Art Ashes
24.1K subscribers
6.87K photos
946 videos
2.42K links
به کانال خاکستر هنر خوش اومدید
.
.
.
هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند
ف.ن
Download Telegram
انسان بیش از آن که به توانایی‌های خودش تکیه کند روی کَرم و بخشش دیگران حساب می‌کند. و این یکی از پایه‌های اصلی خداپرستی است.


متعلقات و ملحقات
آرتور شوپنهاور


@grayart
برای مردم زندگی نکن!
تباه میشوی …
غمگین ترین آدم ها
کسانی هستند که
برداشتِ دیگران
برايشان زیادی مهم است.


گابریل گارسیا مارکز

@grayart
کلمه‌هایی که از ما به جا خواهند ماند
بی خوابی عجیبی خواهند کشید
بی خوابی عجیبی!


شهرام شيدایی

@grayart
The fact that no one knows where I am is my only happiness. If only I could prolong this forever! It would be far more just than death. I am empty and futile in every corner of my being, even in my happiness.”

تنها شادی‌ام این است که هیچ‌کس نمی‌داند کجا هستم. کاش می‌توانستم همین را تا ابد کِش بدهم! خیلی دلخواه‌تر از مرگ است. در کنه‌ی وجودم خالـی و بی‌حاصلم، حتی در احساسِ شادمانی‌ام.


فرانتس کافکا

@grayart
زندگی عادلانه نیست!
و بهتر است که تو هم
به این موضوع عادت کنی...


آلیس مونرو

@grayart
و من بی ‌یار و یاوری در میان تختخواب و پنجره. سرگردان و حیران بالا و پائین می‌کنم و به هیچکس نیز اعتمادی ندارم. نه به پزشک و نه به درمان و هیچ نمی‌دانم چه کنم. و به آسمان تیره و غم‌آلود خیره می‌شوم.


نامه به میلنا
فرانتس کافکا


@grayart
از جنگل ابری گذشتم
از کوهی کبود تا دریای آبی
با این همه همچنان غمگینم...


عباس کیارستمی

@grayart
قلب من، هزار ساله است.
من مانند بقیه مردم نیستم.
من مانند بقیه مردم نیستم.
من در جهنمی میسوزم،
جهنمی از خودم.


چارلز بوکفسکی

@grayart
ایمان به مانند عشق است. هیچ تحمیلی را نسبت به خود اجازه نمی‌دهد... همانطور که اگر تلاش شود تا عشق تحت اجبار قرار گیرد، حاصلش جز نفرت نیست، آن کس هم که به زور طلب ایمان کند، محصولی که درو می‌کند، بی‌ایمانی است.


آرتور شوپنهاور

@grayart
من نه تنها نمی‌دانستم که چه‌طور باید خشونت ورزید، بلکه اصلا نمی‌توانستم بفهمم که چگونه باید باشم! چه جور بشوم؟ خوب بشوم، بد بشوم، پاکدامن بشوم، بدکردار بشوم، چه بشوم؟ نه، نمی‌دانستم. نه، پهلوان یا قهرمان نمی‌توانستم بشوم؛ حشرهٔ بی‌مقدار هم نمی‌توانستم باشم. و حالا در این زاویهٔ تنگ، در این بیغوله، زنده‌ام و دارم خودم را به مسخره می‌گیرم و می‌گویم که «بدجنس» بوده‌ام. و به وسیلهٔ این تسلی‌های بی‌مورد و بیجا می‌خواهم خودم را آرام کنم.

یادداشت‌های زیرزمینی
فئودور داستایوسکی


@grayart
عزیزم، به تنهایی عادت کرده‌ام. من وضع دیگری را نشناختم، نشناخته‌ام. انگار وضع دیگری نمی‌تواند باشد. از صبح تا شب با خودم هستم. با صدای خودم، با عکس خودم که گاهی توی آینه است. و با خیلی چیزهای خیلی نزدیک دور و برم. چیزهای معمولی، چیزهای دست‌یافتنی، نه، چیزهای دمِ دست...


