریختش حال آدم را به هم می‌زند، و فقط رنگ سفید خلاف طبیعت وی از او محافظت می‌کند، با تمام پیامدهای مشمئزکننده‌ی گوشت‌خواری، نوشیدنی‌های نشاط‌آور، تنباکو، بدقوارگی‌ها و بیماری‌ها. او همچون لکه‌ی ننگی بر دامن طبیعت، خودنمایی می‌کند.

هنر رنجاندن/ شوپنهاور

@grayart
در شادی‌ای که در پی‌اش بودم هیچ جایی برای دیگران نبود. اصلا یادم نمی‌آید وقتی کاری را با دیگران انجام داده‌ام احساس شادی کرده باشم. همیشه عمیقا در خودم فرورفته و آن‌جا به لذتی دیرپا رسیده بودم.

خاطرات یک آدم‌کش/کیم یونگ‌ها

@grayart
ما نیازی به گردباد نداریم
ما نیازی به طوفان نداریم
کارهای وحشتباری که
تندبادها و طوفان ها می توانند
ما خود می توانیم...
گردباد سهمگین است
و طوفان سهمگین تر
اما هیچ چیزی سهمگین تر
از انسان نیست.

برتولت برشت

@grayart
سایه ام همراهی‌ام می‌کند
گاهی از پیش
گاهی در کنار
گاهی از پس.
چه خوب است روزهای ابری!


عباس کیارستمی

@grayart
هر روز لازم است جان موجودات بی‌شماری قربانی شود، زیرا بی‌مرگ آنها بقای باقیِ دنیا ممکن نخواهد بود (هر چند ناگفته نباید گذاشت که این فکر خود رنگ انصاف ندارد). ولی خوب، قبول دارم. بنیان‌گذاشتنِ دنیا جز به این صورت، یعنی بی‌آنکه آفریدگان یکدیگر را پاره کنند، ممکن نبوده است.

ابله/ فئودور داستایوفسکی

@grayart
ای برگ
مرا با سبزی خود در آغوش بگیر!
من درخت برهنه‌ی پاییزم،
که می‌لرزم.
ای باران
مرا سیراب کن!
من ماسه های کویرم،
از سرزمین‌ گرم و خشک.
باد الک می‌شود
با گذر از میان دستانم.
گرم کن مرا
ای تو  که خورشیدی!
من از پیش‌ترها، اینجا ایستاده ام!
پنهان شده در کلمات!
چون سایه‌ی درختان
بر چشمه‌های جوشان…

هالینا پوشویاتوسکا

@grayart
من می‌توانم فضایم را پُر کنم زمانم را پُر کنم اما هیچ‌چیز حفرهٔ خالیِ قلبم را پُر نخواهد کرد.

سارا کین

@grayart
من هیچ چیزی نیستم. مطلقاً هیچ چیز...
هیچ چیز در خاطر من نمانده است، نه آنهایی که آموخته‌ام و نه آنهایی که خوانده‌ام، نه آنچه تجربه کرده‌ام و نه آنچه شنیده‌ام، نه در رابطه با مردم و نه در ارتباط با رویدادها..در واقع حتی به سختی می‌توانم حرف بزنم..
تو می‌گویی این دور از ذهن نیست که من احتمالاً نتوانم زندگی با تو را تحمل کنم. اینجا تو تقریباً حقیقت را تشخیص داده‌ای، ولی از زاویه‌ای کاملاً متفاوت با آنچه در مغز داری. من واقعاً باور دارم که برای تمام معاشرت‌های اجتماعی ضایع شده هستم. من از انجام یک مکالمهٔ طولانی، بسط یافته و پُر شور با هر آدمی عاجز هستم.

نامه به فلیسه/فرانتس کافکا

@grayart
مرا به جا نمی‌آوری؛
       لاشه‌ای از گوشت و رگ،
              که می‌نالد و به خود می‌پیچد.


مایاکوفسکی

@grayart
صداهای در گلو شکسته،
دهان‌های دوخته،
و خون‌های بر زمین ریخته،
روحم مُغاک صاعقه‌های
نهفته است،
آه آدمی چگونه در این مرکز
همیشگیِ انفجار می‌زیَد
و ساده خاموش می‌ماند؟

محمد مختاری

@grayart
من تنها در کشاکشِ هجومِ چیزی به خود می‌لرزم، خود را تا سر حدِ جنون شکنجه می‌دهم اما اینکه این چیست و در نهایت از من چه می‌خواهد از حدِ درکِ من خارج است. تنها آنچه در این لحظه می‌خواهد این است: خاموشی، تاریکی، خزیدن به یک نهانگاه.

نامه به میلنا
فرانتس کافکا


@grayart
با خودم می‌گفتم همه جای زمین گندیده. باید بروم به یک کشور غریب، جایی که آدم‌ها همدیگر را نمی‌کشند. اما نه سلامتی داشتم و نه پول، هیچی نداشتم.
تهوع‌آور است وقتی آدم ماه‌ها رسته‌هایی از آدم‌ها را می‌بیند که اونیفرم پوش در خیابان‌ها رژه می‌روند، مثل رشته‌های سوسیس، سربازهایی با یونیفرم خاکی، سربازهای ذخیره، سربازهایی با یونیفرم لاجوردی، سبز مثل سیب، که مثل گوشتی که به سمت هاونی بزرگ می‌رود، سوار بر گاری‌ها به سوی قتلگاه می‌رفتند، برای هیچ...
احمق‌ها همیشه خوشحال‌اند، همیشه در جشن و‌ سرور. هر چه بیشتر احمق‌ها را تکه‌تکه کنند گل‌های بیشتری سبز می‌شوند، این نظر من است. زنده باد کود و مِی خوب. همه برای هیچ!

جنگ/ لویی فردینان سلین

@grayart
غیر از کتاب‌خواندن، دیگر هیچ پناهی نداشتم. چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطراف برانگیزد و حتی اندکی توجهم را جلب کند.


یادداشت‌های زیرزمینی/داستایفسکی

@grayart
به ندرت می‌توانی حالِ مرا بفهمی
و به ندرت می‌توانم حالِ تو را بفهمم
فقط آن‌گاه که در لجن دیدار کنیم
می‌توانیم بی‌درنگ یکدیگر را دریابیم.


هانریش هاینه

@grayart