بهمن فرسی

@grayart
آیا دلیل خودکشی نمی تواند این باشد که دست شستن داوطلبانه از زندگی نوعی دهن کجی به کسی است که گفت همه چیز احسن است؟! اگر چنین باشد،این هم مورد دیگری از خوشبینی اجباری ادیان است که خودکشی را محکوم می کنند تا خودکشی محکومشان نکند.


آرتور شوپنهاور

@grayart
هستی ما نتیجه‌ی حرکتی اشتباه، ثمره‌ی معصیتی است که در حال پرداخت تاوانش هستیم.


در باب آلام جهان
آرتور شوپنهاور


@grayart
نگاهشان کن، عین گله‌ی گوسفند ریخته‌اند توی خیابان‌ها.
ظاهراً سرشان را انداخته‌اند پایین. هر کس دنبال کار خودش است.
اما حالا برو توی عمق وجودشان:
هر کدامشان یک رذل جنایتکار بالفطره، بلکه بدتر، یک ابله به تمام معنا!


جنایت و مکافات
داستایوسکی


@grayart
دهانش را خشک می‌کند، حوله را جلو دهانش می‌گیرد، با دو دستش آن را می‌گیرد و فریاد می‌کشد: خوشبخت مرده‌هایی که می‌میرند!


مِرسیه و کامیه
ساموئل بکت


@grayart
"از من به تو نصیحت، ضعیف مباش. آدم که ضعیف باشد تاب تنهایی ندارد. هر چه داری به او [آدم ضعیف] بده، خودش برمی گردد و همه را در دستت می گذارد. نصف دنیا را هم که به او بدهی خیال می کنی احساس بزرگی و قدرت می کند؟ ابداً! فورا از وحشت کز می کند و به قدری خودش را در هم می کشد که توی یک لنگه کفش جا گیرد و بتواند در آن قایم شود.
به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست بسته برایت پس می آورد."


بانوی میزبان
داستایوفسکی


@grayart
"سرم‌ گیج می رود و شاخه ای با صدایی ضعیف بالای سرم خش خش  می کند، که موجب بدترین ناراحتی ام می شود، چه آرام پیاده روی می کنم. من هم در خودم همان آرامش، همان اطمینانی را دارم که آدم های دیگر دارند، اما کم و بیش تا حدی برعکس."


یادداشتها
فرانتس کافکا


@grayart
‌نگرانی، تهِ دلم چنبره زده، خوابیده است. تا فکرش را بکنی دَهنش را باز می‌کند، می‌خواهد آدم را بِبلعد و الا در خواب می‌ماند. مثل موشی، ماری، خزنده‌ای است که در گوشه اطاق کنار فرش تویِ سوراخش تپیده ولی به کمترین نوری، صدائی، بیدار می‌شود و راه می‌افتد. نمی‌دانم از چیست؟ غربت، بی‌پناهی، سرگردانی! یا از پاهایی که توی خاک خودش نیست...


روزها در راه
شاهرخ مسکوب


@grayart
چرا طیور کوچک در کمال فراغت و آزادی بین پاهای اسب یا گاو گردش می کنند؟ زیرا که از روی تجربه به آن ها معلوم شده از این حیوانات صدمه نمی بینند ، اما از حضور انسان فرار می نمایند، چون که می دانند انسان بد ذات، ظالم و خطرناک است.


انسان و حیوان
صادق هدایت


@grayart
افسرده نیستم و روحیه‌ام را نباخته‌ام. زندگی در همه‌جا زندگی است، زندگی در درون ماست، و نه در بیرون. آدم‌هایی نزدیک من خواهند بود و انسانی در میان انسان‌ها بودن و همیشه انسان بودن، صرف‌نظر از هر مصیبتی که به سر آدم بیاید، افسرده نشدن و واندادن - زندگی یعنی همین، رسالت زندگی در همین است.


فئودور داستایفسکی

@grayart
اینجا چنان ناامن و ناپایدار است که اگر برای یک ساعت از کسی جدا شوی ممکن است مجبور شوی در ابدیت دنبالش بگردی.

Everything here is so uncertain that on leaving a person for one hour one may have to seek him in eternity.

Leonid Andreyev
@grayart